تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۴۰۸۱۴
مقدمه: نخست‌وزیر عراق به همراه رهبران احزاب سیاسی و نمایندگان پارلمانی این کشور پیمان پایان جنگ و خشونت طایفه‌ای و سیاسی را امضاء کردند. توافق رهبران سیاسی برای پایان دادن به روند رو به تزاید خشونت‌ها در عراق با پرسشهایی مواجه است. محمدعلی مهتدی، کارشناس مسائل خاورمیانه در گفتگو با جام جم در خصوص استنتاج از محتوای توافق اخیر دو فرضیه را مطرح می‌کند.

*امضای پیمان پایان جنگ و خشونت طایفه‌ای در عراق را چگونه ارزیابی می‌کنید ؟
**اصولا ناامنی در عراق نتیجه انفجارهای متعددی است که هر روز در مناطق مختلف این کشور رخ می‌دهد. اگر بپذیریم موضوع ناامنی در عراق با توافق رهبران احزاب سیاسی مبنی بر پایان دادن جنگ و خشونت طایفه‌ای خاتمه می‌یابد، عملا پذیرفته‌ایم که کشتارها در این کشور توسط احزاب سیاسی صورت می‌گیرد به نظر میرسد این نوع تحلیل و فرضیه، عاری از صحت و درستی است. فرض هم این است که احزاب و گروههای مختلف سیاسی در بروز ناامنی و انجام کشتارها دخالت ندارند. به عبارت دیگر عامل اصلی ناآرامی ها و خشونت‌ها گروههای شبه نظامی هستند که انفجارهای متعددی را صورت می‌دهند.
نتیجه این است که فرض نخست پذیرفتنی نیست و احزاب و گروه‌های سیاسی نقشی در بروز و تشدید خشونت‌ها در عراق ندارند. اما در مورد فرض دوم، ممکن است برخی از احزاب و گروههای سیاسی به نوعی با گروههای خرابکار در عراق ارتباط داشته باشند که پیام امضای این توافق اخیر می‌تواند این باشد که برخی گروههای سیاسی در درون گروههای شبه نظامی خرابکار نفوذ دارند و می‌توانند به توقف فعالیتهای خشونت آمیز آنان کمک شایانی کنند.
در تحلیل ماهیت توافق ضد جنگ توسط رهبران احزاب سیاسی در عراق باید به این نکته توجه کرد که آنان در صدد تقویت پایه‌های انسجام ملی از طریق پیوند گروههای سیاسی حول محور ضرورت امنیت برای همه مردم و فعالان سیاسی در عراق است.
به اعتقاد بنده، ریشه اصلی ناامنی ها در عراق معطوف به حضور نیروهای اشغالگر در این کشور است که توافقهایی از این دست در سطح رهبران سیاسی، نمی‌تواند آن چنان که شایسته است به توقف خشونت‌ها منجر شود. به نظر میرسد تحول امنیتی در عراق در جهت بهبود شاخصهای آن جز با خروج اشغالگران میسر نخواهد شد.
*با توجه به اینکه ماهیت حضور اشغالگران در عراق به عنوان یک مولفه امنیت‌زدا در جهت قوام یافتن تروریسم عمل می‌کند، آیا توافق رهبران سیاسی در این کشور، به کاهش سطح خشونت‌ها منجر خواهد شد؟
**آمریکایی‌ها همواره در ادبیات امنیت خود و عراق واژه خشونت را به کار می‌برند. به نظرم در ابتدا باید مشخص کنیم که مقصود از خشونت، کدام شکل آن است. چراکه امریکا مقاومت مردمی علیه نیروهای خود در عراق را نیز خشونت تعریف می‌کند و این در حالی است که منفک نبودن تعاریف از واژه خشونت توسط امریکا در قالب مقاومت علیه اشغالگری و فعالیتهای خرابکارانه برخی گروههای شبه نظامی باعث می‌شود تا بین مقاومت و تروریسم تمایزی وجود نداشته باشد. آمریکایی‌ها مقاومت مردمی علیه خود را که بسیار گسترده نیز شده است، به شدت سانسور می‌کنند. اخیرا یک روزنامه نگار امریکایی گفته است که هر روز صدها عملیات علیه نیروهای امریکایی انجام می‌گیرد که دولت بوش اجازه پخش اخبار آنها نمی‌دهد. به نظر میرسد امریکا مایل نیست در تبیین خشونتها به لحاظ ماهوی، عملیات کور تروریستی و مقاومت علیه اشغالگری را تفکیک کند. آنها تلاش دارند تا اعتراضات مردمی در عراق را در پشت واژه خشونت پنهان کنند.
*آیا شکل گیری انسجام ملی در چارچوب تفاهم گروههای سیاسی برای بسط گزاره امنیت در تمام مناطق عراق به تسریع خروج اشغالگران منجر می‌شود؟
**به اعتقاد بنده، امریکا در آینده نزدیک قصد خروج از عراق را ندارد، چراکه قریب به سه هزار کشته و صرف بیش از 170 میلیارد دلار در این کشور، نشان دهنده اهمیت حضور نظامیان واشنگتن برای دستیابی به منافع سیاسی، اقتصادی است که این امر با حضور دراز مدت امریکا در عراق محقق خواهد شد.
آمریکا بدنبال آن است که تا بحث تجزیه عراق را از طریق گروههای سیاسی و قومی در این کشور به سامان برساند که تبلور آن نیز به افزایش خشونت‌ها می‌انجامد. دولت امریکا روند حوادث در عراق به سمت هدایت می‌کند که امکان همزیستی مسالمت‌آمیز بین اقوام، مذاهب و گروههای سیاسی فراهم نشود.