تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۴۰۲۵۴

عده‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای می‌‌‌‌‌‌‌‌‌گویند معنای مشروطیت در زمان اوج این جنبش به درستی فهم نشده است و بسیاری از نویسندگان از این‌ نظر دفاع کرده‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند که روحانیون شرکت‌کننده در جنبش مشروطه‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهی گرچه موثر و فعال بوده‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند اما به درستی نفهمیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند که مشروطه چیست. من این مطلب را از دکتر آدمیت نقل می‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنم به دلیل اینکه از ایشان ذکری کرده باشم زیرا به هر حال راه اساسی را در مقدمات شناخت تاریخی مشروطه‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهی، ایشان باز کرده‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند. اگر کار او را نقد می‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنم تنها به این دلیل است که کار او عظیم قابل توجه است.
او در جلد اول کتاب «ایدئولوژی مشروطیت ایران» می‌گوید که روحانیت در مشروطه شرکت کرده اما مشروطه‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهی را به معنای دقیق کلمه که از حقوق طبیعی ناشی شده و در اروپا تاسیس شده است نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند. هر چند آقای آدمیت در کتاب بعدی خود به عنوان یک محقق طراز اول پس از بررسی نزدیک مذاکرات مجلس اول، حق بسیاری از علما را ادا می‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند. تذکر یک نکته مهم به نظر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌رسد. ما نه تاریخ اندیشه و نه تاریخ‌‌‌‌‌‌‌‌‌نویسی درستی داریم و با رویکردهای جدید این حوزه هیچ آشنایی نداریم. آنچه ما در باره اروپایی‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها می‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانیم بسیار ابتدایی، سطحی و در خیلی موارد کاملا"نادرست است.
بسیاری از نویسندگان و مترجمین ما نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانستند درباره چه سخن می‌‌‌‌‌‌‌‌‌گویند. 100 سال است از مشروطه بحث می‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنیم اما کسی نگفته منشاء مشروطیت چیست. ایران مخترع نبوده است، هر چند امیرکبیر 150 سال‌‌‌‌‌‌‌‌‌پیش به پدر ملکم‌‌‌‌‌‌‌‌‌خان گفت که خیال مشروطه در سر داشته است. و این واژه 150 سال است که در ادبیات ما به کار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌رود اما به راستی سابقه این فکر در جاهای دیگر چیست؟ در تاریخ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌خوانیم که اولین کاروان معرفت از تبریز به راه افتاد و در آذربایجان بود که جنبش مشروطه‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهی به نتیجه خود رسید.
اولین دانشجویان از تبریز به انگلستان رفتند و فکر مشروطه‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهی از انگلیس وارد ایران شد. انگلیس از برخی جهات به ما شباهت داشت و ما نیز می‌توانستیم شبیه آنها متحول شویم. در انگلستان، تجدد پیش از همه جا در کلیسا به وجود آمد. در واقع نظام مشروطیت انگلیس حاصل تحولی در داخل الهیات و فقه مسیحی است. جوانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌های فکر حکومت قانون در ادیان الهی به وجود آمده است. دلیل آن این است که در جهان بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌قانون، این ادیان هستند که قانون آورده‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند و بنایشان بر این است که هر نظام حکومتی باید حکومت قانون شرع را بپذیرد.
اتفاق مهمی که در انگلستان روی داد این بود که نظریه قانون شرع به قانون جدید تبدیل شده است هر چند نظرات مشروطه‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهی در انگلستان سابقه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای 800 ساله دارد. اتفاقاً تنها کسانی که معنای جدید مشروطه را متوجه شده‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند علما بوده‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند. روشنفکران ما مطلع به مقدمات این بحث‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها نبوده‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند. اطلاعات ملکم‌‌‌‌‌‌‌‌‌خان از اندیشه سیاسی جدید در حد درس‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دبیرستانی بود. در مقابل او علمای چون آخوند خراسانی، نائینی و محلاتی تمام مقدمات فکری و اصول بحث‌‌‌‌‌‌‌‌‌های سیاسی را می‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانستند و اگر کار اساسی انجام شده باشد آنها انجام داده‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند.
اینجا ذکر دو نکته مهم به نظر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌رسد. آخوند خراسانی، نائینی و محلاتی به بحث اندیشه سیاسی جدید نزدیک می‌‌‌‌‌‌‌‌‌شوند و نظریه مصالح عمومی را طرح می‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند. این برای اولین بار است که تحولی در داخل کلام شیعی «صورت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیرد و در محدوده نظریه حکومت نیز تعریف می‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. این بحث، نظریه دیگری را باز می‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند که همان مشروطیت است. این اتفاق بسیار شبیه به همان اتفاقی است که در الهیات مسیحی روی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد. بیان علما از فرمول‌‌‌‌‌‌‌‌‌بندی‌‌‌‌‌‌‌‌‌های علوم سیاسی بسیار دقیق است.
نکته دیگر این است که اتفاق مهمی در مجلس اول رخ داد و اگر ما مجلس اول را بفهمیم متوجه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌شویم مجلس اول به راهی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌رفت که روشنفکری و غیر روشنفکری ما به آن بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌توجه بوده است. در مجلس اول برای اولین بار نظام حقوق شرع به حقوق جدید تبدیل می‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. اسلام با هرمنوتیک و پروتستانتیسم سازگار نیست و اتفاقاً مجلس اولی‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها فهمیده بودند که نقطه گرانیگاه نظام سنت در ایران فقه است؛ اگر این حقوق را متحول کردید، نظام را متحول کرده‌‌‌‌‌‌‌‌‌اید. اشکال از مشروطه خواهان نبوده است. اشکال از ما است که نفهمیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌ایم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آنها چه کرده‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند، آنها راه حکومت قانونی را باز کردند. به شریعتی نگاه کنید: او تصور می‌‌‌‌‌‌‌‌‌کرد با ایدئولوژیک کردن دین می‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند آن را وارد جامعه کند در حالی که اتفاقاً با این کار دین از جامعه خارج می‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. در جامعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای که فقه مناسبات ما را تنظیم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌کرد نظریه محلاتی و نائینی راه حکومت قانون را در ایران باز کرد. این نفهمیدن معنای مشروطه بود که رشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌های آنان را پنبه کرد و راه را 50 سال برای ما بست.
لازم است پیش از آنکه برای مشروطه جشن بگیریم، روی این پیام اساسی تامل کنیم. پراتیک نظری مشروطیت، موضوع بسیار مهمی است. عملی که نظر هم بوده است، عملی که در حوزه اسلام به نتیجه رسیده و ما به آن بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌توجهی کردیم. باید روی این اتفاق تامل کنیم.