تاریخ انتشار : ۰۹ مهر ۱۳۹۱ - ۱۲:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۴۰۲۴۱

امیررضا دهقانی‌نیا
دوره مدرن همراه با تقویت برخی مولفه‌ها، از جمله دولت، در ساختارهای سیاسی بود؛ به گونه‌ای‌که دولت مفهومی مستقل و اصیل فرض شد که تحقق بسیاری از آرزوها در آن یافت می‌شد. تجمع سرمایه‌ها و تشکیل و انباشت‌ ثروت سرمایه‌داران به عنوان تابعی از قدرت تعریف شده و مولفه مهم آن دولت در دوره مدرن محسوب می‌شود. اروپا در یک حرکت سیاسی ویژه می‌کوشید تا مشکلات خود با یهودیان را به یک شکل غیر اروپایی تبدیل کند؛ از این‌رو صورت معادله به شکل یهودی اسلامی تغییر یافت و در جهت پایداری معادله، به کسب مولفه قدرت و در پی آن ایجاد دولت یهودی نیاز بود و از مولفه‌های مهم دولت،‌ همگونی قومی، نژادی است؛ مساله‌ای که در طی قرون متمادی در موضوع یهود از میان رفته است. از این‌رو طرح شعار احیای ملت یهود در سرزمین موعود، در دستور کار رسانه‌های یهودی قرار گرفت؛ اکنون پرسش این‌جاست که آیا این شعار با واقعیت موجود یهود قابلیت اجرایی شدن دارد؟
با توجه به توضیحاتی که در ادامه خواهد آمد، می‌توان وضوح چند پارگی اقوام یهود را اثبات کرد. اما چه موضوعی موجب عدم تنبه و آگاهی اندیشوران به این موضوع شده است؟ آیا طرح چند پارگی قومی در میان یهودیان قابل تعمیم به دیگر مذاهب و فرقه‌ها می‌باشد؟ یعنی اگر در قوم یهود اختلافات عمیق مشاهده شد، قانون کلی برای همه مذاهب تشکیل می‌شود؟ یا این قاعده عناصر ویژه‌ای دارد که آن را خاص موضوع یهود می‌کند؟
تفاوت ساختاری موجود در روابط گروه‌های یهودی در هیچ‌یک از فرقه‌های دیگر وجود ندارد؛ مانند آن که یهودیان حتی فرد ملحد یهودی را یهودی خطاب می‌کنند؛ (البته توضیح بیشتر این موضوع در متن مقاله آمده است) در صورتی که در هیچ‌یک از فرقه‌های مهم مانند اسلام و مسیحیت چنین قانونی وجود ندارد؛ از این‌رو انسجام بیشتری میان افرادی که مسیحی یا مسلمان خوانده می‌شوند وجود دارد.
شاید بعد از شکوه و عظمت سلیمان،‌ یهودیان در هیچ دوره‌ای در عظمت و شوکت نبوده‌اند و این امر موجب پراکندگی و از هم پاشیدگی قوم یهود شد؛ به گونه‌ای که امروزه میان بسیاری از گروه‌های یهودی،‌ اشتراکات بسیار کمی وجود دارد یا به طور کلی نقطه اشتراکی مشاهده نمی‌شود؛ از این‌رو یکی از اهداف عمده دولت اسرائیل یا پیش‌تر از آن سازمان جهانی صهیونیسم، احیای ملت یهود و بازگشت شوکت سلیمانی به آن بوده است.
ولی آیا این احیا مطابق با واقعیت است یا یک شعار توخالی محسوب می‌شود؟
برخلاف آنچه که عده‌ای معتقدند «هجرت یهودیان به سرزمین موعود، اصولا به سبب فشارهای سیاسی و اوضاع بد اقتصادی و معاش آنان بوده است.» و از این علت نتیجه می‌گیرند که اقوام یهود منسجم و هماهنگ بودند و در لحظه‌ای تاریخی تصمیم به هجرت گرفته و به سرزمین موعود بازگشتند؛ ولی نیات سازمان جهانی صهیونیسم امروز در این مهاجرت امری غیرقابل انکار است. انگیزه‌ها و اهداف صهیونیسم بین‌الملل که با تشکیل سازمان جهانی صهیونیسم تقویت شد.
از نکات قابل تامل، روال شکل‌گیری کشورها است؛ به گونه‌ای که در آغاز افراد و گروه‌هایی که با هم مشترکاتی داشته‌اند، در یک جغرافیای خاص گرد هم آمده و سپس در بستر تاریخی، دولت کشورها تشکیل شده است؛ اما صهیونیسم جهانی نخست یک جغرافیای ویژه را تصاحب کرده و سپس خواستار کوچاندن عده ‌ای به این سرزمین است. ولی آیا شعارهای تبلیغی سازمان جهانی صهیونیسم برای ترغیب یهودیان در همه جهان واحد است؟ با دقت در این شعارها (که تلاش بسیاری بر دور نگه داشتن عناصر غیر یهودی از آگاهی به این شعارها می‌شود). مشخص می‌شود که هیچ رویه مشترکی وجود نداشته است. در رویارویی با یهودیان مقیم اتیوپی، چادو تبلیغات برای حل مشکلات اقتصادی است و در رویارویی با یهودیان اروپا و آمریکا، تبلیغات برای دستیابی به موضوعات دیگری استوار بوده است.
از این‌رو دولت صهیونیستی در ترغیب یهودیان به فلسطین هرگز نتوانسته است بر یک محور مشترک تبلیغ کند؛ زیرا گروه‌های یهودی پراکنده در دنیا، تفاوت‌های بسیار فاحش با یکدیگر دارند؛ اما آن چه امروز در فلسطین اشغالی می‌گذرد، دولتی متشکل از قوم‌های پراکنده و پاره‌پاره است که حتی برخی از آن‌ها تا قبل از ورود به اسرائیل از کتاب تورات بی‌خبر یا فقط رسومات جغرافیایی محل اقامت خود را آموخته بودند؛ البته دولت صهیونیستی اسرائیل تلاش بسیاری در جهت احیای وحدت و انسجام انجام داده است؛ اما این تلاش‌ها در بسیاری از عوامل خود، حتی از آموزه‌های مذهبی یهود دور بوده و در قالب‌های سکولار غربی انجام می‌شود.
البته تحولات انجام شده در سرزمین اشغالی سبب شده است تا نسل‌های بعدی زاده شده در فلسطین اشغالی در الگوهای همسان‌تری با یکدیگر قرار گیرند و تفاوت‌های پدران خود با یکدیگر را نداشته باشند؛ البته بدان معنا نیست این که اختلافات میان اقوام‌های موجود در سراسر دنیا از بین رفته باشد، بلکه هم‌چنان این اختلاف‌ها وجود دارد. آیا دولت اسرائیل در احیای ملت واحد یهود موفق بوده است؟ آیا اختلافات قومی بسیار شدید موجود در جهان میان یهودیان در دولت اسرائیل از بین رفته است؟ آیا هم‌چنان بیشتر یهودیان در اسرائیل به سر می‌برند؟ یا بیشتر جمعیت یهودیان در آمریکا ساکن هستند؟
آنچه در این مقاله مورد دقت است، بررسی اختلافات قومی میان یهودیان پس از دولت سلیمان و در عصرحاضر است؛ اختلافات عمیقی که حتی کوچک‌ترین شباهتی میان برخی از اقوام یهودی مشاهده نمی‌شود و این اختلافات در احزاب اسرائیل نمودار شده و موجب برتری قومی برخی اقوام مهاجر در اسرائیل در مقایسه با دیگر اقوام مهاجر شده است اگرچه شعار احیای ملت یهود در پرتو شوکت سلیمانی و احیای تورات معنا می‌یابد؛ ولی احزاب متشکل از اقوام مختلف یهودی که تحت نفوذ چندکلان سرمایه‌دار یهودی قرار دارند،‌ با فاصله‌گیری از تورات به سوی آداب غربی مانند دولت‌های سکولار حرکت می‌کنند.
از نکات قابل تامل دیگر، پس از تشکیل اسرائیل سکونت هم‌اکنون اکثریت یهودیان در خارج اسرائیل مانند امریکا است؛ از این‌رو شناسایی اختلافات قومی، ما را به شناخت عمیق‌تری از احزاب اسرائیل و شعار هویت واحد ملت یهود خواهد رساند.
یهود، قومی یکپارچه یا گروه‌های پاره‌پاره
بسیاری از محققان معتقدند که واژه یهود یا یهودی مفهوم مشخص و معینی دارد؛ به مانند واژگانی چون: ایرانی، آلمانی که مفاهیم مشخص و معینی دارند؛ به عنوان مثال واژه آلمانی به کسی اطلاق می‌شود که از نژاد Nordic (نردیک) سفیدپوستان، وابسته به تمدن غربی و دارای فرهنگ ژرمنی می‌باشد و به زبان آلمانی تکلم می‌کند و عضو ملت آلمان است؛ از این‌رو این پژوهشگران در توصیف یهود مانند واژه انگلیسی (Jewrly) ، دسته یکپارچه‌ای را مدنظر قرار می‌دهند و از آن با نام ملت یهود، قوم یهود یا امت یهود نام می‌برند.
البته این جریان که یهود را جماعتی یکپارچه و منسجم نشان دهد، به شکل کاملا هدفدار از سوی سازمان‌های صهیونیستی حمایت شده و در قالب کتاب‌های تحقیقی و دایره‌المعارف با نام‌های مختلف ارائه شده است و این جریان هدفدار از سوی مترجمان و یا محققان ناآگاه یا مغرض به فرهنگ فارسی در حال انتقال است.
ایده تبلیغی صهیونیسم بین‌الملل عارت است از: «یهودیان عالم، وابسته به تمدنی واحد و دارای تاریخ واحد، سرنوشت، آینده،‌ فرهنگ و چه بسا نژاد یکسانی هستند و منافع و آمال و آرزوهایشان مانند هم است و مشترکات آنان مهم‌تر از تفاوت‌هایشان است.»
عبارات متعدد تاریخ یهودی، ملت یهود، سران یهود، زرسالاران یهود و چنین معنایی را می‌رساند که این طایفه دارای هویت مستقل و واجد و جدا از سایر ملت‌ها است. مفاهیمی که به صورت آشکار یا غیر آشکار،‌ مضامین استقلال‌خواهانه یهودی محسوب می‌شوند. پیش‌فرض اصلی در هر تاریخ یا هویت مستقل عبارت است از این که «تاریخ باید دارای مراحل،‌ دوره‌های مستقل و میانگین تغییر و تحول و قوانین خاص خود باشد و لازم است سازندگان این تاریخ عمدتاً یهودی‌ها و عناصر تشکیل‌دهنده‌اش منحصراً دین یهود و برخی مسائل اجتماعی منحصر به فرد باشد. استقلال هر ساختار تاریخی به معنای استقلال ساختارهای اقتصادی و اجتماعی، تمدن و نمادهای مرتبط به آن و تجانس نسبی این ساختارها با یکدیگر در تمامی مراحل این تاریخ می‌باشد.
ولی اگر به تاریخ با دقت و بی‌تعصب نگریسته شود؛ به راحتی می‌توان اثبات کرد که یهودی‌ها در جامعه ‌ها و کشورهای متعددی زندگی کرده و روش‌ها و منش‌های کاملاً متفاوتی را داشته‌اند؛ روش‌هایی که به هیچ شکل حکایت از اشتراکات میان آن‌ها نداشته است؛ بلکه با دقت در این مناسک مشخص می‌شود که این روش‌ها متاثر از فرهنگ هر ملت و کشورهای مستقل بوده است؛ به گونه‌ای که هر عضو یک جامعه متاثر از آن می‌شود؛ به عنوان مثال یهودی‌های یمن در قرن نوزدهم در یک جامعه عربی بیابانی و قبیله‌ای می‌زیستند؛ اما در همان زمان یهود هلند در یک جامعه شهری متمدن و مبتنی بر نظام سرمایه‌داری غربی زندگی می‌کردند.
با دقت می‌توان به تفاوت‌های موجود میان این دو جامعه پی برد، آیا می‌توان این دو گروه را دارای یک تاریخ واحد، جامعه واحد یا ارزش‌های واحد دانست؟ آیا جهان‌بینی و مدل‌های زیستن یهودی بدوی بیابانی با الگوهای زیستن یهودیان هلندی شهرنشین یکسان است. آیا این دو گروه هر کدام دارای سابقه تاریخی جامعه وابسته به آن هستند یا دارای ساختار تاریخی واحدی هستند؟