تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۴۰۹۰۹

مهرداد جمالیان داریانی
شینزو آبه، نخست وزیر جدید ژاپن، اولین سفر خارجی خود را 8 اکتبر 2006 میلادی به چین و پس از آن به کره جنوبی انجام می‌دهد.
بدون شک یکی از چالش‌های پیش روی سیاست خارجی ژاپن در قرن حاضر چین است. روابط این دو کشور به عنوان دو رقیب سنتی و دیرینه در منطقه شرق آسیا همواره با فراز و فرودهایی همراه بوده است.
استیلای استعماری ژاپن بر چین در نیم قرن گذشته از جمله عوامل مهم در روابط بین دو کشور است. که پکن از اعمال سوء ژاپن در زمان جنگ به صورت یک اهرم سیاسی علیه توکیو استفاده می‌کند.
اوج تنش در روابط توکیو – پکن را در دوران نخست‌وزیری جونیچیرو کوایزومی در ژاپن شاهد هستیم.
کوایزومی هر چند به طور رسمی از فجایع و جنایاتی که ارتش امپراتوری در گذشته و در طول اشغال کشورهای منطقه انجام داده بود معذرت خواهی کرد. اما دیدارهای وی از معبد یاسوکونی (yasukuni) خشم همسایگان این کشور به خصوص چین و کره جنوبی را برانگیخت. به طوری که پکن در اعتراض به این دیدارها نشست سران دو کشور را به حالت تعلیق درآورد.
معبد یاسوکونی وقف ژاپنی‌هایی شده است که در جریان جنگهای صورت گرفته از سال 1853 میلادی تا پایان جنگ جهانی دوم کشته شده‌اند. در این معبد در حال حاضر اسامی و اطلاعات مربوط به 2 میلیون 466 هزار و 532 نفر که در جریان جنگهای یاد شده کشته شده‌اند نگهداری می‌شود و در این میان نام 14 نفر از کسانی که در فهرست جنایتکاران جنگی به ثبت رسیده نیز دیده می‌شود.
این 14 نفر ژنرال‌های ارتش امپراتوری ژاپن هستند که جنایات جنگی بسیاری مرتکب شده و دست کم مسوولیت کشتار 20 میلیون چینی را در دوره اشغال منچوری بر عهده دارند.
بازدید کوایزومی و دیگر مقامات ژاپنی از معبد یاسوکونی از دیدگاه چین، ادای احترام به جنایتکاران جنگی و به منزله تایید عملکرد آنهاست.
پکن و سئول این معبد را سمبلی از نظامی گری و تجاوزات امپراتوری ژاپن در گذشته می‌دانند و معتقدند، دیدارهای مقامات ارشد این کشور از یاسوکونی نوعی دفاع و بازگشت به روحیه نظامی گری پیشین ژاپن شمرده می‌شود.
اختلافات پکن و توکیو به همین جا ختم نمی‌شود. دو کشور دارای اختلافات عدیده‌ای هستند، از جمله: روابط نظامی ژاپن و امریکا چین بارها از همکاری‌های دفاعی ژاپن و امریکا در منطقه اظهار نگرانی کرده است. پکن از یک سو نگران توسعه طلبی‌های امریکا در منطقه است و از سوی دیگر تقویت همکاریهای امنیتی توکیو – واشنگتن را عامل برهم زننده آرامش در منطقه شرق آسیا می‌داند.
اختلاف برسر مرزبندی مرزهای آبی در دریای شرقی چین که دارای منابع گاز طبیعی است، همچنین اختلاف دو کشور برسر مالکیت جزیره سنکاکو از جمله عوامل دیگر ایجاد تنش در روابط توکیو – پکن است.
مساله دیگری که می‌توان به آن اشاره کرد،‌ مباحثی است که در متون درسی تاریخ ژاپن مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این کتب بخشهایی از تجاوزات تاریخی ژاپن به دیگر کشورهای آسیایی از جمله چین و کره تحریف یا حذف شده است. بنابراین هرچند کوایزومی در سیاست داخلی و ایجاد ثبات سیاسی – اقتصادی در ژاپن کارنامه قابل قبولی از خود در میان افکار عمومی برجای گذاشته است اما یکی از ایرادات اساسی وارده به وی در سیاست خارجی و بخصوص سیاست منطقه‌ای تمرکز بر روابط با آمریکا و غرب و عدم تلاش برای بهبود روابط با دو همسایه قدرتمند و مهم ژاپن، یعنی چین و کره جنوبی است.
وجود کشورهایی نظیر ژاپن، کره جنوبی، چین،‌ تایوان و... که از قدرت اقتصادی بالایی برخوردارند. منطقه شرق آسیا را تبدیل به یکی از مهمترین قطبهای اقتصادی جهان کرده است و می‌توان ادعا کرد، مرکز ثقل اقتصادی جهان به این منطقه منتقل شده است، در نتیجه اهمیت ثبات و آرامش در منطقه کاملا محسوس و مشهود است و هرگونه تنش در منطقه شرق آسیا می‌تواند تاثیر مستقیمی بر اقتصاد و حتی امنیت جهانی داشته باشد.
شینزوآبه با آگاهی از این مساله، 29 سپتامبر 2006 میلادی هنگامی که در مجلس نمایندگان به معرفی و تشریح سیاستهای بنیادی خود به عنوان نخست وزیر ژاپن می‌پرداخت، گفت: زمان آن رسیده است که سیاست خارجی ژاپن فعال شود.
وی در سخنرانی خود تصریح کرد: نیاز است برای تقویت همبستگی با کشورهای آسیایی، سیاست خارجی فعال‌تری در پیش گرفته شود.
آبه تقویت روابط اعتماد آمیز ژاپن با چین و کره جنوبی را نه تنها برای آسیا بلکه برای جامعه جهانی مهم دانست.
در نتیجه مشاهده می‌شود وی قصد دارد نقطه ضعف دوران زمامداری کوایزومی بر ژاپن را ترمیم کند.
آبه با تاکید بر ادامه روند اصلاحات در کشور، یکی از اهداف خود را کسب کرسی دائم در شورای امنیت برای ژاپن اعلام کرده است و این مهم محقق نخواهد شد مگر با وجود یک دیپلماسی و سیاست خارجی فعال در عرصه بین‌المللی.
نکته قابل توجه در مورد آبه این است که وی از طیف تندروی جناح راست حزب حاکم لیبرال دموکرات ژاپن است و از جمله افرادی بود که شدیدا از دیدارهای کوایزومی از معبد یاسوکومی حمایت می‌کرد و گفته بود: نیازی نیست ژاپن نسبت به فجایعی که در گذشته ارتش امپراتوری مرتکب شده عذرخواهی کند. اما پس از رسیدن به مقام نخست وزیری با درایت کامل از اظهار نظر صریح در خصوص بازدید از یاسوکومی تاکنون خودداری کرده است. در نتیجه در ابتدای کار و با توجه به اینکه هنوز حساسیتی نسبت به وی در کشورهای همسایه بخصوص چین و کره جنوبی بروز نکرده است، اولین سفر خود را به عنوان نخست وزیر ژاپن به این دو کشور انجام می‌دهد.
اکنون با توجه به تغییرات بوجود آمده در صحنه سیاسی ژاپن فرصت مناسبی مهیا شده است تا از تنشهای موجود میان توکیو با همسایگانش کاسته شود.
در حال حاضر طرف ژاپنی و چینی براین باورند که می‌بایست روابط دو جانبه خود را توسعه دهند و در این میان ژاپن برای از بین بردن موانع سیاسی باید تلاشهای سازنده‌ای انجام دهد.