تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۴۰۹۹۷

گروه فرهنگی
از بدو خلقت اولین خلیفه الهى واستقرار او بر عالم خاکی، هدفى که همواره از سوى موحدان پى جویى شده است برپایى حکومت خداوند بر روى زمین بوده است. انسانهایى سختکوش و مجاهد، هستى خویش را فدا کرده اند تا انسان به تعالى و به آزادى حقیقى و بالاترین شان و مرتبه خویش که همانا بندگى خدا است برسد. در راس این گروه انبیا و سفر الهى اند که راهنماى بشریت در این مجاهدت سخت و عظیم بوده اند و در مقابل آنان شیاطین هوى و هوس که انسان را خوار و بنده ذلیل حیوانیت مى خواسته اند.
سرسلسله این مجاهدان، گل سرسبد عالم هستى نبى خاتم( ص) و خاندان گرامى او است که کاملترین دستور زندگى را براى بشر به ارمغان آوردند و بشریت را که به مرحله خاصى از تکامل و مدنیت رسیده بود از گوهر امامت بهره مند ساختند.
امامت راهى نورانى در برپایى حکومت خداوند در روى زمین و زمینهاى مناسب براى رشد و تعالى و تکامل بشریت است. قوانین و دستورات اسلام همگى برمحور امامت و حکومت خداوند از طریق صالحین قرار داده شده است و مشیت حتمى خداوند بر آن قرار گرفته که سرانجام حیات بشر در عالم خاکى با وراثت و جانشین صالحین و مستضعفین و اسقرار امامت همراه باشد.
این مجاهدتها که با بعثت پیامبر گرامى اسلام نقطه عطفى یافته بود. پس از ارتحال ایشان ادامه یافت و ائمه معصومین و پیروان آنان کوشش هاى خستگى ناپذیرى را براى اجراى احکام اسلام و استقرار حکومت موحدین و شایستگان آغاز کردند و در این راه همه هستى خویش را فدا کردند. آنچه در این مجاهدت اهمیتى خاص داشت، روشنگرى در کنار مبارزه با اولیاء شیاطین بود.
روایت احادیث و فقهاى بیدار پس از غیبت کبرى بالاترین مسئولیت را در این راه به دوش گرفتند. حوزه هاى علمیه شیعه در سخت ترین شرایط به ترویج و ابلاغ احکام نورانى اسلام همت گمارد و هرگاه شرایط و زمینه ها هموار مى گشت در مقابل طواعنیت قد علم کرد.
پس از گذشت بیش از هزار سال از این نهضت رادمردى بزرگ از فرزندان حوزه علمیه آغازگر فصل جدیدى گشت با پشتیبانى ملت بزرگ ایران انقلابى عظیم را ایجاد کرد و اسلام را به عرصه زندگى و حیات و حکومت کشاند. بالاترین دستاورد امام راحل قدس سره استقرار حکومت اسلامى را محوریت ولایت فقیه بود.
شاخصه مهم نظام حکومتى ولایت فقیه آن است که در کنار استمرار راه امامت و ولایت از دستاوردهاى فکرى و تجربى بشریت در حکومت نظام همه پرسى و انتخاب اولیاء امور از سوى مردم نیز بهره مند است. این نظام حکومتى بى تردید کامل ترین و برترین شکل حکومتى است که بشر به خود دیده است. شان و مرتبه انسان و آزادى و اختیار و انتخاب او در این حکومت جایگاه ویژه اى دارد و افراد با اراده و اختیار خویش حکومت خداوند برابر جامعه خویش مستقر ساخته اند.
شاخصه مهم دیگر آن است: ولایت فقیه اساس و محور اصلى به شمار میآ ید. اعتبار و مشروعیت تمامى ارکان حکومت در گرو تایید مشروعیت و اعتبار قوانین به امضا و تایید و یا تفویض ولى فقیه است.
این شکل از حکومت از دو جهت با مخالفت و عناد دشمنان روبروست؛ از یک سو استقرار حکومت دینى با مذاق دنیا داران و آنانى که انسان را محدود در عوالم حیوانیت مى خواهند و منافع و سرورى خویش را در خطر مى بینند سازگار نیست و از سوى دیگر کمال و تعالى که در این نظام حکومتى است. و مى تواند به عنوان مترقى ترین حکومتها مورد توجه بشریت قرار گیرد و انسانها به سوى این نظام و در نهایت دیندارى و دین ورزى جلب کند مورد عناد دشمنان است. دنیاداران و نظام استکبارى که بشر را بنده خویش مى خواهد از بدو پیروزى انقلاب و استقرار حکومت ولایى با هر وسیله ممکن به جنگ با این نظام برخواسته است و هم اینک نیز با استفاده از تمامى وسایل و امکانات فرهنگى و تبلیغى خویش در صدد تضعیف رکن اساسى و نقطه برترى این نظام بر دیگر نظام هاى حکومتى یعنى ولایت فقیه برآمده است. حرکت فرهنگى تبلیغى مخرب دشمنان در زمینه مباحث نظرى در چند محور زیر ملاحظه شده است.
الف) طرح مباحث تضاد با دمکراتى و انتخاب سرنوشت افراد توسط آنان؛
ب) طرح مباحث تضاد و ضدیت حکومت دینى با آزادى و حریت انسان؛
ج) القاء وجود استبداد و خودکامگى در حکومت ولایی؛
د) اصرار بر دوگانگى وجدایى حوزه هاى دیندارى و حکومت و مدنیت؛
ه)طرح مباحث هرمونیک و نسبیت و بشرى بودن مطلق برداشتهاى دینى و در نتیجه القا بیگانگى معارف و دستورات دینى از واقع و حقیقت دین و در نهایت ایجاد زمینه براى جدایى حکومت از دین و سست کردن آیه ها و مبانى حکومت ولایى
و) طرح زیرکانه و موذیانه شیوه‌‌‌‌‌اى خاص از بحث درباره مشروعیت و مقبولیت ولایت فقیه و مبانى آن به گونه اى که منجر به بیاعتبارى نظام ولایى و تضاد آن با انتخاب و مشارکت مردم شود.
محورهاى فعالیتهاى فرهنگی، تبلیغى دشمن در امور عینى نیز امور زیر است.
1-برخورد تبلیغى با جایگاه ولایت فقیه و القاء جدایى و اختلاف در ارکان و اجزاء حکومت اسلامی؛
2 - تضعیف جایگاه مجلس خبرگان و القاء فرسایشى بودن آن؛
3 - سعى و تلاش در جهت بى اثر جلوه دادن انتخاب مردم و کوشش براى عدم حضور و مشارکت مردمى در انتخاب خبرگان؛
4 - اصرار تبلیغى برى جدایى مردم از حکومت و بالاخص ولایت فقیه.
آن چه در مواجهه با این هجمه فرهنگى و تبلیغى دشمن ضرورى است توجه به دو نکته مهم است.
اول، در این شیوه از مبارزه دشمن از مخالفت و دشمنى صریح با نظام ولایى چه در زمینه مباحث نظرى و چه در امور عینى تا حد امکان خوددارى کرده است و راهبرد دشمن استفاده از روشهایى است که در ضمن کارآمد بودن، کمترین حساسیتها را ایجاد کند لذا در زمینه مباحث علمى و نظرى با استفاده از ایادى خود در ظاهر مباحث علمى ارزشمند و مورد علاقه مردم را مطرح کرده اند اما در واقع و باطن درصدد انهدام فکر و فرهنگى ارکان و اساس نظام هستند. باید توجه داشت هجمه و شبیخون فرهنگى و تبلیغى دشمن تنها در محور گسترش فرهنگ غربى و تهى سازى جوانان و مردم و گسترش بى بند و بارى خلاصه نمى شود بلکه مهمتر از آن تضعیف جایگاه ولایت فقیه و حکومت ولایى با استفاده از محورهاى بالاست و اساسا هدف نهایى از گسترش فرهنگ غربى و بى بندوبارى مبارزه با حکومت ولایى است.
دوم، سنت و روش مادر مقابله با این شیوه از تهاجم فرهنگى و تبلغى بسیار مهم و حساس است درایت و هشیارى شرط اول حضور در این میدان مى باشد. قرآن شریف نیز شیوه و روش دعوت به حق را حکمت و موعظه حسنى برشمرده است. باید توجه داشت دشمنان ما از راهى وارد شده اند که دوستان و دلسوزان بسیارى نیز در این راه هستند طرح مباحث عینى و نظرى درباره حکومت اسلامى و ولایت فقیه یک ضرورى و لازم جامعه ماست و از وظایف و اهداف مهم حوزه هاى علمیه و بزرگان و صاحبنظران آن به شمار مى آید لذا برحوزه هاى علمیه و هم دلسوزان و فرهیختگان است که با طرح آزاد مباحث و طرح شبهات و پاسخگویى علمى و دقیق به آنها از یک سو شیوه و روش صحیح طرح این مباحث را در جامعه و در بین متفکران رواج دهند و از سوى دیگر با پاسخ هایى روشن به القائات و شبهات، روش و شیوه شیطنت آمیز دشمنان را متروک و منزوى نمایند.
لذا بر همه خواص و دلسوزان است که با اعتصام به ریسمان الهى به گونه اى عمل کنند که اختلاف سلیقه ها و روش آنان لطمه اى به اساس و ارکان این حکومت الهى وارد نیاورد و بر همگان و بویژه بر حوزه هاى علمیه به عنوان امناءالرسل و زمامداران فکر و فرهنگ است که در استقرار و استحکام پایه هاى این بنیان رفیع که ثمره مجاهدت هاى موحدان تاریخ بشریت است کوشا باشیم و با استمداد از خداوند این حکومت الهى را به دولت یار متصل سازیم.