تاریخ انتشار : ۱۳ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۴۱۳۰۲
گفت‌وگو با محمدرضا خباز
مقدمه: محمدرضا خباز عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی و مسوول دفتر مرکزی متولد 1335 در شهرستان کاشمر، پس از سپری نمودن دوران ابتدایی و دبیرستان با تبعید آیت الله مشکینی و آیت الله ربانی شیرازی به کاشمر و ارتباط با آن دو یار امام، به صفوف پیروان و علاقه مندان و مقلدان امام پیوست به طوری که در تمام راهپیمایی های ضد رژیم ستمشاهی، سخنران تظاهرات بود و به افشاگری علیه رژیم طاغوت می پرداخت. با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در شکل گیری نهادهای انقلاب نقش داشت و در سال 68 به سمت رئیس آموزش و پرورش کاشمر و سپس مسوول آموزش و پرورش منطقه احمدآباد مشهد منصوب شد و در سال 70 از سوی مردم کاشمر به نمایندگی دوره چهارم مجلس شورای اسلامی انتخاب شد و این انتخاب سه دوره تکرار شد که تا مجلس ششم ادامه داشت. وی در دوره چهارم و پنجم، عضو کمیسیون اقتصاد و دارایی مجلس و در دوره ششم عضو کمیسیون برنامه و بودجه بود و در مجلس ششم، نایب رئیس کمیسیون تلفیق برنامه 5 ساله توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مجلس بود. دکتر محمدرضا خباز در حال حاضر با رای چشمگیر مردم کاشمر در مجلس هشتم حضور دارد. گفت وگوی سحام را با ایشان می خوانیم.

*حزب اعتماد ملی چه تفاوت ها و تشابهاتی با سایر احزاب اصلاح طلب دارد؟
**اولین تفاوت این حزب با بقیه احزاب در این است که حزب اعتماد ملی در خارج از قدرت تشکیل شد و علاوه بر تکیه بر آموزه های دینی که سیاست ما عین دیانت ماست و نمی توان نسبت به مسائل داخلی و خارجی بی تفاوت بود بر توده های مردم تکیه نموده است؛ بدین معنی که این حزب از پایین به بالاست، نه از بالابه پایین و تشکیل دفاتر 30 گانه استانی و هسته های مرکزی 250 شهرستان تاکنون گویای این حقیقت است که قرار است نظرات مردم که کارشناسی خواهد شد توسط حزب نمایندگی شود. دومین ویژگی این حزب آن است که منشا پارلمانی دارد، یعنی دبیرکل آن دو دوره رئیس قوه مقننه بوده و تعداد زیادی اعضای موسس و شورای مرکزی، یک یا چند دوره نمایندگی مردم را در سابقه پرافتخار خویش دارند و علاوه بر آن مدیران مجرب خوش سابقه در حزب فعالیت می کنند که دستمایه گرانسنگی برای خدمتگزاری به ملت شریف خواهد بود.
سومین تفاوت اینکه در راس این حزب، مجتهد خط امامی می باشد که بیش از 48 سال است که در مسیر امام قدم بر می دارد و خوشبختانه در ایام طولانی حتی ذره ای از خط امام عدول نکرده و چون از یاران و معتمدان معمار کبیر انقلاب بوده و هست، یک پشتوانه قوی برای جلب افراد متدین این کشور است، زیرا مردم می خواهند اطمینان داشته باشند که حزب در آینده مسیری انحرافی را طی نکند.
تشابهات این حزب با بقیه احزاب اصلاح طلب عبارتند از التزام عملی به قانون اساسی و باورهای دینی و غیره.
*به چه عللی اصلاحات در گام اول خود- دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی از 1376 تا 1384- با عدم اقبال عمومی مواجه گردید و به دولت آقای احمدی نژاد منتهی شد؟
**آفتاب آمد دلیل آفتاب. همین سوال ضرورت حزب را برای ما مشخص می کند، یعنی اگر حزب مقتدری وجود می داشت چنین شرایطی به وجود نمی آمد بنابراین نداشتن سیستم تصمیم گیری برای هماهنگ نمودن نیروهای اصلاحات باعث به وجود آمدن شرایط جدید شد. این سنت الهی است که خداوند سرنوشت جامعه را تغییر نمی دهد مگر اینکه مردم برای تغییر سرنوشت خویش تصمیم بگیرند بنابراین باید گفت خودم کردم که ... بر خودم باد.
*به نظر شما پیگیری اصلاحات در شرایط فعلی با چه اولویت ها و ویژگی هایی امکان پذیر است؟
**اصلاح طلبان باید اولااز گذشته عبرت بگیرند؛ فاعتبروایا اولی الابصار. ثانیا نقاط ضعف گذشته را که مورد غفلت قرار گرفته بود جبران کنند. ثالثا در بین افراد متدین اعتمادسازی کنند تا همگان بدانند اگر اصلاح طلبان به قدرت رسیدند مجددا دچار اشتباهات فاحش گذشته نخواهند شد. رابعا نیازهای جامعه را اولویت بندی کنند و بر مبنای اولویت جامعه به آنان بپردازند. خامسا افراد تندرو را نصیحت کنند تا مجددا به تندروی مبتلانگردند.
*اولویت و هدف گذاری های عملیاتی حزب اعتماد ملی در سال 1386 متوجه چه بخشی از فعالیت های اجتماعی بود؟ و با چه اهدافی؟
**خوشبختانه حزب اعتماد ملی تاکنون در اتاق فکر - که همه هفته در حضور آقای کروبی تشکیل می شود- به جمع بندی های بسیار خوبی رسیده است و برمبنای اهمیت مسائل درصدد ارائه مانیفست حزب برای انتخابات هستیم، لذا مانیفست آموزش و پرورش در شرف چاپ و تقدیم به افکار عمومی است. بقیه برنامه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی هم در اولویت های بعدی حزب می باشد.
*حزب اعتماد ملی خود را به عنوان یک حزب فراگیر معرفی می کند، منظور شما از فراگیر چیست؟ آیا در تحقق بخشیدن به آن موفق بوده اید؟
**فراگیر به منزله این است که آحاد ملت بتوانند در حوزه ها و شعب حزب در سراسر کشور حضور پیدا کنند، به امید روزی که از داخل هر منزل ایرانی یک پرچم حزب اعتماد ملی برافراشته شود و پرچم خدمتگزاری را به دوش بکشند. برای تحقق همین هدف اصرار بر این است که هسته های شهرستان ها تا قبل از انتخابات تشکیل شود و در صورت امکان به مراکز بخش ها و در نهایت مراکز دهستان ها و روستاهای پرجمعیت هم نفوذ کنیم ان شاءالله.
*به نظر شما پس از پشت سر گذاردن تجربه های تلخ گذشته، رمز موفقیت دوباره اصلاح طلبان چیست؟
**اول اینکه نیازهای واقعی مردم را شناسایی کنند. دوم اینکه برای حل مشکلات مردم به ویژه مشکلات اقتصادی، راهکار های منطقی ارائه نمایند. سوم اینکه نسبت به دوران قدرت آسیب شناسی کنند تا مجددا دچار اشتباهات گذشته نشوند. چهارم اینکه از افراد تندرو که موجبات این همه گرفتاری ها را فراهم نمودند برحذر باشند. پنجم اینکه باب گفت وگو با بقیه ارکان کشور را بگشایند تا زمینه تعامل بیشتری فراهم شود.
*چرا مردم به عنوان موضوع و موتور محرک احزاب در کشور ما رغبت چندانی به مشارکت در فعالیت های حزبی از خود نشان نمی دهند؟
**احزاب قبل از انقلاب یا وابسته به بیگانگان بودند مثل حزب توده یا وابسته به رژیم ستمشاهی، مثل حزب رستاخیز و دو گروه مسیر انحراف و سرسپردگی و خواری ملت و مملکت را به ارمغان آورده بودند، لذا ما وارث این بدرفتاری های سیاسی با مردم هستیم و همین سابقه ذهنی نامناسب باعث عدم رغبت مردم نسبت به احزاب شده است، ولی با تلاش صادقانه و اعتمادسازی می توان بر این عقبه سنگین فائق آمد.
*چرا ساختار قدرت در جمهوری اسلامی ایران، علی رغم تصریح قانون اساسی، عملانقش و جایگاه چندانی برای تحزب قائل نیست؟ مثلاچرا بسیاری از مسوولان بلندپایه در اظهارنظرهای رسمی به احزاب حمله کرده یا افتخار می کنند که عضو هیچ حزب یا تشکل سیاسی ای نیستند و یا اینکه از مجرای فعالیت های حزبی به قدرت نرسیده اند؟
**اولاکسی نیست که در کشور پهناور ایران، بدون حمایت تشکل های سیاسی به قدرت برسد البته ممکن است این تشکل ها مرئی و یا نامرئی باشند، ممکن است شناسنامه دار یا بدون شناسنامه باشد؛ پس پیروزی منهای پشتوانه گروهی برای افراد معمولی امکان پذیر نیست. ثانیا حزبی نبودن افتخار نیست بلکه اداره کشور با سیستم ممکن و میسر است. ثالثا عده ای می ترسند اگر نورافکن احزاب به عنوان ناظر عمومی روشن شود نقطه تاریکی در کشور باقی نمی ماند که بتوان نامناسب عمل نمود. رابعا رسیدن به قدرت تلاش می خواهد و باید هر روز در معرض پاسخگویی مردم قرار گرفت. خامسا برای کشور باید برنامه دقیق علمی قابل دفاع ارائه نمود که این هم برای کسانی که مایل هستند مدیریت هیاتی داشته باشند قابل پذیرش نیست.
*دو مدل تحزب در جهان شناخته شده است؛ دوحزبی و چندحزبی، اما در کشور ما بیش از 150 تشکل سیاسی و حزب قانونی و تعداد زیادی هم غیرقانونی وجود دارد. به نظر شما علت این همه تنوع چیست؟ و آیا ادامه این وضعیت به کارآمدی فرآیند تحزب منجر خواهد شد یا نه؟ چرا؟
**بعد از اینکه مدت ها شرایط تشکیل حزب در کشور وجود نداشت، از دوم خرداد این شرایط به وجود آمد و چون مدت ها فعالان سیاسی در انتظار تحقق حزب به سر می بردند، هر گروهی که در خود توانایی می دید به فکر تشکیل حزب افتاد و مهم تر از همه اینکه این سیر تاریخی را باید سپری کنیم تا این تجربه ذی قیمت را به دست آوریم و همگان به این نتیجه برسند که باید رودهای کوچک به هم بپیوندد تا نهری قوی و پرخروش ایجاد گردد و این احتمال هست که ظرف چند سال آینده به چند حزب و در نهایت دو حزب مقتدر خلاصه شود؛ البته باید حقوق همه را رعایت نمود.
*فعالیت حزبی در کشور ما با سایر کشورها چه تفاوت ها و تشابهاتی دارد؟
**تفاوت های احزاب در کشور ما و سایر کشورها در مرحله اول در نحوه شکل گیری است. ما سابقه زیادی در تشکیل حزب نداریم در صورتی که در بعضی کشورها این سابقه، بیش از 100 سال است و به همین دلیل دارای حزب های توانمندی هستند. تفاوت بعدی این است که نگاه به احزاب بین ما و سایر کشورها فرق می کند. نگاه آنان در تشکیل حزب رسیدن به قدرت است در صوتی که نگاه متدینان ما به حزب برای امر به معروف و نهی از منکر است البته امر به معروف و نهی از منکر حاکمان؛ لذا هدف اصلی در حکومت دینی ارشاد و انذار حاکمان است که از وظایف اصلی حزب به شمار می رود و می توان به آن نظارت عمومی هم گفت، لذا نگاه ما به حزب یک دید معنوی است؛ البته وقتی حزب وظایف خود را درست انجام داد مورد اقبال مردم نیز خواهد بود و مردم به کاندیدای حزب مورد اعتماد، رای خواهند داد.
*به نظر شما اقتدار حاکمیت در ایران به چه معنا و مفهومی مطلوب است؟ تفاوت حاکمیت مقتدر با حاکمیت مستبد در چیست؟
**اقتدار حاکمیت به جلب نظر مردم و تامین خواسته های قانونی آنهاست هر چقدر رضایت مردم از حاکمیت بیشتر باشد، آن حکومت مقتدرتر خواهد بود ولی حاکمیت مستبد به خود می اندیشد نه به مردم. بدیهی است مردم هم می خواهند بدانند نگاه حکومت نسبت به آنان چگونه است. آیا با نگاه ولی نعمت به مردم می نگرد یا با نگاه رعیت؟ آیا مردم علاوه بر وظیفه حقوقی هم دارند یا فقط باید وظایف خود را در برابر حاکمان انجام دهند؟ آیا جاده دو طرفه است؛ یعنی <حقوق و وظایف> یا جاده فقط یک طرفه است و فقط مردم هستند که باید مطیع حاکمان باشند؟
*با توجه به تنوع قومی، زبانی و دینی کشور پهناور ایران، احزاب چه کمکی می توانند به ارتقای وحدت ملی و حفظ تمامیت ارضی کشور کنند؟ یا به تعبیر دیگر چگونه احزاب می توانند فراتر از شکاف های قومی، زبانی، دینی و امثالهم به انسجام و اتحاد ملی کمک کنند؟
**یکی از عوامل اتحاد ملی بلکه انسجام اسلامی در کشور پهناور ایران، با قومیت های مختلف، وجود یک حزب فراگیر با مقبولیت بالای مردمی است. به عبارت دیگر مولفه های وحدت در کشور ما زیاد است و حزب هم می تواند به مولفه های دیگر اضافه شود بنابراین تقویت احزاب درون نظام به وحدت ملی کمک می کند.
چرا روند پیشرفت و توسعه کشور ما در مقایسه با سایر کشورهای مشابه به طور چشمگیری کند و آهسته است؟ در حالی که ایران از نظر منابع خدادادی، به ویژه در بخش انرژی، با بسیاری از کشورهای در حال توسعه قابل قیاس نیست. عامل پیشرفت یک جامعه در مرحله اول نظم و سپس تلاش و داشتن برنامه است و حزب برای ایجاد هر سه عنصر فوق الذکر به وجود آمده است. پس عدم التزام عملی به نظم که در تمام شئون زندگی فردی و اجتماعی ما حاکم است و روحیه گریز از کار و مسوولیت پذیری و مهم تر از همه نداشتن برنامه در زندگی فردی و جمعی ارمغان عدم توسعه برای ماست و در صورتی که احزاب میداندار باشند می توانند افراد منظم و پرتلاش و دارای برنامه تربیت کرده و در رده های حزب آنان را به کار بگیرند تا فردی مجهز و مجرب برای مسوولیت های بالاتر پرورش پیدا کند.
*آیا دستیابی به یک مدل بومی از دموکراسی (مردم سالاری دینی) بدون وجود احزاب امکان پذیر است؟ چرا و چگونه؟
**پاسخ این سوال منفی است زیرا اگر مدل های بومی غیردموکراتیک پاسخگو بود، نباید در چنین وضعیتی از توسعه یافتگی به سر می بردیم. ما باید از تجربه های موفق دنیا که با فرهنگ مغایرت ندارد بهره مند گردیم.
*چه تفاوت هایی میان جریان های سیاسی میانه رو و پیشرو در شرایط فعلی کشور وجود دارد؟ و به نظر شما حزب اعتماد ملی یک حزب میانه رو است یا پیشرو؟
**میانه روی بهترین روش زندگی سعادتمندانه است. علاوه بر آموزه های دینی، عقل هم حکم می کند که اعتدال در مشی زندگی فردی و اجتماعی باعث فلاح و رستگاری است؛ بنابراین به فرموده امیر بیان: انسان جاهل یا اهل افراط است یا اهل تفریط. نباید دچار شتابزدگی یا کندروی باشیم. حزب اعتماد ملی به خاطر بزرگانی که نیم قرن سابقه مبارزاتی و تجربه کارهای سیاسی و مدیریتی کلان کشور را دارند حزبی معتدل اما با اندیشه های نو و با عقلانیت مناسب در عرصه سیاسی کشور ظهور پیدا کرده است.
*دولت نهم از نظر شما چگونه قابل توصیف است و چه نقطه قوت یا نقطه ضعف برجسته ای در مقایسه با دولت های پیش از خود دارد؟
**نقطه قوت این دولت، تلاش و قاطعیت رئیس جمهور در پیگیری دستوراتی است که صادر می کند و نیز حضور در مرکز استان ها و دیدار با مردم. نقاط ضعف آن نیز عجله در تصمیم گیری های مهم و کلان، عدم توجه به نظر کارشناسی که موجب تغییرات فراوان در تصمیم گیری می شود، کم توجهی به قانون و مصوبات مجلس که باعث وهن مجلس هفتم گردیده و استفاده از نیروهای مبتدی در مدیریت های کلان و مهم تحت عنوان جوانگرایی است.
*شما از دولت و شورای نگهبان به عنوان مجری و ناظر انتخابات در هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی چه توقعی دارید؟
**ما از دستگاه اجرایی و نظارت، چیزی جز اجرای قانون نمی خواهیم. آنان باید خود را امانتدار نظام و مردم بدانند و در تصمیمات خویش هیچگونه حب و بغضی اعمال نکنند تا راه رستگاری را بپیمایند. اگر قبول داریم که میزان رای مردم است، باید این بیان جاودان را سرلوحه کار خویش قرار دهیم و دستگاه های امین رای مردم، نباید هیچگونه تفاوتی در اینکه کدام جناح درون نظام به قدرت خواهد رسید داشته باشند.
*چرا بدگمانی نسبت به نحوه برگزاری انتخابات، به ویژه در سطح نخبگان ما زیاد است؟ به نظر شما یک انتخابات شفاف و سالم چه ویژگی های مشخصی دارد؟
**انتخابات شفاف یعنی انتخاباتی که در آن مرقانون رعایت شود. در زمان ثبت نام همه بدانند که چه سرنوشتی در انتظار آنان است در صورتی که در دستگاه های چهارگانه پرونده و یا ابهامی نسبت به کاندیدایی هست، به صورت کاملاروشن مورد ارزیابی قرار گیرد. در صورتی که در مراجع چهارگانه قانونی مشکلی وجود ندارد. کاندیدا هیچگونه دغدغه ای نداشته باشد. در این صورت شخصیت های مفید و موثر کاندیدا خواهند شد و در اقتدار قوه مقننه نقش خواهند داشت.
*احزاب در کشورهای توسعه یافته منابع مالی خود را از کجا تامین می کنند؟ در کشور ما چگونه است؟ به نظر شما آیا دولت باید به احزاب یارانه بپردازد؟ چرا این یارانه در دولت نهم قطع شده است؟ آیا احزاب منتقد که از دولت یارانه می گیرند، قادر خواهند بود همان دولت را هم نقد کنند؟
**احزاب یا باید از طریق حق عضویت، هزینه های خود را تامین کنند یا از دولت با یک نظم و نسق دقیق یارانه دریافت کنند و یا معجونی از دو روش فوق الذکر و یا خدای نکرده دست به رانت خواری یا ویژه خواری بزنند که روش سوم محکوم و مطرود است؛ لذا اگر حزب در کشور ضروری است -که هست - باید هزینه های آن را تامین نمود. امام راحل به تشکل های اسلامی - سیاسی کمک می کردند زیرا ما ناگزیر از فعالیت های سیاسی هستیم؛ چون سیاست ما عین دیانت ماست.
*از نظر شما در این مقطع زمانی کدامیک از مطالبات تاریخی مردم ایران یعنی آزادی، عدالت و پیشرفت مردم ایران اولویت دارد؟ چرا؟
**مهم ترین مطالبات که به نظر می رسد باید در اولویت قرار گیرد، عدالت است؛ البته عدالت فقط در بعد اقتصادی نیست که گمان کنیم عدالت توزیعی تنها مدنظر اسلام است؛ خیر، عدالت به معنی تام و تمام آن یعنی عدالت سیاسی، عدالت اجتماعی، عدالت اقتصادی، عدالت قضایی و غیره. آن عدالتی که قرآن کریم در سوره مبارکه حدید آیه 24 از آن به عنوان اساس اعزام انبیای الهی نام می برد، در بعد اقتصادی خلاصه نمی شود، بلکه یکی از شاخصه های عدالت، عدالت اقتصادی است.
اگر عدالت واقعی در جامعه برقرار باشد، به بقیه دستاوردهای آن که آزادی و پیشرفت و توسعه است نیز خواهیم رسید (چون که صد آید نود هم پیش ماست.)
*به نظر شما در شرایط مطلوب، مردم از چه راه هایی و چگونه می توانند مطالبات خود را از مسوولان بخواهند؟
**تنها راه رسیدن مردم به خواسته های منطقی شان، ایجاد تشکل های سیاسی و رونق احزاب است؛ زیرا احزاب اولابرنامه اداره امور کشور را ارائه می نمایند. ثانیا به گونه ای شفاف سازی از طریق احزاب انجام گیرد که برای همه مردم قابل برداشت باشد. ثالثا باید احزاب پاسخگوی برنامه های خود و مطالبات مردم باشند؛ در غیر این صورت، دفعه بعد با رای و اقبال مردم روبه رو نمی شوند.