ترجمه: آزاده افتخاری
برای هفتهها، تاریخ ۲۲ آگوست (۳۱ مرداد) در تقویمها علامتگذاری شده بود، روز پاسخ رسمی ایران به مشوقهای پیشنهادی قدرتهای جهانی در قبال توقف برنامه هستهایاش. با توجه به موضوعات دیگری که در منطقه به وقوع پیوسته است ـ از جمله تاثیر فیزیولوژیکی موفقیت حزبالله در برابر نیروهای اسرائیلی - میتوان در مورد مواضع ایران گمانهزنی کرد. هر چند برخی تندروها در جبهه آمریکا و اسرائیل احتمال اقدام نظامی دیگری را دور از ذهن نمیدانند، اما در ایران بازیگرانی بر سر کار هستند که برخلاف منافع و بقای خود عمل نمیکنند. در واقع عملکردها از طریق محدودیتهای واقعی و آزمایش شده کنترل میشود. ساعات پیش از ارائه پاسخ ایران، خبر توقیف دکل نفتی فعال در آبهای ایران منتشر شد. این اقدام پیام شفافی برای ایالات متحده بود که در صورت تلاش برای تحریم جمهوری اسلامی، تهران برای پیچیدهتر کردن شرایط آمادگی دارد. [جمهوری اسلامی این اقدام را اختلاف نظری حقوقی میان شرکت ملی نفت و شرکت GSP رومانیایی اعلام کرده است که ارتباطی با مسائل دیگر ندارد]. پس از آن ایران پاسخ خود را با وجود محرمانه ماندن جزئیات ارائه کرد و همانگونه که انتظار میرفت، تهران با درخواست توقف عملیات غنیسازی موافقت نکرد و به جای آن پاسخی ارائه کرد که اختلاف نظر سیاسی میان اعضای شورای امنیت را افزایش میدهد. پیچیدگی پاسخ ایران به بررسی مبسوط اعضای دام شورای امنیت آمریکا، انگلیس، فرانسه، چین، روسیه و آلمان نیاز دارد و این روند اقدام موثر علیه ایران نظیر تحریم این کشور را با تاخیر مواجه میکند. در این مرحله، به نظر میرسد که قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل و دیپلماسی به محدوده ناکارآمدی آن نزدیک شود. تحولات چند روز آینده بدون تردید توجه خاص جوامع بینالمللی را جلب خواهد کرد، اما واقعیت این است که ایرانیان تصور میکنند لحظه آنها در تاریخ فرا رسیده است. ایرانیها در جهت حفاظت از منافع و گسترش نفوذ خود و تحقق هدف ایجاد هژمونی ایران در خاورمیانه و جهان اسلام و به طور کلی جهان گام برمیدارند و برای ایالات متحده همانند دیگر متحدان غربی، گزینههای کارآمد محدودی برای مقابله با این روند پیش رو است.
عقبنشینی دیپلماتیک
برای درک کامل این روند، بررسی تحولات اخیر موضوع هستهای و جنگ ۳۴ روزه حزبالله اسرائیل، اهمیت دارد. در تاریخ اول ژوئن ۱۱ خرداد، گروه ۱۵ با بسته پیشنهادی با هدف متوقف ساختن فعالیتهای هستهای ایران موافقت کرد. سپس خاویر سولانا رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا بسته مشوقها را به تهران آورد و ایالات متحده از تهران درخواست کرد به سرعت به این مجموعه پاسخ دهد. البته هیچ ضربالاجل قاطعی تعیین نشد و ایالات متحده و متحدان اروپاییاش انتظار داشتند که تهران ظرف مدت چند هفته به بسته مشوقها پاسخ دهد. با وجود محرمانه ماندن جزئیات مجموعه مشوقها تا ۱۳ جولای ۲۲ تیر مقامها از پیشنهاد سرمایهگذاری گستردهتر در رآکتورهای آب سبک ایران، پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی، حذف ممنوعیتهای فروش قطعات هواپیما و تجهیزات ارتباطاتی به ایران در مقابل توقف غنیسازی خبر دادند. همچنین این مجموعه لیستی از تحریمها در صورت مخالفت تهران با توقف غنیسازی را در بر داشت. تدوین این مجموعه نشان داد که ۱۵ بیش از هر زمان دیگر در مورد ایران اختلافنظر دارد و روسیه و چین حتی با ادامه عملیات غنیسازی در مورد اعمال تحریم علیه ایران اکراه دارند. در واقع، روسیه و چین به سهم خود میتوانند گزینه تحریمها را وتو کنند، اما راه تلاش دیگر اعضا برای اعمال تحریمها را سد نخواهند کرد این در حالی است که ایران با تاکید بر لزوم بررسی دقیق مجموعه مشوقها در مقابل فشارها برای پاسخگویی سریع مخالفت کرد و در تاریخ ۲۹ ژوئن ۸ تیر وزیران خارجه گروه هشت کشور صنعتی جهان اعلام کردند که توقع دارند تهران تا تاریخ ۵ جولای ۱۴ تیر به بسته مشوقها پاسخ دهد. در این زمان، ایرانیها اعلام کردند که زودتر از اواسط آگوست اواخر مرداد به بسته مشوقها پاسخ نمیدهند و سرانجام در تاریخ ۲۱ جولای ۳۰ تیر، بیست و دومین روز آگوست ۳۱ مرداد موعد مقرر پاسخگویی ایران اعلام شد. در تمامی این مراحل ایران اعلام کرد که به هیچوجه عملیات غنیسازی را متوقف نمیکند و در اواسط جنگ اسرائیل و حزبالله، شورای امنیت با تصویب قطعنامه ۱۶۹۶ تاریخ ۳۱ آگوست ۹ شهریور را برای پاسخگویی ایران و توقف عملیات غنیسازی تعیین کرد. البته پس از تصویب قطعنامه هیچگونه تغییر محسوسی در موضع ایران پدید نیامد و منوچهر متکی، وزیر امور خارجه در تاریخ ۱۶ آگوست ۲۵ مرداد اعلام کرد تهران با تاکید بر حق غنیسازی برای مذاکره در خصوص تعلیق غنیسازی آمادگی دارد. اظهارات متکی در حالی عنوان شد که کشورهای غربی پس از ایجاد واقعیتهای جدید در خاورمیانه در حال تجدیدنظر در روابط با کشورهای اسلامی بودند.
پارادایم منطقهای جدید
نتیجه جنگ اسرائیل لبنان، فرصت تقویت نفوذ منطقهای ایران را فراهم کرد و از سوی دیگر این واقعیت را خاطرنشان ساخت که تلاش برای اقدام نظامی علیه برنامههای هستهای ایران، بسیار پرهزینه خواهد بود. سوءمدیریت اسرائیل در جنگ با نیروهای حزبالله، بار دیگر توانایی ایرانیان را به تصویر کشید. ایرانیان بارها اعلام کردهاند که اسرائیل تنها قدرت منطقهای نیست و قدرت آن رو به کاهش است. علاوه بر این جنگ لبنان اسرائیل، کشورهای عرب منطقه را به دو جبهه حامی اسرائیل و ضداسرائیل طبقهبندی کرد و در همین حال به ایران امکان داد از طریق حمایت از حزبالله ایران هیچ گاه حمایت نظامی را نپذیرفته و تاکید میکند که فقط حمایت معنوی از حزبالله میکند. نام خود را به عنوان رهبر گروههای مسلمان در مبارزه با اسرائیل به ثبت برساند، با توجه به تاثیر فیزیولوژیکی موفقیت حزبالله در منطقه، جای شگفتی وجود ندارد که ایران به اعتماد به نفس جدید و گسترده ای دست یافته است. از نظر تهران، اکنون بستر مناسب برای بهرهبرداری از تواناییها و تبدیل شدن به یک هژمون منطقهای و بازیگر جهانی فراهم شده است و برای درک آن باید تحولات چند روز اخیر به دقت مورد بررسی قرار گیرد. برای مثال، طی هفته اخیر، دور جدید رزمایش نظامی ایران دومین رزمایش در تابستان جاری دکترین دفاعی جدید ایران را به نمایش گذاشت. اولین مرحله مانور نظامی با رمز «ضربت ذوالفقار» در سیستان و بلوچستان آغاز شد و طی پنج هفته در ۱۵ استان کشور ادامه خواهد یافت. در طی این رزمایش ایرانیها ۱۰ موشک زمین به زمین معروف به صاعقه با برد ۵۰ تا ۱۵۰ مایل را آزمایش کردند. همچنین تیم جدید دریایی و هوایی ایران آزمایش شد و محمدحسن دادرس فرمانده نیروهای زمینی اعلام کرد هیچ یک از نیروهای هوایی منطقه از توانایی مقابله با ارتش برخوردار نیستند. این در حالی است که اقداماتی نظیر توقیف دکل نفتی رومانی بدون آسیب مستقیم به منافع ایران در بازارهای نفت تاثیرگذار است.
فرشته عراق
زمانی که جنگ اسرائیل حزبالله آغاز شد لحن تعاملات ایران آمریکا در عراق جدیتر شد برای مثال علی لاریجانی در تاریخ هفت آگوست ۱۶مرداد زلمای خلیل زاد سفیر آمریکا در بغداد را به ملاقات با گروههای تروریستی متهم کرد. در مقابل خلیل زاد نیز ایران را به دخالت در امور عراق متهم کرد. اما در تاریخ ۱۴ آگوست ۲۳ مرداد ویلیام کالدول سخنگوی نظامیان آمریکایی در عراق اعلام کرد: هیچ مدرکی دال بر فعالیت نیروهای ایرانی در عراق در دست نیست. در واقع به نظر میرسد نگرانی آمریکا این است که ایران درصورت به حاشیه رانده شدن از نظامیان شیعه در عراق علیه ایالات متحده استفاده کند. اما در مقابل دلایلی نیز وجود دارد که ایران تمایل ندارد جریانها را به سوی آشوبهای مدیریت شده سوق دهد. برای مثال ایجاد جنگ داخلی در عراق با توجه به احتمال گسترش آن به مناطق مرزی ایران به نفع تهران نیست. در واقع سرمایهگذاریهای سیاسی و اقتصادی ایران در عراق نشان میدهد که تهران نمیخواهد اوضاع عراق از کنترل خارج شود. علاوه بر این ایرانیها میدانند که نفوذ کنونی آنها در عراق گستردهتر نخواهد شد و هدف آنها تثبیت آن چیزی است که تاکنون به دست آوردهاند. به طور کلی ایرانیان چند هفته اخیر را برای آمادهسازی پیشنهاد متقابل خود و فضای بینالمللی برای ارائه شرایط صرف کردهاند. هدف آنها اتخاذ موضعی است که نه تنها روسیه و چین بلکه کشورهای اروپایی را نیز متقاعد کنند تحریمهای پیشنهادی آمریکا کارآمد نیست. در همین حال ایرانیان به جهان اطمینان میدهند که در صورت اعمال فشار ابزار مقابله با آن را در اختیار دارند. این در حالی است که ایالات متحده اهرم سیاسی قابل اتکایی در قبال ایران در اختیار ندارد و روند دیپلماتیک نتیجه مورد نظر واشینگتن را به دنبال نخواهد داشت. بنابراین بهترین گزینه دولت بوش این است که حتی درصورت پیروزی ایران در نبرد دیپلماتیک جاری، موفقیت در نبرد بر سر غنیسازی اورانیوم به ایران واگذار نشود. بنابراین به نظر میرسد که ایالات متحده روند جدیدی برای مذاکره در خصوص به تعویق انداختن روند اعمال تحریمهای فوری را آغاز کند. علاوه بر این در محموله پیشنهادی ۱۵ به اعمال تحریمهای جدی و گسترده علیه ایران اشاره نشده است و ایران به خوبی این واقعیت را درک میکند. در واقع تا زمانی که گزینه نظامی روی میز شورای امنیت قرار نداشته باشد ایران از نبرد جاری آسیب نمیبیند. البته این به معنای حرکت تهران در جهت تولید سلاح هستهای نیست بلکه به معنای قدرتمندتر شدن ایران در منطقهای است که از هر جهت منافع بنیادین و تصورات آن را تامین میکند.