تاریخ انتشار : ۲۲ آبان ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۴۰۱۳۶
اشاره: امروز در حالی به نوزدهمین سالگرد رحلت بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی ایران نزدیک می شویم که متأسفانه، برخی احزاب و جریان های مدعی حمایت از امام خمینی(ره)، با هدف دستیابی به منافع گروهی خود، قدم در راه تحریف عقاید و اندیشه های آن بزرگوار گذاشته‌اند. امام خمینی(ره) در سراسر عمر پربرکت خویش به عنوان شاهدی هوشیار و آگاه ناظر سیر تحولات احزاب و گروه های سیاسی بودند، و در تمام دوران رهبری نهضت، بر اصلاح انحرافات این عرصه تاکید داشتند. اکنون که سال ها از موضع گیری های امام(ره) در برخورد با احزاب و گروه های سیاسی می گذرد، این حقیقت به خوبی آشکار شده که در صورتی که ایشان با قاطعیت بی نظیر خود جلوی فعالیت های انحرافی و تفرقه انگیز برخی از احزاب و گروه ها را نمی گرفتند، هیچ گاه پایه های نظام جمهوری اسلامی استوار نمی شد. اما امروز، عده ای که ماسک حمایت از عقاید امام راحلمان را به صورت دارند، با تحریف مواضع قاطع ایشان، قصد تضعیف و تخریب این پایه های استوار را دارند. دفتر پژوهش های کیهان لازم می داند که به بازخوانی مواضع و نظرات امام عزیزمان در رابطه با احزاب و گروه ها بپردازد تا علاوه بر آگاهی بخشی به نسل جدید انقلاب از سیره امام(ره)، تذکری باشد به مدعیان دروغین حمایت از امام(ره) و تحریف کنندگان عقاید آن بزرگوار. آنچه که در این بخش به چاپ می رسد، دفتر سی و دوم از آثار موضوعی امام خمینی(ره) با عنوان «احزاب و گروه های سیاسی از دیدگاه امام خمینی(ره)» است که از سوی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی به چاپ رسیده است.

تشکیل اولین احزاب فرمایشی در ایران
و اما راجع به مملکت خودمان، اینکه با یک روز و دو روز نمی توانیم ما صحبتش را بکنیم، بدبختی هایی که ما در مملکت خودمان داریم. دولتها می آیند و می روند؛ هر دولتی هم می آید یک حزبی درست می کند- هر دولتی. شما از آن وقت تا حالا هر چه دیدید، یکی «حزب مردم» درست می کند، یکی حزب چی درست می کند، یکی «حزب ایران نوین» درست می کند، یکی حزب چه، هی حزب درست می کنند. اصلاً در ایران حزب معنا ندارد؛ در هیچ جای دنیا؛ مگر آنهایی که مثل ایران هستند. مملکت یک حزبی اصلاً معنا ندارد، حزب زوری معنا ندارد. سجلهای مردم را از دهات می گیرند؛ رجوع کنید به این دهات ببینید سجلهایشان را می گیرند نامنویسی می کنند در حزب. این بیچاره نمی داند «ایران نوین» اصلاً یعنی چه! اطلاع از این ندارد، فضلاً
1. حزب مردم به عنوان حزب اقلیت در سال 1336 ش. به ریاست اسدالله علم به همراه حزب ملیون به عنوان حزب اکثریت به دست اقبال، اعلام موجودیت کرد. و در سال 1353 ش. با تشکیل حزب رستاخیز توسط شاه این دو حزب منحل گردید.
2. حزب ایران نوین توسط حسنعلی منصور و گروهی از تحصیل کردگان ایرانی در آمریکا و اروپا با کارگردانی از اینکه آن اساسنامه را بفهمد؛ اصلا نمی فهمد این بیچاره «اساسنامه» چیست. این بیچاره ها را، این بی دین ها می خواهند .جمع کنند در یک محیطی زنده باد بگویند؛ فقط همین. از این جمعیت بدبخت بیچاره این معنا را می خواهند که اجتماع کنند، یک اجتماع انبوهی از جمعیت ها بشوند، بعد دنبال اینها بیفتند و برایشان هورا بکشند و زنده باد بگویند. از اینها- بیچاره- همین قدر می خواهند.
آنجاهایی که حزب هست، دولتها از حزب وجود پیدا می کنند، نه اینکه اول دولت تشکیل بشود بعد حزب درست کند! بعد اتکا به آن پیدا کند! اینجا، خوب، شما می بینید اول دولت درست می شود. دولت هم به مجلس و به من و شما هیچ ربطی ندارد. اول دولت درست می شود. خودشان می گویند، من نمی گویم، خودشان می گویند ما به امر آمدیم و به امر می رویم؛ غلط هم هیچ کس نباید بکند؛ هیچ وکیلی هم غلط نکند. نمی کند هم! اول دولت تشکیل می شود؛ بعد که دولت تشکیل شد و سرنیزه دستش آمد، شروع می کند حزب درست می کند. آن وقت هم یک حزبی است که دولت از حزب پیدا شده! دولت ما حزبی است! دولت آقایان حزبی است! آقا! این را برای کی می گویی؟! من آخوند می فهمم، دول عالم نمی فهمند اینها را؟! آنها می خواهند تو اینطور باشی؛ می خواهند عقب افتاده باشی. دست بردارید آقا از این عقب افتادگی؛ مجد خودتان را حفظ کنید. اگر حزب می خواهید درست کنید، خوب، یک حزبی قبل از اینکه دولت شما پیش بیاید، یک حزبی درست کنید؛ و بعد هم حزب در مجلس، به طور]ی[ که باید بشود، به طوری که قوانین اساسی و قانون اساسی و سایر قوانین اقتضا می کند، نماینده درست کنند؛ و بعد هم آقای وزیر، نخست وزیر متکی به نمایندگانی که از حزب پیدا شد و از جمعیت و از خواسته مردم و اینها پیدا شد؛ بعد می شود یک دولت متکی به حزب؛ متکی به ملت. اما شما اول دولتش را درست می کنید، اول نخست وزیرش درست می شود، بعد حزب درست می شود! این هم باز دولت حزبی است! اینها را که روزنامه ها نمی توانند بنویسند؛ شاید بخواهند بنویسند اما غلط می کنند بنویسند! اینها نمی توانند که بنویسند. حالا ما طلبه ای هستیم کاری به اینها نداریم، آنها کار دارند؛ بسم الله، دوباره حاضریم.
یک بساط درست می کنند، بساط حزبی- این بساطی است که دارید می بینید.
18/6/1343
نقشه دشمن برای اختلاف احزاب و غارت منابع
مسلکهای مختلف؛ این احزابی که می بینید که در ایران- حالا ما صحبتمان سر ایران است- این احزابی که از اول مثلا شاید از مشروطه به این طرف، این احزاب پیدا شده باشد، این احزاب مختلفه خیال نکنید که من باب اتفاق یک دسته ای با هم جمع شدند و حزبی تشکیل دادند، این با یک نقشه شیطانی [بوده]؛ قدرتهای بزرگ برای اینکه ایران را نگذارند با هم [متحد] بشوند، یک حزب درست کرده اسمش را این گذاشته، یک حزب درست کرده اسمش را آن گذاشته؛ این حزب با آن دشمن است، آن حزب«راکول» کاردار سفارت آمریکا در ایران، به منظور اجرای سیاست کندی در ایران تشکیل گردید، نقش این حزب نگهبانی از انقلاب شاه و مردم و اجرا نهادن اصول آن بود. «ایران نوین» در هیئت دولت و مجلس صاحب اکثریت عضو بود و مشاغل برجسته دولتی را در اختیار داشت و پس از تشکیل حزب «رستاخیز» و ایجاد سیستم تک حزبی در کشور، حزب «ایران نوین» منحل گردید.
با این دشمن است. احزاب در بطن این جامعه درست کرده اند، جبهه های مختلف درست کرده اند، و این احزاب و جبهه های مختلف هم، اینطور نیست که آن کار خودش را بکند و راه خودش را برود به آن کار نداشته باشد؛ آن هم کار خودش را بکند به این کار [نداشته باشد]؛ نخیر، با هم مختلفند، با هم مخالفند. یک راه استفاده غرب از ما و استفاده آمریکا و شوروی از مخازن و ممالک ماها همین معناست که در بطن خود یک جامعه که باید برای خودش یک حسابی داشته باشد و یک پیشرفتی بکند، در همان بطن جامعه از طریقهای مختلف، اختلافات درست می کنند. اختلاف مسلکهای مختلف عرض می کنم که جنگ ترک و فارس، جنگ کرد و مثلاً غیر کرد، جنگ مثلاً فرض بفرمایید بلوچ و غیر بلوچ، از این مسائل درست می کنند، می تراشند. یک مملکتی که باید همه آن با هم مجتمع بشود هر کدام را به یک راهی می برند؛ یعنی نقشه ها می برد اینها را به این راههای مختلف، و به واسطه همین اختلافاتی که در بطن خود جامعه است نمی گذارند این جامعه رو به ترقی خودش برود. آنها استفاده خودشان را می کنند، اینها می زنند توی سر هم؛ و آنها می آیند نفتهایشان را می برند و گازهایشان را می برند، هر چه دارند اینها غارت می کنند و کسی هم نیست که حرف بزند؛ برای اینکه یک فکر واحد نیست؛ افکار متشتت و مختلف است. بنابراین، این یک سنخ اختلافاتی است که توی جامعه و بطن جامعه ما می اندازند، و من باب اتفاق نیست و نقشه است که این اختلافات را درست می کنند.
9/8/1357