تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۴۰۴۰۹
اوکراین و نخست‌وزیری از جناح مخالف

اولین سفر خارجی آقای ویکتور یانوکوویچ، در روزهای شانزدهم و هفدهم اوت به مسکو صورت گرفت. رییس جمهور ویکتور یوشنکو با اعلام وی به عنوان فرد شماره یک در دولت اوکراین، بر ناکامی و اختلاف در «ائتلاف نارنجی» پیشین صحه گذاشت. نخست وزیر جدید ابتدا خواستار حل اختلافی است که بین شرق (طرفدار روسیه) و غرب کشور (طرفدار غرب) فاصله افکنده است.
در ساعات اولیه روز پنجشنبه سوم اوت 2006، رییس جمهور اوکراین، ویکتور یوشنکو پذیرفت آقای ویکتور یانوکوویچ،‌رقیب اصلی‌اش را به عنوان رییس دولت اعلام کند. گزینه دیگری که پیش روی وی قرار داشت، انحلال مجلس و ترتیب دادن انتخابات جدیدی بود که در جریان آن، احتمال عقب‌نشینی حزب متبوعش وجود داشت. طی چهار ماه، به نظر می‌رسید کشور فلج شده و «ائتلاف نارنجی» نتوانسته است در راستای تشکیل یک دولت جدید، بر اختلاف‌هایش غلبه کند. رییس دولت دو تن از عوامل خویش را در پست وزارت امور خارجه و دفاع قرار داد و انتصاب مسوولان دیگر را در اختیار نخست وزیر گذاشت. آیا اوکراین از بی‌ثباتی سیاسی دیرپای خویش رهایی خواهد جست؟
آخرین بحران در انتخابات مجلس در بیست و ششم مارس گذشته رخ داد. عدم پیروزی بانیان «انقلاب نارنجی» در این انتخابات خود توفیقی برای ارزش‌های آن می‌باشد. با پایان دادن به سنت توسل به «منابع اداری» - حسن تعبیری برای نشان دادن تقلب گسترده توسط تشکیلات دولت – رییس جمهور یوشنکو به شهروندان اجازه داد تا بطور واقعی مجلس خویش را انتخاب کنند. اما نتیجه شگفت‌آور است. در دور اول، حزب مناطق (PR) وابسته به نامزد رژیم پیشین – آقای یانوکوویچ - که پانزده ماه پیش در نبرد شکست خورده بود؛ با 32/1 درصد آرا در صدر قرار گرفت، جناح خانم یولیاتیموشنکو (BYuT)، هم پیمان پیشین آقای یوشنکو که به رقیبش تبدیل شد، با 22/29 درصد آرا جایگاه دوم را اشغال کرد. حزب رییس جمهور، اوکراین ما (NU) با دستیابی به 13/95 درصد آرا، به رده سوم بسنده می‌کند. دو حزب دیگر از مرز سه درصد می‌گذرند: حزب سوسیالیست (5/69 درصد) یکی از سردمداران حوادث پایان سال 2004 و حزب کمونیست (3/66 درصد). این امر متناقض است اما موفقیت دموکراسی اوکراینی پا به پای شکست سیاسی معمارش پیش می‌رفت.
با این نتایج، رهبران «نارنجی» می‌توانستند دولتی تشکیل دهند. آقای الکساندر موروز، رهبر حزب سوسیالیست، چند روز پس از انتخابات اعلام می‌کند: «نمی‌توان گفت که جامعه به نفع حکومت پیشین رای داده است. اگر آرای به دست آمده توسط جناح خانم تیموشنکو،‌اوکراین ما،‌ سوسیالیست‌ها و دیگران را با هم جمع کنیم، مجموع آرا مشابه نتیجه انتخابات ریاست جمهوری [در 26 دسامبر 2004] می‌شود.» با این وجود رهبر سوسیالیست افسوس می‌خورد که چرا رای دهندگان نیروهای «انقلاب نارنجی» را تثبیت نکردند: «نه پیش از انقلاب و نه پس از آن، «ائتلاف نارنجی» متحد نبوده است.»
ولی حزب اوکراین ما (NU)، جناح خانم تیموشنکو (BYuT) و سوسیالیست‌ها بدون هیچ نتیجه‌یی، ماه‌ها درباره کسب دوباره کرسی‌ها در دولت جدید احتمالی بحث خواهند کرد. خانم تیموشنکو اصرار خواهد کرد که دوباره نخست‌وزیر شود و آقای موروز سخنگوی دولت گردد، پستی که آقای پتروپروشنکو، از رهبران حزب اوکراین ما (NU) نیز به آن چشم دارد. نتیجه آنکه هنگامی که در 22 ژوئن خانم تیموشنکو به عنوان نخست‌وزیر و آقای پروشنکو، سخنگوی دولت اعلام شدند، آقای موروز نیز آنان را رها می‌کند و به «ائتلاف آبی» می‌پیوندد. همچنین آقای یانوکوویچ خواهد توانست «ائتلافی ضدبحران» تشکیل دهد و مدعی جایگاه ریاست دولت شود.
بطور خلاصه، رهبران «نارنجی» با درگیر ساختن خویش به جزییات، به جای آنکه چون پیام آوران شور و هیجانی در راستای تغییر جامعه باشند، همچون تاجران فرش عمل کردند. همین نظر را در مورد تمام دوران‌های پسا «انقلابی» می‌توان ابراز کرد: ابهام، رخوت و کشمکش‌های خاص حکومت، باعث شد تا دولت پویایی پایان سال 2004 را از دست بدهد. آقای یوشنکو موفق نشد در دادگاه‌ها نه جنایت‌های انجام شده در رژیم سابق (شامل قتل روزنامه‌نگاری با نام گئورگی گونگادز در سال 2000) ، نه تقلب‌های گسترده انتخاباتی و نه فعالیت‌های «جدایی طلبان» شرق را پیگیری نماید. از سوی دیگر «خصوصی سازی‌های مجدد» مورد انتظار هوادارانش تنها دو شرکت را هدف قرار داد که یکی از آنها کریوروژاستال، بزرگترین کارخانه فولاد سازی کشور است. فقدان اراده سیاسی اجازه نداد تا فراتر از آن برود. در نهایت، افکار عمومی توافق محرمانه گاز منعقده بین مسکو و کی‌یف در ژانویه 2006 را درک نکرد؛ توافقی که خود اشتباهی بود که باعث بحث‌های رسمی شد.
به دنبال سرخوردگی روشنفکران، فردی چون آندریی موکروسوف، سردبیر روزنامه ادبی کریتیکا نیز چنین توضیح می‌دهد: «گمان می‌کردیم رییس جمهوری داریم که اشتباهاتی انجام خواهد داد، اما به جای آن رییس جمهوری داریم که هیچ کاری انجام نمی‌دهد. از این پس تنها کسی که برای ارزش‌های دموکراتیک می‌جنگد، خانم تیموشنکو است، ولی وی نمی‌تواند رهبر اصلی اوکراین باشد.»
به سوی توافق جدید گاز
این چهره مرموز 46 ساله، از معدود زنانی به شمار می‌آید که نقش مهمی در اشتراک زدایی از سرمایه‌های دولتی اوکراین بازی کرد. وی با پشتوانه حمایت قوی مسوولان پیشین حزب کمونیست زادگاهش، دنیپروپتروسک، از طریق واردات قطعات الکترونیکی، محصولات کشاورزی و نفت و ثروت دست یافت. زمانی که پاولو زارنکو از قدرت کنار گذاشته شد و ناگهان خانم تیموشنکو حامی خویش را از دست داد، نماینده مجلس شد و حزب سیاسی خویش «اولین حزب متنفذین دگراندیش»، را تشکیل داد.
در سال 1999، وی به عنوان اولین معاون وزیر در امور انرژی برگزیده شد. سقوط وی به دنبال سقوط دولت آقای لئونید کوچما، به یک دوره حبس کوتاه ختم گردید که باعث افراطی شدن مواضع خانم تیموشنکو شد و وی را به پر حرارت‌ترین سخنگوی ائتلاف نارنجی تبدیل کرد. وی که پس از «انقلاب» نخست‌وزیر شد، مواضع افراطی در پیش گرفت و با دنبال کردن تدابیری چون بستن مناطق آزاد، برانگیختن خصوصی‌سازی مجدد، افزایش مالیات‌ها و هزینه‌های اجتماعی از سوی رقبایش «مردم باور» (پوپولیست) قلمداد شد.
«انقلاب اوکراین» باعث ظهور نیروهای سیاسی جدید نشد. پنج حزبی که کرسی‌های مجلس را به دست آوردند، همگی از سال 2002 وجود داشته‌اند. جنبش دانشجویی پورا که «مبارزان» خویش را در اختیار «انقلاب نارنجی» گذاشته بود، تنها به 1/47 درصد آرا دست یافت و نتوانست به مجلس راه یابد. آقای ولادیسالاف کاسکیف، رهبر این گروه تصدیق می‌کند که با آنکه هوادارانش در مبنا از مواضع افراطی تر خانم تیموشنکو حمایت می‌کردند، ائتلاف نزدیک وی با رییس جمهور یوشنکو چهره جنبش را آلوده کرده است.
وی همچنین می‌پذیرد که پورا «بیشتر از آنکه نیروی خود را صرف ساختارهای حزبی کند، نگران روابط عمومی در جهت ساختن تصویری از خویش بود.»
پس از ناکامی سال 2004، حزب مناطق (PR)، نماینده سران مخالف در دونتسک، بخوبی خود را سازمان‌دهی کرد. نه تنها این حزب کنترل خویش را بر مرکز صنعتی کشور، منطقه دون باس حفظ کرد، بلکه توانست تمام نیروهای ضد «نارنجی» را بویژه در مناطق جنوب و شرق بسیج کند. حمایت از گروه گرایی‌های فرهنگی جمعیت روس زبان ساکن شرق و جنوب کشور یا گردآوری همین گروه در کریمه علیه «تهدید‌های» تارتارها، باعث می‌گردد تا حزب به حوزه‌هایی وارد شود که در اختیار حزب کمونیست پیشین بود و با نقش حاشیه‌اش به کنار گذاشته شده بود. همچنین حزب مناطق (PR) استفاده از قواعد نوین سیاست اوکراینی را می‌آموزد. در حالی که در سال 2004، آقای یانوکوویچ تلاش می‌کرد تا با تقلب رییس جمهور شود، در سال 2006، با رای مردم به نخست‌وزیری رسید. با این حال، این نتایج باعث نشد که متنفذین پیشین دموکرات شوند. بتازگی، دولت جدید مناطق آزاد را احیا کرد که پیش از آن از تحمیل آنها سرباز می‌زد.
همچنین حزب مناطق (PR) خود را درگیر از سرگیری مذاکرات در مورد توافق جدیدی با روسیه بر سر قیمت گاز کرده بود، تعهدی که به نظر نمی‌رسد تداوم داشته باشد، چرا که گازپروم نه تنها قیمت‌هایش را در برابر اوکراین و گرجستانی بالا برده بود که محل وقوع «انقلاب‌های رنگی» طرفدار غرب بودند، بلکه در صدد برآمده است که در بلاروس نیز قیمت‌ها را بطور چشمگیری بالا ببرد؛ این اقدام در واکنش به انتخابات‌هایی است که به واسطه آنها رییس جمهور الکساندر لوکاشنکو در برابر رقیب لیبرالش به پیروزی بزرگی دست یافت. گروه گازی روس دو انتخاب در برابر رییس دولت بلاروس قرار داد: قبول سه برابر شدن قیمت گاز در سال 2007 یا واگذاری خط لوله‌های گاز بلاروس.
پس از یک دهه افول در دهه 1990 که با سقوط 60 درصدی بهره‌وری اقتصادی همراه بود، اقتصاد اوکراین تا جایی رشد کرد که تولید ناخالص ملی در سال 2004 به افزایشی معادل 12/4 درصد رسید. با این همه «انقلاب نارنجی» با کاهش نرخ رشد همراه بود که به 2/4 درصد در سال 2005 سقوط کرد. آندره اسلاند، متخصص اقتصادهای پس از شوروی در موسسه بین‌المللی اقتصاد واشنگتن (Washington"I Institute for Intemational Economics de) معتقد بود: «خصوصی‌سازی مجدد موجب نگرانی شرکت‌ها شد و کاهش تولید را به همراه داشته است. مالیات‌ها از مرز 36 درصد به 43 درصد تولید ناخالص ملی رسیدند. اقتصاد اوکراین مبتنی بر دریافت مالیات اضافی است و به این ترتیب نمی‌توان انتظار داشت که نرخ رشد بالا رود.» اما به نظر می‌رسد بازگشت حزب مناطق (PR) به قدرت، اعتماد را به بخش‌های اقتصادی بازگردانده است که امسال با وجود بحران سیاسی، روی رشد 5/5 درصدی حساب می‌کنند.
بسیاری از اوکراینی‌ها و ناظران خارجی از توافقی که از ژانویه 2006 به اجرا گذاشته شده انتقاد می‌کنند. در واقع گازپروم هر هزار متر مکعب گاز را به قیمت 230 دلار به «روس اوکرانرگو» می‌فروشد که شرکتی گمنام است و در ثبت بازرگانی سویس ثبت شده است. ولی این شرکت گاز ترکمنستان را به قیمت 95 دلار به نفت و گاز، شرکت دولتی اوکراین می‌فروشد و در ازای آن گاز روسیه را به بازارهای اروپایی پر سودتر هدایت می‌کند. بسیاری این توافق را بهترین روش برای ادامه فساد مالی متداول در بخش انرژی اوکراین می‌دانند.
در چند ماه مانده تا انتخابات مجلس، مسکو از افزایش قیمت گاز همچون سلاحی برای مداخله در سیاست اوکراین استفاده می‌کرده است. مدتها بود گازپروم سوخت اوکراین را با قیمتی پنج برابر کمتر از قیمت بازار تامین می‌کرد، قیمت ترجیحی‌یی که پیش‌بینی شده بود به تدریج هماهنگ با پیشرفت دو کشور در مسیر اقتصاد بازار اصلاح شود. همان گونه که یک تحلیلگر اشاره کرده بود، پیش از افزایش قیمت، روسیه فقط از طریق صادرات گاز، بین سه تا پنج میلیارد دلار در سال به اقتصاد اوکراین کمک کرده است، در حالی که کمک امریکا به اوکراین طی سالهایی که به «انقلاب نارنجی» منجر شد، از مرز 174 میلیون دلار نگذشت. در نیمه اوت، آقای یانو کوویچ با این امید از سفر خویش به مسکو بازگشت که در پایان سال، قیمت گاز روسیه به ازای هر هزار متر مکعب از 95 دلار بالاتر نرود.
دخالت‌های روسیه در امور داخلی اوکراین، همچون انتخابات ریاست جمهوری سال 2004، این کشور را وامی‌دارد تا به جانب غرب متمایل شود. کشور نیازمند اصلاح دولت خویش، نوسازی صنایع ضعیف و مهار سقوط خطرناک منحنی رشد جمعیتی‌اش می‌باشد. این تدابیر نیازمند همکاری با نهادهای اتحادیه اروپا و کمک اقتصادی و فنی فزاینده کشورهای غربی است. اما آیا نامزدی اوکراین برای ورود به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) عاقلانه است؟ ناتو تا پاییز آینده باید نظرش را در مورد این الحاق، اعلام کند. برانگیختن خصومت مسکو، ناراضی ساختن بیش از یک سوم جمعیت اوکراین که خود را با روسیه یکی می‌دانند و افزایش هزینه‌های نظامی اوکراین برای رسیدن به معیارهای «ناتو»، از عواقب احتمالی چنین عملی است.