مریم شبانی
در آغازین روزهای دومین ماه از سال تحصیلی دانشگاهها، دفتر تحکیم و سازمان ادوار تحکیم مبتکر برگزاری نشست «اعتراض به سلب حق آزادانه تحصیل برای دانشجویان منتقد سیاسی و صنفی دانشگاهها» شدند تا به این وسیله روند اعتراض خویش به عدم اعطای مجوز ثبتنام به 15 نفر از دانشجویان پذیرفته شده در مقطع کارشناسی ارشد را تداوم بخشند. اعتراضی که از یک ماه قبل و در پی تکذیبهای مسئولان وزارت علوم در داستان دانشجویان ستارهدار شکلی علنی به خود گرفت و افشاگریهای دانشجویان را موجب شد.
اما نشست «اعتراضآمیز به سلب حق تحصیل دانشجویان» شنبه عصر در حالی در دفتر سازمان ادوار تحکیم برگزار شد که فضای دانشگاهی در این روز تحتالشعاع محدودیت ایجاد شده برای دو استاد دانشگاه تربیت مدرس یعنی محسن کدیور و سعید حجاریان قرار گرفته بود. پس بیسبب نبود که مجری مراسم در ابتدای سخن، اعتراض به روند برخورد با اساتید را فراموش نکرد و البته ذکر این حقیقت را نیز لازم دانست: «دانشجویان همیشه تاوان سنگینی برای دفاع از استادان و فعالان سیاسی میدهند اما آنان متاسفانه در مقابل تضییع حقوق دانشجویان سکوت کردهاند.» این نشست اعتراضی که هفتهای پیشتر به علت عدم حضور سخنرانان به روز دوشنبه موکول شده بود با حضور آقایان عبدالفتاح سلطانی، هرمیداس باوند، بابک احمدی، رضا علیجانی و مهدی امینیزاده برگزار شد و غلامرضا ظریفیان که نامش به عنوان دیگر سخنران این برنامه از پیش اعلام شده بود تنها عضو غایب این نشست اعتراضآمیز نام گرفت. رضا علیجانی در این جلسه سخنان خود را با انتقاد از فعالان سیاسی آغاز کند: «در حالی که دانشجویان ستارهدار چوب حمایت و اعتراض به محدودیت برای فعالان سیاسی را میخورند اما این فعالان گویی خود دچار کرختی شدهاند و هیچ واکنشی نسبت به این مساله نشان نمیدهند. متاسفانه بسیاری از نیروهای سیاسی با دانشگاه ابزاری برخورد میکنند و این باید برای فعالان دانشجویی درس آموز باشد.»علیجانی دانشجو را «چراغ و دوربین» جامعه معرفی کرد و اخراج دانشجو را با حذف این نیرو مترادف شمرد: «اکنون به نظر میرسد عدهای سعی دارند انقلاب فرهنگی نرمی را با اهداف انقلاب فرهنگی در پیش گیرند.»
علیجانی در سخنان خود تنها انتقاد از سکوت فعالان سیاسی در مقابل برخورد با دانشجویان را کافی ندانست و خود منتقد فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی شد آن گاهی که با بیان این جملات نمایندگان اصلاحطلب مجلس را خطاب قرار داد: «شما از ما رای گرفتید که مقابل بدترها قرار بگیرید اما امروز چه میکنید؟ زمان استیضاح سکوت میکنید، زمان تصویب بودجه حرفی نمیزنید، در بحث اخراج دانشجویان هیچ اقدامیانجام نمیدهید، با این اوصاف در دورههای بعد توقع رای نداشته باشید.»
خطر ورشکستگی فکر جدی است
بابک احمدی دیگر سخنران نشست اعتراضی نسبت به سلب حق ادامه تحصیل دانشجویان بود. احمدی که این سالها در مقام استادی روشنفکر هیچگاه دعوت دانشجویان را بیپاسخ نگذاشته است، این بار در مقام سخنران در دفتر سازمان ادوار تحکیم حضور یافت تا اینچنین اعتراض خود به برخوردهای صورت گرفته با دانشجویان سیاسی و منتقد را اعلام کند: «این شرایط به نظر میرسد که از زمان انقلاب فرهنگی هم سخت تر و سنگین تر است و باید عقلانی و بدون کارهای رادیکال از طریق مسالمتآمیز برای رسیدن به حقوق خود تلاش کنیم.»بابک احمدی قشر فرهنگی و نخبه جامعه را افرادی نامید که از راههای دموکراتیک برای رسیدن به حقوق انسانی خود تلاش میکنند. این استاد دانشگاه در ادامه سخن، مسوولان را به رعایت حقوق شهروندی دعوت کرد و ثبتنام دانشجویان ستارهدار را گامی عملی برای اجرای دعوت خویش خواند: «این دانشجویان آخرین نسلی هستند که مطالبات خود را آرام و با زبان خوش مطرح میکنند اما دولت بداند کار در آینده سخت تر میشود و بهتر است نصیحت ناصحان را گوش کند.»
بابک احمدی در پایان سخن نحوه برخورد کنونی با اهالی فکر و اندیشه را «ورشکستگی فکر» در کشور نامید و اعتراض در مقابل این روند را وظیفه اصلی دانشجویان برشمرد.
سکوت استادان جایز نیست
هرمیداس باوند سخنان خود در این نشست را با انتقاد از همکاران خویش در دانشگاه آغاز کرد و سکوت اساتید و عدم توجه آنان به پدیده دانشجویان ستاره دار را گناهی نابخشودنی نامید: «اساتید ما امروزه محافظهکار شدهاند و همین که کاری به آنان ندارند، راضی هستند. در حالی که غافلند از اینکه این جو گریبانگیر خودشان خواهد شد.»
این استاد دانشگاه سپس دو پیامد را برای برخوردهای قهری با دانشجویان برشمرد: «یک راه همان پدیده فرار مغزها است و اتفاق دیگر پدیده سرگردانی دانشجویان است که هم اکنون بیش از پیش احساس میشود.»این استاد حقوق بینالملل همچنین با اشاره به تعهد ایران به معاهدات بینالمللی، حق آزاد تحصیل را یکی از این تعهدات برشمرد و حافظه تاریخی مسئولان را به روزهای ابتدایی انقلاب اسلامی هدایت کرد: «در آغاز انقلاب دانشجویان صنوف اول تظاهرات را تشکیل میدادند، حال چطور شده است که به یکباره این قشر از قداست خود خارج شده و حتی انجمنهای اسلامی که پسوند اسلامی دارند با محدودیت مواجه میشوند؟» به این ترتیب باوند پس از طرح پرسش فوق از مسئولان، بار دیگر اساتید و فعالان سیاسی را به برخورد مسئولانه با قضیه دانشجویان ستاره دار دعوت کرد.
سلب حق تحصیل مجازات نیست
در حالی که محمدعلی دادخواه و عبدالفتاح سلطانی وکالت دانشجویان ثبتنام نشده را پذیرفتهاند، در این نشست اعتراضآمیز عبدالفتاح سلطانی در مقام وکیل این دانشجویان پس از اعتراض به نحوه برخورد با دانشجویان سیاسی وضعیت حقوقی چنین اقدامی را تشریح کرد.
سلطانی با تاکید بر این مساله که محرومیت از تحصیل نمیتواند جایگزین مجازات شود از قانون اساسی ایران برای گفتههای خویش حجت آورد: «در قانون اساسی آمده است که دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه فراهم کند که این موضوع در اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز مطرح شده است.» سلطانی البته تاکید بر فراهم آوری حق آزادی تحصیل و آزادی بیان را مختص مخالفین نظام دانست چرا که به اعتقاد این حقوقدان موافقین در هیچ مقطعی مورد تعرض نبودهاند.
به این ترتیب سلطانی جلوگیری از حق ادامه تحصیل را جرم ندانست و البته مواردی را که میتوان دانشجو را مجرم شمرد، چنین برشمرد: «توهین به مقدسات و رواج مطالب کذب که البته برای اثبات هر یک از اینها باید صراحت وجود داشته باشد.» سلطانی اما در پایان سخن با اشاره به آییننامه زندانها «محرومیت از تحصیل» را از جمله مجازاتها ندانست و البته تشویق زندانی به ادامه تحصیل را اصل اساسی آییننامه زندانها دانست.
خطر بازتولید انقلاب فرهنگی
مهدی امینیزاده اما در این نشست به نمایندگی از دانشجویان ستاره دار سخن گفت تا وجود عینی این دانشجویان را به مسئولان وزارت علوم اثبات کند. امینی زاده که خود از سال قبل مهر ممنوعیت از تحصیل بر کارنامه تحصیلی دارد اقدام اخیر وزارت علوم را «بازتولید انقلاب فرهنگی» نامید و آن را مقدمه اجرای برنامه کنترل دانشگاهها برشمرد. امینیزاده تعداد دانشجویان ثبتنام نشده در مقطع کارشناسی ارشد را 15 نفر اعلام و مسئولان را به بیان منطقی مشخص برای این اقدام دعوت کرد.
این دانشجوی سیاسی که عضویت در شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت را نیز در کارنامه خود دارد در ادامه، این گونه مسئولان را خطاب قرار داد: «ما دانشجو هستیم و در دورهای فعالیت سیاسی داشتهایم. اکنون هم قصد نداریم در این کشور نماینده مجلس شویم و مسئولیت دولتی بگیریم بلکه تنها خواسته ما این است که در این کشور درس بخوانیم چرا که شهروند آن محسوب میشویم.» امینیزاده سپس با طرح یک پرسش سخنان خود را خاتمه بخشید: «آیا مسئولان به ما اجازه درس خواندن میدهند یا اینکه معتقدند هر کسی که مخالف آنها است باید پاسپورت بگیرد و از کشور خارج شود؟»
نشست «اعتراض به سلب حق آزادانه تحصیل از دانشجویان صنفی و سیاسی» در حالی به پایان رسید که گویی فاز جدید برخورد و ایجاد محدودیت در دانشگاهها آغاز شده است. به این ترتیب اکنون نوبت به اساتید دانشگاه رسیده که با برپایی نشستهای اعتراضی برخوردهای کنونی در عرصه علم و دانش را محکوم کنند. با این حال باز هم این دانشجویان سیاسی بودند که در حاشیه نشست اعتراضآمیز خویش زنگ آغاز اعتراض به برخورد با اساتید را نیز نواختند.