تئوری پردازی:
پایداری یک نظام سیاسی در گرو طراحی راهکارهایی برای رسیدن به اهداف و آرمانها است که با توجه به اوضاع و شرایط مختلف ارائه میگردد از این رو باید توجه کرد چه راهکارهایی ما را به طور مطلوبتری به هدف میرساند لذا رهبران جامعه میکوشند ضمن برخورداری از تحلیل دقیق نسبت به اوضاع فرهنگی و سیاسی جامعه و جهان، راهکارهایی را در جهت هدایت جامعه در راستای رسیدن به اهدافش گوشزد نماید. (استاد مصباح کتاب نظام سیاسی اسلام.)
انقلاب اسلامی آن طور که باید و شاید تئوریها و برنامهریزیهای بلندمدتی باید پرداخته شود و این مسألهای بود که حضرت امام برای شروع انقلاب به این مسأله عنایت خاص داشتند.
حضرت امام(ره) در آغاز و قبل از شروع نهضت به طرح مبانی حکومت اسلامی پرداختند و بعد نهضت را شروع کردند تئوریک کردن حکومت در جوامع امروزی نقش خاص خود را در ایفای حکومتها دارد و شکست حکومتها نخست به خاطر شکست تئوری آن میباشد و شرط تئوری این است که مطابق با اوضاع و شرایط و زمان و مکان باشد و هر حرکتی که از پشتوانه فکری و تئوری قوی برخوردار نباشد اثرات آن ناچیز و زمینه انحطاط آن بیشتر است در اینجا به نقش شهیدان گرانقدر بهشتی و مطهری در بیان تئوری انقلاب و دفاع از آن میتوان اشاره نمود و هر حرکتی در هر زمانی احتیاج به تئوری دارد بخصوص جوامع امروزی که مردم آن برای اعمال و رفتار حاکمان خود نیاز به اقناع ذهنی و فکری و ترسیم آینده برای جامعه دارند که از هر لحاظ جوابگوی آنها باشد.
و یکی از راههای انحطاط حکومت به خاطر عدم تئوری کردن و یا عدم کارائی تئوری آن میباشد. آنچه که در انقلاب اسلامی ما مهم است این است که تئوری باید در تمام ابعاد صورت بگیرد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی... و باید این سؤال را همواره به خود و جامعه جوابگو باشیم که به طور مثال از لحاظ فرهنگی در حال حاضر در چه وضعیتی به سر میبریم، به کجا میخواهیم فرهنگ جامعه سوق داده شود. هدف کجاست. چه قدر به هدف نزدیک شدهایم چه اندازه دور شدهایم و علل توفیق و عدم توفیق باید مورد ارزیابی قرار گیرد و این سؤال در تمام ابعاد باید پرداخته شود.
تئوری در جامعه اسلامی
مسئله تئوری پردازی در جامعه دینی و مخصوصا انقلاب اسلامی ایران همانند آسیب شناسی آن تئوری مخصوص به خود را میطلبد رهبر انقلاب با تعبیر زیبایی فرمودند که روشنفکری در ایران بیمار متولد شد وابسته متولد شد. و این بیماری او در ابعاد مختلف تجلی پیدا میکند یکی از آنها در امر تئوری پردازی است. در امر تئوری پردازی جامعه و فرهنگ جامعه پیش زمینههای فکری، فرهنگی و تاریخی و ادبیات جامعه، نیاز جامعه، ظرفیت جامعه و دهها شرط دیگر را میطلبد، تا بتوان تئوری کارآمد برای پیشرفت آن جامعه ارائه داد ولی متأسفانه روشنفکران ما زحمت فکرکردن به خود نمیدهند و لباسی را که به اندام فرهنگ و مردم و سرزمین دیگری دوخته شده عین همان لباس را میخواهند به یک فرهنگ و مردم دیگری بپوشانند، نسخهای که برای جامعه دیگری و مردم دیگری و فرهنگ دیگری پیچیده شده و برای درد دیگری عین همان نسخه را و دارو را برای انسانهای دیگر، فرهنگ و مردم دیگر میخواهند بپیچند. و چه بد طبیبی هستند. انقلاب اسلامی چنانچه اگر دچار عدم تئوری شود، باعث شکست آن میشود در تئوریهایی این چنینی تا به حال ضربههای جبران ناپذیری خورده است، چون از آنچه که خود داشته را می گیرند و به آنچه که می خواهند نمی رسند. و نمی رسانند و بین آسمان و زمین شاگردان بین شرق و غرب ماندهاند و چه بد حالتی است سرگردانی. هیچ وقت لباسی که به قد و بالای یک انسان دومتری دوخته شده است نمی توان به یک انسان نیم متری پوشاند و چه مضحک خواهد بود روشنفکران ما متأسفانه دچار این بیماری شدهاند اطلاعات دست سوم دیگران را وارد می کنند بدون اینکه همخوانی با فرهنگ مردم و اعتقادات و پیشینه فرهنگی مردم داشته باشد به خورد این مردم می دهند.
و نقطه برجسته حضرت امام(ره) در تئوری انقلاب در اینجا بود که گفتمان امام برخاسته از عمق فرهنگ مردم ما بود و لذا مردم ما صحبت های امام را خوب می فهمیدند، یارا سخن از زبان ما می گوئی. گفتمان امام برخاسته از متن توده ها و علائق و ارزشها و خواسته ها و باورهای آنها بود.
و دیگر خصوصیت حضرت امام این بود که فطرت انسانها را مورد خطاب قرار می داد، ای خیل بیکران انسانها به پا خیزید.
عدم به کارگیری تئوری
بعد از مرحله تئوری نوبت به عمل کردن به آن می رسد هرچند ما دارای تئوری های بسیار قوی و بدون نقص باشیم، اما اگر در اجراء و عملکرد دچار کم کاری بشویم، منجر به این خواهد شد که تئوری بی ارزش شود، و ما در امر تئوری تا حال کم نگذاشتیم در این دهه سوم انقلاب ما نیاز به عمل داریم، و در عمل کردن کم آوردهایم و تئوری بدون عمل ارزش ندارد و توجه به این امر بود که مقام معظم رهبری یک سال را به عنوان سال امام علی نام نهادند به نوعی یعنی اینکه شناختن نوع حکومت علوی و برخورد او با مردم و بینش علوی. ولی رهبر انقلاب با این امر خواستند مسئولین را متوجه کنند که عدم عملکرد باعث بی ارزش شدن تئوری می شود و سال دیگر را به نام رفتار علوی و سال اخیر را به عنوان سال پیامبراعظم نام نهادند یعنی اینکه تئوری باید همراه با عمل شود و زمینه های پیدایش سکولاریزم در بین نسل جوان را در این قسمت باید جستجو نمود و علت عدم دخالت دادن دین در سیاست در بعضی از متدینان را هم از این منظر می توان به دست آورد. در جامعه دینی اگر شعار داده شود و یا حتی تئوری پردازی شود اما عمل نگردد به خاطر ارتباط تنگاتنگ بین تئوری جامعه دینی با دین ، عدم عمل به تئوری باعث بی ارزش شدن آن و در جامعه دینی باعث کمرنگ شدن ارزشهای دینی خواهد شد، این جرات و شجاعت را حضرت امام داشتند خود را وارد عرصه اجتماع کردند و توانستند ارزش واقعی دین را هم در تئوری و هم در عمل اثبات کنند کردند اما بعضی متدینان چون این عرصه را ندارند لذا از سکولاریزم حمایت می کنند، و می گویند وقتی دین وارد عرصه اجتماع شد قداست آن از بین می رود. این پرسش را از خود نمی کنند که چرا باعث قداست زدایی در دین می شود به خاطر عدم عمل کردن به آن، و مقام معظم رهبری فرمود در این قسمت به آنها چه زیبا فرمودند که با این دید که اگر دین وارد عرصه اجتماع شود، قداست زدایی می شود این نوع نگاه بر ارزش موهوم ساختن برای دین است، و یک ارزش موهومی است. بلکه دین با عملکرد متدینان و خود را در بلا انداختن ارزش واقع نمایی آن روشن می شود.
مردمی بودن انقلاب
از جمله خصوصیات منحصر به فرد انقلاب اسلامی مردمی بودن آن است نقش مردم در بحرانهای انقلاب و حمایت آنها از انقلاب در مواقع بحرانی نشان از مردمی بودن انقلاب و موجد انقلاب بوده که شرط در مبقیه آن نیز می باشد نشان مردمی بودن آن و همهگیر بودن آن شرکت همه اصناف مردم و خود را سهیم دانستن از دهقان- کارگر- دانشجو و نقش توده مردم نشان برجسته انقلاب است و این باز به خصوصیت خاص حضرت امام است که در دعوت خود به انقلاب فطرت انسانها را مورد خطاب قرار می داد و خواست او ارزش های انسانی بود و لذا هر انسان بی اینکه مسلمان است همگام با رهبر خود می شد مخاطب حضرت امام حتی تنها مردم ایران نبودند بلکه به تمام انسانهای جهان بود به تمام مستضعفین در گوشه و کنار جهان و به خاطر خصوصیت خاص مردمی بودن انقلاب هر اندازه از نقش مردم و رضایت عمومی کاسته شود و هر اندازه مردم دچار یأس و ناامیدی درحل مشکلات خود بشوند و وقتی مسئولین خود را شریک در مشکلات آنها ندانند انقلاب دچار آسیب پذیری خواهد شد.
پشتوانه مردمی در هر حکومتی لازم است و ایجاد حکومت هر اندازه مردمی باشد احتیاج به این پشتوانه ضروریتر، هر نظامی که بتواند رضایت عمومی را به نفع خود جلب کند به یقین از حمایتهای آنان در حوادث و مشکلات مهم برخوردار خواهد بود و در مقابل اگر با نارضایتی عمومی مواجه باشد در مشکلات و حوادث غیرمترقبه نه تنها حمایت نخواهد شد بلکه مورد اعتراض و خشم مردم قرار خواهد گرفت سرنگونی اکثر حکومت یا ناشی از مخالفت های مردمی و فاصله گرفتن آنها از مردم است امیرالمؤمنین علی علیه السلام در نامه خود به مالک می فرمایند: ای مالک قلب خویش را مملو از رحمت و محبت و لطف نسبت به مردم کن و مبادا که چون حیوان درنده ای خوردن آنان را غنیمت شماری.
ای مالک:
باید پسندیدهترین کارها نزد تو اموری باشد که با حق و عدل موافقتر و با رضایت توده مردم هماهنگتر زیرا خشم توده مردم خشنودی خواص را بی اثر می کند و ناخشنودی خواص با رضایت عمومی جبران پذیر است.(نامه35)
مشکلات اقتصادی مردم اعم از مسکن و ازدواج جوانان و تورم و طبقاتی شدن جامعه، تجمل و اسراف و تبذیر بعضی مسئولین و فقر اقتصادی مردم موجب سلب اعتماد آنها به نظام خواهد شد، عدم زهدپیشگی بعضی مسئولین در امور اقتصادی و خود را نزدیک و همسان با مردم نکردن، انقلاب را در حمایت مردمی دچار چالش می کند، در ذهن مردم این چنین می گذرد اگر مشکلات اقتصادی داریم تحمل آن باید برعهده همه مردم باشد. از بالا تا پایین نه اینکه عده ای آن قدر جمع کنند که ندانند چگونه بخورند، عده ای هم استخوان آنها زیر فشار اقتصاد خورد شود، صدای ناله آنها را کسی گوش نکند، بعضی ها حتی تاب و تحمل شنیدن آن را ندارند، چه خوش گفت رهبر فرزانه ما مبارزه با فقر و فساد و تبعیض آیا باز هم صدای علی فقط در گوشها خواهد ماند یا اجراء خواهد شد.
مرفهین بی درد باید بدانند که هنوز صدای خمینی از حلقوم سیدعلی بلند است و هنوز سخنان آن فرزانه در دیوارهای شهرمان است که فرمود یک موی این کوخ نشینان به تمام هستی و وجود کاخ نشینان می ارزد، این انقلاب از پابرهنگان است هرکس قبول ندارد آمار شهداء و درصد آنها را می تواند مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد.
دنیاطلبی و رفاه طلبی خواص
رهبر انقلاب در بحث تحلیل واقعه عاشورا و عبرت آموزی از آن به نقش و موضع گیری به موقع خواص جامعه اشاره نمودند و علت کوتاهی آنها را در برخورد با انحرافات دنیاطلبی و ترجیح دنیا بر آخرت بیان نمودند «اگر خواص طرفدار حق در هر جامعه ای می توانند از این متاع دنیا آن وقتی که لازم باشد دست بردارد اگر اینها بیشتر باشد هیچ وقت جامعه اسلامی دچار حالت جامعه زمان امام حسین نخواهد شد مطمئن باشید تا ابد بیمه و بیمه است اما اگر اینها کم باشند و آن دسته خواص دیگر زیاد باشند یعنی آنهایی که دل سپردند به دنیا حق را هم می شناسند طرفدار حق اند در عین حال در مقابل دنیا پایشان می لرزد دنیا یعنی چه؟ یعنی پول، یعنی خانه، یعنی شهوت، یعنی اسم و مقام یعنی پست و مسئولیت و یعنی جان اگر کسی که برای جانشان راه خدا را ترک می کنند آنجایی که باید حق بگویند نمی گویند چون جانشان به خطر می افتد یا برای مقامشان یا برای شغلشان یا برای خویشان یا برای محبت به اولادشان برای محبت به نزدیکان و دوستانشان راه خدا را رها می کنند اگر عده اینها زیاد بود آن وقت دیگر واویلاست آن وقت دیگر امام حسین بن علی ها به مسلخ کربلا خواهند رفت و به قتلگاه کشیده خواهند شد.
آسیب شناسی در بعد دین و معرفت دینی
یکی از نقاط آسیب پذیر بعد معرفت دینی بوده، که اولین تهاجم دشمنان در این قسمت متمرکز شده، و در بحث مبارزه با تهاجم فرهنگی این قسمت مورد غفلت واقع شده، وقتی بحث تهاجم فرهنگی مطرح می شود از بعضی از افراد سؤال می شود که تهاجم فرهنگی چیست، سریع ذهن آنها به برخی از ظواهر بعضی ها در خیابان متمرکز می شود به خود می گوید این ظواهر درست شد تمام چیزها درست می شود، در حالی که این تهاجم همه بعدی است و فراگیر و یکی از آنها دین و معرفت دینی است و به خاطر اینکه پدیده معرفت دینی امر درونی است، و بعد طول می کشد تا بروزکند کمتر کسی متوجه این قسمت از تهاجم می شود، سالها در بعضی از محافل بخصوص محافل دانشگاهی آرام و بی سر و صدا شروع کردند، با به انحراف فکر و اندیشه جوانان از اصول و مبانی دینی و انقلابی خیلی زیرکانه ابتدائاً زیر آب تئوری اسلام و انقلاب را یک طرفه بدون اینکه طرف مقابل حضور داشته باشد، برای جواب شاید به خاطر کم کاری طرف مقابل، آرام آرام شروع به شک و شبهه، و ایجاد دودلی در اصول و مبانی دینی و انقلاب نمودند، وقتی که بنیه ها ضعیف شد آن وقت با یک باد از ریشه کنده خواهد شد، و بی ارزشی جای ارزش را خواهد گرفت، سالهاست در دانشگاهها در علوم مختلف روان شناسی، جامعه شناسی، اقتصاد و بعد معرفتی و بینش آنها و جهان بینی آنها به، نسبت به خلقت، به خصوص در علوم انسانی از منابع غربی است، و دانش آموز بعد از مرحله دبیرستان سیر نزولی و قهقرائی معرفت دینی او در دانشگاه شروع می شود، و به خاطر اینکه منابع غربی است و هنوز بومی سازی نشده است، نه اینکه این علوم را رد کنیم بلکه به صورت دینی درآوردن آنها مهم است با بینش دین و با جهان بینی توحیدی سازگار کردن، و متأسفانه در بحث تهاجم فرهنگی انحراف، فکری و بینشی افراد هنوز جایگاه خاص خود را به دست نیاورده و باز یادآور نقش شهید مطهری و شهید بهشتی در اینجا سزاوار است. از جمله تفکرات انحرافی که به آسیب شناسی انقلاب مطرح است.نفوذ تفکر سکولاریزم و نفی حضور اجتماعی دین و به حاشیه راندن آن از صحنه فعالیت اجتماعی این پدیده همواره حکومت دینی را تهدید می کند.
اندیشه جامعیت دین و حضور تمام عیار آن در همه صحنه های فردی و اجتماعی و به حاشیه راندن علوم تجربی و اندیشه های عقلی، متفکران ایرانی درباب قلمرو دین به دو دسته شدند 1- دسته ای که پاسخ هر پرسشی را از درون دین جستجو می کند و بهره ای از واقعیت برای دو ابزار شناخت حسی و تجربه قائل نمی شود 2- نقطه مقابل آن حذف دین از زندگی اجتماعی و لاغر نمودن آن بسیاری از قلم به دستان دوره قاجار با ورود تمدن غرب به ایران میزبان این فرایند فکری سکولار شدند این گروه با دیدن پیشرفت و تمدن مغرب زمین شیفته بی چون و چرای غرب شدند و بدون توجه به بنیادهای فکری و نظری این فرآیند دینداری را عامل عقب ماندگی مسلمین قلمداد کردند امروزه سؤالاتی همچون 1- علل انحطاط مسلمین 2- رابطه عقل و دین 3- علم و دین 4- شناخت ماهیت تکنولوژی 5- شناخت واقعی غرب و بیان خوبی؛ و بدی های آن 6- رابطه اسلام- دموکراسی- و آزادی 7- دینداری در عصر تجدد و صدها مسئله دیگر ذهن جوان امروز دانشگاهی را مشغول کرد و در این مبارزه به 20میلیون قلم به دست در عرصه فرهنگ نیاز داریم همچنان که به 20میلیون تفنگدار، در عرصه نظامی.