تاریخ انتشار : ۲۳ آبان ۱۳۸۷ - ۰۹:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۴۰۲۰۸

پروفسور حمید مولانا
سال گذشته در این ستون اطلاع دادیم که آمریکا به علت شکست هایش در عراق از هم اکنون مشغول تهیه توافقنامه ای با دولت عراق است، که در صورت مجبور شدن به خروج نظامی خود از آن کشور، عراق را به صورت یک نوع سرزمین تحت الحمایه خود درآورده و از خاک و فضای هوائی آن به بهانه دفاع از امنیت عراقی ها و منطقه خاورمیانه، به کشورهای دیگر حمله کند. در چند ماه اخیر پیش نویس و نکاتی از این توافقنامه در رسانه های هر دو کشور آشکار شده است که براساس آن وزارتخانه های اطلاعات، کشور و دفاع عراق تحت نظارت و نفوذ آمریکائی ها قرار گرفته و عراقی ها حق محاکمه سربازان یا کارمندان آمریکایی و انگلیسی مقیم آن کشور را نخواهند داشت و منشور استعماری «کاپیتولاسیون» یا تسلیم به بیگانگان در عراق حاکم خواهد شد.
اگر چنین قراردادی یا مشابه آن از طرف دولت های عراق و آمریکا امضا شود نه تنها شرایط اسفباری بر منطقه و کشور عراق حاکم خواهد شد بلکه منافع ملی و امتی جمهوری اسلامی ایران را به شدت مورد تهدید قرار خواهد داد. دیپلماسی ایران تا دیر نشده باید خط قرمزی را که بیگانگان نباید از آن عبور کنند رسماً و به طور آشکار اعلام کند زیرا با این قرارداد نه تنها استقلال و حاکمیت تمامی کشور و نظام عراق در خطر خواهد بود بلکه امنیت منطقه و ایران و منافع لاینفک ملی و اسلامی مردم و نظام جمهوری اسلامی ایران که یک مرز طولانی و تاریخی با کشور عراق دارد مورد تهدید قرار می گیرد.
قدرت سیاسی و فرهنگی و دینی بدون مشخص کردن صحیح و کامل منافع ملی، امتی و منطقه ای در روابط بین الملل امروز نمی تواند مؤثر باشد. حقانیت و حقوق و نفوذ ایران در سطح منطقه ای و بین المللی موقعی مؤثر خواهد بود که طرف مقابل ایران و در این مورد آمریکا دقیقاً و به طور کامل از آن آگاهی یابند و ذهنیت این منافع ملی و اسلامی ایران در تفکر و مغز دولتمردان، نخبگان، سیاستگذاران و اعضای کنگره آمریکا و کمیته های مربوطه جایگزین شود. افکار عمومی آمریکا و دنیا نیز باید بدانند و این ذهنیت در آنها ایجاد شود که ایران همانند هر قدرت بین المللی و منطقه ای منافع ملی ویژه خود را دارد و عبور از آنها عواقب وخیم برای بازیگران ایجاد خواهد کرد.
این ذهنیت (منافع ملی و اسلامی) البته در بازیگران و سیاستگذاران ایران وجود دارد و ما تا حدود زیادی از حقوق خود آگاهی داشته و روی آن ایستادگی می کنیم ولی تا این ذهنیت ها به رقبا و دشمنان انتقال نیابد، مرزهای سیاسی و فرهنگی و حدود عملیات نظامی و تصمیمات اقتصادی در بین بازیگران روشن نخواهد بود. اظهار این خط قرمز و مرزهای منافع ملی و امتی درمذاکرات و دیدارها و نشست های خصوصی و محرمانه کافی نیست. دیپلماسی و روابط بین المللی امروز با زمان بیسمارک و حتی نیم قرن گذشته تفاوت فاحشی دارد. آگاهی و درک هرچه بیشتر سیاستگذاران، نخبگان و کارشناسان در هر دو قوه مجریه و مقننه آمریکا و افکار عمومی آن کشور به طور کلی، از حقوق و منافع ملی و اسلامی ایران یک ضرورت و این امر یک جریان ارتباطی و اطلاعاتی است که می بایست از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی ایران تا امروز به طور مداوم دنبال می شد. در مسئله هسته ای بالاخره این موضوع به طور جدی و قاطع در چند سال اخیر تشخیص داده شد. امروز در مورد توافقنامه پیشنهادی آمریکائی ها به عراق ما باید مواضع و منافع ملی و امتی خود را به طور صریح اعلام کرده و به گوش سیاستمداران، سیاستگذاران، نخبگان و دولتمردان و کنگره آمریکا برسانیم. مشاهدات من در آمریکا نشان می دهد که آمریکائی ها و سیاستگذاران آن این ذهنیت را درباره ما ندارند.فراموش نشود چه کسانی 8 سال جنگ تحمیلی را تحمل کردند؟ عاملان و حمایت کنندگان این جنگ چه کسانی بودند؟ چه خسارت فوق العاده جانی و مالی به مردم عراق و ایران وارد آمد؟ عتبات عالیات و حوزه کهن نجف اشرف چه جایگاهی در قلب مردم عراق و ایران و مسلمانان و شیعیان دنیا دارند؟ عراق از جنبه استراتژیک و داشتن منابع طبیعی مهمی مانند نفت، برای تبدیل شدن به مرکز فرماندهی و صیانت نظامی آمریکا در خاورمیانه و خلیج فارس و علیه جمهوری اسلامی ایران مورد توجه است، موضوعی که برای مهار کردن کشورهای اسلامی منطقه اهمیت فوق العاده دارد. ایران باید منافع ملی و اسلامی خود را قاطعانه و روشن برای دنیا و به ویژه آمریکا اعلام کند.