تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۴۰۴۳۷

سمیه صیادی‌فر
هشت خوان تحول
جان کاتر ـ دان کوهن
ترجمه: محمدابراهیم محجوب
ناشر: فرا ۱۳۸۴ـ ۲۵۶صفحه

نگرانی از مقاومت در برابر تغییر، از عواملی است که گاه مدیران را به سازش با وضع موجود قانع می‌سازد. ساختن با وضعیتی که می‌دانند در بلندمدت به نابودی سازمان شان می‌انجامد و این یعنی «خودکشی از ترس مرگ!»
جان کاتر که از صاحب‌نظران بنام در «مدیریت تغییر» است، با همکاری دان کوهن در این کتاب بر آن بوده‌اند تا راهی در مسیر تحول بگشایند و مدیران تحول‌آفرین را گام به گام راهنما باشند. در کتاب هشت خوان تحول، گفته شده است در هر یک از گام‌هایی که سازمان باید بردارد تا در کالبدی نو به هستی خود ادامه دهد، چه چالش‌هایی نهفته است و چگونه می‌توان از آنها به سلامت گذشت. یافته مهم هشت خوان تحول این است: عامل اصلی نه استراتژی است، نه ساختار، نه فرهنگ و نه سیستم. این عوامل البته مهم اند، اما در همه حال سخن اصلی بر سر دگرگون ساختن رفتار انسان است. تحول زمانی با کامیابی همراه می‌شود که «احساسات» انسان در کانون توجه باشد.
ساختار کتاب بر محور هشت خوانی استوار است که کاروان هر تحولی باید از آنها بگذرد. در هر تحول موفقی مسیر معینی طی می‌شود از این روی، فصل‌های کتاب نیز در راستای همان مسیر تنظیم شده‌اند. در سراسر کتاب سعی شده آموزه‌های بنیادی به کار گرفته شود. تحلیل هم انجام شده اما هر بار موضوع در چارچوب داستان‌های حقیقی از زبان آدم‌های حقیقی بیان شده است.
خلاصه کتاب
برای درک این که چرا برخی از سازمان‌ها در جهش به آینده موفق تر هستند نخست باید فرآیند تحول کلان را بشناسیم. این فرآیند را می‌توان به گذار از هشت خوان مانند کرد که کمتر کسی پیروزمندانه از آنها می‌گذرد.
ایجاد فوریت (خوان یکم): کسی در ایجاد تحولات بنیادی پیروز است که کار را با دامن زدن به فوریت در میان افراد لازم آغاز کند. فوریت هرگاه خلاقانه دامن زده شود، افراد را بیدار می‌کند، از لاکشان بیرون می‌کشد و آماده می‌سازد. پیامد خوان اول: افراد به یکدیگر خواهند گفت: «هشدار باید وضع را عوض کنیم.»
تشکیل تیم راهنما (خوان دوم): پس از آنکه فوریت پا گرفت، گروهی که اعتبار، مهارت، ارتباطات، خوشنامی‌و اختیارات رسمی ‌لازم را برای رهبری تحول دارند باید گرد آیند. این گروه باید بیاموزد چگونه در سایه اعتماد و تعهد قلبی، تحول را رهبری کنند. پیامد خوان دوم: گروهی با قدرت کافی برای رهبری شکل می‌گیرد و کار را آغاز می‌کند.
رسم دورنما و راهبردها (خوان سوم): در موفق‌ترین حالت، تیم راهنما دورنمای تحول و راهبردهای آن را ساده، روشن، منطقی و برانگیزنده رسم می‌کند. اگر تنها به تولید برنامه و بودجه بسنده شود یا دورنمای رسم شده سبک باشد، نمی‌توان به آینده تحول امید بست. اگر راهبرد نیز برگزیده، کند، محتاطانه و با جهان پرشتاب ناسازگار باشد بخت کامیابی اندک خواهد بود. پیامدخوان سوم: تیم راهنما، دورنما و راهبردهای فراخور تحول را روشن می‌کند.
پیام‌رسانی (خوان چهارم): خوان بعدی، تبیین دورنما و راهبردها در قالب پیام‌هایی ساده و دلنشین است. هدف مفاهمه است و ایجاد همدلی و آزاد ساختن انرژی افراد. اینجا کردار مهم‌تر از گفتار است. نمادها بلندتر سخن می‌گویند. تکرار پیام نیز مهم است. پیامد خوان چهارم: افراد کم‌کم به نهضت می‌پیوندند و این در رفتارشان نمایان می‌شود.
توان‌افزایی (خوان پنجم): در تحولات بسیار موفق، توان‌زایی فراوانی دیده می‌شود. رهبران تحول، موانع سر راه (مدیران توان‌فرسا، پیام‌رسانی ضعیف و موانع ذهنی کاهنده اعتماد به نفس) را بر می‌دارند. منظور حذف موانع است نه «توانمندسازی افراد». پیامد خوان پنجم: افراد حس می‌کنند نیرو دارند و پا در رکاب می‌گذارند.
چند دستاورد سریع (خوان ششم): در سفرهای بسیار موفق، پس از حذف موانع و حرکت کاروان به سوی دورنمای اصلی، به افراد کمک می‌شود به چند دستاورد سریع برسند. این کار حیاتی است. باور می‌آفریند، پشتیبانی می‌آورد و به جمع نیرو می‌بخشد. پیامدخوان ششم: جمع نیرو می‌گیرد، مخالفت‌ها رنگ می‌بازد.
پی‌گیری (خوان هفتم): در موفق‌ترین سفرها، رهبران تحول دنباله کار را رها نمی‌کنند. ترکیب دستاوردهای کوچک نخستین، شتاب چشمگیری به جمع می‌دهد. افراد هدف بعدی را زیرکانه برمی‌گزینند. خاکریزها یکی پس از دیگری فتح می‌شوند تا آنگاه که دورنما از نزدیک دیده شود. پیامد خوان هفتم: افراد موجاموج تغییر پدید می‌آورند تا آنگاه که کاروان تحول به دورنما می‌رسد.
ماندگارسازی تحول (خوان هشتم): موفق‌ها در پایان با ایجاد یک فرهنگ تازه، کاری می‌کنند که تحول پدید آمده ماندگار شود. ارتقا دادن بجا، جهت‌دهی ماهرانه کارکنان جدید و برگزاری مراسمی ‌که دل افراد را درگیر کند بسی موثر است. پیامد خوان هشتم: با وجود سنت‌گرایی، تغییر رهبران و... هنجار تازه جا می‌افتد.
جهان هرگز از خروش نمی‌ایستد. شواهد زیادی به بهترین وجه نشان می‌دهند سازمان‌هایی برنده‌اند که با گذر از هشت خوان تطبیق و تحول، بتوانند آن خروش را به سود خود به کار گیرند. دشوارترین مرحله این سفر، دگرگون‌سازی افراد است. رمز این دگرگونی چنانکه به روشنی در تحولات موفق دیده می‌شود، کمتر در تحلیل و تفکر، و بیشتر در دیدن و حس کردن است. به عبارت دیگر، فرآیند دیدن ـ حس کردن ـ متحول شدن، بسی نیرومندتر از فرآیند تحلیل ـ تفکر ـ تحول است.