تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۴۰۲۴۹
مقدمه: با سقوط صدام حسین، اکثر شیعیان عراق آزاد شدند و به قدرت رسیدند. ایالات متحده کمک شایانی به احیای شیعیان در عراق کرد، و با این کار توازن بین فرق مختلف را در عراق و سراسر خاورمیانه برای سالیان طولانی بر هم زد. این تحولات به مذاق برخی از حکومت‌‌‌‌های سنی خوش نمی‌‌‌‌آید، ولی از نظر واشینگتن این می‌تواند پلی باشد برای ارتباط با شیعیان منطقه به ویژه ایران.

ولی نصر
ترجمه: ع. فخر یاسری
از سال 2003، ایران رسماً نقش سازنده‌‌‌‌ای را در عراق ایفا کرده است. ایران نخستین کشوری در منطقه بود که یک هیات رسمی برای گفت‌‌‌‌وگو با شورای حکومتی عراق به بغداد فرستاد، و عملاً مقامات منصوب شده توسط ایالات متحده را به رسمیت شناخت. ایران حمایت مالی و اعتبارات صادراتی در اختیار عراق قرار داد، و پیشنهاد کمک در بازسازی زیرساخت انرژی و برق به این کشور نمود. پس از نخست‌‌‌‌وزیری ابراهیم ‌‌‌‌الجعفری، سیاستمدار شیعی در آوریل 2005، هیات‌‌‌‌های نمایندگی در سطوح بالا از عراق وارد تهران شدند، و به توافق‌‌‌‌هایی نیز بر سر همکاری امنیتی با ایران دست یافتند. مذاکراتی پیرامون بسته کمک‌‌‌‌ها به ارزش یک میلیارد دلار برای عراق، و چندین معامله تجاری - منجمله صدور الکتریسیته به عراق و توافق دیگری بر سر مبادله نفت خام با فرآورده‌‌‌‌های نفتی تصفیه ‌‌‌‌شده - صورت گرفت. نفوذ غیر رسمی ایران در عراق، حتی از این هم بیشتر است.
در سه سال گذشته، ایران موفق به ایجاد شبکه موثری از متحدان و مخاطبین- از روشنفکران تا سیاستمداران احزاب مختلف شیعه- شده است. بسیاری از رهبران احزاب اصلی شیعه- مجلس اعلای انقلاب اسلامی در عراق و حزب‌الدعوه (منجمله دو رهبر حزب، نخست‌‌‌‌وزیر سابق جعفری و نخست‌‌‌‌وزیر فعلی نوری‌‌‌‌المالکی)- پیش از بازگشت به عراق در سال 2003 سال‌‌‌‌ها در ایران به حال تبعید به سر می‌‌‌‌برده‌‌‌‌اند. ایران پیوندهایی نیز با مقتدا صدر، که زمانی در سخنرانی‌‌‌‌هایش احساسات ضد ایرانی را دامن می‌‌‌‌زد و نیز گروه‌‌‌‌های طرفدار جنبش صدر مانند حزب فضیلت در بصره دارد. این گستردگی پیوندها چندان مورد علاقه آمریکا نیست. واشینگتن گله دارد که ایران از شورشیان و غیرنظامیان مسلح در عراق حمایت می‌‌‌‌کند؛ تهران متهم به تحریک آرای عمومی به افکار و اندیشه‌‌‌‌های ضدآمریکایی است.
واشینگتن عمدتاً انتظار چنین نفوذی را برای ایران در عراق نداشت. بیشتر بدین دلیل که زمان درازی از درک پیچیدگی روابط بین دو کشور، به ویژه میراث جنگ سال‌‌‌‌های دهه 1980 عاجز بوده است. برای مثال، بسیار در این باره گفته شده که در طول این جنگ خونین- که جان صدها هزار انسان را گرفت- ارتش عمدتاً شیعه عراق مانع ورود ایرانیان به سرزمین عراق (بارزتر از همه در طول محاصره شهر شیعی بصره در 1982) گردید. ولی میراث جنگ، آن‌طور که طراحان آمریکایی تصور می‌‌‌‌کردند، شکاف بین شیعیان ایران و عراق را در پی نداشت؛ این میراث، خیلی زود در پرتو کشتار شیعیان در عراق در پی شورش ناکام 1990، رنگ باخت. علاوه بر پیوندهای نظامی و سیاسی، پیوندهای ظریف بسیار دیگری بین ایران و عراق وجود دارد، که بیشتر حاصل چندین موج از مهاجرت شیعیان است.
در اوایل دهه 1970، صدام به عنوان بخشی از مبارزه خود برای عربی کردن، ده‌‌‌‌ها هزار شیعه عراقی ایرانی‌‌‌‌الصل را از کشور اخراج نمود. این مردم در دبی، کویت، لبنان، سوریه، و بیشترشان ایران سکونت گزیدند. در سال‌‌‌‌های دهه 1980 و پس از قتل عام‌‌‌‌های شیعیان در سال 1991، حدود 100 هزار شیعه عرب عراقی در ایران پناه گرفتند. در سال‌‌‌‌های تیره و تار دهه1990، ایران یک‌‌‌‌تنه به شیعیان عراق پناه داد و از آنها حمایت می‌‌‌‌کرد. پس از پایان جنگ با عراق، بسیاری از این پناهندگان به عراق بازگشتند؛ این افراد را می‌‌‌‌توان هم‌‌‌‌اکنون مشغول کار در مدارس، قرارگاه‌‌‌‌های پلیس، مساجد، بازارها، دادگاه‌‌‌‌ها، گروه‌‌‌‌های مسلح، و شوراهای قبیله‌‌‌‌ای از بغداد تا بصره و نیز در خود حکومت دید. رفت و آمدهای مکرر شیعیان بین دو کشور طی سالیان، ارتباطات بی‌‌‌‌شمار و چند‌لایه‌‌‌‌ای بین جوامع شیعه دو کشور به وجود آورده است. سازمان‌‌‌‌های دینی عراقی در تهران و قم به دلیل نقش‌‌‌‌شان در گشودن درها به روی شیعیان لبنان که به طور سنتی به نجف گرایش داشتند، از همان سال‌‌‌‌های دهه 1980 از نفوذ بسیاری برخوردار شدند.
بسیاری از روحانیون بلندپایه و فارغ‌التحصیلان حوزه‌‌‌‌های علمیه شیعه در ایران به سیاست پیوسته‌‌‌‌اند. آن دسته از روحانیون عراقی که پس از سال 2003 به زادگاه خویش بازگشتند و کنترل مساجد و حوزه‌‌‌‌های علمیه در جنوب عراق را به دست گرفتند، به صورت محور مهمی برای همکاری بین قم و نجف درآمده‌‌‌‌اند. خوب، پس تکلیف عقل و منطق سنتی حاکم در واشینگتن پیش از جنگ چه می‌‌‌‌شود. این که پس از آزادی عراق، نجف به صورت رقیب قم درآمده است؟ از سال 2003، این دو شهر همواره در حال همکاری با یکدیگر بوده‌‌‌‌اند. هیچ شکافی بین دکترین‌‌‌‌های روحانیون این دو مرکز دینی دیده نمی‌‌‌‌شود، و خبری از مهاجرت‌‌‌‌های ناراضیان از یکی به دیگری نیست.
پایگاه وب‌‌‌‌سایت پربیننده آیت‌‌‌‌الله‌‌‌‌العظمی سیستانی، W W W .sisani.org در قم قرار دارد، و بیشتر وجوهات شرعی که توسط نمایندگانش جمع‌‌‌‌آوری می‌‌‌‌شوند، در ایران باقی می‌‌‌‌ماند. باز شدن شهرهای مقدس عراق به روی ایرانیان عادی، که تاثیرات عمیقی بر آنها، به ویژه طبقات و گروه‌‌‌‌هایی که بیشتر پای‌‌‌‌بند دین‌‌‌‌اند و از حکومت حمایت می‌‌‌‌کنند، داشته است. از سال 2003، همه ساله صدها هزار ایرانی از شهرهای مقدس نجف و کربلا دیدن کرده‌‌‌‌اند. این روند، موجب پایبندی بیشتر مردم در ایران به آداب و شعائر دینی شده‌‌‌‌است. در طول دهه اخیر، بسیاری از جوانان ایرانی بیش از پیش به مقدسات شیعی، به ویژه امام دوازدهم، موعود شیعیان، روی آورده‌‌‌‌اند. ایرانیان به احیای هویت و فرهنگ شیعی در عراق به دیده مثبت می‌‌‌‌نگرند. در این میان، تجارت نیز بی‌‌‌‌نصیب نمانده است. زوار ایرانی که هتل‌‌‌‌ها و بازارهای نجف و کربلا را پر می‌‌‌‌سازند، سرمایه‌‌‌‌گذاری در زمین، ساختمان‌‌‌‌سازی، و گردشگری را نیز با خود همراه می‌‌‌‌آورند. اکنون می‌‌‌‌توان کالاهای ایرانی را در همه‌جا در جنوب عراق مشاهده کرد.
امروز در شهر مرزی مهران، یکی از بزرگترین مبادی ورود کالا به داخل عراق، سالانه تا یک‌ میلیارد دلار تبادل کالا در بین شهروندان دو کشور صورت می‌‌‌‌گیرد. این‌گونه پیوندهای تجاری، میل به ثبات در جنوب عراق را در میان ایرانیان به ویژه تجار بازار تقویت می‌‌‌‌کند. درست است که از نظر تاریخی، میراث جنگ ایران و عراق، ناسیونالیسم عراقی، و به ویژه تفاوت‌‌‌‌های قومی بین اعراب و ایرانیان، اصطکاک بسیاری را بین دو کشور موجب شده. ولی در نقش این عوامل نباید زیاد اغراق کرد: زمانی که بالاترین رهبر دینی عراق یک ایرانی است احتمالاً تضاد قومی زیاد اهمیت ندارد. گرچه در آینده نیز قومیت همچنان به صورت موضوع درخور توجهی در رابطه میان ایران و عراق باقی خواهد ماند، ولی حال که صدام سقوط کرده و شیعیان در عراق به پاخاسته‌‌‌‌اند احتمالاً تحت تاثیر پیوندهای پیچیده و چند لایه جوامع شیعه دو کشور قرار خواهند گرفت.