اسدالله بادمچیان
روابط بین دولتها، طبق حقوق بینالملل و مبانی سیاست جهانی، باید بر مبنای «احترام متقابل» باشد. روابط آمریکا با ایران از آغاز آن در دوران محمدشاه قاجار، بر مبنای «سلطهطلبی» بوده است. آمریکا در ۱۳۴۳ چون دریافت که ساواک و اطلاعات شهربانی و تمام دستگاه مخوف شکنجه و زندان و سرکوب شاه نمیتواند حرکت انقلاب اسلامی ایران را متوقف سازد لایحه ضد حقوق بشری، (کاپیتولاسیون آمریکایی) را بر ایران تحمیل کرد تا ۶۰ هزار مستشار نظامی آمریکا و همکاران و حتی خدمتکار خانه آنان، هر جنایتی و خیانتی در ایران مرتکب شدند، دادگستری ایران نتواند آنها را محاکمه کند.
اقدام شجاعانه شهدای ۲۶ خرداد،۴۴ در اول بهمن ۴۳، در اعدام انقلابی حسنعلی منصور عامل فعال فراماسونری آمریکا، و جریان محاکمه جناح جهاد مسلحانه مؤتلفه اسلامی و شهامت و صراحت آنان، و حمایت گسترده مراجع و روحانیون و مردم از اقدام آنها، باعث شد کاپیتولاسیون آمریکایی در ایران متوقف بماند و نقشه سرکوب برای سلطه آمریکا، شکست بخورد. آمریکا در سال ۵۷ هر چه توانست انجام داد تا انقلاب اسلامی ملت ایران به پیروزی نرسد تا آنجا که ژنرالهایزر ـ قائم مقام فرماندهی ناتو در اروپا ـ را با اختیارات کامل به ایران فرستاد.
پس از تشکیل نظام جمهوری اسلامی ، آمریکا هر آنچه توانسته است در مقابله و براندازی و مخالفت با ایران اسلامی کوتاهی نکرده است. مانند: تحریم اقتصادی، حمایت از ضد انقلاب و گروههای تروریست ضد ایران، حمایت از صدام در جنگ تحمیلی ۸ ساله، استفاده از جنگهای روانی، و تبلیغات تخریبی، و فشارهای گوناگون در صحنههای بینالمللی.
نظام جمهوری اسلامی نیز همواره در دفاع از خود تلاش داشته، و در طول ۲۸ سال گذشته، به هیچ کشوری تهاجمی نکرده و غیر از رژیم اسرائیل، خواهان روابط و ارتباطات و احترام متقابل با همه کشورها بوده است. ایران در برابر این همه سلطهطلبی آمریکا و قطع یکجانبه روابط با ایران، همواره تأکید کرده که اگر آمریکا روابط خصمانه و تخاصمات خود را رها کند از هژمونی و سلطهطلبی بر ایران اسلامی دست بکشد، روابط احترامآمیز متقابل را با حقوق مسلم ملت ایران در استقلال و سیاستهای استراتژیک مستقل، به رسمیت بشناسد و داراییهای ایران را مسترد نماید در اینصورت ایران مخالف ارتباط سالم با آمریکا نیست و این سیاستی کاملاً منطقی و عقلایی است.
اکنون آمریکا، دو سیاست در برابر ایران را مطرح کرده است که در نامه خانم رایس مشخص است:
۱ـ به رسمیتشناسی حق ملت ایران در استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای.
۲ـ تکرار تهدیدهای گذشته، با بهانه جویی اینکه ایران در پی سلاح اتمی است، که مسلم است ایران چنین تصمیمی ندارد.
اگر آمریکا متوجه شده باشد که ایران دارای نظام تثبیت شده و دارای قدرت لازم دفاعی از خود است و اگر آمریکا فهمید که تمام توطئهها و ترفندهایش در ۲۸ سال گذشته و بلکه در ۴۵ سال گذشته، به جایی نرسیده و بعد از این هم بجایی نخواهد رسید.
اگر آمریکا عواقب بحرانآفرینی در منطقه را برای ایالات متحده سنگین و آسیبآور یافته است.
اگر آمریکا به واقع ولو از روی اجبار، ناچار از پذیرش ایران مستقل اسلامی و حقوق مسلم آن است
و سایر اگرها.
در اینصورت میتوان به حل مشکل آمریکا با ایران نگاه انداخت.
این کار بسته به شجاعت و شهامت سران آمریکا، در بازگشت از سیاستهای غیرمنطقی و غیرعقلایی آنهاست. اگر این شجاعت و شهامت، وجود داشته باشد.