لابیگری به دو شکل انجام میشود: لابیگری خارجی که درآن سعی میشود تا با استفاده از رسانههای جمعی از جمله چاپ مقالات، تبلیغات، ارسال پست الکترونیکی و غیره و بطور کلی از طریق تغییر افکار عمومی، قوه قانون گذاری یا نهادهای دیگر را به شکل غیرمستقیم تحت تاثیر قرار دهد.
اما لابیگری به معنای اخص همان است که در اتاق ها و سالنهای سربسته و به شکل مستقیم در تماس با سیاست گذاران و بویژه قانون گذاران صورت میگیرد و هدف، همانگونه که گفته شد، جلب نظر مساعد تک تک سیاست گذاران یا احزاب و فراکسیونهای پارلمانی نسبت به طرح، لایحه و به طور کلی تصمیماتی است که در نهایت ممکن است فقط به نفع حامیان، یا کل جامعه یا نهادها و جوامع محلی باشد.
لابیگری شامل عناوین مختلفی است.
لابیگری و خیر همگانی: از آنجا که هدف لابیگری اعمال نفوذ بر تصمیم گیریهای عمومی است، لابیگران باید بدانند که مسوولیت هایشان متفاوت با مسئولیتهای یک حامی یا مدافع در یک منازعه شخصی میان دو مخالف سیاسی یا دو طرف دعوا در رسیدگیهای قضایی است. به عبارت دیگر لابیگری بنا به ماهیت خود،برای تاثیر گذاری برکسانی انجام میگیرد که تصمیمات و نظراتشان پیامدهای سیاسی فراوانی به دنبال دارد.
رابطه لابیگر و ذینفع: مرحله اول فرایند لابیگری، گفتگو و مذاکره میان اشخاص و گروههای ذینفع و لابی گر به عنوان واسطه است. حداقل این است که لابی گر باید کارفرمای ذینفع خود را از آثار بالقوه زیانبار اهداف مورد تعقیب، بر منافع و شهرت شخصی وی یا زیان آن برای خیر همگانی و نیازها و علایق مشروع طبقات پایین آگاه سازد و برای اندیشیدن فرصت کافی در اختیار وی قرار دهد. اشخاص و گروههای ذینفع نیز باید برای پیشبرد اهداف خود از مراجعه به لابیگران بد سابقه و دارای سوء شهرت بپرهیزند.
رابطه لابیگران و سیاستگذاران: گفتگوی لابی گر و سیاست گذاران مرحله بسیار حساسی در لابیگری است. لابی گر باید بتواند از قابلیتهای خود برای اقناع سیاست گذاران استفاده کند. لابی گر درستکار و مطلع سعی میکند با آگاه کردن سیاست گذاران از اشخاص و گروههای واقعی ذینفع در موضوع ( کارفرما )، اطلاعات صحیحی راجع به اصل موضوع و تبعات مثبت و منفی آن در اختیار سیاست گذاران قرار دهد.
دوری از تعارض منافع: گفته شد که لابی گر علاوه بر تعهد در برابر کشور، در مقابل کارفرما یا اصیل ذینفع نیز متعهد است. این تعهدات به علاوه تعهد در برابر وجدان، ایجاب میکند که لابی گر از پذیرش همزمان تعهد در مقابل اشخاص و گروههای ذینفع گوناگون که منافع ناسازگاری با یکدیگر دارند، خودداری کند. به عبارت دیگر در انجام حرفه خویش از بروز تعارض منافع در نمایندگی و دفاع از مواضع گوناگون جلوگیری کند.
لابیگران و رسانههای ارتباطی: دموکراسی ایجاب میکند که سیاست گذاران، رسانههای ارتباطی و افکار عمومی واقعا بدانند که چه کسانی از چه خط مشیای حمایت میکنند. لابیگران ممکن است از رسانههای عمومی برای تاثیر بر سیاست گذاران و افکار عمومی استفاده کنند، اما در این کار باید از اظهارات خلاف واقع پرهیز کنند و راجع به اشخاص و گروههای واقعی ذینفع دروغ نگویند؛ هرچند لزومی هم به افشای هویت آنها وجود ندارد.