تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۴۱۱۳۴
گفت‌وگو با دکتر محسن اسماعیلی جوان‌ترین نامزد انتخابات مجلس خبرگان
اشاره: گروه سیاسی دکتر محسن اسماعیلی، تنها نامزد غیر‌روحانی انتخابات مجلس خبرگان رهبری است که علاوه بر اخذ درجه دکتری حقوق بین‌الملل خصوصی با رتبه ممتاز از دانشگاه تربیت مدرس؛ اجتهاد وی نیز علاوه بر برخی مراجع عظام تقلید، پس از شرکت در آزمون شورای نگهبان با رتبه بالا به تایید رسیده است. اسماعیلی 40 ساله، در حال حاضر استاد دانشگاه، رئیس دانشکده حقوق دانشگاه امام صادق (ع) و عضو حقوقدان شورای نگهبان قانون اساسی است. در آستانه انتخابات خبرگان «خبرگزاری فارس» با او درباره چگونگی حضور در این صحنه و همچنین امتحان علمی برای تایید صلاحیتش گفت‌وگو کرده است. متن این گفت‌وگو که به صورت پرسش و پاسخ تنظیم شده چنین است:

* چطور شد تصمیم گرفتید نامزد مجلس خبرگان شوید؟
** من واقعا خودم هیچ برنامه‌ای برای شرکت در انتخابات خبرگان به عنوان نامزد نداشتم. البته از چندین ماه پیش دوستانی در دانشگاه و حوزه این پیشنهاد را مطرح می‏کردند اما بنده هیچ گاه این پیشنهاد را جدی نگرفتم. با این وجود سرانجام در آخرین شب ثبت‏نام تا نیمه‏های شب، گروهی از دوستان اصرار می‏کردند و بر نظر خود پافشاری کردند و بنده فکر کردم با توجه به شاخصه‏هایی که برای یک خبره در آینده کشور ما نیاز است شاید این پیشنهادها تکلیف را بر انسان تمام کند. به همین دلیل بود که پس از مشورت با بعضی از بزرگان و استخاره تصمیم گرفتم، ثبت‏نام کنم و در مرحله بعد، در امتحان علمی خبرگان شرکت کردم.
شما در امتحان علمی رتبه غیرقابل انتظاری کسب کردید، بعضی روزنامه‏ها هم نوشتند که نفر اول شدید. راجع به کیفیت امتحان و مراحل علمی کمی توضیح بدهید.
البته من مایل به استفاده از این تعابیر نیستم ضمن این که نمرات امتحان رسما اعلام نشده است و نباید در مورد جایی مثل مجلس خبرگان وارد چنین مباحثی شد. به‌هرحال امتحانی که برگزار شد در دو مقطع بود. یکی به صورت کتبی در 3 ماده و جالب است بدانید که از 8/5 صبح تا دو بعدازظهر به طور مستمر، این امتحان برگزار شد.
* مواد سه‌گانه امتحان چه بودند؟
** فقه، اصول و سوال اجتهادی.
* سوال اجتهادی یعنی چه؟
** یک مساله شرعی داده بودند و هر کسی باید نظر اجتهادی خود را با دلیل اثبات می‏کرد.
* مقطع دوم آزمون علمی یعنی پس از امتحان کتبی چه بود؟
** پس از برگزاری امتحان کتبی از میان کسانی که نمره قبولی کسب کرده بودند، برای آزمون شفاهی و مصاحبه علمی دعوت شد. این مصاحبه علمی در قم و با حضور سه تن از علمای قم برگزار شد و نهایتا با جمع نمرات کتبی و شفاهی اسم قبول‏شدگان اعلام شد.
* شرایط نمایندگان مجلس خبرگان را در مقطع کنونی چگونه می‏بینید؟
** مجلس خبرگان وظایف مهمی دارد و متناسب با همان وظایف هم باید شرایطی برای نمایندگان این مجلس قائل شد. شرایط قانونی مشخص است، در ماده 3 قانون انتخابات مجلس خبرگان این شرایط ذکر شده که عمدتا مشابه سایر انتخابات است البته با یک تفاوت و آن هم صلاحیت داوطلبان از نظر علمی است، به این معنا که پذیرفته‏شدگان باید به حد اجتهاد رسیده باشند و قدرت استنباط مسائل شرعی در بعضی از ابواب را داشته تا قادر باشند ولی فقیه واجد شرایط را تشخیص بدهند.
منتها شرایط مندرج در قانون کف شرایطی است که ما برای خبرگان نیاز داریم. موضوع این است که با تفاوت شرایط زمانی، ما نیازمند خصوصیت‏های ویژه‏ای در هر دوره از مجلس خبرگان هستیم که در این وضعیت برترین‏ها را باید با توجه به همین مختصات ویژه تشخیص داد. به عبارت دیگر، شورای نگهبان اسامی کسانی را اعلام می‏کند که حداقل صلاحیت‏ها را دارا هستند. اما از بین اینها انتخاب اصلح و فرد شایسته‏تر با توجه به نیازهای روز، باید توسط مردم انجام شود.
* شاید تاکنون تصور این بوده که نامزد مجلس خبرگان حتما باید معمم باشد. بهر حال پذیرفته شدن شما که معمم نیستید آن تصور را از بین می‏برد. با این توضیح بفرمایید خبره کیست؟
** در مورد بخش اول سوال شما توضیحی لازم است. در شرایط مجلس خبرگان که در قانون ذکر شده، صحبت از سن، جنس و لباس نشده است. یعنی حداقل و حداکثر سن در میان داوطلبان شرط نیست و از نظر مرد یا زن بودن داوطلبان هم تفاوتی وجود ندارد یعنی زنان هم می‏توانند در انتخابات خبرگان نامزد باشند. در مورد لباس هم شرط نشده که حتما نامزد باید معمم باشد. منتها تا دوره اخیر مواردی را نداشته‏ایم نامزدهایی دارای شرایط باشند اما معمم نباشند.
به همین دلیل آن تصور نادرست در بخشی از جامعه شکل گرفته بود که مجلس خبرگان را صرفا مجلس روحانیون به معنای معمم‏ها می‏دانستند، آن هم فقط مردان. در این دوره خوشبختانه تحولی رخ داد. چند تن از بانوان ثبت نام کردند. اما متاسفانه نمره لازم را برای قبولی نیاوردند. همچنین تا به حال کسی که دارای درجه اجتهاد باشد اما معمم نباشد در این گردونه قرار نگرفته بود. اتفاقا یکی از دلایلی که دوستان اصرار می‏کردند من در انتخابات شرکت کنم، این بود که ظرفیت مشارکت‌پذیری نظام نشان داده شود.
حضور من در انتخابات نه به معنای مقابله با دیگران بلکه به معنای اثبات یک ظرفیت استفاده نشده در نظام جمهوری اسلامی بود و این که نشان بدهیم این استعداد وجود دارد که در نهاد خبرگان از افراد مختلف استفاده شود و امیدواریم این روند ادامه پیدا کند و ما در آینده شاهد حضور کسانی در میان خبرگان باشیم که از گرایشهای مختلف و با سلایق متفاوت باشند.
* پاسخ بخش دوم سوال من باقی ماند، خبره کیست؟
** تحت شرایطی که ایران و جهان اکنون در آن قرار دارند و با چشم‏اندازی که حداقل در 10 سال آینده جهان به آن سمت در حرکت است، باید سه شرط را متناسب با جهان، مردم ما برای شناختن خبره در نظر بگیرند. اول در خصوص صلاحیت علمی است که قانونا داشتن مرتبه اجتهاد شرط است و تردیدی در این نیست. اما باید توجه کنیم که معنای اجتهاد چیست و بدانیم که ما نباید صرفا معنای سنتی اجتهاد را مد نظر داشته باشیم.
امام راحل به عنوان یک فقیه کم‏نظیر و شناخته شده که اتفاقا مدیریت در جهان امروز را تجربه کرده بود و اداره کشوری را آن هم در زمان جنگ، براساس فقه به جهانیان نشان داده بود، به صراحت تاکید کرده‏اند که اجتهاد مصطلح و سنتی برای اداره امور کشور در دنیای متلاطم کنونی امکان‏پذیر نیست، ضمن این که تصریح می‏کنند: اینجانب معتقد به فقه سنتی و اجتهاد جواهری هستم، تاکید دارند که مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد، آشنایی به روش برخورد با حیله‏ها و تزویرهای فرهنگ حاکم بر جهان، داشتن بصیرت و دید اقتصادی، اطلاع از کیفیت برخورد با اقتصاد حاکم بر جهان، شناخت سیاست‏ها و حتی سیاسیون و فرمول‏های دیکته شده آنان و درک موقعیت و نقاط قوت و ضعف از ویژگی‏های یک مجتهد جامع است.
یک مجتهد باید زیرکی و هوش و فراست هدایت یک جامعه بزرگ اسلامی و حتی غیراسلامی را داشته باشد و علاوه بر خلوص، تقوا و زهدی که درخور شأن مجتهد است، واقعا مدیر و مدبر باشد.
یعنی اجتهادی که ما برای اداره کشور نیاز داریم، اجتهادی است که امام مختصات آن را برشمرده‏اند. بنابراین علاوه بر فقاهت مرسوم و شناخته شده حوزوی، اعضای مجلس خبرگان باید با دانشهای مختلف روز آشنا باشند.
آیا می‏توان گفت که برای خبره، فقاهت شرط لازم است، اما کافی نیست؟ بله دقیقا همین طور است. ما برای اداره کشور به علوم مختلفی نیاز داریم. اقتصاد، سیاست، حقوق، مدیریت، ارتباطات و... اینها هم برای اداره کشور در شرایط کنونی جهان، جزو ضرورت‏هاست و هم اتفاقا در قانون اساسی از شرایط رهبری است. اگر خود خبرگان با این شرایط آشنا نباشند، چگونه می‏توانند بهترین فرد واجد این شرایط را تشخیص بدهند. برای همین است که اصرار داریم علاوه بر فقاهت مرسوم و شناخته شده، خبره با نیازهای جهان امروز و روابط پیچیده جهان آشنا باشد.
معیار دیگر در شناختن خبره، برخورداری او از تعهد انقلابی و اسلامی است. خبرگان حساس‏ترین تصمیم راهبردی نظام را می‏گیرند آن هم در حساس‏ترین لحظه، بنابراین خبره باید کسی باشد که امتحان خود را در صحنه عمل نشان داده باشد و در بحرانی‏ترین شرایط به مصالح اسلام و منافع ملی ایران عملا پایبند بوده باشد. همچنین مردم‏داری، ساده‏زیستی، حضور در جمع جوانان، ارتباط با قشرهای مختلف اجتماعی و اطلاع از مطالبات مردم از جمله ویژگی‏های مهم دیگر یک خبره است. اما مهم‌تر از همه اینکه خبره باید توان و نشاط برای انجام دادن کار داشته باشد. صرف صلاحیت مجلس و حتی تعهد اخلاقی و انقلابی برای انجام به وظیفه خبره کافی نیست.
در قرآن هم می‏فرمایند: کسی که قرار است یک منصب حکومتی به وی واگذار شود، باید دو شرط داشته باشد: قدرت علمی و همچنین قدرت جسمی، چون نبود توان جسمی موجب می‏شود که قدرت علمی اساسا به کار گرفته نشود. ما در شرایط کنونی کشور نیازمند خبرگانی هستیم که بتوانند توان کافی و نشاط لازم را برای مشارکت در روند تصمیم‏گیری کشور داشته باشند. در حال حاضر در مقطعی به سر می‏بریم که کشور با جوان‏سازی ساختار اجرایی، حرکت به سمت نقطه مطلوب و تحول را شکل داده است و خبرگان هم باید متناسب با این حرکت، نوسازی شوند و توانی جدید در این نهاد مهم دمیده شود.
* یکی از آسیب‌های غیرقابل انکار انتخابات خبرگان، کم بودن مشارکت در آن است. این واقعیت را چگونه آسیب‏شناسی می‏کنید و آیا همزمانی انتخابات خبرگان با انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا به نظر شما بر مشارکت مردمی در انتخابات خبرگان تاثیر مثبت دارد؟
** این یکی از مسائلی است که در مجلس خبرگان دوره چهارم باید مورد مطالعه جدی قرار بگیرد و بنده اگر انتخاب شوم، این موضوع یعنی آسیب‏شناسی مشارکت مردم در انتخابات مجلس خبرگان یکی از برنامه‏هایم است. ما باید بدانیم که چرا چنین است؟ چرا با توجه به تعهد انقلابی و دینی مردم و اینکه موضوع وظایف مجلس خبرگان جزو مهم‌ترین و راهبردی‏ترین تصمیمات کشور است، مشارکت مردم به اندازه انتخابات شوراها نیست. این نشان می‏دهد ما در یک جای کار مشکل داریم. به نظرم اولا چون تعداد نامزدها معمولا کم است و ما مجتهد به اندازه کافی نداریم و به دلیل کمبود داوطلبان و اینکه رقابت تنگاتنگ و جدی نیست، ما به این مشکل یعنی کاهش مشارکت برمی‏خوریم.
از سوی دیگر، منتخبان این انتخابات، خبرگان هستند و شان و موقعیت آنها اقتضا نمی‏کند که مثل سایر انتخابات، به تبلیغات روی بیاورند و رقابت‏های مرسوم در داخل و خارج را شکل بدهند. با وجود این، راه‌هایی برای جبران وجود دارد. یکی اینکه دایره انتخاب‌شوندگان گسترش یابد. از گرایش‏ها، سلیقه‏ها و سنین مختلف، افراد وارد این دایره بشوند. دیگر اینکه مجلس خبرگان متاسفانه به هر دلیلی نتوانسته است اطلاع‏رسانی لازم و کافی را به انجام برساند.
خبرگان عزیزی که در دوره‏های گذشته بوده‏اند، حتما فعالیت‏هایی را انجام داده‏اند و ما هم کم و بیش از آن زحمات اطلاع داریم، اما اطلاع خواص کافی نیست، افکار عمومی باید در جریان مذاکرات و تصمیم‏گیری‏های مجلس خبرگان باشد. اصلاح ساختار اداری و افزایش کیفی و کمی اطلاع‏رسانی از فعالیت‏های مختلف مجلس خبرگان، می‏تواند بر مشارکت مردم در خبرگان تاثیر مثبت داشته باشد.
* وقتی در پاسخ به دو سوال پیش معیارهای خبره را برمی‏شمردید، گفتید باید سوابق خبره تعهد او به انقلاب را ثابت کرده باشد. این سوابق تاکنون در مورد خبرگان عمدتا به مبارزات آنها در پیش از انقلاب بازمی‏گردد. برای امثال جنابعالی که جوان هستید، این مساله چگونه تعریف می‏شود. اصلا چطور تعهد و وفاداری خود را به انقلاب ثابت می‏کنید؟
** چون شما موضوع شخصی را پیش می‏کشید، البته بستگی به قضاوت مردم دارد. به نظر من برای نسل ما این شاخص‌ها را در مورد افراد می‏توان در دوره جنگ تحمیلی جست‌وجو کرد. به تعبیر امام راحل در این جنگ همه اسلام در برابر همه کفر قرار گرفته بود و طبیعتا کسی که علاقه به اسلام و ایران عزیز می‏داشت، در آن دوران نمی‏توانست در خانه بنشیند. بنده تا آنجا که می‏توانستم در جنگ شرکت کرده بودم. مدتی در لشکر 27 محمد‌رسول‏الله‌(ص) که لشکر سرافراز تهران است، همچنین لشکر 10 سیدالشهدا و اغلب اوقات در واحد تخریب حضور داشتم.
به لطف خدا توانستم با بسیاری از دوستانی که امروز از سرداران و یادگاران دفاع مقدس هستند و نزد خدا روزی می‏خورند، آشنا شوم و توفیق جانبازی در این راه پرارزش را هم پیدا کرده‏ام. بعد از جنگ ضمن تحصیل، در هر جا که فکر می‏کردیم می‏توانیم خدمت کنیم چه در صحنه اجرایی و در صحنه‏های دیگر و مواقع بحران، تلاش کرده‏ام حضور فعالانه داشته باشم.
* شما به میدانی وارد شده‏اید که تاکنون بیشتر جای پیرمردها بوده است. مبنای شما برای ورود چه بوده است؟
** حضور بنده در انتخابات مجلس خبرگان به طور خاص می‏تواند نشان‏دهنده بالندگی و رویش‏های انقلاب باشد. من اگر از نظر علمی به جایی هم رسیده باشم ثمره تلاش همان بزرگترهاست و شاگرد آنها هستم. این حضور حتی هدف مشارکت فعال‌تر جوانان را تامین می‏کند و این منافاتی با رعایت احترام به بزرگترها ندارد. حضور جوان‏ترها در انتخابات خبرگان در واقع بر مبنای نادیده گرفتن شأن بزرگان و ارزش تجربه آنها نیست بلکه ما مکمل توان بزرگترها هستیم. تبادل تجربه و کادرسازی برنامه کلیت نظام است و همه از آن استقبال می‏کنند.
با گذشت نزدیک به سه دهه از پیروزی انقلاب ما نیاز به این داریم که کم‏کم مسئولیت‏ها را به نسل بعدی بسپاریم. علاوه بر اینها، بزرگانی که 30 سال پیش وارد مجلس خبرگان شدند، چند ساله بودند؟ اگر الان 70 سالشان باشد، آن زمان آنها 40 ساله بوده‏اند. بنده هم الان 40 سال دارم.
* صحبت سن و سال شد، از سوابق خودتان بگویید؟
**من چهارم اسفند 1344 در محله آب‏موتور تهران متولد شده‏ام. تمام تحصیلاتم در تهران بوده، در رشته ریاضی‏فیزیک دیپلم گرفته‏ام. با این‏که از اول دبیرستان با شگردهایی موفق شدم به جبهه بروم و تا آخر جنگ همچنان به صورت متناوب در جبهه باشم و در عملیات‏های بزرگی مثل بدر، خیبر، تسخیر فاو، کرکوک و کربلای پنج شرکت کنم اما هیچگاه در تحصیلاتم وقفه حاصل نشد. دکترای خودم را در رشته حقوق خصوصی از دانشگاه تربیت مدرس در سال 1378 گرفتم. در هر سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا به عنوان دانشجوی نمونه کشور و رتبه برتر معرفی شدم.
همزمان با تحصیلات دانشگاهی به طور جدی در حوزه علمیه هم تحصیل کردم. از سال 1373 در درس خارج فقه و اصول شرکت کردم. درس حوزه را در مدرسه آیت‏الله مجتهدی، مدرسه عالی شهیدمطهری و مدرسه مروی آغاز کردم. از دروس خارج رهبر معظم انقلاب استفاده کردم و بطور کامل طی مدت 12 سال از درس خارج حضرت آیت‌الله حاج‌شیخ‌مجتبی تهرانی بهره‏ها بردم. در زمینه اخلاق، فقه و اصول و تفسیر خودم را مدیون ایشان می‏دانم. از سال 72 به عضویت هیات علمی دانشگاه درآمده‏ام و همچنین به لطف حکم حضرت آیت‏الله مهدوی کنی، ریاست دانشکده حقوق دانشگاه امام صادق(ع) را بر عهده دارم.
در سال 1380 به عنوان جوان‌ترین عضو حقوقدان وارد شورای نگهبان شدم. به لطف خدا تا امروز 13 کتاب و 30 مقاله علمی از بنده چاپ شده و در سال 79 به عنوان پژوهشگر برگزیده سال معرفی شدم. یکی از کتاب‌هایم به عنوان کتاب سال برگزیده شده است. از دوران نوجوانی به روزنامه‏نگاری خیلی علاقه داشتم. اولین نوشته‏ام را در نوجوانی در مجله امید انقلاب چاپ کرده‏ام و تا امروز به طور مرتب با روزنامه‏نگاری و روزنامه‏نگاران سر و کار داشته‏ام و به همین دلیل گرایش حقوق رسانه‏ها را دنبال کرده‏ام و چندین سال است که در این زمینه تحقیق و تدریس می‏کنم و در مقطع فوق‌لیسانس و دکترای ارتباطات هم حقوق بین‏الملل ارتباطات را چندین سال است در دانشگاه‏های مختلف تدریس می‏کنم.
* چرا تاکنون درباره حیطه وظایف نماینده مجلس خبرگان و گستره عملکرد مجلس خبرگان کمتر بحث شده و عمدتا افراد با احتیاط وارد چنین بحث‌هایی می‏شوند. آیا شما هم جزو همین گروه هستید؟
** معمولا مهم‌ترین وظیفه مجلس خبرگان، تعیین رهبری قلمداد می‏شود. البته این وظیفه مهمی است. همه ما آن روزهای پرالتهاب رحلت حضرت امام(ره) را به یاد داریم. آن روزها تمام دشمنان و بدخواهان انقلاب اسلامی و ملت ایران، دلشاد بودند از اینکه با رفتن امام، این نظام هم به گذشته بازگشت می‏کند. آنها رحلت امام را از بین رفتن اسلام ناب معنا می‏کردند اما هوشمندی، سرعت عمل و حسن انتخاب خبرگان در آن مقطع ثابت کرد که چگونه یک انتخاب صحیح می‏تواند انقلاب را از خطرناک‌ترین وضعیت، به موقع نجات بدهد. امروز بعد از گذشت نزدیک به دو دهه از آن انتخاب، دوست و دشمن اعتراف دارند که بهترین انتخاب بود.
اگر آن روز انتخاب دیگری صورت می‏گرفت، حتما امروز وضعیت دیگری داشتیم. اگر مجلس خبرگان همین یک وظیفه را می‏داشت باز کافی بود برای اینکه مردم با آگاهی و جدیت در این انتخابات شرکت کنند اما واقعیت آن است که مجلس خبرگان وظایف مهم دیگری هم دارد که در قانون اساسی ذکر شده است. از جمله وظیفه نظارت. در اصل یکصد و یازدهم قانون اساسی تعبیری به کار رفته که جز نظارت معنای دیگری ندارد. این اصل مستلزم نظارت بر عملکرد دستگاه رهبری و نهادهای تحت نظارت رهبری است.
* اتفاقا بحثی را پیش کشیدید که عمدتا و به‌طور شفاف، وقتی در محافل موضوع وظایف مجلس خبرگان مطرح است، این بحث مغفول واقع می‏شود. از نظر شما نظارت بر عملکرد رهبری و دستگاه‏های تحت نظارت رهبری با چه کیفیتی باید صورت بپذیرد و اساسا چرا بحث در این زمینه عمدتا با شفافیت لازم همراه نیست؟
** به نظر من علت را باید در دو نکته جست‌وجو کرد. یکی معنای نظارت است. برخی خیال می‏کنند، این نظارت به معنای تضعیف رهبری است. نه؛ اتفاقا برای تقویت رهبری و به دلیل دلسوزی و علاقه‏ای که نسبت به جایگاه رهبری وجود دارد، نظارت صورت می‏گیرد لذا خود حضرت امام و رهبر معظم انقلاب هم بر نظارت خبرگان تصریح و تاکید کرده‏اند. در بیانات ایشان تصریح شده که نظارت مجلس خبرگان مایه تقویت رهبری است یعنی مجلس خبرگان می‏تواند در جهت تقویت رهبری گام بردارد و این نظارت می‏تواند به انجام هر چه بهتر وظایف به رهبری کمک کند.
در آموزه‏های دینی ما گفته می‏شود که هر کسی بر دیگری در جامعه اسلامی باید نظارت داشته باشد. این نظارت به دلیل همدلی و علاقه به سرنوشت مشترک امت اسلامی است. به نکته دیگری نیز باید توجه کنیم که خبرگان می‏توانند و باید پل ارتباطی مستحکم بین امت و امام باشند. خبرگان باید تصمیمات رهبری را به صورت حکیمانه برای مردم تبیین کنند و در نقطه مقابل، مطالبات مردم را صادقانه به رهبری منتقل کنند. این نیازمند یک رابطه دوسویه مستحکم و همیشگی است، مقطعی نیست. مجلس خبرگان را نباید مجلس تشریفاتی و موسمی دانست. شبهه‏ای که گاهی در ذهن برخی به وجود می‏آید، ناشی از این است که به انجام وظایف دائمی خبرگان توجه نشده است.
برخی افراد سوال می‏کنند که آیا دوره رهبری مشخص و محدود یا مادام‏العمر است. چرا رهبری مثل ریاست جمهوری چهار سال یکبار تجدید نمی‏شود. این ناشی از عدم تحلیل و شناخت درست از خبرگان است. چون رهبری نه‌تنها مادام‏العمر نیست، نه‌تنها چهار سال یکبار نیست بلکه طبق اصل 111 هر روز و هر لحظه تحت نظارت قرار دارد. اگر رئیس‏جمهور را انتخاب می‏کنیم، چهار سال بعد کار او را از طریق رای‏گیری از مردم ارزیابی می‏کنیم اما راجع به رهبری هر آنکه او شرایط خود را از دست بدهد از ولایت ساقط می‏شود. یعنی رهبری در هر لحظه مجددا انتخاب می‏شود و این اتفاقا دموکراتیک‏ترین نوع انتخابات است.
* فرآیند انتخاب مقام اول کشورمان در مقایسه با سایر کشورها تا چه حد با دموکراسی قرابت دارد؟
** مطالعه قانون اساسی کشورهای مختلف واقعیت‏های جالبی را آشکار می‏کند. در سیستم‏هایی که در دنیا به عنوان دموکراسی معروف شده است، اولا اظهارنظر در مورد مقامات، صرفا در موقع رای دادن است. آنها پس از کسب رای با هیچ تجدیدنظر موثری هرگز مواجه نمی‏شوند، اما در نظام جمهوری اسلامی ایران شخص اول کشور در هر لحظه تحت نظارت مردم از طریق نمایندگان آنها در مجلس خبرگان قرار دارد، بنابراین در سایر کشورها شخص اول دوره زمانی دارد، اما در ایران اینطور نیست. یعنی عملکرد شخص اول هر آن در معرض ارزیابی قرار دارد.
جالب آن که در کشورهای دیگر و حتی در کشور خودمان راجع به رئیس‏جمهور و بلکه وزرا، اگر در انجام وظایف اداری و اجرایی و قانون ناتوان باشند، مورد استیضاح قرار می‏گیرند، اما در مورد رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران، علاوه بر وظایف اداری و اجرایی، حتی اگر یک تخلف شخصی هم به وجود بیاید، از مقام خود ساقط می‏شود. یعنی مجلس خبرگان اصلی‏ترین سمبل دموکراسی نظام جمهوری اسلامی ایران است که متاسفانه ما این نهاد را نتوانسته‏ایم به درستی برای جهانیان و مدعیان تعریف کنیم.
کدام نظام دموکراتیک در دنیا وجود دارد که قادر باشد ادعا کند اگر عالی‏ترین مقام حکومتی در خلوت خود هم خلاف کرد، ساقط می‏شود. می‏دانید، یکی از شروط رهبری عدالت است و اگر او گناهی مرتکب شود که وی را از عدالت ساقط کند، خود به خود از مقام رهبری برکنار می‏شود. یعنی نیاز به عزل نیست به تعبیر علمی منعزل می‏شود، یعنی خود به خود کنار می‏رود. ما باید این مسائل را برای مردم تبیین و نمونه حقیقت برتر مردم‏سالاری دینی را به دنیا معرفی کنیم.
* خب، مجلس خبرگان برای این که قادر باشد، همواره عملکرد رهبری را تحت نظارت خود قرار دهد، آیا فرآیند یا سیستم تعریف شده‏ای دارد؟
** بله البته و متاسفانه مردم از آن بی اطلاعند. یعنی یکی از مسائلی که برای مردم اطلاع‏رسانی نشده، عمل به اصل نظارت بر عملکرد رهبری است. خوب است بدانید که در مجلس خبرگان در هر سه دوره آن یعنی حتی در زمان امام راحل، کمیسیونی خاص برای همین مساله فعال بوده یعنی هم در زمان حضرت امام و هم در زمان رهبر معظم انقلاب.
* روش کار این کمیسیون چگونه است؟
** آنها هر وقت سوالی یا ابهامی داشته باشند، مطرح می‏کنند. عنوان این کمیسیون در مجلس خبرگان، کمیسیون تحقیق است. وظیفه این کمیسیون این است که در طول زمان به طور مرتب اقدامات و تصمیمات رهبری را ارزیابی می‏کند. این کمیسیون حتی گاه از نهادهای زیرنظر رهبری هم توضیح می‏خواهد. طبق آیین‏نامه داخلی مجلس خبرگان، کمیسیون تحقیق قادر است مسئولان هر یک از نهادهای زیرنظر رهبری را دعوت و از او توضیح بخواهند و حتی اگر لازم شد موضوع با رهبری هم در میان گذاشته شود. البته همانطور که عرض کردم هیچکدام از این گونه اقدامات به معنای نادیده گرفتن قدرت و اقتدار رهبری نیست. اتفاقا این اقدامات به منظور استحکام اقتدار رهبری انجام می‏شود.
* اگر انتخاب شدید برنامه‏های شما برای نمایندگی مجلس خبرگان چیست؟
** بنده اهدافی را برای حضور خود تعریف کرده‏ام که همین الان هم به یکی از بزرگترین اهدافم رسیده‏ام و آن باز کردن راه برای حضور جوان‏ترها و مشارکت بیشتر مردم است.
دسترسی به این هدف ظرفیت‏پذیری نظام را نشان می‏دهد و به اثبات می‏رساند اما اگر ان‌شاءالله مردم اعتماد کنند و به بنده رای بدهند و وارد مجلس خبرگان بشوم؛ برای اصلاح نظام اطلاع‏رسانی در مجلس خبرگان تلاش می‏کنم به طوری که اطلاعات مربوط به مجلس خبرگان به طور مداوم به آگاهی مردم برسد. البته مردم ما منطقی، عاقل و فهیم هستند و می‏دانید که هر خبری را نمی‏شود منتشر کرد.
نظام اطلاع‏رسانی مجلس خبرگان علی‏الاصول باید ارتباطی تنگاتنگ و صمیمی بین این نهاد عالی‏رتبه نظام و روزنامه‏نگاران کشور برقرار کند. دیگر اینکه بنده فکر می‏کنم، می‏توانم حلقه اتصالی بین جامعه نخبگان کشور و مجلس خبرگان باشم یعنی با تشکیل کمیته‏های کارشناسی و مشورتی در رشته‏های مختلف می‏شود مشورت‏های خوبی را برای مجلس خبرگان کسب کرد. افرادی که دلسوزی آنها برای نظام اثبات شده در رشته‏های مدیریت، اقتصاد، ارتباطات بین‏الملل، سیاست و... را جذب و سازماندهی کنیم و به طور مستمر نظرات این گروه‏ها به مجلس خبرگان منعکس شود.
* با توجه به تعریفی که از حیطه وظایف مجلس خبرگان و نماینده مجلس خبرگان وجود دارد، جایگاه رقابت‏های سیاسی و انتخابات این نهاد حکومتی از نظر شما چگونه تحلیل و تبیین می‏شود؟
** باید توجه داشته باشیم که بعضی مسائل ملی و حتی فراملی هستند. مساله رهبری یک مقوله سیاسی نیست که در حوزه رقابت‏های سیاسی کشور قرار بگیرد. برخلاف حکومت‌های دنیا، در نظام اسلامی رهبری ارتباط اداری صرف با شهروندان ندارد از نظر ما رهبری یک رابطه عمیق عاطفی با مردم دارد و نقش پدر را در نظام ایفا می‏کند.
بنابراین در مجلس خبرگان گرچه هر کسی ممکن است گرایش سیاسی خاص خود را داشته باشد، اما این رقابت‏ها و اختلافات سیاسی به هیچ وجه وارد تصمیم‏گیری‏های مجلس خبرگان نباید بشود. به بیان دیگر به نظر من حضور سلیقه‏ها و گرایش‏های مختلف مجلس خبرگان نه‌تنها مانعی ندارد، بلکه ضروری است اما مجلس خبرگان جای سیاسی‏کاری نیست و کسی نباید منافع سیاسی و جناحی خود را بر منافع ملی و مصالح دینی که رهبری در نقطه اوج آن قرار دارد، ترجیح بدهد.
* اما درباره فهرست‏های انتخاباتی صحبت کنیم، شما کدام طرفی هستید؟
**وقتی بنده ثبت‏نام کردم به عنوان یک نامزد مستقل و بدون هیچ ارتباط تشکیلاتی و گروهی وارد صحنه شدم. الان هم همینطور است و تمام امید و اتکای من به لطف خدا و شناخت دقیق مردم و حسن اعتماد آنهاست اما در این مدت بعضی تشکل‌های روحانی و سیاسی تماس‌هایی داشتند و پیشنهاداتی کرده‏اند. البته به برخی که فکر می‏کردم شاخصه اصلی آنها نفی و تخریب باشد، نه گفته‏ام اما به دیگرانی که دایره علاقه‏مندان به نظام بودند ولو اگر منش و روش سیاسی آنها با بنده متفاوت بوده است، نه نگفته‏ام. یک فهرست قطعی است با عنوان خبرگان و کارآمدی است.
* یک سوال خصوصى، خواهش مى‏کنم صادقانه پاسخ بدهید. موضوع این است که این درست که شما تلاش علمى داشته‏اید، تالیفاتى دارید؛ کوشا در امور مختلف بوده‏اید اما به این جوانى، عضو شوراى نگهبانید و خدا را چه دیده‏اید عنقریب وارد مجلس خبرگان هم ممکن است بشوید. سوال اینجاست، پسرخاله یا یک خویش دیگر شما، آدم خاصى است آیا نوه یک مقام بلند پایه مملکتى هستید، خلاصه پشتتان به کجا و چه کسى گرم است؟
** افتخارم این است که در یک خانواده معمولى اما متدین متولد شده‏ام همین الان همه هستى خود را مدیون پدر و مادرى مى‏دانم که واقعا با زحمت مقدمات تحصیل مرا فراهم کرده‏اند، ما خانواده‏اى نبوده‏ایم که براحتى امکانات در اختیارمان باشد.
* پدر و مادرتان الان در همان محله آب‏موتور کنند یا آمده‏اند بالاى شهر؟
**‌ بله، هنوز در همان محله سکونت دارند. ضمنا باید بگویم که بنده هیچ نسبت خویشاوندى با هیچیک از مقامات کشورى ندارم. اما دعاى خیر پدر و مادرم را همراه دارم و مدیون لطف و زحمات آنها هستم. آن روزى هم که حضرت آیت‏الله شاهرودى من را دعوت کردند براى این که به عنوان عضو حقوقدان شوراى نگهبان معرفى شوم، واقعا تا آن زمان هیچ تصورى از این که وارد شوراى نگهبان بشوم نداشته‏ام. یعنى اصلا فکرش را هم نکرده‏ام و این یکى از افتخارات نظام جمهورى اسلامى است که فردى از خانواده‏اى معمولى و پایین شهر تهران، اگر توانایى داشته که البته در مورد من لطف خدا بوده است، قادر است در گردونه مسئولیت‏ها قرار بگیرد.
* و سوال آخر. وقتى به یاد مى‏آوریم ایامى که آن اندوه بزرگ به ملت ایران عارض شد و آن امام عزیز رحلت فرمودند و همه مردم و دلسوختگان نظام اگرچه اشک غم امام را به گونه‏ها جارى داشتند، اما همواره خدا خدا مى‏کردند که پروردگارا نکند در این هنگامه دشمن گزندى به انقلاب وارد آورد. اما در آن شرایط سخت ناگوار آن انتخاب گوارا ناگهان همه را آرام و دشمن را کلافه کرد. اما کیست که نداند آن تصمیم بزرگ خبرگان بدون نظر حضرت پروردگار هرگز بروز نمى‏کرد. پس خبرگان باید در لحظه‏اى از زمان شامل لطف الهى شوند. سوال این است، این ویژگى را چگونه مى‏توان در نامزدهاى مجلس خبرگان جست‌وجو کرد؟
**‌ به نظرم به نکته جالبى اشاره کردید. یک تفاوت اصلى در نظام سیاسى اسلام با سایر نظامهاى سیاسى وجود دارد و آن این که حاکمان نظام اسلامى علاوه بر همه شرایطى که هر حاکمى باید داشته باشد از قداست و معنویت باید برخوردار باشند. ببینید، کلمه ولایت به معناى در کنار هم بودن است. یعنى قلبهاى مردم و حاکمان مرتبط باهم است. به همین دلیل رهبر یک نوع سلطه عاطفى و اخلاقى دارد. ملاقات‏هایى که امام با مردم داشتند، دیدارهاى مردم با رهبر معظم انقلاب، همین سفر اخیر سمنان را ببینید، جوانها بى‏اختیار اشکشان سرازیر مى‏شد. این نمى‏تواند ناشى از موقعیت ادارى و سلطه ستادى یک فرد باشد، بلکه نشان مى‏دهد که یک رابطه عمیق قلبى بین مردم و آن مقام وجود دارد.
از سوى دیگر در آموزه‏هاى دینى بنگرید، انتقال ولایت همواره با اسرارى همراه بوده است. رهبر معظم انقلاب جمله‏اى را چندین بار از امام راحل نقل کرده‏اند که امام همواره مى‏فرمودند؛ من احساس مى‏کنم، یک دست نامرئى همیشه دارد این انقلاب را هدایت مى‏کند. خاطرات کسانى را که در هنگام رحلت امام در مجلس خبرگان بوده‏اند، مطالعه کنید. همه مى‏گویند بحثهاى دیگرى داشت مطرح مى‏شد، اما به یکبار و بر اثر یک الهام الهى و توجهى خاص و بطور ناگهانى همه نظر به سمت انتخابى برگشت که همه امروز اذعان دارند که بهترین انتخاب بوده است.
کسى نمى‏تواند چنین شرایطى داشته باشد جز با برخوردارى از تزکیه نفس در سطح عالى. اما از آنچه در تاریخچه کار مجلس خبرگان و واقعیت‏هاى پیدا و پنهان حواشى آن نتیجه مى‏گیریم که خبرگان باید همواره این آمادگى را داشته باشند که در چنان شرایطى قرار بگیرند.
چرا در شرایط خبرگان، عدالت، زهد و اتصال معنوى به عالم بالا را لازم مى‏دانیم، به این دلیل که در آن شرایط حساس که همه نگاهها در داخل و خارج از ناحیه دوست و دشمن به تصمیم خبرگان دوخته شده و به دلیل بار سنگین مصیبت فقدان رهبرى که ممکن است احساسات بر عقل و منطق غلبه کند، خبرگان باید آنقدر خود ساخته باشند که در آن شرایط هیچ چیز را بر مصلحت اسلام و منافع کشور ترجیح ندهند. یعنى شرایط اخلاقى و معنوى نامزدهاى خبرگان در سطح بسیار بسیار بالاترى نسبت به سایر انتخابات‏ها لحاظ شده است.