*استنباط من از فعالیتهای مجمع اسلامی بانوان این است که شما و همکارانتان بیشتر به فعالیتهای «NGO»یی گرایش دارید تا فعالیتهای حزبی، زیرا فعالیتهای حزبی بیشتر بر محور تحرکات سیاسی میچرخد. در حالی که این فعالیتها نباید بر مدار کار حزب باشد.
**ما فعالیتهای سیاسی هم داریم. ولی این مانع از آن نیست که فعالیتهای اجتماعی نداشته باشیم. فعالیت سیاسی ما شامل همایش، فعالیتهای انتخاباتی، نشست و گفتوگو با احزاب سیاسی است.
*آیا از اعضای مجمع، کاندیداهایی داشتید که وارد مجلس شورا و شورای شهر شده باشند؟
**به هنگام انتخابات، به دلیل حضور ما در اتلاف ۱۸گانه احزاب دوم خردادی، کاندیداهای ما در لیست مشترک قرار داشتند. تا حالا به این ترتیب بوده ولی از این به بعد احتمال دارد که شیوه خود را تغییر دهیم.
*به چه دلیل میخواهید روش خود را تغییر دهید؟
**همانطور که میدانید دوم خرداد یک پدیده، یک جنبش و حرکت مردمی بود که توسط مردم به وجود آمد ولی عدهای سعی کردند که آن را مصادره کنند. جناب آقای خاتمی به مجرد اینکه به مسئولیت رسیدند، یک تشکیلاتی نیز وارد تشکیلات دولت شد. شما خود میدانید که به هر حال گروههای زیادی در انتخاب آقای خاتمی سهم داشتند و این سهم پس از پیروزی آقای خاتمی نادیده گرفته شد. آقای کروبی در آن موقع نهایت تلاش خود را کرد که ۱۸ گروه دوم خرداد را با هم هماهنگ کند. چون هر تصمیمی در گروههای دوم خرداد گرفته میشد، بقیه هم تبعیت میکردند. ولی به هنگام انتخابات شوراهای شهر که رد صلاحیتی در کار نبود، نظارت استصوابی هم وجود نداشت، ولی اختلافات درونی ما که همان خودخواهی و خودمحوری و انحصارطلبی بعضی از گروههای دوم خرداد را شامل میشد، موجب شد که سهمخواهی بالایی را مطالبه کنند، آنها میخواستند قدرت نمایی کنند چون وصل به قدرت بودند. در نشستهایی که داشتیم، طوری برخورد میکردند که به توافق نرسیم. آنها وزن بالاتری برای خود قال بودند.
این رویه باعث شد که در انتخابات مجلس هفتم و بعد از آن، ریاست جمهوری شکست بخوریم. مشارکتیها میگفتند: «اگر ما لباسی را بر تن چوبی کنیم، آن چوب رای میآورد.» و یا میگفتند: اگر امضای فلان شخص پای فلان پوستر باشد ما رای میآوریم. میبینید که سهمخواهیهایشان چقدر بالا بود، در نتیجه ما شورای شهر را کاملاً تحویل جناح رقیب دادیم و شکست ما از همانجا شروع شد، بعد از انتخابات شوراها جلسات گفتوگو باز هم ادامه پیدا کرد، ما فکر میکردیم که دوستان ما متوجه کار خود شدند، باز هم گفتوگو و جلسات مشترک ادامه پیدا کرد ولی انحصارگری کم نشد.در جریان انتخابات مجلس هفتم عده کثیری از کاندیداها رد صلاحیت شدند و البته این رد صلاحیتها صحیح نبود و هرگز هم دلیل آن به افراد رد صلاحیت شده اعلام نشد. دوستان رد صلاحیت شده هم رسما اعلام کردند که ما انتخابات را تحریم میکنیم. آنها مرتباً بحث تحریم و خروج از حاکمیت را مطرح میکردند، ولی برخی از گروههای دوم خرداد خیلی با این ایده موافقت نداشتند و نمیتوانستند تابع تصمیم گیریهای افراد خاص باشند، ما بارها به آنها گفتیم که ما پیاده نظام برخی افراد نیستیم. در نتیجه جناح رقیب پای صندوقها آمد و کاندیداهایشان رای آوردند. دوستان ما پای صندوق نیامدند، کنار کشیدند، دلسرد شدند پس کاندیداهای ما شکست خوردند، در واقع احزاب ما شکست خوردند. شما ملاحظه کنید، سنگر اول را از دست دادیم، سنگر دوم را از دست دادیم ولی باز فکر کردیم که عاقل شدیم، متوجه اشتباهات شدیم، روی سنگر آخر، مینشینیم و برنامهریزی میکنیم.
همان دوستانی که الان دم از اتلاف میزنند و مرتبا در گفتوگوها میگویند اگر به اجماع نرسیم، شکست خواهیم خورد، اگر به اجماع نرسیم با مشکل مواجه خواهیم شد، اینها همانهایی بودند که بر تحریم انتخابات پافشاری میکردند. ما وقتی میگوییم پیاده نظام نیستیم، یعنی همین، یک روز که باب طبعشان است، میگویند: اجماع، روز دیگر که باب طبعشان نیست، میگویند: تحریم. انشعاب و اختلافات از همین جا شروع شد، آمدند تعداد کاندیداها را بالا بردند، طبیعی بود که با شکست مواجه میشدیم. وزارت کشور هم، از انتخابات شوراها منفعل شده بود، که این انفعال از ضعف مدیریت نشٲت میگیرد. به هر حال در مجلس هفتم وزارت کشور منفعل شد و در جریان انتخابات ریاست جمهوری، وزارت کشور عملا وزارتخانه را تحویل داد. هنگام انتخابات من خودم بازرس بودم، در برخی حوزهها، نه نماینده فرمانداری دیده میشد، نه نماینده وزارت کشور. صندوقها به حال خود رها شده بودند و امروز همین دوستان میگویند: اتلاف کنید، اجماع کنید، اختلافات را کنار بگذارید این که نمیشود برخی گروهها، طبق طبع خودشان، هر روز یک حرف بزنند. گروهها برای خود برنامهای دارند، چارچوبی دارند، این طور که نمیشود، بعد هم میگویند برخی گروهها نمیخواهند اتلاف کنند و یا اعلام میکنند گروههای دوم خردادی با هم نشست دارند و به اجماع هم خواهند رسید، در حالی که این طور نیست، بسیاری از گروههای دوم خردادی در این نشستها حضور ندارند. گروههای دوم خرداد حرف دارند، بسیاری از آنها در جلسات شرکت نمیکنند. ما از این افراد ضربه خوردیم و دیگر اعتمادی به آنها نداریم تا بتوانیم با هم نشست و گفتوگویی داشته باشیم.
*آیا فکر نمیکنید پس از مدتی میتوان اختلافات را کنار گذارد و دوباره دور یک میز نشست و اختلافات را با گفتوگو حل کرد و برای آینده برنامهریزی کرد، به نظر شما گروههای سیاسی از جمله گروههای دوم خردادی، راهی جز این دارند؟
**ما دیگر صداقتی در آنها نمیبینیم. البته ما بعد از شوراها با آنها نشست داشتیم. ما یکی از گروههایی بودیم که از دوم خرداد، گام به گام با آنها قدم برداشتیم. بعد از انتخابات شوراها، باز هم آنها متکبرانه رفتار میکردند. بسیاری از آن جلسات در دفتر من تشکیل شد، ما در آن جلسات به آنها التماس کردیم کاری کنند که بتوانیم به یک اجماع برسیم ولی فایده نداشت.«کارگزاران» میگفت: «ما این تعداد را میخواهیم»، «مجاهدین انقلاب» میگفتند: «ما آن تعداد را میخواهیم.» به هر حال رفتار و کردار آنها مخالف رویه معمول کار جمعی بود.
*در نشست گروههای ۱۸گانه دوم خردادی، برخورد مردان به رغم توافقات و یا اختلافات سیاسی، با زنان چگونه است آیا زنان را همسنگ و هم طراز با خود میدانند؟
**سئوال قشنگی را مطرح کردید، جناح اصلاحطلب، شعار شایستهسالاری را دارد اما آنها اعتقاد عمیق به مشارکت زنان ندارند و اعتقاد به شایستهسالاری در بین آنها، بسیار کمرنگ است. دو دوره مجلس و دولت در اختیار ما بود و حضور خانمها در دولت، واقعا جنبه سمبلیک داشت. فقط در همین حد بود که به دنیا بگوییم، بله خانمهای ما وارد حوزه سیاست شدهاند. ما در دولت یک وزیر زن هم نداشتیم و با کمال تاسف یکی از بزرگان فرمودند که ما ریسک نمیکنیم. من از ایشان سئوال میکنم، چرا در مورد مردان حاضرید ریسک کنید مگر آقایانی که یک شبه از مدیرکلی به پست وزارت رسیدند، آیا این ریسک نبود ولی نوبت به خانمها که میرسید کسی نمیتواند ریسک کند اگر در معاونتها، در هیات دولت این قدم را برمیداشتیم، ما الان این مشکل را نداشتیم.
*به خاطر دارم که در آن روزها، از دلایل عدم حضور خانمها در هیات دولت، مقاومت برخی جریانات سیاسی عنوان شد.
**من خود در جریان آن اظهارات هستم، اما حرف من این است که معاونت و وزارت خانمها چه فرقی دارد آن بزرگان الان هم هستند. اگر اصلاحطلبان سماجت میکردند، گفتوگو میکردند، میتوانستند آن مشکل را حل کنند.
چقدر از قوانین ما هست که بر اثر پیگیری و گفتوگو تغییر یافته، در قانون اساسی هیچ منعی برای حضور خانمها وجود ندارد. مگر در مجلس خبرگان دور اول که در زمان امام تشکیل شد، خانم گرجی در مجلس خبرگان حضور نداشت. ولی در این چند سال چه اتفاقی افتاده که خانمها نمیتوانند در مجلس خبرگان حضور داشته باشند. گاهی میگویند: «خانم مجتهده نداریم» در حالی که هم خانم مجتهده داریم، هم خانم فقیه.
*سئوال آخر آنکه دبیر شورای نگهبان تلخترین خاطره خود را از ۲۶ سال حضور در شورای نگهبان بررسی مصوباتی از قبیل مصوبه «رفع تبعیض علیه زنان» دانست. «آیتالله جنتی» در آن مصاحبه گفتند: «این مصوبات میخواهد ریشهها را بزند و تحت تاثیر فرهنگ غربی بوده»، شما در این رابطه چه نظری دارید؟
**همانطور که میدانید حدود ۹۰ درصد کشورها به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان پیوستهاند. با توجه به اینکه داشتن هرچه بیشتر قوانین برای حمایت از حقوق زنان تا رسیدن به مرحلهای که در کلام الهی به آن تاکید شده، به امنیت و سلامت جامعه کمک میکند، چرا از پیوستن به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان با حفظ حق تحفظ (که بسیاری از کشورها از آن استفاده کردهاند) چنین تصویر وحشتآفرینی ارائه میشود تنها میتوانم بگویم که از شنیدن چنین حرفی اظهار تاسف میکنم.