تاریخ انتشار : ۲۷ آبان ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۴۱۳۱۸

غلامرضا کاشی
تنها افراد نیستند که عاداتی دارند و قادر به ترک آنها نیستند! نظام‌های سیاسی نیز اینچنین‌اند. یکی از الگوهای رفتاری عادت شده در نظام جمهوری اسلامی ار همان روز نخست، افشاگری بود. سی سال از آن روزها می‌گذرد، هنوز هم کسانی تلاش می‌کنند کسان دیگر را افشا کنند. این روزها،‌ خبرهایی از افشاگری اصولگرایان علیه یکدیگر منتشر می‌شود.افشاگری چیست و در سازوکار نظم سیاسی چه کارکردی به خود اختصاص داده است؟افشاگری علی الاصول به این معناست که منظومه اطلاعات پنهان نگاه داشته شده‌ای وجود دارد که اگر بیان شود، پرده از سرشت تباه و تاریک کسانی برمی‌دارد. کسی که پرده از سرشت او برداشته می‌شود یک جنایتکار، یک دزد، یک غارتگر و یا یک جاسوس است. او که پرده برداری می‌کند یک قهرمان از سر و جان گذشته و آزاده است.به این ترتیب افشاگری کنشی است که به واسطه آن، کسانی فاقد مشروعیت و کسانی واجد مشروعیت سیاسی می‌شوند.انقلاب، با افشاگری علیه شاه آغاز شد. با پرده برداری انقلابیون معلوم شد که شاه جنایتکار و دزد و وابسته است. در همان زمان،‌ افشاگران بر صدر قهرمانی نشستند. از همان روز پس از پیروزی،‌ افشاگری شروع شد. هر کس به نحوی به بخشی از اسناد ساواک دسترسی داشت و تلاش می‌کرد دیگری را افشا کند. دانشجویان پیرو خط امام به اسناد سفارت آمریکا دسترسی پیدا کردند و افشاگری کردند. نیروهای مخالف نظام جمهوری اسلامی نیز هیچگاه در خارج از کشور دست از افشاگری علیه نظام برنداشتند. تلویزیون از همان روزهای نخست برنامه‌هایی را با عناوین مختلف به افشاگری علیه کسانی اختصاص می‌دهد. کسانی به ظاهر داوطلبانه مصاحبه می‌کنند و علیه کسانی اطلاعات تکان دهنده و افشاگر عرضه می‌کنند. مهم ترین حربه نیروهای دوم خرداد علیه مخالفین‌شان افشاگری بود. انها مدعی بودند که به بخشی از اطلاعات درون نظام دست یافته‌اند و پرده از ماهیت مخالفین خود برمی‌داشتند. این روزها شاهد ان هستیم که در منازعات درونی محافظه‌کاران نیز ماجرای افشاگری با جدیت و حرارت ادامه دارد.
در کشورهای دمکراتیک چهان نیز، هر از چندی مطبوعات علیه کسانی اطلاعاتی منتشر می‌کنند و از فساد اخلاقی یا مالی آنها خبر می‌دهند. از این حیث افشاگری چندان تمایزی با گردش اطلاعاتی ندارد। اما واقع این است که فرایند افشاگری توام با دلالات خاص خود است. گرم است. پرحرارت است. پرپیامد است. چنانکه گفته شد، فرد یا جریان افشاشده،‌ در تاریک ترین زاویه باور مردم می‌نشیند و فرد افشاکننده در روشن‌ترین نقطه.
فرایند آزاد اطلاعات شاخصه‌ای از نظم پیچیده و دمکراتیک است، افشاگری شاخصه فضای بسته و محدود و در عین حال ساده.
کارکرد فرایند افشاگری به ساختار نظام سیاسی بازمی‌گردد. هر نظام سیاسی یک پیش و یک پشت صحنه دارد. جلوی صحنه همان وجه اظهاری نظام سیاسی است. نظام سیاسی خود را چطور وانمایی می‌کند؟ از چه واژگانی بهره می‌برد؟ برای خود چه نقش و آرمان و موقعیتی قائل است؟ .... اینها جلوی صحنه یک نظام سیاسی را می‌سازند. اما هر نظام سیاسی یک پشت صحنه هم دارد. در عمل چطور رفتار می‌کند؟ چه مقدورات و امکان‌های عملی پیش روی اوست؟ در عالم واقع چه امکان‌هایی برای حیات دارد و .... اینها پشت صحنه یک نظام سیاسی است.
مساله فاصله میان این دو است. در بسیاری از کشورهای جهان، دولت متولی کارهای خیلی بزرگ نیست. نقش تعریف شده‌ای دارد. مقدورات و امکان‌های شناخته شده‌ای نیز برای ایفای نقش خاص دولت موجود است. فاصله‌ای میان پیش و پشت صحنه وجود دارد. اما این فاصله چندان نیست که هر خبری از پشت صخنه، یکباره جلوی صحنه را به کلی بی اعتبار کند.
مشکل جمهوری اسلامی،‌ فاصله عجیب و غریب میان پشت و پیش صحنه است. در وجه اظهاری و در مقابل صحنه، نظام ایفاگر مقدس‌ترین نقش‌های قابل تصور است. بازیگران فرهیخته‌ترین و پاک‌ترین و سروجان باخته‌ترین‌های مردم‌اند. مسئولیت‌ها را تنها از سر وظیفه پذیرفته‌اند. آمده‌اند تا بار سنگین تکلیف را بپذیرند و تنها به مردم خدمت کنند. همه کس حتی رئیس اداره ثبت احوال یک شهر کوچک نیز، عهده دار امور معنوی و مادی و دنیوی و اخروی مردم است. اگر هم کارگزاران مشکلی دارند،‌ اما در قدسیت و عظمت نظام نباید شک کرد. فرایندها و مسیرهای کلی همه در جهت ایفای بزرگ‌ترین وظایف مقدس قابل تصور است.
اما واقع این است که مقدورات غیر از این است. سیاست در مقام عمل به نحوی دیگر اتفاق می‌افتد. نظام معدلی بیش از معدل مردم ندارد. کارگزاران نیز از همه فرقه‌ای هستند. به منزله انسان‌های عادی،‌ به هر گناهی آلوده‌اند. در موفعیت وجود قدرت متمرکز هر کاری از آنها انتظار می‌رود. نظام سیاسی هم از جنس همین جهان آلوده است. متولی اموری که هر نظام سیاسی دیگر باید عهده دار آن باشد. قدرت و نفوذ و موقعیتی محدود دارد. در چارچوب ساز و کارهای نامقدس همین دنیا.
در فاصله شگرف این پشت و آن پیش صحنه، کنش افشاگری موضوعیت پیدا می‌کند. هر آن می‌توانی چیزی از پشت صحنه با خود حمل کنی و جلوی صحنه ظاهر کنی. آنگاه فرصتی برای بازی پیدا خواهی کرد. این کار برای همه ممکن است. به این ترتیب،‌ ماجراهای پشت صحنه،‌ همیشه سرمایه‌ای است برای جستچوی فرصتی در مقابل صحنه.
در فضای افشاگرانه،‌ افشاگران، احساس و عاطفه مخاطبان خود را طلب می‌کنند. فضایی تولید می‌کنند عاری از هر عقلانیت و محاسبه و انصاف. افشاگری نحوی کنش خشونت بار سیاسی است. مثل آتش تهیه پیش از یک حمله ویرانگر است. نظامی که اموراتش را با تولید و بازتولید افشاگری مدیریت کند، خود مهم‌ترین قربانی آن است.
فرایند آزاد اطلاعاتی در کشورهای دمکراتیک،‌ مشت کسانی را باز می‌کند اما حاصل ایجاد اعتماد عمومی به سازوکارهای عمومی است. اما افشاگری تنها به گسترش فضای بی اعتمادی می‌انجامد. در فضایی که همه علیه همه افشاگری می‌کنند،‌ همه چیز بی بنیاد می‌شود. چنانکه شده است.
تنها عریان شدن نظام سیاسی از لباس فاخر و زرباف ارزش‌های مقدس است که می‌تواند بر رفتار مخرب و مردم فریبانه و خشونت بار افشاگری نقطه پایانی نهد.