مهدی کرمی
پرونده هستهای ایران به روزها و مراحل حساس خود نزدیک شده است، بنابراین حرکتهای بازیگران موثر در این عرصه، حساسیتها و ویژگیهای خاصی یافته و ممکن است اشتباه در محاسبات از سوی هر کدام از طرفین، دیگر فرصت جبرانی باقی نگذارد. بنابراین نکات ذیل را برای مشخص شدن زوایای اصلی این پرونده میتوان برشمرد:
در پرونده هستهای، فناوری هستهای موضوع مورد مناقشه نیست، بلکه موضع، زمین و فضای مورد مناقشه و درگیری است. به عبارتی باید گفت بحث هستهای موضوع اصلی اختلاف بین ایران و طرفهای مناقشه نیست بلکه موضوع اصلی بین ایران و امریکا و برخی کشورهای اروپایی همراه آن، تصمیم و تلاش آنها برای اجرای نقشههایی مانند خاورمیانه جدید یا اسامی دیگر این طرح است که میخواهند با آن به نظم دلخواه خود در جهان برسند و قدرت و سیطره کاملی بر جهان پیدا کنند. در مقابل نظم دلخواه مورد نظر امریکا و همفکرانش، ایران و دیگر کشورهای مسلمان باید در جایگاهی برای افزایش قدرت و سیطره امریکا و متحد منطقهایاش اسرائیل قرار گیرند و به نحوی نقش سرباز آنها را ایفا کنند و پاسدار اهداف و منافع امریکا باشند.
در این میان تنها کشوری که از حیطه کنترل و اقتدار امریکا بیرون قرار گرفته و الگو و چشماندازی برای دیگر کشورها و ملتها شده ایران است؛ لذا امریکا و شریکان آن برای تضعیف و در نهایت، حذف این نظام تلاش میکنند تا اگر نتوانند ایران را در حیطه قدرت و اقتدار خود درآورند، لااقل آنقدر ضعیفش کنند که نتواند تاثیری بر دیگر کشورهای اسلامی و خاورمیانه داشته باشد. موضوع درگیری بین ایران و امریکا این است؛ اما صحنه یا به عبارتی خاکریز درگیری، در پرونده هستهای قرار گرفته است. بنابراین ملت ایران و مسوولان آن بخوبی میدانند که بحث هستهای به تنهایی موضوع اختلاف نیست، بلکه زمین محل درگیری است و باید دقت کرد محل درگیری را به اشتباه موضوع درگیری تصور نکنیم.
با این نگاه، عقبنشینی از موضوع هستهای منجر به رفع موضوع اختلاف نخواهد شد؛ زیرا همچنان اختلاف مورد نظر باقی خواهد ماند که یا با تسلیم ایران در مقابل آنها منجر شود یا آنقدر ما را تضعیف کنند که دیگر مزاحمتی برای نقش امریکا در منطقه ایجاد نشود. با این وصف نشان داده میشود که عقبنشینی از موضوع هستهای نه تنها اختلافات را حل نمیکند بلکه ایران را در موضع ضعیف قرار میدهد و دشمنان به این نتیجه میرسند که با تهدید و صدور قطعنامههای دیگر میتوانند گام به گام ایران را به عقبنشینی وادار کنند.
بنابراین عقبنشینی از خاکریز هستهای به این معنی خواهد بود که درگیری بعدی ما با آنها در خاکریزهای دیگر مانند بحث تروریسم و صلح خاورمیانه یا بحث حقوق بشر و بهانههای دیگر مثل آن و یا حتی بهانههایی درباره در اختیار داشتن سلاحهای دفاعی و موشکی و... خواهد بود. بنابراین زمینه درگیری ما که در حال حاضر بحث انرژی هستهای است، مناسبترین محل برای مقاومت است، زیرا در موقعیتها و خاکریزهای دیگر شرایط مناسبی را که در پرونده هستهای داریم، نخواهیم داشت؛ لذا مقاومت در زمین انرژی اتمی به مراتب آسانتر است و قدرت مانور بیشتری برای ایران به همراه دارد.
ویژگیهای این زمین به این شرح است:
1. اجماع داخلی بسیار مطلوبی در کشور ایجاد شده و میان اکثریت مطلق مردم و تقریبا تمامی گروهها و جناحهای سیاسی بر سر اصل حق استفاده از انرژی اتمی وحدت نظر وجود دارد، در حالی که ممکن است در دیگر موضوعات، این اجماع مناسب در اختیار ما نباشد.
2. فناوری هستهای و دستاوردهای ایران در این خصوص از نظر حقوقی و براساس مقررات بینالمللی کاملا بر حق و متناسب با تمامی موارد حقوقی جهانی است و به همین لحاظ، قدرت دفاع و چانهزنی ما را در مذاکرات به شکل کاملا مناسبی بالا میبرد و در مقابل ما حریف با موضع حقوقی ضعیف در نقطه ضعف قرار دارد؛ لیکن ممکن است در موضوعات دیگر این برتری کامل در اختیار ما نباشد.
3. فناوری هستهای و دستیابی به آن، به خودی خود و به دلیل ماهیت فنی و تکنولوژی آن موجب افتخار و غرور ملی است و همچنین باعث افزایش اعتبار جهانی ایران در منطقه خاورمیانه شده است. بنابراین اختلاف و مقاومت در برابر امریکا و متحدانش بر سر مسالهای که خود باعث غرور و افتخار است، برای مردم و کشورهای منطقه و جهان توجیهپذیر و قابل دفاع است و این نقطه قوت ممکن است در دیگر عرصههای مورد اختلاف وجود نداشته باشد.
4. موضوع هستهای و دستیابی به این فناوری را از طریق برخورد نظامی نمیتوان از بین برد، زیرا این فناوری بومی شده و تنها محدود به برخی تاسیسات و ساختمانها و تجهیزات نیست، بلکه در افکار و اذهان عدهای متخصص و دانشمند جای گرفته و در صورت لزوم میتواند بارها و بارها تکرار و مراکز برای انرژی هستهای ساخته شود، لذا قدرت نظامی که معمولا ابزار مناسب امریکا و متحدانش برای تحمیل اراده آنها به دیگران است، در این عرصه کارایی چندانی ندارد و بعلاوه خود دانش هستهای میتواند فرصتی برای بازدارندگی از برخورد نظامی باشد که این امتیاز در عرصههای دیگر به این روشنی وجود نخواهد داشت.
5. در پرونده هستهای قدرت مانور و چانهزنی بسیار زیادی در اختیار ایران است و میتواند با حجم زیادی از پیشنهادها با طرفهای خود سر میز مذاکره بنشیند و هر طور مصلحت میداند و منافع کشور را تامین میکند مانور بدهد؛ زیرا بحث هستهای از محدودیتهای دیگر موضوعات به دلیل ایدئولوژیک بودن یا موضوعات حیثیتی که به تمامیت ارضی کشور میپردازد، فارغ است. پس این زمین مبارزه برای مانور، زمین مناسبی است و شاید در دیگر موضوعات مورد اختلاف چنین قدرت مانوری نداشته باشیم.
بنابراین به پرونده هستهای باید به عنوان زمین درگیری نه موضوع درگیری نگریسته شود و اگر پیروزی کامل در کوتاه مدت حاصل نمیشود، نگذاریم خاکریز درگیری را به دیگر موضوعات مورد نظرش برساند. لذا حریف را باید در زمین پرونده هستهای زمینگیر کرد.