ریشههای شکلگیری
انتخابات ریاست جمهوری سال 1960 امریکا که به روی کارآمدن دموکراتها به رهبری کندی منجرشد، با تغییراتی در سیاست خارجی آن کشور همراه شد. کندی بر خلاف پیشینیانش معتقد بهسیاست انعطاف پذیرتر در رویارویی با بحرانها به ویژه کشورهای جهان سوم بود. او معتقد به پیمانهای اقتصادی به جای نظامی، فعال سازی قوای امنیتی و اطلاعاتی به جای استفاده ازارتش و تقویت برنامههای فرهنگی از قبیل سپاه صلح، ترویج انتخابات کنترل شده و دموکراسیهای هدایت شده و... بود.روی کارآوردن دولتهای غیرنظامی دست نشانده از جمله ابزارهای دولت کندی برای رسیدن بهاین هدف بود. در بعد اقتصادی نیز ایجاد طبقه متوسط، به راه انداختن صنایع وابسته و مونتاژ وگسترش اقتصاد مصرفی از برنامههای اصلی بود. لازمه رونق اقتصاد سرمایهداری، داشتن بازار مصرف گسترده و قدرت خرید بیشتر مردم است و برای رسیدن به اهداف اقتصادی میبایست ساختار سیاسی - اجتماعی مناسبی فراهم شود. در این میان در ایران که شاه - پس از کودتای 28 مرداد - خود را مدیون امریکا میدانست برای ادامه سلطنت، علیرغم میل باطنی خود ازسیاستهای جدید کندی راه گریزی نداشت.محصول این سیاست، روی کار آوردن دولت شریف امامی و طرح شعارهای آزادی احزاب و فضایباز سیاسی و اصلاحات اداری بود. اما وی چندان مورد تایید کندی نبود و هیأت حاکمه جدیدامریکا روی علی امینی حساب ویژهای باز کرده بود.امینی در 17 اردیبهشت 1340 به نخست وزیری منصوب شد و شعار مبارزه با فساد و همچنینانحلال مجلس، اولین ژست وی برای ایجاد اصلاحات مورد نظر امریکا بود. در این راستا قانونموسوم به "اصلاحات ارضی" در دی 1340 مورد حمایت مقامات امریکایی قرار گرفت و سپسبرای تأمین هزینه این "انقلاب" کنسرسیوم نفت، با اشاره امریکا تولید نفت را افزایش داد وایران را به سومین صادرکننده نفت جهان رساند.1 در این حال امینی با توجه به تجارب دوران حکومت مصدق، بر کنترل ارتش نیز اصرار داشت،چیزی که مخالف خواست شاه بود. این اختلاف به تدریج عمیقتر شد. در پی سفر فروردین1341 شاه به امریکا و اطمینان دادن وی به کندی در مورد اجرای برنامههای مورد نظر واشنگتن،باعث شد کندی با تغییر دولت در ایران به عنوان راه تضمین حکومت شاه موافقت نماید. در نتیجه شاه در بازگشت، دولت امینی را برکنار و در 28 تیر 1341 اسدالله اعلم را جایگزین وی کرد. از اینرو دوران حکومت اعلم سرآغاز یکپارچگی در ساختار حکومت شاه و شروعی بر دیکتاتوری مطلقوی در کشور بود.در 16 مهر 1341، اولین اقدام دولت اعلم در جهت اجرای سیاستهای جدید اعلام شد و لایحهانجمنهای ایالتی و ولایتی در هیأت دولت به تصویب رسید. این لایحه در غیاب مجلس، حکمقانون را داشت و در واقع، زمینه سازی برای لوایح و قوانین دیگر بود. این لایحه که درآن به لزوم حذف اسلام از شرایط نمایندگی مجلس و لزوم سوگند به "کتابآسمانی" به جای قرآن و همچنین به ضرورت آزادی زنان در فعالیتهای اجتماعی اشاره شده بود،مقدمهای برای اسلامزدائی و محو ارزشهای اسلامی در جامعه ایران بود. لایحه با مخالفت قاطعو سرنوشت ساز حضرت امام (ره) به همراه اعتراضات مکرر علما، وعاظ و مراجع و ارسال نامههایسرگشاده به شاه و مقاومت مستمر در برابر توطئه "حذف اسلام" و تضعیف دین و روحانیت بهشکست انجامید و اعلم به ناچار در آذر 1341 طرح خود را پس گرفت. اعلم در مرحله بعد، وعده تحقق "انقلاب سفید" را داد و تصمیم گرفت تا نقشههای امریکا را درقالب دیگری احیا کند. شاه در بهمن 1341 با سفر به قم تلاش کرد تا طرح "انقلاب سفید" رابرای مردم توجیه کند و اگر بتواند، میان علما و مراجع حوزه علمیه راجع به نقشههای ضداسلامی خود تفرقه ایجاد نماید. اما تحریم شاه توسط مردم و روحانیون و تعطیل شدن شهرقم، خشم شاه را برانگیخت به طوری که وی از روحانیت به عنوان "ارتجاع سیاه" یاد کرد. با اینهمه، رژیم شاه مبادرت به برگزاری یک رفراندوم صوری برای نشان دادن حمایت مردم از طرح"انقلاب سفید" کرد. امام در مراحل بعد با سخنرانیها و اقدامات خود از جمله با اعلام عزای عمومی در نوروز 1342 و تحریم جشنهای نوروزی، نقشههای ضداسلامی شاه و توطئه ایجاد اختلاف در حوزه علمیه راخنثی کرد. این مقاومت و هشیاری زمینهساز فاجعه حمله به فیضیه در فروردین1342 و یورش مأموران رژیمشاه به مجلس سوگواری شهادت امام جعفرصادق(ع) گردید. در پی این فاجعه که در آن دههاتن شهید و مجروح شدند، امام پیام مفصلی برای علما نوشتند که در واقع از عوامل زمینه سازقیام مردم در 15 خرداد 1342 و روند جدیدی در مبارزه با رژیم بود.2 همچنین امام در چهلمین روز فاجعه فیضیه، پیامی خطاب به ملت صادر کردند. با صدور و انتشارپیام امام و حرکت علما در نجف، رژیم متوجه شد که برنامه اجرا شده در فیضیه، آثار منفی برای رژیم دربر داشته و بنابر این نیاز به حرکت دیگری است. چون اقدامات انجام شده نتوانسته بوداهداف مورد نظر را تأمین کند، لازم بود عملیات در مقیاس وسیعتر و با شدت بیشتری به مرحله اجرا درآید. شاه در سخنرانی 28 اردیبهشت 1342 تهدید کرد که اگر این گونه کارها متوقف نشود، دست به کشتار وسیعی خواهد زد و کلیه علمایی که به نحوی در راهاندازی این حرکتها سهیم باشند، دستگیر خواهند شد. او گفت: "اگر متأسفانه لازم باشد که انقلاب بزرگ با خون یک عده بی گناه، یعنی مأموران دولت و یک عده بدبخت گمراه آغشته شود، این کاری است که چارهای نیست و خواهد شد.3 ماه محرم از راه میرسید و رژیم تردید نداشت که در این ماه، سخنگویان مذهبی پیرو امام ازجنایتهای دستگاه سلطنت سخن خواهند راند. ساواک برای پیشگیری از آنچه در وقوعش شکینبود، جمعی از گویندگان مذهبی را احضار کرد و با تهدید و ارعاب به آنان یادآور شد که درسخنان خود سه مطلب را رعایت کنند:
1- بر ضد شخص شاه مطلبی نگویند.
2- از اسرائیل و آنچه مربوط به اسرائیل است مطلبی گفته نشود.
3- نگویند اسلام و قرآن درخطر است و دستگاه را ضداسلامی نخوانند. زمانی که امام از این امر مطلع شدند با صدور بیانیهای خطاب به وعاظ و گویندگان دینی چنین هشدار دادند: "این التزامات علاوه بر این که ارزش قانونی نداشته و مخالفت با آن هیچ اثریندارد، التزام گیرندگان مجرم و قابل تعقیب هستند... سکوت در این ایام، تأیید دستگاه جبار وکمک به دشمنان اسلام است.4 با صدور این بیانیه، تحرک تازهای در بین وعاظ و روحانیون پدید آمد تا در شهرها و روستاها،جنایتهای رژیم را افشا کنند. راهپیماییهای مذهبی و شعارهای تند انقلابی علیه رژیم و در طرفداری از مواضع امام در تهرانو شهرستانها هر روز گسترش مییافت و این موج به ویژه پس از سخنرانی پرشور امام در روز عاشورا در فیضیه شتاب بیشتری به جریان جاری در قم، تهران و سایر شهرستانها داد. چنانکه به رغم دستگیری روحانیون انقلابی و ایجاد محیط رعب و وحشت، شب یازدهم محرم، تظاهرات باشکوهی از طرف دانشجویان دانشگاه تهران برگزار شد.همچنین روز یازدهم محرم در مسجد امام خمینی فعلی مجلس باشکوهی ترتیب یافت و شعارهایی چون "خمینی، تو فرزند حسینی" در فضای مسجد طنین افکند وتظاهرکنندگان سپس به حرکت درآمدند و با گذشتن از خیابان ناصرخسرو وارد خیابان فردوسی شدند و در مقابل سفارت انگلیس اجتماع کردند و سخنرانان به افشاگری علیه رژیم پرداختند. دراین شرایط و با همه گیر شدن تدریجی مخالفت با حکومت شاه و برنامههای ضد اسلامی آن،رژیم تنها چاره کار را دستگیری امام دانست.
صبح روز 15 خرداد
ساعت چهار صبح روز 12 محرم (15 خرداد 1342) نیروهای امنیتی و انتظامی، پس از محاصره منزل امام در قم و ورود به منزل از طریق دیوار، ایشان را دستگیر و به تهران منتقل نمودند و دریکی از بازداشتگاهها نگه داشته و پس از مدتی به پادگان عشرتآباد بردند. قبل از طلوع آفتاب، خبر دستگیری امام در قم و سپس در سایر شهرها منتشر و موجب تشدید هیجان مردم گردید.وضعیت فوقالعادهای بر قم، تهران و دیگر شهرها حاکم گردیدو درگیریهای گسترده به تدریج ازساعت ده صبح در تهران و قم آغاز شد و کشتار در خیابانهای اطراف صحن مطهر حضرتمعصومه(س) تا ساعت 5 بعد از ظهر ادامه یافت. تعداد زیادی از مردم در روز پانزده و شانزدهخرداد بازداشت و بعضی از آنها پس از مدتی مرخص و عدهای نیز به حبسهای طولانی مدت محکوم شدند وحکومت نظامی اعلام شد. دستگیری، زندان، حصر آزادی امام تا نیمه دومفروردین 1343 ادامه یافت و طی این 10 ماه ایران دستخوش رویدادهای فراوانی بود. رژیم باوجود امکانات تبلیغاتی وسیع و به رغم مصرف میلیونها تومان توسط سفارتخانههای خود درکشورهای خارجی به منظور خرید صفحات جراید و سانسور شدید مطبوعات داخلی، نتوانست براراده مردم مسلمان ایران فائق آید و دستگیری علما، روحانیون و دیگر قشرهای ملت نتیجهای نبخشید. رژیم که گمان میکرد با دستگیری امام و یارانش، سرکوبی خونین قیام 15 خرداد و دستگیری وتبعید یاران امام، به رویارویی خاتمه داده شد. به تدریج متوجه شد هیچ تغییری نه در مواضعامام صورت گرفته، نه از محبوبیت ایشان کاسته شده و نه مردم صحنه را خالی کردهاند؛ به ویژهاین که بار دیگر سخنرانیهای افشاگرانه امام که اینک در جایگاه رهبری نهضت کاملاً مورد قبولعامه بودند ادامه یافته بود.
ویژگیهای قیام 15 خرداد
نهضتی که به رهبری امام خمینی در مقام مرجعیت درسال 1341 از درون حوزه علمیه قم آغاز شد،هرچند در پانزدهم خرداد 1342 به صورت بیرحمانهای توسط رژیم سرکوب شد، اما نابود نشد،بلکه بذری شد که در خاک سرزمین افشانده گشت و پس از پانزده سال که مردم مسلمان ایرانبا تحمل سختیها و مرارتها آن را با اشک و خون آبیاری کردند، سرانجام در بیست و دوم بهمن1357 سر از خاک برآورد و سبز گشت و شکوفه کرد و ثمر داد. رژیم شاه و حامیان امریکایی او گمان میکردند میتوانند با اعمال خشونت و افزایش کنترلهایپلیسی و امنیتی، نهضت پانزدهم خرداد را ریشهکن سازند و به فراموشی بسپارند. پس ازپانزدهم خرداد، رژیم در دادگاههای نظامی خود، گروهی از کسانی را که مانند سایر مردممسلمان در مبارزه شرکت داشتند به محاکمه کشید و با اعدام دوتن از بارفروشان تهران بهنامهای "طیب حاج رضایی" و "حاج اسمعیل رضایی" که از پیروان امام خمینی بودند، اولاًکوشید تا آنان را عامل اصلی حرکت پانزده خرداد قلمداد کرده و ذهن مردم را از عظمت واهمیت نهضت و رهبری آن منحرف سازد و ثانیاً با نشان دادن آشکار و وسیع واقعهِ اعدام آنان بهتوده مردم، قدرت نمایی کرده و مردم را بترساند. اما نهضت اسلامی امام(ره) که از فرهنگ الهیچهارده قرن اسلام تغذیه میشد و بر تجربه لااقل یکصدساله ملت ایران از مبارزه مستقیم بااستبداد و استعمار استوار بود خاموش نشد و با نفوذ در عمق جامعه و گسترش در سراسرایران، سرانجام دوباره شعلهور گردید و موجب انفجاری عظیم گشت که به عمر 2500ساله نظام شاهنشاهی در ایران خاتمه داد. برای آشنایی بیشتر با تحولی که در فاصله ِسالهای 42 تا57 در ایران روی داد، لازم است به ویژگیهای قیام پانزده خرداد که به انقلاب اسلامی ایران منتهی شد اشاره کنیم.
الف: اسلامی شدن مبارزه: پانزده خرداد سرآغاز جنبشی در میان مردم ایران شد که صد در صداسلامی بود. اسلامی بودن این جنبش به صورت کاملاً مشخص در شخصیت رهبر آن که مرجعتقلید و فقیه و زعیم حوزه علمیه قم بود جلوهگر شده بود. با رهبری امام خمینی افسانه جدایی دین از سیاست که دهها سال توسط رژیم و دشمنان اسلام تبلیغ شده بود، عملاً باطل شد ومردم مسلمان ایران در مبارزهای قدم نهادند که ادامه آن برای آنها مانند نماز و روزه، شرعاً واجببود. ایدئولوژی و مکتب این مبارزه، اسلام بود و اصول و مبانی و انگیزههای آن از قرآن و سنتپیامبر و معصومین به دست آمده بود.
ب: اخلاص و قاطعیت در رهبری: رهبری امام خمینی یکی از ویژگیهای مهم نهضت اسلامیایران بود. رهبری امام، اگرچه برای همیشه به جدایی دین از سیاست خاتمه داد، اما انگیزهِ آنهیچ گونه شباهتی با انگیزههای سیاستمداران حرفهای دنیا نداشت. بلکه قیامی الهی بود کهاز سر اخلاص و برای انجام وظیفه و تکلیف شرعی صورت گرفته بود و به قصد قربت به پروردگارآ غاز شده بود. امام در طول این نهضت بارها فرمودهاند که ما همانند رسول خدا(ص) و سایر انبیای الهی موظف به ادای تکلیف هستیم، آنچه برای ما در درجه اول اهمیت قرار دارد، همینادای تکلیف است نه پیروزی. در حقیقت پیروزی واقعی ما در این است که توانسته باشیم به وظیفه دینی خود عمل کنیم. این اخلاص به نوبهِ خود در رهبری امام خمینی قاطعیتی پدید آوردکه از عوامل مهم پیروزی نهضت بوده است. از آنجا که امام مبارزه را یک تکلیف شرعی میداننددر راه آن هرگز سازش ومماشاتی نشان ندادهاند، همچنان که سازش در انجام عبادات معنی ندارد.
ج: مردمی شدن مبارزه: نهضت پانزده خرداد نهضتی کاملاً مردمی بود. این نهضت به هیچ قشرخاصی تعلق نداشت بلکه همه قشرها از شهری و روستایی و بازاری و دانشگاهی و زن و مردو پیر و جوان در آن شرکت داشتند. آنچه همه اقشار را به میدان مبارزه کشاند و آنها را به همپیوند داده بود، اسلام بود. مردمی بودن نهضت، نتیجه عمومی بودن و ریشهدار بودن مکتب آنبود. رابطه رهبری و تودههای مردم از طریق روحانیون برقرار میشد که همه جا بودند و در عمق زندگی تودههای مـردم بـا آنـان حـشـر و نـشـر داشتند. پایگاه اصلی برقراری این ارتباط نیز مساجد،مجالس دینی و سایر اماکن مذهبی از قبیل زیارتگاهها و حسینیهها بود.
د: مخالف با اصل سلطنت: خصوصیت مهم دیگر نهضت پانزده خرداد این بود که برخلاف عمومحرکتها و مبارزههای قبل، هدف اصلی را نشانه گرفته بود و شاه را مقصر اصلی میدانست.پیش از این نهضت، سیاستمداران و مبارزان سیاسی یا جرأت مخالفت با اصل رژیم سلطنتی رانداشتند و یا اصولاً به براندازی آن معتقد نبودند و یا احیاناً با مطرح کردن شعار "شاه بایدسلطنت کند نه حکومت" به وجود شاه مشروعیت میدادند. آنان درصدد بودند تا با انتقاد ازدولت و با قوانین انتظامی، آزادیهایی کسب کنند و روزنامه و نشریهای داشته باشند و بتوانندنمایندگانی به مجلس بفرستند. آنان میخواستند با بودن ریشه، با شاخه مبارزه کنند. اماویژگی حرکتی که به رهبری امام خمینی آغاز شد این بود که حرف دل مردم که شاه و دربار را عامل فسادهای داخلی و خیانتهای بیگانگان میدانستند، شعار خود قرار داده بود و تیشه برریشه رژیم پوسیده وکهن و فاسد سلطنتی میزد.
هــ: بیگانهستیزی: ویژگی چهارم نهضت اسلامی پانزده خرداد این بود که هیچ نوع گرایشی، نهدر مکتب و نه در عمل، به بیگانه نداشت. این نهضت به دلیل اسلامی بودنش از بطن مردمجوشیده بود. از آنجا که در اندیشه اسلامی نهضت، انحرافی از صراط مستقیم الهی وجودنداشت، در خط مشی سیاسی و مبارزاتی آن نیز انحرافی به سوی شرق و غرب در کار نبود.امام خمینی از همان آغاز امریکا، انگلیس و شوروی را عامل بیچارگی مردم ایران معرفی کردند ومبارزه با بیگانگان را آغاز نمودند. مردم ایران عالیترین جلوه استقلال سیاسی را که ناشی ازاستقلال مکتبی بود در نهضت امام خمینی مشاهده میکردند.
و: حضور روحانیت در صحنه مبارزات: خصوصیت دیگر این نهضت، حضور بسیاری از روحانیون درصحنه مبارزه بود. این ویژگی نتیجه مستقیم اسلامی بودن مبارزه بود که در درجه اول درشخصیت رهبری نهضت جلوهگر شده بود و به همین دلیل بسیاری از روحانیون را به صحنهمبارزه آورده بود. حضور این روحانیون در نهضت، سبب گستردگی و فراگیری نهضت بود، زیرا آنانبا همه قشرهای مردم ارتباط داشتند و در سراسر کشور، از شهرهای بزرگ تا بسیاری ازروستاهای دورافتاده در کنار مردم زندگی میکردند و به دلیل اخلاق اسلامی و تقوای خود نزدمردم مورد احترام و اعتماد بودند. روحانیون به این ترتیب در برقراری ارتباط میان تودهِ مردم ورهبری نهضت تأثیر بزرگی داشتند.
«ارجاعات مندرج در این مطلب، در متن اصلی منتشر شده وجود نداشت»