* آقای سلیم الحص! شما سفرهایی را همزمان به ریاض، دمشق و تهران آغاز کردهاید. اهداف مشخص این سفرها چیست؟
** هدف از این سفرها، تبیین مواضع ما برای طرفهای مورد اشاره و توضیح اوضاع لبنان بخصوص پس از بحرانی شدن اوضاع بود. در لبنان سایههایی از اختلافهای مذهبی را دیدیم و متأسفانه دلیل این امر نیز تلاش برخی گروههای سیاسی برای تسلط آمریکا بر اوضاع سیاسی لبنان بود. اکنون در لبنان سخن از تفرقه شیعه و سنی است. این مسائل بسیار جدید است و ما قبلاً چنین مسائلی را در لبنان شاهد نبودیم.
این مسائل پس از عقب نشینی نیروهای سوریه از لبنان و سایه افکندن آمریکا بر اوضاع لبنان پدید آمد. پس از آن که بحران دردآور اخیر اتفاق افتاد، برخی دستهای پیدا و پنهان کوشیدند تا لبنان نیز به سرنوشت عراق دچار شود. فکر میکنم فتنه و اختلاف مذهبی ساخته و پرداخته اشغالگران آمریکایی است. تا قبل از اشغال عراق میدیدیم اهل سنت و شیعیان عراق با تفاهم و توافق و برادری در کنار یکدیگر زندگی میکردند. ما شاهد بودیم در عشایر عراق هم سنی و هم شیعه وجود داشت و آنها حتی با یکدیگر پیوندهای خانوادگی داشتند، اما پس از آمدن اشغالگران، فتنه شیعه و سنی در عراق پدید آمده است. این شاهدی است بر فتنهانگیزی اشغالگران عراق. در حرکتی مشابه در لبنان نیز شاهدیم که آمریکاییها تلاش فراوانی برای برافروختن آتش فتنه مذهبی در لبنان انجام میدهند.
در روزها و ماههای گذشته این احساس را داشتیم که در حال زندگی بر روی آتش فشان و انبار باروتی هستیم که هر لحظه امکان انفجار آن وجود دارد. حوادث بسیار تاسفانگیزی اتفاق افتاد و به کشته شدن چند تن از لبنانیها انجامید، اما خوشبختانه اوضاع هنوز به مرحله غیر قابل بازگشت نرسیده است. تلاش افرادی چون سید حسن نصرالله برای آرام کردن اوضاع و جلوگیری از جنگ شیعه و سنی در لبنان ستودنی است.
*آیا در سفرهای اخیر خود حاوی طرح و فرمول مشخص هستید و پیشنهادی برای حل بحران سیاسی بیروت ارائه کردید؟
** در این سفرها دیدارهای با ملک عبدالله، بشار اسد و تقریبا تمام مسئولان ایران داشتم. درخواست ما یک چیز است و آن اینکه این کشورها با کمک یکدیگر نقش مثبتی در راه کمک به لبنان ایفا کند. در این میان نقش ریاض سنگینتر است. عربستانیها سابقه ایفای چنین نقشی را در پیمان طایف داشتهاند که موجب پایان جنگ داخلی 15 ساله لبنان شد. البته ما این بار خواهان پیدا کردن راه حلی از سوی عربستان نیستیم؛ لبنانیها خود میتوانند مشکلشان را حل کنند. لبنانی ها در حال حاضر تبدیل به دو دسته شدهاند. دو دستهای که هیچ درابطهای با یکدیگر ندارند. آنها نه با هم صحبت میکنند و نه حتی حاضر به دیدن یکدیگر هستند. فکر میکنم اگر اوضاع به همین منوال ادامه پیدا کند، پایانی بر این بحران متصور نخواهد بود. برای همین میخواهیم عربستان با حمایت ایران و روسیه به ایفای نقشی برای باز کردن درهای گفت وگو در لبنان بپردازد. زیرا با باز شدن درهای گفتوگو، حل بحران سیاسی کنونی لبنان میسر خواهد شد.
* همزمان با تلاشهای سیاسی شما برخی محافل گفته بودند که منابع و دیدگاههای تهران، ریاض و دمشق در مورد لبنان با یکدیگر متفاوت است. با این فرض، این سئوال مطرح میشود که دیدگاههای این سه کشور چگونه با هم پیوند خواهد خورد ؟
** از ملک عبدالله شنیدم روابط ایران و عربستان در سطح بسیار دوستانه و نزدیکی قرار دارد و در سطوح مختلف میان تهران و ریاض همکاری جریان دارد. فکر میکنم این امر یعنی همکاری میان تهران – ریاض این بار در مسیر حل لبنان نیز امکانپذیر است. اما در عین حال میان ریاض و دمشق مسائلی از زمان جنگ لبنان و اسرائیل وجود دارد که به نظرم آنها هم قابل حل است.
* به داخل لبنان برگردیم، مخالفان دولت سنیوره معتقدند در اکثریت هستند. از سوی دیگر شاهد عدم تمکین سنیوره به پارلمان منتخب مردم و به حداقل خواستههای گروههای هشتم مارس هستیم. به راستی واقعیت بحران سیاسی بیروت چیست ؟
** حقیقت این است که ما یک اکثریت پارلمانی داریم و یک گروه مخالفان، اما جدا از مسائلی که وجود دارد، امید فراوانی برای حل بحران داریم. آمریکا و هم پیمانانش حامی حکومت کنونی لبنان است و در برابر مخالفان ایستادهاند.
* چرا این صفبندی صورت گرفته است؟
** چون ستون فقرات مخالفان نیروهای حزبالله هستند و آمریکا با حزبالله دشمن است. شاهدیم که هم اکنون در پشت صحنه اختلافها میان لبنانیها، آمریکاییها و کشورهای غربی هستند. حکومت لبنان هیچگاه بر مبنای نظر اکثریت نبوده؛ نظام سیاسی لبنان نظامی توافقی است. حکومت کنونی نیز بر اساس همین توافقها تشکیل شد. هم اکنون شاهدیم اکثریت کمتر از دو سوم دولت را تشکیل میدهند. پس از جنگ اخیر لبنان و وخیم شدن اوضاع دیدیم که برخی چهرههای درون دولت لبنان نظر خود را تغییر دادند مثلاً یکی از آنها با نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری کوشید با دوری از اکثریت خود را آماده انتخابات ریاست جمهوری و پیروزی در آن کند. یا مثلاً یکی از وزراء که داماد رئیس جمهور بود (الیاس مور) همسر خود را که دختر رئیس جمهور بود طلاق داد و به جرگه موافقان دولت در آمد. به دلیل این اتفاقها بود که مخالفان تاکید دارند به روال طبیعی و درست خود باز گردد. آمریکا و دولت سنیوره تاکنون با این امر مخالفت کردهاند.
دولت سنیوره حتی پس از استعفای وزراء که کابینه را از حالت قانونی خارج کرد هم به بقای خود ادامه میدهد. هم اکنون دو بحران قابل حل در لبنان وجود دارد. یکی دادگاه قتل حریری است که در مورد اصل تشکیل آن اختلافی نیست و تنها در مورد برخی بندهای تشکیل این دادگاه است و من فکر میکنم باید گروه مستقلی تشکیل شود تا در مورد بندهای بحث انگیز تأسیس این دادگاه جمعبندی شود. مشکل بعدی لزوم تشکیل دولتی مورد توافق همه گروهها و طوایف لبنانی است که تا کنون با سنگ اندازی آمریکا و دولت سنیوره این امر محقق نشده است.
* حوادث روزهای اخیر لبنان را باید نشان از آن دانست که برخی طیفهای 14 مارس به سمت خشونت در حال حرکتند و حتی مثلاً ولید جنبلاط در سفر اخیر خود به واشینگتن رسماً اعلام کرد که در صدد کسب حمایت نظامی و سیاسی آمریکا است. در این باره چه نظری دارید ؟
** من شدیداً با هر گونه خشونت مخالفم. دعواهای سیاسی طبیعی و همیشگی و به نظرم مشروع است اما با تبدیل آن به زد و خوردهای خیابانی این نزاعها مشروعیتشان را از دست میدهند. همان طور که گفتم لبنان اکنون در وضع حساسی به سر میبرد در این وضع هر حرکت نسنجیدهای میتواند بحران کنونی را به ورطهای غیر قابل جبران و غیر قابل بازگشت تبدیل کند. مخالفان دولت، هواداران خود را به نافرمانی مدنی دعوت کردهاند؛ من به آنها نصیحت کردم که این کار را نکنند چون معلوم نیست چه نتیجهای دارد.
* اکنون چند ماهی از آغاز بحران سیاسی بیروت میگذرد به راستی چه شد که سلیم الحص تصمیم گرفت با رایزنیهای خود و مایه گذاشتن از اعتبار و سابقه خوبش برای حل این بحران بکوشد؟
** سفرهای من برای دخالت دادن این کشورها در بحران لبنان نبود، مشکل لبنان این است که گروههای لبنانی حتی حاضر به گفتوگو با یکدیگر نیستند. سه کشور ایران، عربستان و سوریه همپیمانان مهمی در لبنان دارند و کمک آنها در نهایت به باز شدن درهای گفتوگو در لبنان خواهد انجامید.
* در مذاکرات و دیدارهای خود با مقامهای تهران به چه نتایجی دست یافتید؟
** آمادگی مسئولان ایرانی برای کمک به بحران لبنان در حد بسیار بالایی قرار دارد. آنها به عمق مشکلات لبنان و تاثیر آن به تحولات منطقه آگاه هستند. اگر خدای ناکرده اوضاع لبنان متشنج شود کل منطقه به آشوب کشیده خواهد شد. نقش ایران، سوریه و عربستان از این نظر در وضع فعلی لبنان تعیین کننده و مورد توجه و مایه تقدیر ما است.