۱- مذهب، مکتب و راهنماى مبارزه:
پیش از ۱۵ خرداد، مذهب در میان بسیارى از تحصیلکرده ها و روشنفکران به عنوان مکتبى که اساس و راهنماى مبارزه باشد، شناخته نمى شد. تبلیغات نیم قرنى استعمار به دست رضاخان و فرزند او و تبلیغات کمونیست ها که مذهب را افیون ملت ها مى دانستند از یک سو و کوتاهى بعضى از روحانیون از سوى دیگر، در ذهن جوانان تصویر غلطى از اسلام به وجود آورده بود. آنان اسلام را مکتبى جامع که بتواند همه نیازهاى فردى و اجتماعى انسان را برآورده سازد نمى دانستند و حداکثر تصورى که داشتند این بود که دین مجموعه اى از آداب و عبادت هاى فردى است که ارتباطى با مسائل اجتماعى و حوادث جدید روزگار ندارد. وقتى با قیام ۱۵ خرداد، عالى ترین مقام مذهبى اسلامى یعنى مرجع تقلید مسلمین، عالى ترین هدف یعنى براندازى رژیم و تأسیس حکومت اسلامى را وجهه همت خود قرار داد و عملاً با تحمل زندان و تبعید، استوار، قدم در میدان مبارزه نهاد، تبلیغات دیرینه استعمارگران و کمونیست ها باطل شد و مذهب، مانند آتشى که در زیر خاکستر خرافات و اتهامات پنهان مانده باشد، شعله ور گردید و توجه بسیارى از جوانان دبیرستانى و دانشگاهى و بسیارى از نویسندگان، روشنفکران و نخبگان را به خود جلب کرد. وحدت مقدس روحانى و دانشجو و فیضیه و دانشگاه که از آرمان هاى اصلى انقلاب اسلامى و از اصول اجتماعى مبارزه امام خمینى(ره) است در حقیقت با قیام ۱۵ خرداد پایه گذارى شد.
۲- افزایش رشد سیاسى:
با قیام امام خمینى (ره)، روحانیون به سرعت و به مراتب بیش از گذشته وارد صحنه مسائل سیاسى - اجتماعى شدند و با مسائل مبارزاتى و اجتماعى آشنا گشتند. قبل از آن به دلایل گوناگون ، مسائل سیاسى و اجتماعى براى بسیارى از طلاب و روحانیون حوزه ها، اولویت به حساب نمى آمد، اما وقتى امام(ره) با آن سابقه طولانى در علم و تقوا و خلوص و ایمان و تسلط به معارف اسلامى بر فقاهت، با استناد به قرآن و سنت، چهره سیاسى - اجتماعى اسلام را معرفى کرد، اندیشه و عمل وى همچون چراغى فراراه حوزه هاى علمیه و روحانیونى که بسیارى از آنها از شاگردان خود ایشان بودند، قرار گرفت و این روحانیون به نوبه خود، رشد سیاسى خود را در ارتباط وسیعى که بامردم داشتند در مراسم و فضاهاى مذهبى به توده مردم مسلمان انتقال دادند و از این طریق حساسیت و آگاهى سیاسى، هم در حوزه هاى علمیه و هم در میان توده مردم مسلمان، اندک اندک افزایش یافت و تکامل پیدا کرد.
۳- محو شدن جاذبه گروههاى سیاسى التقاطى و منحرف:
پس از ۱۵ خرداد، بازار فعالیت هاى سیاسى و غیراسلامى و مخصوصاً ملى گرایى از رونق افتاد. امام خمینى (ره) درمبارزه، آخرین کلام که همانا سرنگونى رژیم بود را آشکارا اعلام کرده بود. بنابراین همه گروه هاى سیاسى که به کمتر از این حد قانع بودند جاذبه سیاسى خود را از دست دادند، کمونیسم نیز که مى رفت تا با گذشت ۱۰ سال از حوادث ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و قبل از آن، دوباره در ایران نفسى تازه گیرد، با قیام امام(ره) با مانع پرقدرتى مواجه شد که نیروى آن برخاسته ازملت مسلمان بودو برخلاف کمونیست ها به هیچ نیروى خارجى تکیه نداشت.
۴- تکامل مبارزات سیاسى و رشد توده مردم:
نهضت ۱۵ خرداد موجب تکامل مبارزه سیاسى مردم شد و رشد و بینش آنان را در تشخیص هدف اصلى مبارزه افزایش داد. در اثر همین تکامل بود که پس از ۱۵ خرداد شعار براندازى رژیم پهلوى، شعار کلیه گروه هایى شد که قصد مبارزه سیاسى را داشتند و اگر گروهى پیدا مى شد که مى خواست درچارچوب قانون اساسى و از طریق آزادى هاى سیاسى اعطاشده از سوى پهلوى مبارزه کند در نظر ملت محافظه کار و سازشکار تلقى مى شد. با توجه به همین تغییر رویکرد بودکه شعار براندازى رژیم پس از ۱۵ خرداد،هدف کلیه حرکت هایى شد که مى خواستند براى خود پایگاه مردمى پیدا کنند.
بنابراین باید نهضت ۱۵ خرداد را آغاز تحول بزرگى دانست که ۱۵ سال بعد در ایران رقم خورد و انقلابى را تحقق بخشید که از نگاه اندیشمندان غرب، بزرگ ترین تحول قرن ۲۰ به حساب مى آمد.