تاریخ انتشار : ۱۱ مهر ۱۳۹۱ - ۱۳:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۴۰۵۰۶
حزب‌الله و شرایط دشوار پس از جنگ

محمدعلی عسگری
با این حال در قطعنامه ۱۷۰۱ بر حاکمیت یکپارچه دولت لبنان در تمامی ‌اراضی این کشور تاکید شده و به طور غیرمستقیم خلع سلاح شبه‌نظامیان از جمله حزب‌الله نیز مطرح شده است. برداشت آمریکا و اسرائیل این است که دولت لبنان باید هر چه زودتر ارتش را مستقر و حزب‌الله را خلع سلاح کند زیرا عدم خلع سلاح این گروه در تصور آنان به معنای ادامه درگیری‌ها خواهد بود. در این میان نیروهای سازمان ملل می‌گویند خلع سلاح حزب‌الله جزء وظایف آنان نیست و تنها هدفشان برقراری آتش‌بس و کمک به دولت لبنان برای بسط حاکمیت خود است. از سوی دیگر «الیاس المر» وزیر دفاع لبنان که خود وابسته به فراکسیون مقاومت است می‌گوید هرگز قصد خلع سلاح حزب‌الله را ندارد و حتی اعزام نیروهای جنوب را در راستای کمک به مردم و مقاومت لبنان توصیف می‌کند. با این وجود، بسط حاکمیت دولت لبنان در تمام کشور به ویژه جنوب به معنای آن است که حزب‌الله دیگر نمی‌تواند به عنوان یک گروه مسلح نظامی ‌در خارج از چارچوب دولت فعالیت کند. ادغام نیروهای نظامی ‌این حزب در ارتش نیز نیازمند تغییر قانون اساسی و تعویض ساختار کنونی ارتش لبنان خواهد بود. با این وصف اگر دولت سنیوره بخواهد قطعنامه ۱۷۰۱ را اجرا و حاکمیت خود را در سراسر لبنان اعمال کند ناچار خواهد بود خلع سلاح حزب‌الله را در دستور کار خود قرار دهد. در حال حاضر سنیوره می‌گوید نمی‌خواهد تحت تاثیر فشارهای خارجی باشد اما این فشارها ادامه دارد. در کنار وی سایر گروه‌های لبنانی مشهور به ۱۴ مارس نیز هر یک به گونه‌ای مدعی حاکمیت یکپارچه هستند. اما این گروه‌ها در همان حال با یکدیگر اختلافات بسیاری داشته و هر کدام به نوعی خودشان دولت در دولت محسوب می‌شوند. از همین رو می‌توان تصور کرد که اختلافات پیش از جنگ در بین گروه‌های لبنانی، اکنون با شدت و قدرت بیشتری می‌رود که سر باز کند. بی‌تردید دخالت طرف‌های خارجی این اختلافات را تشدید و به گواهی تاریخ گذشته لبنان می‌تواند این کشور را دوباره در کام جنگ‌های داخلی فرو برد.
با این حال حزب‌الله تفاوت عمده‌ای با سایر گروه‌های لبنانی دارد. حزب‌الله یک گروه سیاسی و ایدئولوژیک است که یک جنبش شیعی را نمایندگی می‌کند. این گروه در دولت و پارلمان بازوهای قدرتمندی دارد و به دلیل مقاومت دلاورانه‌اش در برابر تهاجمات اسرائیل از جایگاه ملی و منطقه‌ای ارزنده ای برخوردار است. شاید تحولات سیاسی در لبنان به گونه‌ای پیش رود که این حزب داوطلبانه سلاح خود را بر زمین گذاشته و به همان حضور دینی و سیاسی خود اکتفا کند. اما این امر زمانی تحقق خواهد یافت که تنش‌های بین اسرائیل و لبنان برطرف شده و یا در یک احتمال نه چندان بعید شبیه کشورهای مصر و اردن معاهده صلحی بین این دو کشور برقرار شده باشد. در غیر این صورت تا زمانی که تهدیدی به نام اسرائیل برای لبنان وجود دارد و ارتش لبنان نیز به آن حد از توان بازدارندگی نرسیده باشد خلع سلاح حزب‌الله از نظر این تشکل بی‌معنی خواهد بود. سیدحسن نصرالله دبیر کل این حزب در یکی از سخنرانی‌های خود در طول جنگ اخیر گفت: «مقاومت یک واکنش در برابر دشمن و اشغالگران است.» معنای این سخن در یک برداشت خوش‌بینانه این است که اگر شرایط جنگ به گونه‌ای پیش رود که دیگر سربازی اسرائیلی در خاک لبنان نباشد و اسرائیل طرحی برای تهاجم مجدد به لبنان را نداشته باشد این جنبش حاضر است با سلاح خود خداحافظی کند. از سوی دیگر به دلیل همگرایی حزب‌الله لبنان با سوریه و ایران تا حدود زیادی آینده این گروه به وضعیت ژئوپولتیک این دو کشور و نحوه ارتباط آنها با غرب یا بالعکس بستگی خواهد داشت. گرچه حزب‌الله بارها نشان داده است که وقتی پای منافع ملی در میان باشد آن را بر اهداف استراتژیک دوستان منطقه‌ای خود ترجیح خواهد داد با این حال ادامه توان نظامی ‌این حزب که به خصوص در جنگ اخیر نشان داد می‌تواند هرگاه اراده کند امنیت اسرائیل را تهدید و روزانه صدها موشک را روانه شهرهای این رژیم کند برای حامیان اسرائیل و به ویژه آمریکا غیرقابل تحمل خواهد بود. از همین رو آنها بر اجرای قطعنامه ۱۷۰۱ پای می‌فشرند.