تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۴۱۴۷۰

خلیل رضوی
با شروع ماه مبارک رمضان در عرصه داخلی شاهد دو کنش و واکنش متفاوت بودیم که یکی از آنها انعکاس وسیعی در رسانه‌ها داشت و دیگری با همه حساسیتی که نسبت به آن نشان داده شد انعکاس چندانی در رسانه‌ها نداشت. تفاوت این دو مساله در ماهیت آنهاست یکی از آنها تاریخی، ‌نظامی و سیاسی و دیگر مساله‌ای صرفاً اقتصادی بود.
آن که تاریخی و سیاسی بود نامه امام راحل در خصوص علل پذیرش قطعنامه 598 در سال 68 بود که دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی یک روز پس از پایان هفته مقدس آن را در اختیار رسانه‌ها گذاشت. نامه‌ای که سال‌ها در یکی دو سایت بود و کسی به آن حساسیتی نشان نمی‌داد. خبر انتشار این نامه آنقدر مهم جلوه کرد که 17 روزنامه در روز شنبه 8/7/85 تیتر اول و دوم خویش کردند و از فردای آن روز تحلیل‌های موافق و مخالف متعددی ارائه شد.
دکتر محسن رضایی که گویا خطاب اصلی این نامه بود به صورت غیر مستقیم و توسط یکی از افراد نزدیکش اعلام کرد که در آینده درباره آن سخن خواهد گفت و دیگر مخالفان انتشار تنها دلیل مخالفت خویش را سری بودن نامه اعلام کردند و دفتر حفظ و نشر ‌آثار امام نیز در بیانیه ای اعلام کرد که این نامه اصلاً محرمانه نبود.
در میان مخالفان به انتشار این نامه عکس العمل‌های دکتر محمود احمدی‌نژاد در نوع خود بی‌نظیر و قابل تامل بود.
ادبیاتی که از ایشان در جلسه هیات دولت و سپس مراسم جشن فارغ‌التحصیلی ناجا بروز کردنشان از حساسیتی بود که ایشان نسبت به انتشار این نامه داشتند. آشفتگی ایشان در ابراز حساسیت آن قدر بالا گرفت که از آن به خودشیرینی تعبیر کردند که باعث تلخکامی مردم شده است شعله‌ای ملتهب از این آشفتگی آن‌قدر بالا گرفت که حتی در سفر استانی به شهرستانهای استان تهران نیز انتقاد از تقسیم فقر را بهانه کرد و آنچنان به دو رئیس جمهور سابق نهیب زد که همگان می‌توانستند حساسیت رئیس جمهور را اگر گزارش مستقیم آن را از شبکه خبر می‌دیدند در جبینش ببینند.
در همین سخنرانی حساسیت دیگری را بروز داد که نسبت به یکی از بانک‌های خصوصی دارد. آقای رئیس جمهور پس از تعریف و تمجیدهای فراوان از کارکرد بانک پارسیان خبر از فساد مالی در این مؤسسه خصوصی داد و بانک مرکزی جمهوری اسلامی نیز با علم به حساسیت رئیس جمهور، ‌هنوز ایشان از سفر برنگشته بودند که حکم عدم کفایت مدیر عامل و رئیس هیات مدیره بانک را صادر کرد.
از حق و ناحق بودن هر دو حساسیت رئیس جمهور می‌گذریم و این سوال را فراروی می‌آوریم که آیا واقعاً آقای احمدی‌نژاد در جامعه ما مساله‌ای مهمتر ندیدند که نسبت به آنها حساسیت نشان دهند؟ آیا گرانی که رهبر معظم انقلاب از آن سخن گفتند وآیت‌الله جنتی با همه طرفداری‌هایی که از عملکرد دولت دارد آن را برای مردم کلافه‌کننده دانست برای رئیس جمهور حساسیت ‌برانگیز نیست؟ حساسیت‌های ایشان جدای از ادبیاتی که به کاربرد قابل تحسین است اما این سوال در جامعه شکل گرفته که چرا باید نسبت به اصلی‌ترین درد جامعه این‌قدر بی‌خیال بود و نسبت به دو مساله دیگر این‌قدر حساس باشند؟ کسی نیست به این عزیز بگوید تو هم خودشیرینی کن و تلخ‌کامی گرانی را از مردم دوست‌داشتنی کم کن؟