تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۴۰۹۶۲

گروه سیاسی، مصطفى تبریزی: در میان اصولگرایان، به رغم وجود برخى اختلافات، اجماعى در مورد اولویت کارى دولت نهم وجود داشته و دارد: مبارزه بى‌امان با فساد، تبعیض و فقر و نیز تحول‌خواهى و تسلیم‌نشدن در برابر نقیصه‌هاى عمیق در اداره کشور. جدا از موفقیت یا عدم موفقیت دولت نهم در این دستورهاى کاری، باید اذعان داشت که قائل شدن به چنین اولویتهایی، خود از آنجا نشات مى‌گیرد که اصولگرایان به شم سیاسى خود دریافتند بدون درک مطالبات حقیقى مردم و تلاش صادقانه در راه برآورده ساختن آنها نمى‌توان به موفقیت سیاسى دست یافت.
ارتباط هرچه نزدیکتر با مردم و تفهم هرچه دقیق‌تر مطالبات آنان، توفیق ماندگارترى را براى احزاب رقم مى‌زند. اصولگرایان بى‌شک به یاد دارند که عدم همیارى بدنه اجتماعى اصلاح‌طلبى دوم خردادى در صحنه‌هاى متعدد سیاسى در چند سال اخیر، اصلى‌ترین علت شکست سیاسى این جریان شد. بدنه اجتماعى اصلاح‌طلبى با مشاهده تناقض رفتارى برخى نخبگان این جنبش و میل عملى آنان به انحصارگرایی، از ادامه حیات سر باز زدند و شد آنچه شد. چرخش اصلاحاتیان در دور دوم انتخابات 85 به کاندیدایى که زمانى شدیدترین حملات را علیه او سامان داده بودند، مردم را به صداقت آنان در آرمانها و اهداف، مردد ساخت. مردم با توجیهات و بهانه‌هایى نظیر مقابله با تحجر، وجود حداقل ارزشهاى دموکراتیک در تفکرات کاندیداى مورد نظر و... اقناع نشدند و شکاف مردم و حزب که چند سال پیش آغاز شده بود به اوج رسید. نوعى سرخوردگى و آشفتگى حاصله از آن، از پایین به سطح نخبگان سرایت نمود و به انزواى سیاسى رفتن این حزب منجر شد.
اصولگرایان از تاریخچه سیاسى چند سال اخیر باید درسها بیاموزند و سرمایه اعتماد مردم را به ثمن‌بخس از دست ندهند. یکى از راهکارهاى بسیار مهم براى جلوگیرى از شکاف مهلک میان حزب و بدنه اجتماعی، آن است که اصولگرایی، دستور کار خود را منحصر به حوزه سیاسى یا حداکثر، حوزه اقتصادى ننماید. پرداختن اصولگرایى به معضلات فرهنگی، رصد مسائل اجتماعی، مساعى نظریه‌پردازانه در حل مسائل اخلاقى جامعه و بازکردن فضایى براى ارتباط کاملا غیرسیاسى با مردم از مهمترین راهکارها در این زمینه است.
جامعه، در حال حاضر، به لحاظ نفوذ مدرنیته و پست مدرنیته چه وضعیتى را تجربه مى‌کند؟ سنت‌هاى اصیل ایرانی، با چه سرعتى در حال زوال یا دگردیسى هستند؟ نهادهاى دین، آموزش و پرورش و خانواده، با چه سرعت و کیفیتى در حال فروپاشى‌اند؟ انتظارات مردم از دین، چه تغییرات مهمى کرده است؟ مفاسد گوناگون اخلاقى چگونه در میان اقشار مختلف مردم وارد شده و به عنوان امور عادى روزمره توجیه مى‌شوند؟ جوانان چه نیازهاى هویتى جدیدى دارند؟ بحران مواد مخدر و قرص‌هاى شادى‌زا چه ریشه‌هاى اجتماعى و فرهنگى دارد؟ اوقات فراغت را چگونه مى‌توان ساماندهى کرد؟ چرا روابط صمیمى اجتماعی، به افت و خیز افتاده‌اند؟ نیازمندیهاى حقوقی، شغلی، اجتماعی، ورزشى و تفریحى زنان چگونه با پایبندى به اصول اخلاقى قابل ارضا شدن هستند؟ ارتباط تاخیر سن ازدواج با طولانى‌تر شدن دوران کودکى در میان طبقه متوسط شهرى چیست؟
پرداختن آکادمیک و فنى به این پرسشها نه تنها به پیشرفت مباحث تئوریک و راهبردی، هر دو کمک مى‌کند، بلکه موجب تبرئه کل پروژه اصولگرایى از قدرت‌طلبى و سهم‌خواهى مى‌شود. اصولگرایى باید ثابت کند که به دنبال حل معضلات اجتماعى و مشکلات مردم به عنوان خادم آنها است نه ساز و کارى جهت روتوش واقعیات و تحمیل‌کردن مطالباتى حزبى و “من عندی” بر مردم. اعتماد مردم، صداقت مى‌طلبد و صداقت به سخن تنها نیست. شیفت اصولگرایى در بخش مهم فونکسیونهاى خود، از حوزه سیاسى محض به حوزه پژوهش و تحقیق آکادمیک صرف (که شائبه‌هاى قدرت‌طلبانه در آن نیست یا حداقل ممکن است)، صداقت آن را ملموس مى‌سازد و دامنه جذابیتهاى اجتماعى اصولگرایى را بسط مى‌دهد. دانشجویان، طلاب، محققین و نخبگان علمی، گروه‌هاى مهمى هستند که جذب آنان به اصولگرایی، بسیار استراتژیک است و اصولگرایى نباید از آن غفلت ورزد.
نشریات پربار علمی- فرهنگی، قدرت ارتباطى و تفهیمى اصولگرایى را بسیار بالا مى‌برد. بى‌شک، نشریات وزینى همچون شرق که به رغم ناهمدلى من با خط و ربط آن، نمى‌توانم از جذابیت زیاد آن چشم بپوشم، با تنوع و فخامت مطالب، طیف گسترده‌اى از خوانندگان را روزانه براى مدتى معتنا به مطالعه وا مى‌دارند. قدرت رسانه‌ای، نکته دیگرى است که اصولگرایى براى توثیق و تحکیم روابط نزدیک با مردم ناچار به سرمایه‌گذارى در آن است.
آری، حتما اصولگرایى مى‌داند امروزه که علوم شدیدا به سوى تحقیقات میان رشته‌اى )Interdisciplinary( متمایل شده‌اند، تحزب نیز جز از طریق کار فشرده میان حوزه‌اى به انجام نمى‌رسد. حزب براى موفقیت باید از لاک سیاسى خارج شده، سرى به حوزه‌هاى دیگر نیز بزند؛ حوزه فرهنگ عامه، فرهنگ عمومی، فرهنگ دینی، ارتباطات، رسانه و...