مقدمه:
مرتضی نبوی، چهره شاخص اصولگرایان و عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین از جمله کسانی است که هنوز در عرصه عمومی برخی گمان میکنند او برادر بهزاد نبوی – چهره شاخص مجاهدین انقلاب – است. اما چنین نیست و این دو حتی در طریق سیاسی در دو سر دو طیف متمایز سیاسی هستند. مرتضی نبوی، آرام و شمرده از امیدواریهایی میگوید که در دل بعضی اصولگرایان رنگ باخته است. در سخنان این چهره سادهزیست سیاسی، امید به غلبه گفتمان عقلانیت و اعتدال در میان اصولگرایان موج میزند؛ عقلانیتی که پیروزی را برای این اردوگاه به ارمغان آورد. حال غلبه این گفتمان آرزوست یا یک حقیقت، آن را میتوان از نتیجه نهایی ائتلاف اصولگرایان و ترکیب مجلس آینده دریافت.
">مقدمه:
مرتضی نبوی، چهره شاخص اصولگرایان و عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین از جمله کسانی است که هنوز در عرصه عمومی برخی گمان میکنند او برادر بهزاد نبوی – چهره شاخص مجاهدین انقلاب – است. اما چنین نیست و این دو حتی در طریق سیاسی در دو سر دو طیف متمایز سیاسی هستند. مرتضی نبوی، آرام و شمرده از امیدواریهایی میگوید که در دل بعضی اصولگرایان رنگ باخته است. در سخنان این چهره سادهزیست سیاسی، امید به غلبه گفتمان عقلانیت و اعتدال در میان اصولگرایان موج میزند؛ عقلانیتی که پیروزی را برای این اردوگاه به ارمغان آورد. حال غلبه این گفتمان آرزوست یا یک حقیقت، آن را میتوان از نتیجه نهایی ائتلاف اصولگرایان و ترکیب مجلس آینده دریافت.
">مقدمه:
مرتضی نبوی، چهره شاخص اصولگرایان و عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین از جمله کسانی است که هنوز در عرصه عمومی برخی گمان میکنند او برادر بهزاد نبوی – چهره شاخص مجاهدین انقلاب – است. اما چنین نیست و این دو حتی در طریق سیاسی در دو سر دو طیف متمایز سیاسی هستند. مرتضی نبوی، آرام و شمرده از امیدواریهایی میگوید که در دل بعضی اصولگرایان رنگ باخته است. در سخنان این چهره سادهزیست سیاسی، امید به غلبه گفتمان عقلانیت و اعتدال در میان اصولگرایان موج میزند؛ عقلانیتی که پیروزی را برای این اردوگاه به ارمغان آورد. حال غلبه این گفتمان آرزوست یا یک حقیقت، آن را میتوان از نتیجه نهایی ائتلاف اصولگرایان و ترکیب مجلس آینده دریافت.
">مقدمه:
مرتضی نبوی، چهره شاخص اصولگرایان و عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین از جمله کسانی است که هنوز در عرصه عمومی برخی گمان میکنند او برادر بهزاد نبوی – چهره شاخص مجاهدین انقلاب – است. اما چنین نیست و این دو حتی در طریق سیاسی در دو سر دو طیف متمایز سیاسی هستند. مرتضی نبوی، آرام و شمرده از امیدواریهایی میگوید که در دل بعضی اصولگرایان رنگ باخته است. در سخنان این چهره سادهزیست سیاسی، امید به غلبه گفتمان عقلانیت و اعتدال در میان اصولگرایان موج میزند؛ عقلانیتی که پیروزی را برای این اردوگاه به ارمغان آورد. حال غلبه این گفتمان آرزوست یا یک حقیقت، آن را میتوان از نتیجه نهایی ائتلاف اصولگرایان و ترکیب مجلس آینده دریافت.
">مقدمه:
مرتضی نبوی، چهره شاخص اصولگرایان و عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین از جمله کسانی است که هنوز در عرصه عمومی برخی گمان میکنند او برادر بهزاد نبوی – چهره شاخص مجاهدین انقلاب – است. اما چنین نیست و این دو حتی در طریق سیاسی در دو سر دو طیف متمایز سیاسی هستند. مرتضی نبوی، آرام و شمرده از امیدواریهایی میگوید که در دل بعضی اصولگرایان رنگ باخته است. در سخنان این چهره سادهزیست سیاسی، امید به غلبه گفتمان عقلانیت و اعتدال در میان اصولگرایان موج میزند؛ عقلانیتی که پیروزی را برای این اردوگاه به ارمغان آورد. حال غلبه این گفتمان آرزوست یا یک حقیقت، آن را میتوان از نتیجه نهایی ائتلاف اصولگرایان و ترکیب مجلس آینده دریافت.
">مقدمه:
مرتضی نبوی، چهره شاخص اصولگرایان و عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین از جمله کسانی است که هنوز در عرصه عمومی برخی گمان میکنند او برادر بهزاد نبوی – چهره شاخص مجاهدین انقلاب – است. اما چنین نیست و این دو حتی در طریق سیاسی در دو سر دو طیف متمایز سیاسی هستند. مرتضی نبوی، آرام و شمرده از امیدواریهایی میگوید که در دل بعضی اصولگرایان رنگ باخته است. در سخنان این چهره سادهزیست سیاسی، امید به غلبه گفتمان عقلانیت و اعتدال در میان اصولگرایان موج میزند؛ عقلانیتی که پیروزی را برای این اردوگاه به ارمغان آورد. حال غلبه این گفتمان آرزوست یا یک حقیقت، آن را میتوان از نتیجه نهایی ائتلاف اصولگرایان و ترکیب مجلس آینده دریافت.
">مقدمه:
مرتضی نبوی، چهره شاخص اصولگرایان و عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین از جمله کسانی است که هنوز در عرصه عمومی برخی گمان میکنند او برادر بهزاد نبوی – چهره شاخص مجاهدین انقلاب – است. اما چنین نیست و این دو حتی در طریق سیاسی در دو سر دو طیف متمایز سیاسی هستند. مرتضی نبوی، آرام و شمرده از امیدواریهایی میگوید که در دل بعضی اصولگرایان رنگ باخته است. در سخنان این چهره سادهزیست سیاسی، امید به غلبه گفتمان عقلانیت و اعتدال در میان اصولگرایان موج میزند؛ عقلانیتی که پیروزی را برای این اردوگاه به ارمغان آورد. حال غلبه این گفتمان آرزوست یا یک حقیقت، آن را میتوان از نتیجه نهایی ائتلاف اصولگرایان و ترکیب مجلس آینده دریافت.
*در انتخابات شورای شهر دوم، برخی اصولگرایان از به دست آوردن اکثریت در شورای دوم، به عنوان فتح تنگه احد یاد کردند اما در انتخابات شورای سوم، این تنگه را مقداری رها کردند که در نتیجه رقبای اصلاحطلب آنها توانستند 4 نفر از فهرست خود را به شورای شهر تهران بفرستند؛ اکنون اصولگرایان برای اینکه در انتخابات دور هشتم مجلس، این تنگه کاملا از دست نرود، چه برنامهای دارند؟
**طبعا تشکیلدهندگان یک جناح که شامل طیفها و تشکلهای مختلفی است، برای رسیدن به پیروزی در انتخابات، به دنبال ائتلاف حداکثری هستند. با استفاده از تجربیات انتخابات گذشته، به نظر میرسد که مجموعه اصولگرایان برای انتخابات مجلس هشتم با عقلانیت بیشتری وارد کار شدهاند و سازوکاری را برای وحدت کلیه گروههای اصولگرا طراحی کردهاند که این سازوکار براساس اصل نمایندگی است. مقدمات طی شد. و اخبار رسیده، حاکی از این است که فرمول به کار گرفته شده فرمول خوبی است و در عمل نیز پیشرفتهای خوبی داشتهاند؛ بر این اساس امیدواریم که اصولگرایان در حوزههای مختلف انتخابیه سراسر کشور فهرستهای متعدد نداشته باشند و فهرست واحدی را ارئه دهند.
*آیا تاکنون شورای 11 نفره اصولگرایان بر سر فهرست واحد، به نقطه مشخصی رسیدهاند یا خیر و فعلا کارهای مقدماتی در حال انجام است؟
**تا جایی که بنده اطلاع دارم، به فهرست نهایی نرسیدهاند بلکه از تشکلها و گروههای مختلف پیشنهاداتشان را میگیرند.
*در تهران یک جمع 6 نفره به علاوه 5 نفر مرضیالاطراف گروههای اصولگرا، مأمور ارائه فهرست انتخاباتی شدهاند؛ آیا تصمیمگیری در اردوگاه اصولگرایان فقط منحصر به این جمع است یا تصمیمات دیگری از جاهای دیگر هم برای وحدت اصولگرایان گرفته میشود؟
**طبعا این 6 نفر حالت نمایندگی دارند؛ نظرات مختلف جمع شده و برایند آن در این جمع 6 نفره منعکس و در جمع 11 نفره (6 نفر به نمایندگی از جریانات اصولگرا به علاوه 5 نفر مرضیالاطراف) تصمیمات نهایی گرفته میشود. در حقیقت این 6 نفر متشکل از 3 گروه 2 نفره هستند که هر 2 نفر مجموعهای از تشکلها را نمایندگی و نظرات آنها را منعکس میکنند. پس از ارائه همه دیدگاهها و نظرات سرانجام جمع 5+6 تصمیم نهایی را میگیرند.
*جایگاه 5 نفر مرضیالاطراف در طول جمع 6 نفر است یا عرض آن؟ یعنی حرف نهایی را 11 نفر با هم میزنند یا جمع 5 نفره حالت بالادستی و حکمیت دارند و تصمیم نهایی را آنها میگیرند؟
**براساس چیزی که اعلام شده، 11 نفر با هم تصمیم میگیرند اما در برخی مواقع که ممکن است آن 6 نفر که اضلاع مختلف اصولگرایان را نمایندگی میکنند، با هم اختلاف نظر جدی داشته باشند و به تفاهم نرسند، جمع 5 نفره جنبه داوری و حکمیت هم پیدا میکنند.
*ترکیب آن 5 نفر چگونه است؟ این 6 نفر که هر کدام بخشی از اصولگرایان را نمایندگی میکنند. 5 نفر براساس چه معیار و سازو کاری انتخاب شدهاند؟
**در حقیقت، این 5 نفر مرضیالاطراف هستند؛ یعنی این 6 نفر که نمایندگی دارند، خودشان روی این 5 نفر، تفاهم دارند.
*به عبارتی این 5 نفر، در بین اصولگرایان فراگروهی هستند و تمام جریانات آنها را قبول دارند و قدر مشترک کلیه گروهها هستند؟
**بله.
*در میان این جمع، به نظر میرسد که نقش جامعه اسلامی مهندسین چندان پررنگ نیست؛ چرا؟ قبلا در شوراهایی که تشکیل میشد، مهندس باهنر حضور داشتند ولی در جمع 6 نفره، کسی از جامعه مهندسین نیست. آیا این اتفاق یک تصمیم جمعی بود یا خودتان خواستید؟
**تا آنجا که من اطلاع دارم در جبهه خط امام و رهبری، آقای باهنر برای انتخاب شدن به عنوان یکی از 2 نفری که از جبهه پیروان در آن شورا شرکت میکنند، داوطلب نبودند.
*شخصی بود یا یک تصمیم جمعی که جامعه مهندسین داشت؟
**نه، در جامعه مهندسین بحث نشده بود که آقای باهنر، کاندیدا شوند یا خیر، اما در جامعه اسلامی مهندسین چیزی که برای ما مهم است این است که سازوکار نمایندگی و کار تشکیلاتی مهم باشد و نه اشخاص. در جمع پیروان خط امام و رهبری مهم نیست که چه کسانی انتخاب شده و در شورای 6 نفره حضور دارند مهم این است که اینها بتوانند این مجموعه را به خوبی نمایندگی کنند.
*مسئله هم این است که جبهه پیروان خط امام و رهبری که بیش از 15 تشکل قدیمی و باسابقه را شامل میشود 2 نفر در این شورا نماینده دارد و گروههای کوچکتر که سابقه سیاسی خیلی کمتری دارند نیز 2 نفر در این شورا نماینده دارند؛ با توجه به این مسئله به نظر شما در چیدن این شورا توازن رعایت شده یا خیر؟
**در هر حال، برای ائتلاف باید به فرمولی میرسیدیم. اضلاع دیگر اصولگرایان مثل حامیان دولت ممکن است بگویند که اگر چه تشکلهای ما کم است بگویند که اگر چه تشکلهای ما کم است ولی پایگاه اجتماعی گستردهتری داریم. گروههای مختلف اصولگرا طی مباحث طولانی روی این فرمول به تفاهم رسیدند و در حقیقت این سازوکاری بوده برای اینکه مجموعه اصولگرایان به فهرست واحدی برسند.
*اینکه آیا ائتلاف واقعی شکل میگیرد یا خیر، زمان بستن فهرست مشخص میشود چرا که ابتدا همه سخن از ائتلاف و هماهنگی میگویند ولی وقتی زمان بستن فهرست چینش افراد میرسد، اختلافات شروع میشود؛ اصولگرایان برای اینکه سر فهرست و اسامی به تشتت و اختلاف نرسند، چه سازوکاری را در نظر گرفتهاند؟
**خود این سازوکاری که راجع به آن صحبت کردیم تا حدود زیادی از آسیبهای قبلی مصون است. اولا اینکه مجموعه اصولگرایان روی این فرمول تفاهم کردهاند؛ یعنی این یک تصمیم از بالا نبوده بلکه تصمیمی است که مورد قبول اضلاع مختلف اصولگرایان بوده است.
*گروهها و جمعهای قبلی مثل شورای هماهنگی و شورای معتمدین، از بالا تشکیل میشدند؟
**بله، افراد شورای هماهنگی منتخب از پایین نبودند. در اینجا دیگر این مشکل وجود ندارد بلکه این شورا منتخب است. پس چون انتخابی است، کسی نمیتواند بگوید که این شورایی که شکل گرفته، شما از کجا مشروعیت پیدا کردهای؟ پس چون جمع فعلی حالت نمایندگی دارد، تصمیمات آن هم از مشروعیت بالایی برخوردار است؛ به علاوه اینکه کسانی هم که جمع میشوند آگاهند که برخی تشکلها و طیفی را نمایندگی میکنند، پس چانهزنیها و بحثهای لازم را انجام میدهند تا به تصمیمی برسند که تا حد امکان رضایت اکثریت را تامین کنند و اگر در مواردی باز هم اختلاف پیش بیاید، اضلاع مختلف اصولگرایی پذیرفتهاند که هیات 5 نفره مرضیالاطراف که خود همان 6 نفر انتخابشان کردهاند، در مواقعی که اختلافی ایجاد شود، داوری کند.
*البته اسم این 5 نفره هیأت حکمیت هنوز نامشخص است؟
**به طور جسته و گریخته رسانهها از آنها نام بردهاند.
*اما بطور صددرصد تأیید نشده که چه کسانی هستند؟
**این بستگی به نظر جمع منتخب دارد که قصد داشته باشند اعلام کنند یا خیر و همچنین اینکه آیا خود افرادی که جزء این 5 نفر هستند، راضیاند که نامشان منتشر شود یا خیر. آنچه مهم است این است که این شورای تشکیل شده و جلساتی را برگزار کرده و تصمیماتی گرفته شده است.
*اگر این شورای 5+6 به یک فهرست رسیدند اما بخشی از اصولگرایان این فهرست را قبول نداشتند، چه ضمانت اجرایی یا تضمینی وجود دارد که انشعاب نکرده و فهرست جداگانهای ندهند؟
**تلاش بر این بوده که اکثریت اصولگرایان طبق این فرمول، دور هم جمع شوند و به تفاهم برسند؛ ممکن است طیفهای پراکندهای هم باشند که در این جمع نگنجد این هنر کسانی است که در شورا حضور دارند که رضایت آنها را نیز جلب کنند که اگر از جنبه عملی امکان داشت، وحدت 100 درصد اصولگرایان تحقق پیدا کند. با وجود این، ممکن است در عالم واقع، درصدی هم بیرون بمانند. این درصد حداقل بیرونی یا با طیف حداکثری در مقام تعامل برمیآیند و به تفاهم میرسند یا اینکه نه، ممکن است اقدامات پراکندهای داشته باشند که به نظر من، این امر نمیتواند تأثیر زیادی در سرنوشت انتخابات داشته باشد.
*مسئله بعدی برای انتخابات این است که اصولگرایان قصد دارند با چه برنامه و گفتمانی وارد انتخابات مجلس هشتم شوند تا باز هم بتوانند اعتماد مردم را تثبیت کرده و نگه دارند؟
**آنچه امروز گفتمان غالب است، گفتمان اصولگرایی است. این گفتمان نیز مؤلفههای خود را دارد. اسلامگرایی، مرکز این گفتمان است و بعد هم که عدالت، آزادی، تولید علم و فناوری، اصلاحات در جهان کارآمدی بیشتر، توسعه و پیشرفت کشور، خدمت صادقانه و تلاش برای حل مشکلات مردم است. اینها محورهایی است حول بحث اسلامگرایی و مطالبات مردم هم در همین راستاست و با آن انطباق دارد. آنچه گمشده تاریخی مردم مسلمان ایران است، مسئله پیشرفت کشور، جبران عقبماندگی، ایجاد شرایط خوب برای زندگی، ایجاد فرصتهای شغلی مناسب، رفع مشکل بیکاری، تورم و... است. اصولگرایان، چه در دولت و چه در مجلس و چه در شوراها نشان دادهاند، که دغدغه اصلی آنها، خدمت و کار صادقانه و تلاش شبانه روزی است، برای اینکه بتوانند بر مشکلات فائق آمده و آنها را حل کنند.
*برای اجرای مؤلفههایی مانند عدالت که فرمودید، چه برنامههای عملی را در مجلس دارید؟ یعنی برنامههایی که مردم مجاب شوند مجددا به اصولگرایان رأی دهند؟
**خوشبختانه کشور ما به دنبال فراز و نشیبهایی که در امر برنامهریزی داشته و چند برنامه 5 ساله را تجربه کرده است، به سند چشمانداز 20 ساله رسیده؛ یعنی امروز از نظر مردم ایران، رهبری، دولتها و مجالس و مراکز مختلف تصمیمگیری و تصمیمسازی، روشن است که ما باید در افق چشمانداز 20 ساله به چه اهدافی دست یابیم. مقدار زیادی از اختلاف نظرها در امر سیاستهای اقتصادی و رویکردهای اقتصادی نیز با ابلاغ اصل 44 قانون اساسی روشن شد. در دیدار هیأت دولت با مقام معظم رهبری نیز ایشان 2 توصیه مهم داشتند؛ اول اینکه همه برنامهها باید در جهت تحقق اهداف چشمانداز 20 ساله باشد و دیگری رعایت اصل 44؛ پس اصولگرایان هم مسیر روشنی دارند. در مورد مجلس هم اصولگرایان باید وجهه همتشان این باشد که برنامههایی را که مدنظر دارند در جهت تحقق اهداف چشمانداز و سیاستهای اصل 44 باشد. دولت اجرا شدن لایحه اصل 44 را به مجلس فرستاد و به مجلس هم به صورت فوقالعاده این را آماده کرده تا در دستور کار قرار گیرد اما برای اینکه ما به آن اهداف برسیم و سیاستهای اصل 44 که همه از آن به عنوان یک انقلاب اقتصادی نام میبرند، تحقق یابد، این کافی نیست و لوازمی را نیاز دارد. باید قوانین مناسبی با این سیاستها مثل قانون کار، قانون مالیاتها، نظام بانکی، نظام برنامهریزی و بودجهنویسی و... اصلاح شود. پس باید همت این باشد که این مسیر دنبال شود تا بتوانیم کشورمان را به خوبی به پیشرفت برسانیم، اشتغال ایجاد شود، بخش خصوصی و مردم در اقتصاد فعال شوند تا اینکه از اقتصاد بسته دولتی خارج شویم و شکوفایی در بخش تعاونی و خصوصی داشته باشیم. اینها تصویر روشنی پیش روی ما قرار میدهد و نیز الزاماتی دارد که طبعا اصولگرایان به برنامهای وارد مجلس خواهند شد که بتوانند کمک کنند تا این حلقههای مفقوده برای اجرای سیاستهای اصل 44 و برای رسیدن به اهداف چشمانداز تحقق پیدا کند.
*آیا همان گونه که اصولگرایان برای رسیدن به ائتلاف و فهرست مشترک، شورایی تشکیل دادند، ضرورت نداشت که برای اعلام برنامهها هم شورایی تشکیل دهند که برنامههایشان را به صورت مشخص و جزئی به اطلاع مردم برسانند؟
**طبعا این جزو همان لوازم کاری است که باید انجام شود و زمانی که برنامههایشان اعلام شود حتما چنین سازوکاری از دل این شورا بیرون خواهد آمد و عدهای دور هم جمع میشوند و این کار را انجام خواهند داد. این هم که بنده عرض کردم، براساس لوازمی است که اصولگرایی دارد و راهکاری است که نظام پیش پای ما گذاشته است.
*اصلاحطلبان هم برای مجلس، عزم خود را جزم کرده و شوراها را نقطه شروعی میدانند برای اینکه به مجلس برسند. اصولگرایان برای رقابت با اصلاحطلبان چه برنامههایی دارند؟
**در کشور ما رقابت برای جلب نظر مردم است؛ یعنی هر کسی بتواند – چه در صحنه نظر و چه در عمل – مردم را قانع کند که میتواند خدمتگزار بهتری برای مردم باشد، او خواهد توانست نظر مردم را جلب کند. اصولگرایان برنامهها و شعارهایی را مطرح کردهاند که مورد توجه مردم قرار گرفته و براساس آنها دیکتههایی هم نوشتهاند. عملکرد شورای دوم باعث شد که در شورای سوم هم اکثریت قاطع را اصولگرایان به خود اختصاص دهند، به این خاطر که ثابت کردند دنبال جنجالهای سیاسی نیستند بلکه شوراها را پایگاهی برای خدمت و پیشرفت شهر و روستا میدانند. در مورد مجلس و دولت هم همین طور است؛ دولت تلاش خستگیناپذیر شبانه روزی را ارائه میکند و در حقیقت این پشتوانهای است برای جلب اعتماد مردم. مجلس نیز به صورت جدی به دنبال تامین منافع ملی و خواستههای مردم است. در حقیقت میدان رقابت، میدان خدمتگزاری به مردم است و هر گروهی که بتواند به مردم خدمت صادقانه کند، پیروز میدان خواهد بود.
* با توجه به فضای موجود، ترکیب مجلس هشتم را چگونه پیشبینی میکنید؟
**من قدرت پیشگویی ندارم ولی براساس روند، احساسم این است که اکثریت مجلس هشتم هم از اصولگرایان خادم مردم خواهد بود.
*آیا ترکیب مجلس هم مانند ترکیب شورای سوم نخواهد شد؟
**اکثریت اعضای شورای شهر سوم هم از اصولگرایان هستند. طی محاسبهای که انجام شده، از نظر درصد در شوراها، وضعیت ترکیب شاید بهتر از مجلس فعلی است؛ یعنی درصدی که اصولگرایان در شورا دارند، در کل کشور بیش از درصدی است که اصولگرایان در مجلس دارند و در مجلس هشتم هم بنا به روندی که احساس میشود، همچنان اعتماد مردم به خدمتگزاری اصولگرایان باقی است و مردم، اکثریت را از اصولگرایان انتخاب خواهند کرد.
*یعنی همین ترکیب مجلس هفتم حفظ خواهد شد؟
**احتمالا؛ البته ممکن است که افراد جابهجا شوند ولی اصولگرایان اکثریت را خواهند داشت.
*اکنون مجلس هفتم با دولت اختلافاتی بر سر لوایح و برنامهها دارد؛ برای جلوگیری از بیشتر شدن این اختلافات در مجلس هشتم، اصولگرایان چه برنامههایی دارند؟
**اگر قرار باشد مجلس به صورت جدی به وظیفه نمایندگیاش و دولت هم به وظایف اجراییاش عمل کند، یک مقدار اختلاف نظر طبیعی است. مجلس با اکثریت نمایندگان مردم در مقام دفاع از حقوق ملت است و براساس نظری که به اکثریت میرسد، تصمیم میگیرد. دولت هم بر همین اساس، عمل میکند. این مقدار اختلاف نظر برای تأمین حقوق ملت و منافع مردم میتواند مفید باشد. ما نباید انتظار داشته باشیم که مجلس اصولگرا، یک ماشین امضا برای دولت باشد و هیچ نظر مخالف و انتقادی نسبت به لوایح و عملکرد دولت نداشته باشد. خوشبختانه نمایندگان مجلس اصولگرای هفتم نشان دادند که ضمن اینکه در اصول با دولت مشترک هستند، بر سر منافع و حقوق مردم هم مصالحه نمیکنند یا به دلیل اینکه دولت، دولت اصولگرایی است، اختیارات خود را فراموش نمیکنند.
*این اختلافات زمانی که دولت و مجلس از یک جناح و گروه هستند، چندان طبیعی به نظر نمیرسد و بعضی معتقدند که این اختلافات به دلیل عدم تعامل دولت با مجلس است؛ دولت در لوایح و برنامههایی که به مجلس داده، تعامل مناسب را با مجلس ندارد و مجلس هم واکنش نشان داده و اختلافات بالا میگیرد. اصولگرایان برای تعامل بیشتر مجلس و دولت، چه برنامههایی دارند؟
**تعامل به معنای از میان رفتن اختلاف نظر نیست. یک خانواده هم که دور هم جمع میشوند، طبعا میان اعضای خانواده، اختلاف نظر هست اما تعامل خود را هم با همدیگر دارند و در مواقع لزوم از همدیگر حمایت میکنند و بعد از اینکه با هم خوب بحث کردند، به یک تصمیم میرسند که آن را به اجرا درمیآورند. در مورد دولت و مجلس هم همینطور است. در مسائل کلان کشور که پای منافع ملی و امنیت ملی مطرح است، کوچکترین اختلافی بین دولت و مجلس نمیبینید بلکه کاملا پشتوانه همدیگر هستند اما اختلاف نظر برمیگردد به اینکه «ساعت شروع کار، در 6 ماهه اول سال یک ساعت جلو کشیده شود یا خیر؟» خب، در موارد این چنینی هر کدام از اینها استدلالی دارند و بر اساس مکانیسم رأیگیری و رأی اکثریت به نتیجه میرسند و البته در چنین مواردی هم میشود نقدی داشت؛ فرضا در حیطههایی که حوزه اجرایی است، مجلس میتواند دخالتی نداشته و در این مسائل مسامحه کرده و نسبت به آن عکسالعملی نداشته باشد.
*از طرف دیگر دولت هم باید همکاریهای لازم را داشته باشد؟
**بله، حتما. دولت هم در مسائلی که مربوط به حقوق مجلس است باید رعایت کند و بنابراین دیدیم که مقام معظم رهبری در دیدار اخیرشان روی تعامل بهتر 3 قوه، توصیههایی به دولت داشتند.