تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۴۱۰۷۹

پرویز اسماعیلی
ژاپنی‌ها نبرد سختی با آمریکا در جنگ جهانی دوم داشتند. سربازان معلول خود را آموزش خلبانی می‌دادند و برای حملات انتحاری جنگنده‌های خود علیه اهداف آمریکایی از آنها استفاده می‌کردند. همچنین به سربازان خود تفهیم کرده بودند که در تنگنای نبرد اگر به فکر عقب نشینی افتادند، بهتر است رو به دشمن فرار کنند!
بنابر نتیجه تحقیقات کمیته همیلتون ـ بیکر که به طور کلی استراتژی کاخ سفید در عراق را زیر سوال برده بود، به بوش توصیه شده بود که هم به تدریج از نیروهای حاضر در عراق بکاهد و هم اینکه با کمک همسایگان عراق، بویژه ایران و سوریه، اوضاع داخلی این کشور را کنترل کند. در همین حال جورج بوش در حالی صبحگاه پنجشنبه گذشته استراتژی جدید این کشور در عراق را اعلام کرد که دو محور اصلی آن اعزام فوری 20 هزار سرباز دیگر به عراق (آن هم فقط به بغداد) و معرفی ایران و سوریه به عنوان عاملان اصلی خشونت در عراق بود.
به نظر می‌رسد دولت بوش برای فرار از عواقب شکست در عراق و کشته شدن بیش از 3000 سرباز این کشور در عراق، همچنین در واکنشی انفعالی به شکست در انتخابات کنگره و سنا در مقابل حزب دموکرات در صدد برآمده تا با بازی انتحاری در عراق به قلب بحران فرار کند. بحرانی که شاید باتلاقی مثال‌زدنی‌تر از ویتنام را برای تاریخ ایالات متحده بازسازی کند. بوش، نا بازی با سرنوشت جمهوریخواهان، بلکه بازی با سرنوشت آمریکا را در استراتژی جدید خود کلید زده است.
گرچه هنوز واکنشی از سوی حزبجمهوری خواه به اظهارات بوش ابراز نشده است، اما سناتورهای بانفوذی چون «جوزف بایدن» نسبت به اهداف سودجویانه بوش از این استراتژی با استناد به یک مصوبه کنگره آمریکا درباره عراق و برای گسترش حملات نظامی به همسایگان عراق و از جمله ایران هشدار داده است.
در این زمینه باید به چند نکته توجه کرد:
1- شکست آمریکا در عراق امری قطعی و مورد اتفاق‌نظر در داخل این کشور و همچنین جامعه غرب و سایر افکار عمومی دنیاست. در عین حال جنگ پیشگیرانه و اجرای طرح خاورمیانه بزرگ بعد از 11 سپتامبر 2001 در محور کلان سیاست خارجی کاخ سفید در منطقه بوده است. محورهایی که امروز عملا به شکست انجامیده و حزب دموکرات آمریکا در بستر انتقاد به همین دو شکست و در عین ناباوری کنگره و سنا را تصاحب کرد. گوردون براون جانشین احتمالی تونی‌بلر در انگلستان هم به همین دلیل دنباله روی کورکورانه نخست وزیر انگلستان از بوش را زیر سوال برد و تاکید کرد که خود آن را تکرار نخواهد کرد. نتایج نظرسنجی‌های داخلی ایالات متحده و همپیمانان غربی آن هم نشان می‌دهد که بوش، حرکت بر خلاف جهت افکار عمومی دنیا را برگزیده است.
2- طرح پر سر و صدای خاورمیانه بزرگ قبل از صدام مدفون شد. شکست مفتضحانه اسرائیل در حمله 33 روزه به لبنان و حمایت مردم این کشور از اندیشه مقاومت در برابر دولت وابسته سنیوره، تغییرات دموکراتیک در فلسطین و شکست توطئه‌چینی‌های متعدد آمریکا و اسرائیل برای ساقط کردن دولت اسماعیل هنیه، اقبال مردم عراق به ترکیب دولتی مخالف نظر اشغالگران و عواملی از این دست، موجب شده تا نئومحافظه‌کاران دولت کنونی آمریکا با توجه به باخت قطعی در انتخابات ریاست جمهوری آینده، چون چیز دیگری برای باختن ندارند، حاضر به پرداخت هزینه‌های یک ریسک حداکثری شوند. ریسکی که بر اساس آن عراق با توجه به خصوصیات ویژه‌اش، می‌تواند قربانی بزرگ بازی تازه آمریکا در منطقه باشد.
3- ربودن چندی پیش 2 دیپلمات ایرانی در بغداد و تکرار این اقدام در ربودن 6 دیپلمات دیگر ایرانی به همراه لوازم کنسولگری کشورمان در اربیل، بیش از همه نقض حاکمیت دولت عراق و تضعیف جایگاه آن در کنترل خشونت‌ها و ارتباط با همسایگان است.
بوش در خطابه خود موذیانه دولتش و مردم عراق را رویاروی دولت نوری‌المالکی معرفی کرد و گفت:«اگر دولت عراق به وعده‌هایش به ما عمل نکند، حمایت دولت آمریکا و مردم عراق را از دست خواهد داد!» بنابراین به نظر می‌رسد که کاخ سفید برای ایجاد تغییر در دولت عراق و ایجاد یک دولت دست نشانده نیز به طور موازی فعالیت می‌کند. به تعبیر بهتر، بوش باقی‌ماندن دولت منتخب ملت عراق را به رویارو شدن آن دولت با ایران و سوریه مشروط کرده است.
4- سناریوی پر ابهام اعدام صدام نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. نادیده گرفتن جنایات بزرگ صدام علیه مردم شیعه و سنی این کشور، حمله به ایران و کویت و نیز فاجعه حلبچه از یکسو و چگونگی انتشار تصاویر اعدام وی، نشان داد که اگر موتور جنایات او با چراغ سبز آمریکا به حرکت می‌افتاد، مرگ او نیز نمی‌تواند بدون منفعت برای جنگ‌طلبان آمریکایی باشد. دامن زدن به اختلاف شیعه و سنی، همچنین فاصله انداختن بین اعراب و ایران ایجاد اختلافات داخلی در منطقه و انحراف افکارعمومی ملت‌های مسلمان از مسائل اصلی به موضوعات تفرقه‌برانگیز را هدف گرفته است.
در عین حال ایجاد یک ائتلاف پنهان با انگلیس و اسرائیل از یک طرف و برخی دولت‌های عرب منطقه از طرف دیگر به ایجاد شرایط نامساعد امنیتی در جغرافیای منطقه با محوریت عراق منجر خواهد شد. بوش در سخنرانی خود گرچه اشتباهات استراتژیک خود در عراق را پذیرفت، اما ثابت کرد که «فرمول جادویی» مغز کوچک او برای حل بحران ناامنی عراق، توسعه بحران و خشونت‌های این کشور به دیگر کشورهای منطقه و گستردن دام بزرگ دیگری برای مسلمانان است.
طرح‌ بس خطرناک که عراق را بازیچه برنامه‌های فتنه انگیز دولت بوش برای ملت‌های همجوار می‌سازد. اینگونه پیداست که رئیس‌جمهوری آمریکا تصمیم گرفته برای ندیدن شکست‌های پیشین، به قلب بحران‌های عمیق تر فرار کند. او دیکتاتور است، اما جسارت هیتلر را ندارد که برای فراموشی خطاهایش به تنهایی خود کشی کند. بوش ملت آمریکا و هم‌پیمانان خود را نیز به انتحار دسته‌جمعی می‌برد.