تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۴۰۰۸۳

بهزاد فرهمند
هر وقت سر خود را به سوی شمال غربی کشور برمی‌گردانیم می‌بینیم در همسایگی ایران کشوری قرار دارد با سابقه طولانی و پشتوانه عظیم تاریخی و فرهنگی که اکثریت عظیم مردم آن مسلمان هستند و در زمانی نه چندان دور امپراطور عثمانی یعنی آخرین نمونه خلافت اسلامی را اداره می‌کردند و هنوز هم بیش از هر چیز خود را مسلمان می‌دانند و اغلب نمادها و نمودهای تاریخی و فرهنگی آنها خمیرمایه شرقی دارد.
ترکیه امروزی وارث امپراطوری عظیم عثمانی است که سنگ بنای آن توسط سلطان محمد دوم (محمد فاتح) نهاده شد. در سال‌1453 میلادی سلطان محمد موفق به فتح شهر کنستانتین (قسطنطنیه) شد و با فتح این شهر نام آن را به اسلامبول تغییر داد.
فتح قسطنطنیه زوال و نابودی امپراطوری روم شرقی (بیزانس) را به همراه داشت و به این ترتیب،‌ ترکان عثمانی امپراطوری عظیمی متشکل از اکثر کشورهای خاورمیانه امروزی، ‌شمال آفریقا، ‌شبه جزیره بالکان،‌ قسمت‌های اعظم یونان و اروپای شرقی، ‌کل دریای‌ سیاه را تاسیس و در حدود 5 قرن برای مناطق و خصوصاً کشور‌های اسلامی حکمرانی کردند.
از قرن هجدهم این امپراطوری دچار ضعف شد و با پیدایش قدرت‌های اروپایی استعمارگر، کشوری اسلامی با دارا بودن سرزمین‌های وسیع و منابع فراوان در اروپا تحمل نمی‌شد. توطئه‌های متعدد قدرت‌های غربی از یک سو و فساد و ضعف حاکم بر دستگاه خلافت از سمتی دیگر این امپراطوری را روز به روز به سمت زوال هدایت می‌کرد. به طوری که به تدریج بخشی از سرزمین‌های تحت حاکمیت را از دست داد.
پایان جنگ جهانی اول مصادف با فروپاشی امپراطوری کهن عثمانی بود. این امپراطور که با دول محور در جنگ متحد شده بود تا شاید بتواند سرزمین‌های از دست داده خود را مجدداً باز پس بگیرد، با شکست آنها نه تنها امیدش به یاس مبدل شد، ‌بلکه فراتر از آن تجزیه و به واحدهای کوچکی تقسیم شد.
با سقوط امپراطوری عثمانی و تحمیل قراردادهای مختلف از جمله قرارداد سایکس- پیکو در سال 1916‌کشورهای خاورمیانه غربی به وجود آمدند و در قلب عثمانی منهدم شده ترکیه امروزی با همین مشخصات مرزی و جغرافیایی متولد شد.
با به حکومت رسیدن ترکان جوان به رهبری مصطفی کمال پاشا معروف به «آتا تورک» (پدر ترک)، ‌این کشور تلاش کرد تا از فرهنگ و تمدن و مذهب مشترک با کشورهای مسلمان و غربی فاصله گیرد و با تغییر خط از عربی به لاتین و دور کردن مذهب از حکومت و اعلام نمودن نظام سیاسی لائیک به جای خلافت اسلامی،‌ هدف اصلی خویش را اتصال به اروپا، یعنی اروپایی شدن ترکیه و پذیرفتن آن کشور به عنوان یک عضو اروپایی از سوی دول اروپایی قرار دهد.
دولت نوین ترک
تمدن برای آتاتورک و اصلاح‌طلبان ترک به معنای تمدن غربی بود. آنها معتقد بودند کسانی که متمدن نیستند باید تحت سلطه متمدن‌ها بمانند.
اعطای حقوق سیاسی به زنان، ‌تغییر روز تعطیل جمعه به یکشنبه، ‌قوانین جدید جزایی و ایجاد ساختارهای مدنی نوین از دیگر اصلاحات آتاتورک بود. برخی از کارشناسان ترکیه بر این باورند که نباید درباره این اقدامات سوء تعبیر داشت و نمی‌توان گفت که هدف از این اقدامات ریشه‌‌کنی اسلام و ارزش‌های اسلامی از جامعه ترکیه بوده است.
آتاتورک در واقع می‌خواست سیاست را از اسلام جدا و مذهب را به موضوعی خصوصی و فردی تبدیل کند. او توانست ترکیه را به یک حکومت سکولار تبدیل کند.
ساختار و صورت‌بندی جامعه سیاسی
در ترکیه سه نیروی قدرتمند زندگی سیاسی را تحت تاثیر قرار می‌دهند. نخست ملی ‌گرایی نیرومندی که با ظهور ترک‌های جوان قدرتی فزاینده یافت و شخص آتاتورک بزرگترین نماینده آن بود. ناسیونالیزم ترکی که گاهی در شکل پان ترکیسم تجلی می‌کند مهمترین عامل شکل‌گیری دولت و کشور جدید ترکیه و ادامه یافتن آن در قرن بیستم میلادی به شمار می‌آید. نیروی قدرتمند دیگری که در زندگی سیاسی مردم ترکیه نقش فوق‌العاده مؤثر و قدرتمندی ایفا می‌کند، صورت خاصی از غرب‌گرایی است که بخش عمده‌ای از طبقات متوسط و بالا به ویژه نظامیان، روشنفکران و صاحبان صنایع و بازرگانان در طیف حامیان و حاملان آن قرار دارند.
این نگرش از هنگام ایجاد ترکیه جدید به دست کمال آتاتورک در ساختار دولت و نهادهای عمومی و مدنی وارد و در قانون اساسی ترکیه به عنوان ایدئولوژی رسمی دولت لحاظ شد. در واقع این دو نیروی سیاسی یعنی ناسیونالیزم ترکی و غرب‌گرایی از همان هنگام که آتاتورک دولت جدید را بنیان نهاد همواره به مثابه دو نیروی همزاد تلقی شده‌اند و بسیار کسان چه در ترکیه و چه در خارج از این کشو‌ر اصولاً این دو نیرو را یکی می‌پندارند و تصوری از دوگانگی این دو عنصر ندارند. حال آنکه ملی‌گرایی ترکی می‌تواند اشکالی متفاوت با آنچه تاکنون داشته است و به خود بگیرد و این نکته‌ای است که به تازگی با تقویت نیروی سوم یعنی اسلام سیاسی در ترکیه به تدریج مورد توجه قرار گرفته است.
اسلام دین مردم ترکیه است و آنها از قرن‌ها پیش براساس تعالیم آن زیسته‌اند. همچون اغلب کشورهای اسلامی، این دین چنان در تار و پور مردم ترکیه در آمیخته است که هرگز نمی‌توان روزی را تصور کرد که ارزش‌ها و هنجارهای دینی از زندگی این مردم بیرون برود. البته تا زمانی که اسلام را نیرویی غیر سیاسی به شمار آوریم شاید چندان مشکلی در ادامه یافتن وضع کنونی پیش نیاید. اما واقعیت این است که امروز اسلام سیاسی نیروی سیاسی بسیار توانمندی است که نه تنها گرایش غرب گرایانه سنت را در ترکیه به چالش فرا می‌خواند بلکه ناسیونالیسم ترکی را نیز تحت‌الشعاع قرار داده است و برخی بر این باورند که ناسیونالیسم ترکی نیز با گذشت زمان تا حدودی رنگ و لعاب دینی به خود می‌گیرد؛ چون محتوای ملی‌گرایی ترکی قابل تغییر است.
ما اروپایی هستیم شما اهل کجایید؟
روابط ترکیه و اتحادیه اروپا با روی کار آمدن دولت ترک‌های جوان به رهبری آتاتورک دچار تحویل عمیق و جدید شد. شورای اروپا در اوت 1949 ترکیه را به عنوان یک عضو دائم پذیرفت و اعلام کرد جمهوری ترکیه دو شرط عضویت را محقق کرده است یعنی اینکه هم یک کشور اروپایی است و هم به حقوق بشر و دموکراسی تکثرگرایانه و حکومت قانون احترم می‌گذارد. در آن زمان اعتبار اروپایی ترکیه هیچ‌گاه مورد پرسش قرار نگرفت. تنها انگیزه‌های استراتژیک برای جذب ترکیه در اردوگاه غرب در جریان جنگ سرد باعث اتخاذ این تصمیم شده است.
در سال 1953‌ترکیه به ناتو پیوست و عضویت سازمان همکاری اقتصادی اروپا، کنفرانس امنیت و همکاری اروپا و بانک توسعه و بازسازی اروپا را نیز به دست آورد. ترکیه اکنون عضو دائم همه نهادهای اروپایی به جز اتحادیه‌ اروپایی است.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق احتمال می‌رفت که از اهمیت نقش ترکیه کاسته شود اما به علت هجوار شدن با منطقه قفقاز و همسایگی عراق و نقش ترکیه در تحولات آن مجدداً مورد توجه غرب به ویژه آمریکا قرار گرفت.
امروز پیوستن به اتحادیه اروپای با شعار «ما اروپایی هستیم» به آرمان سیاسی بزرگ مردم و دولتمردان ترکیه مبدل شده است و دولت این کشور با پشتیبانی و حمایت تقریباً همه مردم و احزاب و جریان‌های سیاسی می‌کوشد تا به هر قیمتی به این هدف دست یابد. برای دستیابی به این هدف ترکیه تاکنون از خیر بسیاری از مواهب گذشته و سختی‌ها و تحقیرهای زیادی را تحمل کرده است. با وجود این اتحادیه اروپایی هر روز موانع جدید در این مسیر قرار می‌دهد و از طرف اروپا صداهای مخالفت کسانی که اتحادیه اروپایی را باشگاه ملل مسیحی می‌دانند و ترکیه را بیگانه می‌خوانند شنیده می‌شود.
امروز در ورزشگاه‌های اروپایی هر گاه تیم فوتبالی ا ترکیه در برابر یک تیم اروپایی قرار می‌گیرد. تماشاچیان تیم رقیب این شعار را سر می‌دهند که ما اروپایی هستیم شما اهل کجایید؟ موضع جدید اتحادیه اروپا در برابر ترکیه تحول ناگهانی در روند تقاضای پیوستن به اتحادیه اروپایی است. چرا که دیگر دوران جنگ سرد به پایان رسیده و ترکیه باید خود را با ارزشهای اروپایی نظیر لیبرال دموکراسی، حقوق بشر و اقتصاد آزاد و رقابتی هماهنگ کند و از طرف دیگر تضاد بین ادیان به ویژه پس از یازدهم سپتامبر موضع طرفداران اتحادیه اروپایی مبنی بر اینکه اتحادیه یک باشگاه مسیحی است و ترکیه بیگانه است را تقویت نموده، اگر چه تحولات در ساختار جامعه ترک به نفع ارزش‌های غربی و از طرف دیگر حمایت آمریکا از ترکیه به منظور پیوستن به اتحادیه اروپایی اگرچه راه را آسان کرده است اما فاصله هنوز به نظر زیاد می‌رسد.
ژئوپلیتیک ترک
برخی از ترک‌ها بر این باورند که پیوستن به اتحادیه اروپایی نفع چندانی برای ملت ترک به ارمغان نخواهد آورد و اساساً موجب بحران هویت در میان مردم ترکیه خواهد شد. به جای اینکه فکر پیوستن به اتحادیه اروپایی باشیم باید در راه رسیدن به ترکیه بزرگ و الحاق سرزمین‌های ترک جهان به خود تلاش کنیم، تا این بار امپراطوری میانه یک امپراطوری مذهبی با حاکمیت خلیفه، بلکه یک امپراطور ملی با حضور همه ترکان عالم باشد. تقویت پان ترکیسم توسط ملی‌گرایان افراطی در همین راستا می‌باشد.
«آذربایجان بزرگ»، اقوام ترک و «جامعه ترک در مقابل جامعه اروپا» برآمد فکری پان ترکیست‌هایی می‌باشد که معتقدند «اقوام و مردمی که تا انتهای آسیای مرکزی یعنی دیوار چین به زبان ترکی صحبت می‌کنند از ملت بزرگ ترک هستند که باید زیر یک پرچم گرد آیند.»
با فروپاشی شوروی،‌ ترکیه از شعار اتحاد ترکان بهره جست و با نفوذ سیاسی،‌ اقتصادی و فرهنگی در منطقه قفقاز و آُسیای مرکزی گوی سبقت را از همسایگان رقیب خود در این منطقه ربود. همسایگانی که با برخورداری از سیاست خارجی منفعلانه در برابر تحولات منطقه، خود نیز عامل گسترش نفوذ ترکیه در مناطق استراتژیک مذکور شدند.
ترک‌های کوهستان
کردها در ترکیه بزرگ‌ترین مجموعه نژادی پس از نژاد ترک به شمار می‌روند. کردها با بیش از 17 میلیون نفر پس از ترکان،‌ دومین گروه جمعیتی این کشور را تشکیل می‌دهند.
البته ارزیابی‌های شبه رسمی ترکیه نشان می‌دهد که جمعیت کردها بین 5 تا 8 میلیون نفر است. با این توضیح که سرشماری جمعیت در ترکیه بدون توجه به بافت نژادی این کشور صورت می‌گیرد. از سوی دیگر معاهده لوزان فقط اقلیت‌های دینی غیرمسلمان را به رسمیت شناخته است (ارمنی‌ها، یهودیان و یونانی‌ها) و از شناسایی اقلیت‌های نژادی خودداری کرده است.
بر پایه این ایدئولوژی رسمی یعنی ایدئولوژی «کمالیسم»،‌ ترکیه مطلقاً کردها را به عنوان اقلیت نژادی به رسمیت نمی‌شناسد، بلکه حتی آنها را «ترک‌های کوهستانی» می‌نامد.
این نظریه رسمی تا سال 1991 ادامه یافت،‌ پس از آن «سلیمان دمیرل» رئیس‌جمهور وقت ترک هنگام بازدید از جنوب شرقی ترکیه یعنی محل سکونت اکثریت کردها در ترکیه به واقعیتی به نام کردهای ترکیه اذعان کرد.
پراکنش جغرافیایی کردها در آناتولی شرقی و جنوبی که مناطقی استراتژیکی هستند،‌ اهمیت ویژه‌ی دارد. حزب کارگران کردستان (پ. ک. ک) در سال 1974 توسط عبدالله اوجلان در دانشکده علوم سیاسی آنکارا تاسیس شد. در سال 1977 با چاپ منشور «در مسیر انقلاب،‌ فعال شد و در سال 1980 با کودتا به رهبری «کنعان اورن» احزاب از فعالیت منع شدند و اعضای پ.ک.ک نیز به کشورهای خارج پناهنده شدند و نخستین کنگره خود را در جولای 1981 در مرز سوریه و لبنان تشکیل دادند.
با شروع تحولات دهه 90 میلادی و شکست عراق در جنگ دوم خلیج‌فارس،‌ این گروه فرصت را برای طرح ادعاهای تاریخی در مورد کشور کردستان بزرگ مناسب دیدند و فعالیت‌های چریکی خود را بر علیه ترکیه به اوج رساندند.
مساله کردها و مشکلات آنها نه تنها ترکیه، بلکه سه کشور دیگر یعنی ایران، عراق و سوریه را نیز دربر می‌گیرد. معمولاً هر کدام از این کشورها از کردهای شورشی کشور دیگر حمایت کرده تا به صورت اهرم فشار برای به ثمر رسیدن اهداف خود بهره‌برداری نمایند.
برای مثال، بیشترین این حمایت‌ها توسط ایران از دو حزب دموکرات و اتحادیه میهنی کردستان عراق در دوران جنگ تحمیلی و از طرف عراق از دو حزب منحله دموکرات و کومله در ایران بود.
اما حزب کارگران کردستان،‌ کاملاً مساله‌ای داخلی برای ترکیه می‌باشد و تنها انگشت اتهام است که گاه بیگاه از طرف شخصیت‌های سیاسی در رسانه‌های ترک علیه ایران دراز می‌شود. بیشترین کشوری که از این گروه علیه دولت مرکزی ترکیه استفاده کرده سوریه است که به علت مشکلات ارضی و مرزی (بندر اسکندرون) به عنوان مورد مناقشه فی ما بین، از طرف دولت دمشق از این گروه معارض پشتیبانی شده است.
بنابراین متهم کردن ایران ادعایی واهی است چرا که جمهوری اسلامی و پ.ک.ک چندان منافع و تفاهم مشترکی ندارند که منجر به حمایت ایران از این گروه شود. به طوری که طرفداری از این حزب در نهایت به سود نخواهد بود.
خطر بالقوه ایجاد کشور کردستان واحد به ویژه پس از ایجاد منطقه کردستان آزاد عراق آژیر قرمز را زیر گوش هر چهار کشور به صدا در آورده است. این مهم همکاری‌های گسترده این کشورها به ویژه ایران و ترکیه را می‌طلبد.
به هر حال با دستگیری اوجلان و زندانی شدن آن، این موضوع دولت آنکارا وارد مرحله جدیدی از بحران از یک سو در داخل از سوی دیگر در روابط خارجی به ویژه در رابطه با ورود به اتحادیه اروپایی نموده و به یکی از ابزارهای فشار این اتحادیه علیه دولت ترک تبدیل کرده است.
کشمکش‌ها در سیاست خارجی
در بعد سیاست خارجی ترکیه درگیر چالش‌های متعددی است که برخی از آنها بحران‌هایی بوده‌اند که به آستانه خود نزدیک شدند و بوی جنگ از آنان به مشام می‌رسید. مانند بحران با یونان بر سر جزیره قبرس که در مقطعی از زمان می‌رفت تا این دو کشور عضو ناتو را رو در روی هم قرار دهد.
نقش و مداخله ترکیه در بحران آذربایجان و ارمنستان، بر سر مساله قره‌باغ و رقابت با ایران و روسیه در این منطقه حساس می‌باشد،‌ که به عنوان یکی از بحران‌های ترکیه با کشورهای رقیب به حساب می‌آید. بحران بزرگ‌تر بحران میان دو نژاد آذری و ارمنی است که در واقع ریشه در رویارویی‌های خونین میان ترک‌ها و ارمنی‌ها دارد. این بحران در خط تماس دینی میان شمال مسیحی ارتدکس و جنوب اسلامی – ترکی قرار گرفته است.
از طرف دیگر این منطقه استراتژیک محل تلاقی منافع آمریکا، اروپا با روسیه و از سوی دیگر منافع ترکیه با ایران است.
از دیگر کشمکش‌های مهم در سیاست خارجی ترکیه چالش این کشور با اعراب و برخی کشورهای اسلامی غیر عرب نظیر ایران بر سر روابط استراتژیک این کشور با اسرائیل می‌باشد. در تاریخ 15مه 1948 که یهودیان اعلام کردند دولت اسرائیل را در خاک فلسطین تاسیس کرده‌اند. پس از آن و در کمتر از یک سال یعنی 28 مارس 1949 دولت ترکیه اسرائیل را به رسمیت شناخت. به این ترتیب دولت ترکیه برای مدت‌ها به عنوان اولین کشور اسلامی بود که دولت اسرائیل را به رسمیت می‌شناخت. از این رو باید گفت روابط میان دو دولت، با عمر دولت اسرائیل هم سن و سال است. درست به همین دلیل بود که رابطه میان ترکیه و اسرائیل به لحاظ تاثیرگذاری‌هایش بر روی تحولات عمومی منطقه خاورمیانه و به طور مشخص تحولات مربوط به کشمکش اعراب و اسرائیل از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است.
با گذشت نیم قرن از روابط ترکیه و اسرائیل ملاحظه می‌شود که روابط دو طرف همچنان به عنوان عامل موثر در عرصه امنیت ملی اعراب مطرح است. روابط آنکارا و تل‌آویو طی چند سال اخیر و به طور مشخص از آغاز سال 1996‌ به این سو روندی پرشتاب همراه با مخاطرات فراوان بوده است، ‌تا آنجا که مناسبات آنکارا و جهان عرب طی این سال‌ها شاهد ناآرامی‌های بی‌سابقه می‌باشد.
نتیجه آنکه ترکیه از درون دچار تضاد هویتی و شکاف‌های مذهبی، قومی و نژادی می‌باشد، و در بیرون با بحران‌های متعددی روبه‌رو است که هر کدام می‌تواند در صورت عبور از آستانه، ‌امنیت ملی این کشور را با مخاطرات جدی روبه‌رو گرداند. اما آن چیزی که توانسته ترکیه را تاکنون مصون از خطر نگه دارد وجود انعطاف‌پذیری نظام سیاسی حاکم بر این کشور به دلیل پذیرش قواعد دموکراتیک (هر چند نه به صورت تمام و کمال) در امور داخلی و تکیه بر دانش شناخت نظام بین‌الملل و درک درست از مصلحت‌اندیشی در مواقعی که منافع ملی ایجاب می‌کند، است. ترکیه این را خوب درک کرده که نمی‌توان در فضای پس از فروپاشی بلوک شرق و حادثه 11 ‌سپتامبر همچون دوران جنگ سرد تنفس نمود.
بنابراین اگر چه ترکیه جمهوری تضادها بحران‌هاست اما به خوبی آموخته چگونه آنها را مدیریت نماید.