«اسلام به ارتش ارج قائل است و اسلام ارتش را لازم می داند و احترام برای آن قائل است و پشتیبان اوست و ملت ایران هم مسلمان هستند و ما هم که به عنوان یک مسلمان هستیم ارتش را با کمال قدرت حفظ می کنیم.»
امام خمینی(ره)
اندیشمندان سیاسی زمانی که دگرگونی ها را مورد مطالعه قرار می دهند یک سری ویژگی ها و مشخصه هایی را یادآور می شوند که در تمامی انقلاب ها با اندک تفاوت هایی یکسان است. ولی انقلاب اسلامی ایران دارای ویژگی ها و مشخصه های منحصر به فردی است که در تاریخ جهان به ندرت می توان شبیه آن را پیدا کرد. از این روست که انقلاب اسلامی ایران یکی از استثنائی ترین انقلابات بشری است که تاریخ در سینه خود دارد و به شهادت اکثریت پژوهشگران اجتماعی یکی از همین ویژگی های بی نظیر، روش برخورد انقلاب خونین بهمن 57 با ارتش می باشد.
معمولاً در کشورهایی که زیر سلطه استعمار قرار داشته اند پس از پیروزی قیام مردم، ارتش یکی از مشکلات سترگ انقلابیون و آزادیخواهان به شمار می رود؛ زیرا استعمار با سعی فراوان کوشیده ارتش را مخالف مردم و همگام با سیاست های خود تربیت نماید، تا با قرار دادن آنها در مقابل مردم، اهداف خویش را از این طریق جامه عمل پوشاند. پرواضح است که چنین ارتشی پس از پیروزی قابل اعتماد نیست و ترس از کودتا و براندازی سرنوشت نهال تازه رسته انقلاب را بی اندازه تهدید می کند.
اما در انقلاب اسلامی ایران وضعیت به کلی با آنچه که معمول دنیاست فرق داشت، زیرا که پیکره اصلی ارتش ما از مردمی مستضعف و ستم کشیده تشکیل شده بود که خود قشری از اقشار مردم مسلمان بودند و با فرهنگ اسلامی الفتی قلبی و ناگسستنی داشته، خواه ناخواه در مقابل سیاست های ضد مذهبی و ضد مردمی حکومت وابسته پهلوی قرار می گرفتند. به این دلیل است که ما نه تنها شاهد رویارویی ارتش با انقلاب اسلامی نیستیم، بلکه ناظر حضور و شرکت فیزیکی آنها (چه با لباس مبدل یا نظامی) در تظاهرات، همراه با حضور معنوی به صورت پیام ها و اعلامیه های همبستگی به طور آشکار و مخفی، از اولین جرقه های انقلاب تا پیروزی آن هستیم که می توان موارد بی شماری از این همگامی با مردم را از دل تاریخ انقلاب اسلامی به راحتی بیرون کشید. جالب تر این که بعد از پیروزی نیز علی رغم نظر بعضی از مفسرین، همین پیکره یکی از مدافعان و پشتیبانان سرسخت انقلاب اسلامی گردیده و سریعاً به جنگ ضد انقلابیون در گوشه و کنار کشور شتافته و سپس همگان با دیگر نیروهای مسلح راهی جبهه های جنگ تحمیلی و نابرابر با دشمن خارجی شده است.
به خاطر همین همبستگی است که در مطالعه اسناد لانه جاسوسی حساسیت و برخورد دشمنانه امپریالیسم آمریکا را با ارتش جمهوری اسلامی به وضوح مشاهده می کنیم و می بینیم که تا چه اندازه فکر شیطان بزرگ معطوف این قضیه است و هنوز چند روزی از سپیده دم پیروزی نگذشته، طوفان دسیسه ها و توطئه ها در ابعاد مختلف زیر بر علیه ارتش از طرف بلندگوهای استکبار جهانی وزیدن می گیرد:
1- توطئه انحلال ارتش
2- توطئه بدبین کردن ارتش نسبت به روحانیت که بنی صدر خائن سردمدار آن بود.
3- توطئه ننگین کردن ارتش به اتمام کودتا که بختیار مزدور به کمک تعدادی از عوامل سرسپرده آمریکا قصد انجام آنرا داشت.
4- توطئه دلسرد کردن، ارتش از نظام مقدس جمهوری اسلامی که دستگاه های تبلیغاتی جهانی عهده دار آن بودند.
5- توطئه پلید ایجاد اختلاف بین برادران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی.
اما شوم ترین و خطرناک ترین این توطئه ها را که برنامه ای از قبل مشخص شده بود، باید مطرح کردن انحلال ارتش دانست. مخالفین انقلاب اسلامی با مطرح کردن این دلائل که بافت ارتش موجود شاهنشاهی است؛ مستشاران آمریکایی بر ارتش ایران حاکمیت داشته اند؛ این ارتش در حوادث 15 خرداد، 17 شهریور، قضایای حکومت نظامی نقش داشته است؛ تا قبل از 22 بهمن در خیابان های تهران در برابر مردم بوده اند؛ با این بافت و فکر و عمل احتمال کودتای ارتش حتمی است؛ پس از این ارتش نمی تواند در جهت اسلام، جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی مردم گام بردارد و حافظ استقلال، آزادی و نظام جمهوری اسلامی باشد؛ بنابراین باید منحل گردد و ارتش خلقی و یا ارتش بی طبقه توحیدی جایگزین آن شود. برای تکمیل این توطئه خطرناک به بعضی از پادگان ها و مراکز نظامی حمله کرده، اسلحه ها و مهمات آنرا به غارت بردند و می توان گفت که هدف آنها از طرح این شعار خدمت به نظام نوپای جمهوری اسلامی نبود. آنها فراموش کرده بودند تنها ارتش نبود که بافت شاهنشاهی داشت بلکه فرهنگ و صنعت و تجارت و هنر و غیره همه بافت شاهنشاهی داشتند و دیگر اینکه مستشاران خارجی نیز از ایران رفته و یا در حال خارج شدن بودند.
علاوه بر این پیکره و بدنه اصلی ارتش به عناوین مختلف همبستگی و وفاداری خود را به انقلاب اسلامی به صورت شرکت در راهپیمایی ها و فرار از پادگان ها و بیعت معروف 19 بهمن نشان داده بودند.
با این که امام (ره) از اولین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی همیشه حامی ارتش بوده و کوشیده بودند تمامی توطئه هایی را که بر علیه این بازوی مسلح انقلاب صورت می گرفت خنثی سازند این بار نیز با شم آینده نگرشان به عنوان رهبر انقلاب اسلامی به نجات کشور و انقلاب برخاستند و با فرمان قاطع و تاریخی خود مبنی بر این که ارتش باید پابرجا باشد، انسجام و یکپارچگی خود را حفظ کند و مردم نیروهای مسلح را پشتیبانی می کنند، این نقشه شیطانی را نیز همچون دیگر توطئه ها رسوا و تمامی حیله های دشمنان را نقش بر آب ساختند.
ارتشیان نیز با اطاعت خالصانه از امام (ره) به ندای حسین زمان لبیک گفتند. در حقیقت با یاد کردن امام (ره) از ارتش به عنوان «لشگر اسلام» و لشکر امام زمان (عج) و دستور تقویت آن در فرمان 5 ماده ای 28/1/58 به مناسبت روز ارتش در 29 فروردین و رژه ارتش از مقابل قرآن و ملت، رای اعتماد رسمی امام و امت به نیروهای مسلح بود. بدین ترتیب وقتی که دشمنان نتوانستند از انحلال ارتش طرفی ببندند به فکر دیگری افتادند. بنی صدر خائن پس از گرفتن پست ریاست جمهوری و فرماندهی کل قوا، تمام هم و تلاش خود را بر این قرار داد که ارتش را ابزار دست خود ساخته و مایه قدرتی برای مقابله با امام (ره) دست و پا کند، ولی با هوشیاری امام (ره) و حذف بنی صدر معلوم شد که به چه نحو تحولات در ارتش آغاز شد و نتیجه آن پیروزی های غیرقابل تصور برای ارتش و اسلام و شکست های مفتضحانه برای دشمن بود.
هنوز چند هفته ای از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و توطئه انحلال ارتش نگذشته بود که اغتشاشات و عصیان ها در گوشه و کنار کشور توسط عناصری از گروه خیانتکار و زنجیر در گردن استعمارگران جهانی به نام حزب دموکرات و کومله و دیگر عناصر پلید و منفور گروهک ها در کردستان و گنبد شروع شد. آنها با حمله به پادگان ها و مراکز نظامی از جمله پادگان مهاباد و سنندج به غارت اسلحه ها و مهمات پرداخته و شروع به قتل و چپاول شهرهای پاوه، میانه، سردشت و غیره نمودند، پاوه در 25 مرداد 58 به طور کامل در محاصره مهاجمین مسلح قرار گرفت که پس از تصرف شهر دست به کشتار فجیعی زدند.
امام (ره) در 26 مرداد خطاب به دولت و ارتش و ژاندارمری فرمان حرکت با توپ ها و تانک ها و قوای مجهز تا 24 ساعت را به سوی پاوه شخصا دادند. بنا به فرمان امام ارتش رسما وارد تعقیب ضد انقلاب در کردستان گردید. دکتر چمران و سرلشکر فلاحی فرمانده نیروی زمینی با هواپیما وارد باختران شده و در 27 مرداد نیروی هوایی ارتش نیز به کمک محاصره شدگان شتافت. بالاخره نیروی اعزامی وارد شهر پاوه گردید و ستون هایی از لشکر 64 ارومیه در حالی که مرحوم سرلشکر ظهیرنژاد فرماندهی آن را به عهده داشت از نقده وارد اشنویه شد. با یک سری عملیات توسط فرزندان برومند ارتش و سایر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، کردستان و دیگر نقاط کشور یکی پس از دیگری آزاد شد.
با حضور ارتش در گنبد و کردستان که منجر به عقب نشینی ضد انقلاب از آن مناطق گردید، گروهک ها از در دیگری وارد شدند و آن ایجاد تضاد و جنگ روانی بین سپاه و ارتش بود که در زمان بنی صدر خائن به اوج خود رسید. ولی امام (ره) این بار نیز توطئه را کشف و اظهار فرمودند: «بدانید ارتش و سپاه از هم جدا نیستند و همه برای خدا و اسلام و میهن عزیز، در جنگ و فداکاری بسر می برند و کسانی که می خواهند بین سپاه و ارتش و دیگر اقشار قوای مسلح اختلاف ایجاد کنند به فکر میهن و اسلام نیستند...»بعد از شکست این توطئه ها وقتی که دشمنان تزریق خون به رگ های انقلاب اسلامی را دیدند، این بار با طرح گسترده تری به فکر کودتایی افتادند که معروف به نوژه شد و این کودتا توسط جاسوسان و روسای سازمان ضد بشری سیا با همکاری عراق، اسرائیل و مصر طرح ریزی شده و فرماندهی اجرای آن را دو تن از سران فراری ارتش به عهده داشتند.
قرار بود کودتا به طور همزمان در تهران و سایر شهرهای بزرگ به مرحله اجرا درآید که در مراحل اجرای آن حدود 70 تن از شخصیت های مذهبی و سیاسی ظرف مدت 12 ساعت دستگیر شوند. اماکنی مثل مدرسه فیضیه و اقامتگاه امام (ره) توسط هواپیما بمباران شود و کودتاچیان هواپیما، خلبان و افراد فنی و نظامی برای این طرح شوم آماده کرده بودند.
اما این کودتا و توطئه به لطف الهی و نیروهای مخلص و متعهد خنثی گردید و شکست این کودتا به دست فرزندان رشید و دلسوز ارتش درس بزرگی به استکبار جهانی داد که بیهوده گرد ارتش جمهوری اسلامی نگردند، چرا که این ارتش با نظم و اطاعت از ولایت فقیه و مکتب حرکت تکاملی خود را پیموده و با آگاهی و شناخت، رسالت مقدس خود را تا حد شهادت و ایثار جان به خوبی انجام می دهد.
به دنبال این شکست و دیگر ناکامی ها، قدرت های امپریالیستی و صهیونیستی این بار با زمینه سازی و تحریک صدام آخرین حربه خود را به ما تحمیل کردند که مدت ها قبل از تجاوز به مرزهای کشورمان، هزاران تلاش مشکوک برای ایجاد نفاق و پراکندگی در نیروهای دفاعی مملکت انجام داده بودند.سیر روندی که دشمنان انقلاب برای شکست دادن ارتش در پیش گرفتند و فرازهایی از سخنان امام (ره) در شکست این سیر گویای تاریخی است که نشان می دهد تا چه حد یک ارتش مکتبی برای غرب هراس آورتر و ترسناک است.
ارتشی که با کارنامه درخشان با شرکت در تظاهرات و راهپیمایی در جریان انقلاب، سعی در تحکیم و دفاع از مبانی انقلاب اسلامی، تلاش موفق در ساخت یک تشکیلات نظامی مکتبی و متکی بر مردم، وحدت عمل با سپاه پاسداران در سرکوبی دشمنان داخلی و خارجی، دفاع از کشور و تمامیت ارضی آن در مقابل گروهک ها و بیگانگان، آموزش نظامی سپاه و کمیته ها در اوایل انقلاب، کمک به مردم هنگام بروز عوامل طبیعی و شهدا و جانبازان بیشمار تا اوایل جنگ، به پیشگاه ولایت فقیه و امت مسلمان ایران سرافرازی خود را نشان داده است.علاوه بر کارنامه درخشان فوق، بزرگترین تحولات معنوی نیز با ایجاد سازمان عقیدتی سیاسی در ارتش بوجود آمد و به جای روح بی نیازی از مکتب که در رژیم سابق ترویج می گشت، انگیزه خدایی و حفط مکتب و مصالح اسلام در سرلوحه امور ارتش قرار گرفت.