حنیف غفاری
پیشنویس قطعنامه آمریکایی- فرانسوى شوراى امنیت سازمان ملل متحد در خصوص وقایع لبنان قرار است امروز در این شورا مورد راىگیرى و بحث قرار گیرد. این در حالیست که دولت لبنان این قطعنامه را متضمن منافع تلآویو در خاورمیانه دانسته و به صورت رسمى و علنى مخالفت خود را با مفاد آن اعلام داشته است.
حضور نیروهاى بینالمللى در جنوب لبنان یکى از مفاد این قطعنامه را شامل مىشود. ماده دیگر آن نیز خلع سلاح حزبالله لبنان است...
گویا کاخ سفید و کاخ الیزه هنوز در فضاى سال 1995 قرار دارند. بوش و ژاک شیراک این قطعنامه را با هدف مانور صهیونیستها در فضاى خاورمیانه تنظیم کردهاند. در این راستا پاریس به عنوان بازیگر اصلى ارائه چنین قطعنامهاى به جهانیان اثبات کرد که کاخ الیزه علىرغم برخى مخالفتهاى صورى و کاذب با واشنگتن در کلیات مناسبات جهانى جاى در پاى بوش و اولمرت مىگذارد. اظهار همدردى اولیه “فیلیپ دوست بلازی” با مقامات رژیم اشغالگر قدس پس از موشکباران حیفا توسط نیروهاى حزبالله لبنان، نهایت تزویر فرانسه را در فضاى خاورمیانه به تصویر کشید...
حضور نیروهاى بینالمللى در هر نقطه دنیا همواره با دخالت مستقیم آمریکا و ناتو همراه بوده است. نسلکشى صربها در کوزوو، سربرنیتسا و سارایوو تحت چنین قاعده مبهم و تعریف نشدهاى به وقوع پیوست. زمانى که “اسلوبودان میلسویچ” با حمایت مستقیم پاریس، مسکو و لندن و چراغ سبز “پطروس غالی” فاجعهاى سخت و باورنکردنى را در صفحات تاریخ بالکان رقم زد...
هماکنون حضور نیروهاى بینالمللى در جنوب لبنان و خلع سلاح حزبالله دو هدف عمده اعضاى شوراى امنیت سازمان ملل متحد در راستاى استیلا بر معادلات سیاسى بیروت محسوب مىشود. حزبالله هماکنون محکمترین سپر دفاعى ممکن در برابر تهاجمات تلآویو محسوب مىشود. حماسهاى که حزبالله طى چند هفته اخیر خلق کرده است موجب توسل حامیان اسرائیل در شوراى امنیت به قطعنامههایى ظاهرا بینالمللى شده است.
مخالفت اولیه دولت لبنان با این قطعنامه ننگین نشاندهنده درایت سیاسى “امیل لحود” و “فواد سینیوره” در برخورد با استراتژىهاى از پیش تعیینشده آمریکاست. در اینجا لازم است بار دیگر به اظهارات نخستوزیر لبنان درخصوص حزبالله اشاره کنیم: “حزبالله لبنان تا دستیابى به آرمانهایش مىجنگند...”