گروه جهان- ترجمه مریم امراله:رئیس جمهور سوریه، بشار اسد، پزشک 41 ساله و پسر رهبر اسطورهای سوریه حافظ اسد است. حافظ اسد با پنج رئیس جمهور آمریکا به مذاکره نشسته بود.
بسیاری از محافل سیاسی معتقدند این مرد آرام ممکن است بهترین گزینه برای میانجی گری و آرام کردن شورشیان خاورمیانه باشد.
در اظهاراتی غافلگیر کننده اسد به سویر، خبرنگار ABC گفت که آماده گفتوگو با آمریکاست اما به شرطی که این گفتوگو علنی باشد و به دلیل شرایط بحرانی منطقه باید هماکنون به این گفتوگو پرداخت.
*در آمریکا صداهایی به گوش میرسد که میگوید گفتوگو با سوریه راه پایان جنگ در عراق است. آیا شما میتوانید خشونت در عراق را پایان دهید؟
**در ابتدا باید بگویم مشکل عراق از نوع سیاسی است. گفتوگو با سوریه در این رابطه به معنی گفتوگو با تمام احزاب در داخل یا خارج عراق است. ما تنها بازیگر این مشکل نیستیم اما جزو اصلی ترین بازیگران این مساله هستیم و نقش ما میتواند از طریق حمایت احزاب مختلف در داخل عراق و گفتوگو با آنان در کنار حمایت دیگر طرفهای این مساله مانند آمریکا و همسایگان دیگر عراق و هر کشور دیگری در جهان مثمرثمر باشد. فقط از این طریق است که میتوانیم جلو خشونت را بگیریم.
*آیا منتظر چراغ سبز آمریکاییها هستید؟ چرا خودتان همین حالا کار را شروع نمیکنید؟
**در واقع آمریکا گاهی اوقات چراغ سبز نشان داده ولی ما چنین انتظاری از آنان نداریم و فکر هم نمیکنیم عملا چنین کاری کند. چهار سال پس از اشغال عراق آمریکا هنوز از اشتباهات گذشته درس نگرفته و دست از سیاستهای گذشتهاش برنداشته است. به نظرم حالا دیگر برای این کار خیلی دیر شده است.
*خیلی دیر شده؟
**منظورم این نیست که ما نمیتوانیم تحولات را به گونهای دیگر رقم بزنیم، اما از این لحاظ دیر شده که عراق در حال حرکت به سمت جنگ داخلی است. بنابراین شاید این آخرین شانس ما برای کمک به عراق باشد.
*البته آمریکاییها خودشان را به عنوان نیروهای اشغالگر معرفی نمیکنند و میگویند فقط در حال تلاش برای بازگرداندن امنیت به عراق هستند تا بتوانند نیروهایشان را به خانه بازگردانند.
**از لحاظ نظامی بله، ولی از لحاظ سیاسی خیر، زیرا آنها مسوول شرایط سیاسی عراق هستند و هنوز از گزینههای سیاسی داخل عراق استفاده نکردهاند. آنها فقط راجع به اعزام نیروهای کمتر یا بیشتر به عراق صحبت میکنند. آنها فقط راجع به نیروهای نظامی و قدرت صحبت میکنند ولی صحبتی از روند سیاسی عراق نمیکنند.
*آمریکاییها میگویند چون در عراق انتخابات برگزار شد میتوان نتیجه گرفت که دموکراسی در حال شکلگیری در عراق است.
**فایده دموکراسی برای مرده ها چیست؟ پس از جنگ بیش از 700 هزار عراقی کشته شدهاند، آیا این دموکراسی برای کشتن مردم است یا برای ارتقای سطح زندگی یا برای گرسنگی و ناامنی؟ دموکراسی وسیلهای است برای داشتن زندگی بهتر.
*پس از آن چه اتفاقی خواهد افتاد؟ مذاکرات صورت خواهد گرفت؟
**بله.
*با شما، ایران و کشورهای همسایه؟
**بله.
*پس منظورتان این است که نفوذ کشورهای همسایه میتواند در ایجاد آتش بس موثر باشد؟
**بله، این چیزی است که آنها عموما متوجه آن نمیشوند. مهم نیست که شما از لحاظ اقتصادی یا نظامی چقدر قدرتمند هستید. چیزی که اهمیت دارد «اعتبار» است. ما این اعتبار را داریم. ما روابط خوبی با احزاب دیگر داریم. آنها باید مطمئن باشند که شما میتوانید در این میان نقش خود را به خوبی ایفا کنید. ما با تمام احزاب از جمله احزاب داخل دولت و مخالف دولت عراق رابطه خوبی داریم و از این طریق میتوانیم کمک کنیم. شاید کشورهای دیگر هم باشند که بتوانند نقش موازی با سوریه داشته باشند.
*بنابر گزارشات شما قبلا گفتهاید آمریکا شاید از این جنگ پیروز بیرون بیاید ولی نهایتا در باتلاق فرو خواهد رفت.
**دقیقا، من بارها به بسیاری از آمریکاییها و انگلیسیها گفتهام بیشک شما در این جنگ پیروز خواهید شد ولی پس از آن در گل فرو خواهید رفت و هیچکس نمیتواند به شما کمک کند.
*براساس شواهد کنونی به نظر شما در عراق چه اتفاقی خواهد افتاد؟
**من نمیخواهم اسمی برایش بگذارم. فکر میکنیم چیزی شبیه یک جنگ داخلی خفیف یا یک جنگ داخلی تمام عیار اتفاق بیفتد و این جنگ تاثیر دومینو خواهد داشت و تمام منطقه و جهان را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
آمریکاییها ادعا میکنند که سوریه در عراق آتش افروزی کرده و سپس خودش آتش را خاموش میکند. خبرها و گزارشات حاکی از آن است که یکی از دلایل خشونت در عراق این است که شما به تروریستها اجازه میدهید از مرز 376 مایلیتان وارد عراق شوند.
اول از همه دولت آمریکا نباید تقصیرات خود را به گردن دیگران بیندازد. یک پاسخ منطقی برای این مساله وجود دارد: ما نمیتوانیم آتش روشن کنیم و سپس آن را خاموش کنیم. اگر این کار را کنیم، آتش دامنگیر خودمان میشود. اگر در عراق آشوب به پا شود این آشوب میتواند به سوریه و کشورهای دیگر نیز هدایت شود. بنابراین این قبیل اظهارات مانند این است که بگوییم دولت سوریه در تلاش است تا منافع خود را در خطر بیندازد. آیا این ممکن است؟
ما از سال 1975 تاکنون مجهز به گارد مرزی شدهایم. اخیرا از این گارد حمایتهای بیشتری به عمل آوردهایم تا روی مرزها نظارت بیشتری داشته باشند. اما در طرف دیگر مرز نیازی به نیروهای عراقی یا آمریکا وجود دارد.
*اما در آمریکا معتقدند شما بسیار قدرتمندید. کافی است فقط دستور دهید تا تردد از مرزها متوقف شود.
**قدرتمند بودن و بانفوذ بودن متفاوت هستند. بانفوذ بودن در واقع امکان نظارت کامل بر همه چیز را میدهد. شما نمیتوانید مرز مشترکتان با مکزیک را کنترل کنید. درست است؟ شما بزرگترین قدرت در دنیا هستید ولی هنوز نمیتوانید مرزتان با مکزیک را کنترل کنید. بنابراین چطور از سوریه میخواهید مرز عراق را کنترل کند؟
*آیا اعدام صدام را دیدید؟
**بله... دیدم. و میخواهید نظرم را بدانید؟ راستش من نمیتوانم نظر شخصیام را به شما بگویم، زیرا من به نمایندگی از دولت سوریه با شما صحبت میکنم و نظر رسمیام را بازگو میکنم. ما در این رابطه موضع مخالف نداشتیم، ولی او یک زندانی جنگی بود. آمریکاییها چطور اجازه داشتند او را تحویل دولتی بدهند که مستقل نیست؟ با این اوصاف چطور میتوان ادعا کرد این محاکمه مستقل و منصفانه بوده است؟ از نقطه نظر حقوقی این سوالات وجود دارد.
*تحلیلگران در آمریکا میگویند در برخی از نقاط جهان حاکمان به صدام مینگرند و با خودشان میگویند شاید من جای صدام بودم، شاید هم من نفر بعدی باشم.
**چون قانون، حقوق و استقلالی وجود ندارد هر کسی میتواند نفر بعدی باشد، نه فقط با مجازات اعدام بلکه از طریق کشتار به هر نحوی. وقتی صحبت از نفر بعدی میکنید به یاد داشته باشید که هر روز شمار زیادی از مردم عراق کشته میشوند. پس نفرهای بعد همچنان در حال کشته شدن هستند.