* همیشه عنوان شده که مرزبندی خاصی میان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با نهضت آزادی و ملی مذهبیها وجود دارد، مرز مشخص شما با این گروهها کجاست؟
**معمولاً مرز دیدگاههای هر یک از احزاب و تشکلهای سیاسی با دیگر تشکلها در مسائل اقتصادی، سیاست داخلی، سیاست خارجی و فرهنگی است. ما چند سال پیش گروههای داخلی را تقسیمبندی کردیم و آنها را به راست مدرن، راست سنتی، چپ و چپ جدید تقسیم کردیم و در آنجا زوایای فکری و دیدگاههای آنها را در زمینههای مختلف بررسی و مشخص کردیم.
البته طبیعتاً برخی از آن گروهها مواضع خود را به طور شفاف بیان نکرده بودند و چارچوب فکری شان خارج از دیدگاههای مدنظر ما بود که خیلی به آنها نپرداختیم مثل نهضت آزادی و ملی مذهبیها.
البته آنها هم دیدگاههای خاص خود را دارند گرچه خیلی شفاف و تنظیم شده ارائه نکردهاند، اما دیدگاههایی دارند که برای گروهها و شخصیتهای سیاسی مشخص شده است. به هر حال ما با اینها تفاوتهایی در عرصههای سیاست داخلی، سیاست خارجی و مسائل اقتصادی داریم.
* مدتی قبل، آقای بهزاد نبوی با آقای سحابی دیداری داشتند که هیچگاه خبر آن دیدار از سوی سازمان مجاهدین منتشر نشد اما آقای سحابی آن را مطرح کرد.
** آقای سحابی به دنبال نامهای که به ما ارسال کرد پیشنهاد آن ملاقات را نیز داد. محتوای نامه با واقعیتها و دیدگاههای سازمان مجاهدین انقلاب تطبیق نداشت. از سوی ما آقای نبوی برای پاسخ به دعوت آقای سحابی رفتند تا ضمن صحبت پیرامون نامه اشکالات آن نیز تبیین شود. در آن نامه آقای سحابی تأکید کرده بود که به هیچ عنوان محتوای نامه نباید منعکس شود ما نیز همان کار را کردیم. به رغم آن که آقای سحابی در خواست کرده بود که نامه و دیدار جایی منتشر نشود اما در مصاحبهای، هم مقداری از محتوای نامه و هم قضیه دیدار را عنوان کرد.
* عنوان میشود که پس از انتخابات سوم تیر رابطه سازمان مجاهدین انقلاب با هاشمیرفسنجانی نزدیکتر شد؟ این را قبول دارید؟
**رابطه ما با هاشمیرفسنجانی هیچگاه نه خیلی دور بوده و نه خیلی نزدیک. همیشه با توجه به احترامیکه برای ایشان قائل هستیم کاری نکردیم که ارتباط ما حالت خاصی پیدا کند. اگر قبل از انتخابات نیز ایشان را به عنوان کاندیدای خود مطرح نکردیم با توجه به دیدگاههای خاص ایشان و با توجه به دیدگاههای خاص ما این اتفاق صورت گرفت.
اما در مرحله دوم که وی را کاندیدا کردیم با توجه به اولویتها بین دو کاندیدا طبیعی بود که ایشان را انتخاب کنیم به دلیل این که با دیدگاهی مبارزه شود که آن را قبول نداریم. از آن به بعد نیز همواره احترام ایشان را داشتیم و احساس کردیم که یکسری اهدافی را که جبهه اصلاحات تعقیب میکند آقای هاشمی نیز در شرایط فعلی کم و بیش دنبال میکند، در نتیجه ما موضع مخالفت یا تخریبی نسبت به ایشان نداشتیم. موضعی داشتیم که با توجه به یک سری مسائل مشترک توانسته بود فضای تبلیغاتی و سیاسی خاصی را بین ما ایجاد کند تا احساس نشود که ما از هم دور هستیم یا مخالف هم هستیم که علیه یکدیگر تبلیغات کنیم. حتی قبل از انتخابات ریاست جمهوری نهم اعلام کردیم که از ورود آقای هاشمی به صحنه انتخابات حمایت می کنیم اما ایشان کاندیدای ما نیستند و این نشان دهنده آن است که ما هیچ وقت حالت دوری افراطی یا نزدیکی افراطی نسبت به آقای هاشمی نداشتیم.
*شما برای اولین بار در مصاحبهای عنوان کردید لیست نهایی خبرگان را به آقای هاشمی عرضه خواهید کرد، این نشانه چیست؟
**در آن زمان صحبت من درست منعکس نشد.
ببینید در جبهه اصلاحات تقریباً گروهها پذیرفتهاند که در خصوص انتخابات خبرگان کار را باید عمدتاً به مجمع روحانیون مبارز و مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم محول کنند. بنابراین میتوان گفت که اکثریت قریب به اتفاق گروههای جبهه اصلاحات جمع بندی مشترک مجمع روحانیون مبارز و مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم را خواهند پذیرفت، منتها برای این که قضیه کاملتر شود در بسیاری از گروهها این آمادگی و پیشنهاد وجود دارد که نظر هاشمیرفسنجانی نیز لحاظ شود. همین طور آقای کروبی نیز که به دنبال تهیه لیستی هستند چه بهتر است که آنها هم نظر داده و لیستها را با دو گروه مجمع روحانیون و مجمع محققین هماهنگ کنند تا لیست واحدی به وجود آید. طبیعی است که اگر از این طریق لیست مشترک به وجود آید جبهه اصلاحات بهتر میتواند نسبت به قضیه برخورد کند.
*خیلی شفاف بگویید چرا عضویت در جبهه دموکراسی خواهی را رد کردید؟
**همان طور که قبلاً نیز عنوان کردهایم از ایجاد جبهه دموکراسی خواهی استقبال میکنیم به دلیل اینکه در جهت توسعه سیاسی، کارساز و مفید است و میتواند حرف بخشهایی از گروهها و تشکلهایی را که در عرصه سیاسی حضور دارند بهتر منعکس کند. اما فکر کردیم که جبهه اصلاحات یعنی گروههای عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات همین هدف را تعقیب میکنند و فلسفه وجودی جبهه اصلاحات مسائلی از قبیل تقویت و گسترش دموکراسی و دفاع از حقوق شهروندان است، بنابراین ما که عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات هستیم در آنجا نیز همین مسائل را تعقیب میکنیم و نیازی نیست که جبهه دیگری را تدارک ببینیم زیرا ممکن است در جبهه اصلاحات نیز تفرقه ایجاد شود.
*یعنی عدم عضویت شما در جبهه دموکراسیواهی هیچ ارتباطی به عضویت نهضت آزادی و ملی مذهبیها در آن جبهه نداشت؟
**البته ما با آنها مرزبندیهایی داریم اما طبیعتاً با گروههایی که در جبهه اصلاحات هستند آن مرزبندیها را نداریم. بنابراین معمولاً یک حزب سیاسی باید عمدتاً با گروههایی هم پیمان شود که بیشتر با اهداف اجتماعی آن حزب نزدیکی دارند. الان دقیقاً ما همین کار را کردهایم و اگر بخواهیم به سوی جبهه دموکراسی خواهی برویم دست به یک حرکت تناقضآمیز زدهایم، در ضمن همپیمانان خود را نیز رنجیدهخاطر خواهیم کرد.
*تأسیس جبهه دموکراسی خواهی پیشنهاد آقای معین بود و وی نامزد مورد حمایت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود. وقتی شما در این قضیه با آقای معین تفاهم نداشتید چه تضمینی وجود داشت که در صورت رئیسجمهور شدن وی با هم به مشکل برنخورید؟
**در زمانی که سازمان مجاهدین انقلاب دکتر معین را به عنوان کاندیدای خود مطرح کرد حرفی از جبهه دموکراسیخواهی مطرح نبود. بسیاری از شعارهایی که در انتخابات داد نیز در ابتدا مطرح نبود. بنابراین مسیر طوری طی شد که برخی چیزها از جمله جبهه دموکراسیخواهی مورد نظر سازمان نبود ولی مطرح شد و خب شخصیت دکتر معین اینگونه بود که نظرات خاص خود را داشت. البته به نظر من در ابتدا خیلی روشن و شفاف نبود اما رفتهرفته روشن تر شد و ما این دید را نداشتیم که بخواهیم در جبهه جدید وارد شویم.
*چه چیزی باعث بروز این تعارضات شد؟
**سیستم تبلیغاتی که در ستاد دکتر معین به وجود آمد کار را به جایی رساند که عرصه مطرح کردن دیدگاههای سازمان مجاهدین انقلاب به طور شفاف فراهم نشد و ما بعدها که یک تحلیل داشتیم اعلام کردیم که در آستانه انتخابات نتوانستیم شعارهای اصلی خود را مطرح کنیم و مواضع خود را به شکل شفاف منعکس کنیم. این یکی از ضعفهایی بود که ما نتوانستیم در تودههای میلیونی آنطور که باید و شاید رسوخ کرده و طرفداران خودمان را جذب کنیم.
* اگر آقای معین از همان ابتدا جبهه دموکراسی خواهی را مطرح میکردند باز هم حاضر به حمایت از وی بودید یا سراغ کس دیگری میرفتید؟
**در آن زمان این موضوع مطرح نبود. این ذهنیت بعداً به وجود آمد. یعنی مسیر تبلیغات به سمتی رفت که احتمالاً ستاد تبلیغاتی آقای معین یا خود ایشان احساس کردند که این شیوه تبلیغ کارساز است و مخاطبین باید عمدتاً روشنفکران باشند و این روشنفکران هستند که بر جامعه تأثیر گذارند؛ در نتیجه شعارهای تبلیغاتی باید آنها را اغنا کند. این کار را کردند و چون این کار انجام شد دیگر سازمان مجاهدین انقلاب نیز نتوانست به شکل انفرادی تبلیغات خاص خود را انجام دهد.
* فکر میکنید تا چه زمانی اصلاحطلبان دور از قدرت باشند؟
**در عرصه اجتماعی همه باید این واقعیت را بپذیرند که یک جناح، یک حزب یا یک جریان با استفاده از فرصتهای سیاسی، اجتماعی، غیراجتماعی، قانونی و غیرقانونی قدرت را به دست میگیرد و موظف است پاسخگوی مطالبات مردم باشد؛ به خصوص مطالباتی که شعارش را قبل از انتخابات داده است. این حزب یا جریان اگر خیلی حساب شده و دقیق عمل کند میتواند چندین دوره در قدرت بماند و به مردم خدمت کند، اما اگر حساب نشده عمل کند، مدیریت درستی نداشته باشد و از ظرفیتها استفاده نکند به تدریج حرکتش به عنوان یک حرکت منفی در اذهان عمومی منعکس میشود و به دلیل این که نمیتواند پاسخگو باشد به تدریج ارزیابی مردم نسبت به آن جریان منفی خواهد شد و همین قضیه باعث میشود که مردم سراغ شعارها و افراد جدیدی بروند. در آنجا اگر جناحی که در قدرت نیست خوب عمل کند و شعارهای منصفانه دهد، زمینه ذهنی مثبتی را در جامعه به وجود میآورد که میتواند به قدرت برسد. این قضیه مدتهاست که در هر کشوری تکرار میشود. در ایران نیز پس از انتخابات مجلس چهارم که تقریباً قدرت یکپارچه شد و جناح خط امام و چپ از بازگشت به قدرت مأیوس شد، به تدریج زمینههای ذهنی فراهم شد تا مردم از جناح اصولگرا خسته شده و دیدیم که در مجلس پنجم کمی و در مجلس ششم و ریاست جمهوری هفتم مردم نسبت به دوره مجلس چهارم ۱۸۰ درجه تغییر جهت دادند و اصلاحطلبان را برگزیدند.
بعد دیدیم که اصلاحات در همه مراحل شکست خورد و جناح مقابل قدرت را به دست گرفت.
* ارزیابی شما از چینش سیاسی احزاب و گروهها در انتخابات پیش رو چیست؟
**در انتخابات پیش رو جناحهای مختلف حضور خواهند داشت. تلاش جبهه اصلاحات این است که گروههای عضو این جبهه منسجمتر عمل کنند و البته تجربیات به دست آمده، برخی از گروههای جبهه اصلاحات را متقاعد کرده که بیشتر با جمع همراه شوند. شورای هماهنگی جبهه اصلاحات مرتب تشکیل جلسه میدهد و قضایا را پیگیری میکند.
در جبهه مقابل شکافهایی به وجود آمده که به تدریج بیشتر شده و احتمال زیادی وجود ندارد که اصولگرایان به صورت متحد در عرصه خبرگان و شوراها شرکت کنند. گرچه ممکن است بعضی از اشخاص در هر دو لیست اصولگرایان باشند اما به احتمال زیاد لیست واحدی در آن جناح وجود نخواهد داشت. در مورد شوراها هم همینطور است چون طیف جدیدی از اصولگراهای جدید که جریان امور را در دست گرفتهاند به شکل افراطی دنبال مسائل خاصی هستند که اصولگراهای سنتی را به راحتی نمیتوانند بپذیرند. به نظر میرسد فاصله آنها با اصولگراهای سنتی بیشتر میشود و وحدت نظر در طیف آنها بسیار بعید است.
* یعنی به نظر شما آن اتفاقی که در دور دوم شوراها برای اصلاحطلبان پیش آمد برای اصولگرایان تکرار خواهد شد؟
**بله. شاید هم شدیدتر. کما این که در ریاست جمهوری نهم هم که انتظار نمیرفت اصولگرایان بیش از یک کاندیدا داشته باشند، بیش از سه کاندیدا داشتند.
* چه قدر احتمال دارد آقای کروبی با کارهای تشکیلاتی جدیدی که انجام میدهد به عنوان محور اصلاحات قرار گیرد؟
**گروهها و احزاب جبهه اصلاحات پذیرش هیچ شخصی را به عنوان محور ندارند. تنها میتوان مجموعهی از گروهها و شخصیتها را به عنوان محور قرار داد. هترین کاری که در جبهه اصلاحات میتوان انجام داد تقویت شورای هماهنگی جبهه اصلاحات است که گروههای جدیدی به آن بپیوندند و به عنوان محور حرکت قرار گیرد.
* برنامههای سازمان مجاهدین انقلاب برای انتخابات پیش رو شامل چه برنامههایی است؟
**برنامه سازمان مجاهدین انقلاب همیشه این بوده که در ارتباط با انتخابات مختلف سعی کند تا با گروههای جبهه اصلاحات هماهنگی و همفکری کرده و همراه با آنها مسیر را طی کند. در انتخابات شورا، خبرگان و میان دورهی مجلس که در پیش روست نیز روش ما همینطور است و تلاش داریم تا با دیگر گروههای جبهه اصلاحات گام برداریم. به همین علت سعی میکنیم که در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات بحث انتخابات جدی تر مطرح شود.
* به نظر میرسد که نظارت خارجیها بر انتخابات که از سوی آقای آرمین مطرح شد قابل پسند هیچ کدام از احزاب نباشد. دلیل طرح این مسأله چه بود؟
** به هیچ وجه نباید اجازه دهیم که خارجیها کارهای ما را بررسی کنند، اما این برمیگردد به این که خود ما درست عمل کنیم. وقتی که قانون را رعایت کنیم، مسئله حقوق احزاب و گروهها را رعایت کنیم و در مجموع سلامت انتخابات را رعایت کنیم نباید اجازه داد کسی از خارج بیاید، ولی کسانی که انحصارطلب هستند برای این که چند صباحی در قدرت باشند زمینهی را فراهم میآورند که این بحثها مطرح میشود.
*باز هم به نظر میرسد نباید بحث نظارت خارجیها بر انتخابات، مطرح شود؟
** حضور خارجیها را ترجیح نمیدهیم، نتها گاهی مسئلهی پیش میآید که مجامع بینالمللی آن را بر ما تحمیل میکنند.
*مطرح کردن این بحثها توسط خود ما چراغ سبزی برای مجامع بینالمللی نیست؟
**میتوان گفت افرادی که آن را در داخل مطرح کردند فیلبداهه بوده، بلکه قبلاً مجامع بینالمللی زمزمه آن را طرح کردند و هشدار از سوی آقای آرمین بود.