تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۴۰۹۶۹
گفتگو با دکتر حشمت‌الله فلاحت‌پیشه عضو کمیسیون امنیت ملى و سیاست خارجی
عباس خسروانی اشاره: خاورمیانه جدید خوابى است که آمریکا براى این منطقه مهم جهان دیده است اما سئوال این است که این خواب تا چه اندازه تعبیر خواهد شد؟ و رویاهاى آمریکایى‌ها تا چه اندازه در این منطقه به واقعیت تبدیل خواهد شد؟ رویایى که آمریکا سعى دارد با تمام وجود و با ابزار رژیم صهیونیستى آن را به واقعیت برساند. دکتر حشمت‌الله فلاحت‌پیشه این طرح را یک آرزوى بلند پروازانه و دور از واقعیت مى‌داند. براى بررسى بیشتر این موضوع گفتگویى با ایشان انجام داده‌ایم که در ذیل از نظر مى‌گذرانید.

*چندى پیش رایس وزیر امور خارجه آمریکا در پاسخ به سئوالى مبنى بر ایجاد آتش‌بس در لبنان گفته بود، آتش‌بسى که منجر به ایجاد خاورمیانه جدیدى نشود آن را نمى‌پذیریم. به نظر شما منظور رایس از خاورمیانه جدید چیست؟
**تقریبا در طى بیست سال اخیر آمریکایى‌ها براى سومین بار است که بحث خاورمیانه جدید را مطرح مى‌کنند و تقریبا بعد از هر جنگ و بحرانى این اصطلاح را به کار مى‌برند. خاورمیانه جدید در تعریفى که امروزه از آن شده است خاورمیانه‌اى است که در چارچوب سیاستهاى راهبردى آمریکا و بر اساس نظم جهانى آمریکایى شکل گرفته باشد. این خاورمیانه جدید از لحاظ موقعیت ژئوپلتیک، از لحاظ نوع بازیگران و منافع آمریکا تفاوتهاى جدى با خاورمیانه کنونى دارد. از لحاظ ژئوپلتیک خاورمیانه جدید، خاورمیانه‌اى است که در آن محوریت با اسرائیل است و باید توان نظامى و حتى توان اقتصادى این رژیم بر سایر کشورهاى منطقه بچربد. مسلما این طرح کاملا در تقابل با برنامه چشم‌انداز 20 ساله کشور ما خواهد بود. در برنامه چشم‌انداز 20 ساله ما پیش‌بینى کرده‌ایم که پس از بیست سال به قدرت اول منطقه تبدیل شویم در حالى که در طرح خاورمیانه جدید اسرائیل به عنوان قدرت برتر نظامى و اقتصادى مطرح شده است. در واقع مى‌توان گفت این طرح واکنشى است به برنامه‌ها و سیاستهاى جمهورى اسلامى ایران و نمى‌خواهند کشور ایران بر اساس برنامه‌هاى خود پیش برود و به قدرت اول منطقه تبدیل شود. بلکه آنها مى‌خواهند با حمایت از رژیم صهیونیستى اعم از حمایتهاى نظامی، سیاسى و اقتصادى این رژیم را به قدرت اول تبدیل کنند و به همین جهت طرح خاورمیانه را تدوین کردند.
اما از لحاظ نوع بازی، تفاوتى که با گذشته دارد این است که کشورها بر اساس میزان نزدیکى و همراهى با رژیم صهیونیستى از حمایتهاى آمریکا برخوردار مى‌شوند مثلا کشورهایى که از رژیم صهیونیستى در خاورمیانه حمایت مى‌کنند و آن را به رسمیت مى‌شناسند و براى این رژیم مزاحمتى ایجاد نمى‌کنند از حمایتهاى آمریکا در زمینه‌هاى مختلف بهره‌مند مى‌شوند اما کشورهایى که رژیم صهیونیستى را به رسمیت نمى‌شناسند و امنیت این رژیم را به خطر مى‌اندازد مورد خشم و غضب آمریکا قرار مى‌گیرند. از لحاظ بازیگران نیز آن دسته از بازیگرانى که منافع رژیم صهیونیستى را تهدید مى‌کنند و حاکمیت آمریکا و راهبردهاى آن را قبول ندارند باید در طى این طرح رفتار خود را تغییر دهند. در خاورمیانه جدید تغییر رفتار ایران، سوریه و لبنان به همراه همه گروههایى که در آن حضور دارند از جمله حزب‌الله مد نظر است. به طور کلى این خلاصه‌اى از ماهیت طرح خاورمیانه جدید است.
*به نظر شما طرح خاورمیانه جدید چه ارتباطى با نظم نوین جهانى دارد؟
**نظم نوین جهانى یک طرحى استراتژیک براى اداره کل جهان در یک نظام یک- چند قطبى است. ولى خاورمیانه جدید یک طرحى منطقه‌اى به شمار مى‌رود. طرح نظم نوین جهانى یک طرح گلوبال است و طرح خاورمیانه جدید بخشى از این طرح به حساب مى‌آید با این اهمیت که طرح خاورمیانه جدید قلب نظم نوین جهانى است.
چرا که هرآنچه آمریکایى‌ها در نظم نوین جهانى به دنبال آن هستند، آزمایش خود را در خاورمیانه پس مى‌دهد، یعنى اجراى سیاستهایى چون برداشتن حاکمیتهاى ملى یا تضعیف حاکمیتها، استفاده از ابزار نظامى براى تحمیل اقتدارآمیز ارزشهاى آمریکایى و در کل بازگشت به دوران استعمار جدید. همه اینها در قالب طرح خاورمیانه جدید است که یک بخش از نظم نوین جهانى است. دکترین این طرح هم یک چند قطبى است. یعنى یک قدرت در سطح جهان در راس قرار مى‌گیرد اما در سطح منطقه‌اى به قدرتهاى دیگر امتیاز مى‌دهد تا سیاستهاى او را به پیش ببرند. آمریکا براى اجراى این طرح به کشورهاى خاورمیانه، اتحادیه اروپا و حتى چین و روسیه امتیاز مى‌دهد تا سیاستهاى کلان خود را در این منطقه مستقر کند.
*به نظر مى‌رسد که طرح خاورمیانه جدید در منطقه با شکست روبه‌رو شده است. با توجه به اینکه شما اشاره کردید این طرح قلب طرح نظم نوین جهانى است، آیا مى‌توان گفت کل طرح نظم نوین جهانى با شکست روبه‌رو شده است؟
**طرح نظم نوین جهانى یک طرح بسیار بلند پروازانه است و به گونه‌اى شکل گرفته و اجرا مى‌شود که دنیا توان و تحمل آن را ندارد. آمریکایى‌ها خیلى زود پس از شکست بلوک شرق به رهبرى شوروى خود را تک قطب دنیا خواندند و واکنشهایى علیه اینها در جهان ایجاد شد. ابزار اجراى این برنامه که ابزارى نظامى است کاملا نامشروع است و در دنیاى امروز که مردم به دنبال امنیت و آرامش هستند واکنش منفى خواهد داشت و مردم جهان هیچ اعتمادى به این طرح ندارند. لذا من معتقدم که این طرح بیشتر خوشبینى قدرتها را به همراه دارد. به طورى که این طرح در تکه‌هاى خاصى از خاورمیانه هم جواب نداده است مانند افغانستان و عراق و یا مثل لبنان و فلسطین اشغالی. لذا به طور قطع اجراى این طرح در سطحى فراگیر و جهانى با مشکل روبه‌رو خواهد شد.
*رایس در یکى از اظهارنظرهاى خود گفته بود که اکنون زمان اجراى طرح خاورمیانه جدید فرارسیده است. این اظهارات درست در زمان هجوم ارتش رژیم صهیونیستى به جنوب لبنان گفته شده بود. به نظر شما حمله به جنوب لبنان چه مرحله‌اى از اجراى طرح خاورمیانه جدید است؟
**آغاز این طرح حمله به کشور افغانستان و گام دوم حمله به عراق و سرنگونى صدام بود. به دنبال آن خروج نیروهاى سوریه از لبنان و هم‌اکنون سیاستى که دنبال مى‌کنند خلع سلاح حزب‌الله با تاکید بر قطعنامه 1559 سازمان ملل است. به عبارت دیگر حمله به جنوب لبنان براى از بین بردن تهدیدهاى امنیتى است که از سوى حزب‌الله متوجه رژیم صهیونیستى است. همان طور که گفته شد در طرح خاورمیانه جدید اسرائیل باید قدرت اول باشد و تهدیدى این کشور را متوجه خود نکند. اما حزب‌الله همواره امنیت این رژیم را مخدوش کرده است. لذا خلع سلاح لبنان یک مرحله از اجراى طرح خاورمیانه جدید است که به دنبال خروج نیروهاى سورى اجرا مى‌شود.
*به نظر مى‌رسد مقاومت حزب‌الله لبنان مانع از اجراى کامل این طرح شده است. به نظر شما ادامه این مقاومتها چه تاثیرى در برنامه خاورمیانه جدید آمریکا خواهد داشت؟
**تابه حال مقاومت حزب‌الله لبنان موفقیت‌آمیز بوده است و برفرض اینکه هم‌اکنون آتش‌بس صورت بگیرد، حزب‌الله پیروز میدان است و در پى پیروزى حزب‌الله این طرح با شکست روبه‌رو شده است. ما معتقدیم مقاومت نیروهاى حزب‌الله در برابر ادامه اجراى طرح خاورمیانه جدید است و به همین دلیل است که آمریکایى‌ها خیلى حیثیتى روى این طرح کار مى‌کنند و به این راحتى‌ها حاضر به اعلام آتش‌بس نیستند. اگرچه به نظر مى‌رسد که در این جنگ شکست با اسرائیل بوده است و خسارات زیادى متحمل شده‌اند.
*همان طور که شما اشاره کردید حمله به افغانستان اولین گام اجراى این طرح بود و به دنبال آن اشغال عراق و خروج ارتش سوریه از لبنان صورت گرفت. به نظر شما اگر رژیم صهیونیستى بتواند مقاومت حزب‌الله را شکست بدهد و اجراى طرح خود را یک گام به جلو ببرد. برنامه بعدى چیست و چه استراتژى در دستور کار آنها قرار خواهد داشت؟
**اگر خلع سلاح حزب‌الله طبق پیش‌بینى و برنامه آمریکا صورت بگیرد. گام بعدى تحمیل کامل طرح سازش به دولت فلسطین با تکیه بر قدرت اسرائیلى‌ها خواهد بود و در گام بعدى فشار بر ایران براى تغییر رفتارش خواهد بود. به نظر مى‌رسد با خلع سلاح حزب‌الله تحمیل خواسته‌هایشان بر سوریه راحت‌تر صورت خواهد گرفت آنها پس از این مراحل تمام توان و توجه خود را معطوف ایران خواهند کرد.
*کارشناسان معتقدند که اجراى طرح خاورمیانه جدید دامان کشورهاى عربى را نیز خواهد گرفت و این کشورها را دستخوش تغییر خواهد کرد و آنها از اثرات این طرح در امان نخواهند بود. اما چرا کشورهاى عربى در برابر سیاستهاى اسرائیل و آمریکا در خاورمیانه از جمله حمله وحشیانه به لبنان و فلسطین هیچ‌گونه واکنشى نشان نمى‌دهند. با توجه به اینکه این حمله‌ها مرحله‌اى از مراحل اجراى طرح خاورمیانه جدید به شمار مى‌آید؟
**کشورهاى عربى داراى راهبردهایى سیاسى هستند که این راهبردها در غالب طرح خاورمیانه بزرگ است و خود را به هر نحو در این طرح جاى مى‌دهند. آنچه که تحت عنوان جنبشهاى تند ضد امپریالیستى یا ضد آمریکایى صورت مى‌گیرد خارج از برنامه‌ها و سیاستهاى دولتهاى عربى است و مقامات عرب به میزانى که بتوانند این حرکتها را کنترل کنند، نزد آمریکا و در طرح خاورمیانه جدید جاى دارند و زمانى که نتوانند این کار را انجام دهند مانندیاسر عرفات تاریخ مصرف خود را از دست مى‌دهند و از صحنه خارج مى‌شوند.
*یعنى شما معتقد هستید که آمریکا براى کشورهاى عربى جایگاه مشخصى را در طرح خاورمیانه جدید معین کرده است و با آنان از قبل به یک توافق رسیده‌اند؟
**تکلیفى که کشورهاى عربى در این طرح دارند این است که با راهبردهاى صهیونیستى و فعال این رژیم به مخالفت برنخیزند مانند آنچه که حزب‌الله لبنان انجام مى‌دهد که با این سیاستها به مخالفت برخاستند و عملا اجراى این طرح را با مشکل روبه‌رو کرده است و حتى کشورهاى عربى باید در سرکوب و محکوم‌کردن این گروه‌هاى معارض فعال باشند و ما شاهدیم که بعضى از مفتى‌هاى عرب یکچنین اقدامى را انجام دادند و مقاومت حزب‌الله را محکوم کردند.
لذا هر اندازه این دولتها در راستاى اهداف آمریکا عمل کنند در طرح خاورمیانه جدید جایگاه خواهند داشت. اگر تا به حال آمریکا و رژیم صهیونیستى سران کشورهاى عرب را تحمل کرده‌اند به این دلیل است که مشغول اجراى طرح خود در عراق و افغانستان و حتى لبنان و سوریه هستند و مطمئنا این تناقص در دموکراسى‌سازى یعنى یکسرى نظامهاى موروثى و استبدادى را فقط به این دلیل تحمل مى‌کنند که هنوز تهدیدهاى جدى را در منطقه احساس مى‌کنند و به خاطر این تهدیدها وجود این دولتهاى عربى را لازم مى‌دانند والا این کشورها را تا به حال دستخوش تغییر کرده بودند.