تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۴۰۴۴۱

امیرحسین رسائل
هشتاد و چهار سال پیش مجلس شورای ملی قانونی را درباره پوشاک ملت به تصویب رساند. قانونی با هدف شبیه‌تر شدن کارکنان دولت و شهروندان میهن؛ به ظاهر ساکنان فرنگ. و دیروز مجلس شورای اسلامی ‌کلیات طرح مد و لباس را به تصویب رساند. قانونی که پس از این تلاش می‌کند ایرانیان متقاعد شوند با ظاهری آراسته اما نه غربی‌ مآب پیش چشم جهانیان جلوه کنند. توجه ویژه به مسئله پوشش از ابتدای امسال نمود بیشتری یافته. پیش از تصویب این قانون هم طرح ارشاد بدحجابان در کوی و برزن مدتی نقل محافل بود، یا اظهارات معاون رئیس‌جمهور درباره قیافه ورزشکاران که بازتاب‌های گوناگونی داشت. رئیس سازمان ورزش ایران در نخستین نشست خود با روسای فدراسیون‌های ورزشی پیش از هر چیز بر برخورد با ورزشکارانی تاکید کرده که با آرایش و به قول ایشان با قیافه زنانه وارد میادین ورزشی می‌شوند. او گفته بود پاک کردن موهای رنگ کرده و پر کردن ابروهای خالی کرده در کنار تقویت تیم‌های ورزشی اهمیت دارد و کسب نکردن چند مدال المپیک نباید مدیر ورزشی را از برخورد با مسائل اخلاقی باز دارد. فارغ از اینگونه مباحث که هر از چندی در جامعه ما فراوان است، اگر گذری تاریخی داشته باشیم بر مسئله شیوه پوشش درمی‌یابیم که همواره پوشش مردمان سرزمین پهناور ایران پیش و بیش از آنکه مسئله‌ای در رسته نظریه‌های قومی، اجتماعی و تاریخ توسعه باشد، بازتاب تغییر روش‌های سیاسی حاکم بر جامعه است که حاکمان را وا می‌دارد تا بر این بخش از شئونات مردم نیز ورود کنند.
اصولاً با گذری بر اوج و فرود سلسله‌های حکمرانی در ایران می‌بینیم مسئله پوشش در کنار قوانین زراعت، تجارت، مالیات و آموزش و فرهنگ، از جنبه‌های مورد توجه حکومت است. شاخص‌ترین نماد تغییر هر سلسله‌ای نیز تغییر سربند مردم است که از شاه تا رعیت رخ می‌نمایاند. بر این اساس است که با کمی‌ واقع‌نگری این تنها رضاشاه نبود که چادر را از سر زنان کشید و کلاه پهلوی را بر سر مردان نهاد. شاید دقیق‌ترین نمونه کشف حجاب پیش از عصر پهلوی اول مربوط به ناصرالدین شاه باشد که پس از بازگشت از سفر پترزبورگ به جهت شعفی که از دیدن زنان بالرین آن شهر به او دست داده بود ابتدا زنان حرمسرا را واداشت تا چاقچورها (شلوار بلند چین دار مخصوص زنان) را از پا بکنند و سپس شلیته‌های کوتاه بپوشند و سر و موی خود را نیز با روسری‌های سفید ساده بپوشانند. سلیقه شاه اندک و آرام از درون حرمسرا به بیرون نیز سرایت کرد و بسیاری از زنان و دختران خواص نیز به آن گراییدند اما هرگز همه ملت را فرا نگرفت. این البته به روحیه شاه بازمی‌گشت که اصولاً چیزهایی از ترقی به گوشش رسیده و با چشم‌هایش در فرنگ دیده بود، در کنار قدرت و نفوذ بسیار علمای شیعه در عصر قاجار که می‌توانستند با فتاوی خود مانع بسیاری از فرامین حکومتی شوند. گذشته از دوران قاجار شبیه‌ترین حرکت حکومتی برای تغییر پوشش مردم سرزمین را پس از سقوط صفویه و استیلای افغان‌ها و سپس زندیه، در دوران افشاریه شاهد هستیم. بی‌اغراق می‌توان گفت دوران صفویه که عظیم‌ترین حکومت ایران پس از اسلام بود در تمامی ‌شئون کشور نمود داشت. ثروت و قدرت پادشاهان صفویه در کنار سرآمدی در اکثر صنایع آن روزگار، تاثیر شگرفی نیز بر ظاهر مردم داشت. این شکوه پس از معماری و سایر هنرها به حتم در لباس‌ها نمود یافته است. اهمیت این موضوع زمانی آشکار می‌شود که می‌خوانیم از مهمترین هدایای شاهان صفوی به امپراتوران دیگر ممالک البسه زربفت و مرصع بود که می‌فرستادند. مانند چند تکه پوشش گران قیمتی که شاه صفی در سال ۱۳۶۰ میلادی به دربار روسیه اهدا می‌کند که این لباس مطلا چنان ارزشمند بوده که بار دیگر روس‌ها آن را سه سده بعد در سال ۱۶۴۴ میلادی به کریستینا ملکه سوئد پیشکش می‌کنند. اهمیت صفویه در جهان آن روز یک‌سویه نبود و جذابیت آن پذیرای ورود فرهنگ‌های گوناگون به امپراتوری شاهان صفوی می‌شد.
گرچه بسیاری از حکومت‌ها به عظمت آنان به دیده حسرت می‌نگریستند اما نگاه مردمان شهرهای بزرگ ایران در آن زمان به غرب همچنان رویایی بود و از همین روست که برخلاف تصور رایج که غربگرایی در مد را بیشتر به دوران پس از مشروطه نسبت می‌دهد، شاهد استقبال از شیوه پوشش غربی و پوشاک اروپایی در دوران صفویه هستیم. در اوج دوران صفویه «حتی صنف خاصی از خیاطان و فروشندگان پارچه لندنی نیز وجود داشت. شیک پوشان به سبک‌های اروپایی لباس می‌پوشیدند و زن‌ها در خلوت حرم، تن پوش‌های تنگ، یقه باز و بی‌آستین (دکولته) به تن می‌کردند.» (پوشاک در ایران، دانشنامه ایرانیکا، گروه نویسندگان، ترجمه دکتر پیمان متین) پس از فروپاشی صفویه تا استیلای افشاریه شاهد تغییر چندانی در پوشش مردم به جهت تاثیر حکومتی نیستیم. دلیل این موضوع می‌تواند قوام نیافتن حکومت‌های میانه این دو سلسله و یا تغییر نیافتن مذهب پادشاه باشد، چرا که نادرشاه نخستین حکمرانی بود که پس از قرن‌ها کلاه را جایگزین عمامه کرد. این حرکت او بیشتر از آنکه به سنی مذهب بودنش بازگردد به واقع برآوردن نیازی بود که او را وا می‌داشت بر تفاوت خود با حکمرانان صفویه صریحاً اشاره کند. کلاه نادری که چهار ترک بود و نشانه‌ای از چهار خلیفه اسلام داشت حتی ظاهر سرزمین او را از خلفای عثمانی فارق می‌نمایاند، که آنان نیز چون صفویه عمامه به سر داشتند. مرور بر این تفاصیل باز ما را به نقطه آغازین بازمی‌گرداند که حکومت‌ها در ایران همواره نگاهشان به پوشش مردم سرزمین از زاویه سیاسی بوده است والا بر کسی پوشیده نیست که حتی حجاب نیز ارمغان اسلام برای ایرانیان نیست. متون تاریخی اشاره دارند که پادشاهان هخامنشی چون کوروش و داریوش نیز زنان خود را از انظار دور نگه می‌داشتند و یا در نقاشی‌ها و کتیبه‌های باقی مانده از پیش از اسلام کمتر شاهدیم که موی زنان دربار یا مردمان کوی و برزن عیان و افشان باشد و این تصاویر زنان خنیاگر و رقاصه‌های ساسانی است که حجابی کمتر از درباریان و دیگران دارند. البته آنها نیز روسری‌هایی به استعاره به سر دارند. پس بدون هیچ‌گونه قضاوتی به سادگی نمی‌توان بی‌حجابی و یا بدحجابی را الزاماً محصول تغییرات پس از مشروطه و یا روی کارآمدن پهلوی‌ها دانست. دقیق‌تر با شروع این دوران به جهت کم شدن فاصله اندرونی با بیرونی یا به عبارت دیگر حضور پررنگ‌تر مردم عادی در امور اجتماعی شاهد تفاوت‌های عینی در پوشش جامعه شدیم. به خصوص که جامعه نیاز بیشتری به حضور زنان در عرصه عمومی ‌یافت. از جهتی دیگر نمود بارز نگاه گسترده به غرب در حوزه لباس باعث برداشته شدن مرزبندی‌های طبقاتی شد. تصویب لایحه اتحاد پوشش همه کارکنان خدمات شهری، اعضای کابینه و نمایندگان مجلس در سال ۱۳۰۱ که سال بعد نیز به نیروهای نظامی ‌تسری یافت نخستین حرکت در برداشتن تفاوت لباسی بود. پس از آن نیز در سال ۱۳۰۷ کلیه مردان ایرانی موظف به تبعیت از این قانون اجباری شدند. البته طبقه علما و روحانیون به جهت احترامی‌که عموم برای آنان قائل بودند از این قانون مستثنی بودند. این رویکرد حکومتی با مقاومت‌هایی نیز همراه بود که حتی به فاجعه گوهرشاد منتهی شد. پس از آن به غیر از ایام خاص شاه و ملت حداقل به جهت ظاهر لباس‌هایی شبیه هم داشتند. حال وزیری کت و شلوار فرنگی گران قیمت می‌پوشید و کارمند هم کراوات ارزان قیمت مارک «مسعود نیا» می‌آویخت و چون یک سده قبل یکی ردای مرصع به تن نداشت و دیگری قبای پشمینه. در مورد زنان نیز اندک اندک فاصله لباس میان آنچه در خانه می‌پوشیدند و با لباسی که فرم بود برای محیط‌های کار کاهش یافت.
در دوران پهلوی این رویکرد ترویج می‌شد که با پیروزی انقلاب این شیوه متوقف شد. به واقع تضاد این دو رویکرد است که امروزه گریبان جامعه و حکومت را توامان گرفته. یعنی حدود حجاب به حدی نامعلوم شده تا عده‌ای را بر این گمان باشد که باید مانند ۸۰ سال پیش دوباره طرحی برای تبدیل شدن به قانون به مجلس برود. معلوم هم نیست آیا چنین عملی اثربخش است یا نه. اشکال دیگر به نقصان تصور ما نسبت به بسیاری از مسائل باز می‌گردد که لباس هم در این میان سردرگم است. اصولاً منابع موجود و دقیق درباره پوشش همه طیف‌های جامعه ایران نه در ازمنه بسیار دور و نه حتی در چند قرن پیش موجود نیست. تاریخ و اسناد تاریخی نیز در دوره‌های گوناگون متمرکز بر خاندان پادشاهی و اشراف و جنگاوران و پیشوایان مذهبی است و از خلال آنها کمتر می‌توان به تصویر روشنی از زندگی مردمان فرودست، کودکان و حتی زنان رسید. این خصوصیت است که محققان را از اظهارنظر روشن درباره جزئیات دقیق پوشاک مردم باز می‌دارد. یا اینکه به جز دوره‌هایی محدود تفاوت خاصی میان نوع پوشش زنان، مردان و کودکان دیده نمی‌شود و فقط تفاوت در نوع سربند و کلاه خلاصه می‌شده است که زنان را از مردان جدا می‌کند. جالب که اگر همین روزها هم خوب بنگری باز تفاوت پوشش موی و سر است که دختران را از پسران جدا می‌کرد. دردناک‌تر اگر از این اعتراضات موسمی ‌بگذریم نگاه جزمی ‌ما به مسائل حتی اجازه ثبت چنین حقایقی را در اختیار پژوهشگران آینده نمی‌گذارد. کدام فیلم سینمایی، برنامه تلویزیونی و یا نقاشی دیواری شهرهای ما که به واقع اسنادی فرهنگی است بازگوکننده پوشش واقعی مردمان سرزمین ایران برای مورخان و پژوهشگران آینده است.
در تنظیم این یادداشت از سری مقالات دانشنامه ایرانیکا مجلد «پوشاک در ایران زمین» که حاصل تلاش عده‌ای از برجسته‌ترین دانشنامه نویسان ایران و جهان است بهره گرفتم ولی از همان صفحات نخستین و از پیشگفتار مترجم آن دکتر پیمان متین این افسوس و اندوه با من همراه بود که خواندم: «به ندای ناشر محترم و به رغم تمایل مترجم بخش پوشاک پس از انقلاب، از فصل دهم که قریب یک صفحه و نیم را شامل می‌شد، تمام و کمال حذف شد.» انتشارات امیرکبیر در سال ۸۳ مرتکب این عمل شد، پس دور از ذهن نیست که ورزشکاری به خاطر ظاهرش امسال از میدان ورزش اخراج شود. همین.