صالح اسکندری
باید اذعان کرد که اندیشه ملىشدن صنعت نفت در ابتدا از سوى تودههاى مردم مطرح نشد. جبهه ملى یک جنبش مردمى نبود و پایگاه اجتماعى آن در حوزه الیت جامعه محدود شده بود. تنها گروه متشکل جبهه ملى “حزب زحمتکشان ملت ایران” به رهبرى دکتر مظفر بقایى بود که بعدها در مقابل دولت مصدق قرار گرفت و نقش بسزایى را در کودتاى 28 مرداد و سرنگونى این دولت ایفا کرد.
برخى مىگویند طراحان اصلى اندیشه ملى شدن صنعت نفت در ایران آمریکایىها بودند که در رقابتهاى استعمارى با انگلستان سعى داشتند به هر نحو ممکن در نفت ایران شریک شوند که البته بدون قضاوت در رابطه با صحت و سقم این فرضیه باید اعتراف کرد که تمام پازلهاى این بازى بدون اشتباه در جاى خود گذاشته شد.
اما عدهاى نیز مىگویند اولین بار این فکر را غلامحسین رحیمیان نماینده قوچان در مجلس شوراى ملى تحت عنوان “طرح الغاى امتیاز نفت جنوب” در سال 1323 مطرح کرد که البته در آن سالها با مخالفت مصدق روبهرو شد و او این طرح را امضاء نکرد.
به هرحال با هر انگیزهاى مسئله نفت در سال 1329 به رهبرى مصدق و جبهه ملى اوج گرفت اما تنها زمانى که آیتالله کاشانى از تبعید به ایران بازگشت و از شعار ملىشدن صنعت نفت حمایت کرد، این نهضت پایگاه اجتماعى قابل اعتنایى را پیدا کرد. اهمیت نقش و وزن سیاسى آیتالله کاشانى به آن حد بود که در خرداد 1329 دکتر مصدق شخصا پیام او را در مجلس قرائت کرد. علاوه بر آیتالله کاشانى تنى چند از علماى برجسته نظیر آیتالله العظمى خوانسارى از مراجع ثلاث قم، آیتالله بهاءالدین محلاتی، آیتالله زنجانی، آیتالله فیروزآبادی، آیتالله عباسعلى شاهرودی، آیتالله سیدحسن چهار سوقی، آیتالله شیخ باقر رسولی، آیتالله سیدمحمود روحانى قمی، آیتالله شیخ محمدرضا کلباسی، آیتالله حاج شیخ محمدى نجفی، آیتالله فقیه سبزوارى و گروه زیادى از روحانیون فعال و مبارز مانند حاج سیدحسین خادمی، حاج شیخ مرتضى مدرسى اردکانی، حاج سید مصطفى العراقین و... علىالخصوص فدائیان اسلام به رهبرى شهید نواب صفوى نیز از نهضت ملىشدن صنعت نفت حمایت کردند و هر روز پایگاه اجتماعى این نهضت گسترش مىیافت.
اگرچه برخى معتقدند که آیتالله بروجردى به عنوان نهاد مرجعیت به همراه بدنه اصلى روحانیت وارد جریان ملىشدن صنعت نفت نشد اما نباید از نظر دور داشت که این جریان به طور ضمنى و آشکار مورد تائید ایشان بود. آیتالله بروجردى در نامهاى به علماى تهران نوشت که نباید با این حرکت مخالفت کنند. بدون تردید اگر حمایت بىبدیل روحانیت از جریان نخبهگرایانه و روشنفکرانه ملىشدن صنعت نفت نبود این نهضت هیچگاه نمىتوانست به پایگاه اجتماعى قابل اعتنایى دست پیدا کند و به صورت یک جنبش همهگیر درآید. همانگونه که وقتى روحانیت چتر حمایتى خود را از روى این جریان کنار کشید، ملىشدن صنعت نفت و دولت مصدق روبه قهقرا رفت.
تاریخ معاصر ایران در حوادث مختلف همواره حکایت از نوعى اعتماد میان مردم و نهاد روحانیت دارد که هیچ جریان سیاسى و فرهنگى دیگرى نتوانسته حتى بخشى از این اعتماد را به خود جلب کند.
انکار این اعتماد و اعتقاد از سوى روشنفکران وابسته دو جنبش مشروطه و نهضت ملى را به شکست کشاند. اما به فضلالهى در نهضت امام خمینى (ره) پیوند روحانیت و مردم کارى کارستان کرد و جلوى تکرار شکست جنبشهاى صدساله اخیر در ایران را گرفت.