شیخ فضلالله نوری در روز دوم ذیحجه سال ۱۲۹۵ ه.ق در روستای لاشک منطقه کجور مازندران چشم به جهان گشود. وی از همان دوره کودکی به تشویق و ترغیب پدر بزرگوارش ملاعباس کجوری که از روحانیون صالح و مورد اعتماد منطقه مازندران محسوب میشد و دایی دانشمندان مرحوم میرزا حسین نوری مشهور به محدث نوری به تحصیل علوم اسلامی روی آورد.
تحصیلات ابتدایی را در بلده آغاز کرد و پس از پایان دوره سطح برای تکمیل تحصیلات عالی به نجف اشرف رفت و در حوزه درس استادان بزرگ آن روز نجف، بویژه آیات عظام میرزا حبیبالله رشتی، شیخ راضی نجفی و شیخ فضلالله مجتهدی و مرجع بزرگ و مجاهد کم نظیر مرحوم میرزای شیرازی شرکت کرد. طولی نکشید که به برکت استعداد فوقالعاده و مداومت و پشتکار و تلاش شایسته به مرتبه بلند فقاهت و درجه کمال والای اجتهاد نائل آمد و چنان در فضل و دانش شهرت یافت که بعدها علاوه بر دوستان، مخالفان سرسخت او نیز به مراتب بلند علمیاو اعتراف کردند... احمد کسروی در این باره مینویسد: «حاج شیخ فضلالله نوری از مجتهدان بنام و با شکوه تهران شمرده میشود.»
موقعیت حساس سیاسی و اجتماعی ایران که در نتیجه ظلم و ستم شاه و درباریان و نقشههای شوم دشمنان بیگانه که قصد سلطه همهجانبه به ایران را در سر میپروراندند، موجب شد وی با اشاره و رهنمود میرزای شیرازی در سال ۱۳۰۳ قمری پس از ۲۰ سال اقامت در عتبات به ایران باز گردد. شیخ پس از بازگشت به تهران به تدریس و تربیت طلاب و اقامه جماعت و ارشاد مردم و تالیف کتابهای علمی مشغول شد.
طولی نکشید که درس شیخ آوازه خاصی پیدا کرد و عالمان و مجتهدان بسیاری در حوزه درس او حاضر شدند که از جمله آنان حاج شیخ عبدالکریم حائری موسس حوزه علمیه قم و حاج آقا حسین قمی و پدربزرگوار آیتالله مرعشی نجفی بودند.
مبارزات شیخ فضلالله نوری:
1. مخالفت با قرارداد تالبوت: این قرارداد واگذاری امتیاز انحصاری توتون و تنباکو به مدت پنج سال به شرکت انگلیسی تالبوت بود. عوارض ناشی از این قرارداد موجب قیام مردم شد که در تهران رهبری این حرکت ضد استعماری را میرزا حسن آشتیانی و شیخ فضلالله نوری به عهده گرفتند. شیخ فضلالله نوری به عنوان نماینده رهبر نهضت تنباکو بخوبی به انجام وظیفه پرداخت و در پیروزی این نهضت نقش مهمی ایفا کرد.
2. مخالفت با انحراف جنبش مشروطه: روشنفکر نمایان غربزده و فراماسونهای وابسته به دربار، تحت نفوذ استعمار انگلیسی در صدد انحراف اهداف جنبش مشروطه از ایجاد عدالتخانه به ایجاد حکومتی مطابق نیات بیگانگان بر آمدند که شیخ متوجه وقوع انحرافات مهم در روند نهضت شد و از این تاریخ به بعد به افشای نیات شوم دشمنان پرداخت تا از انحراف نهضت جلوگیری به عمل آورد.
بنابراین شیخ از نخستین عالمانی بود که در آن دوران به نقشه شوم استعمار در جهت اسلامزدایی و نیز جایگزینی ملیگرایی به جای اسلامگرایی و ترویج بیبند و باری به نام آزادی و دموکراسی پی برد و لحظهای از مقابله با این جریان شوم بازنایستاد.
این حرکت اسلامخواهانه شیخ شهید از سوی دولت انگلیس و ایادی آن بیپاسخ نماند، چرا که آنان میدانستند در صورت موفقیت شیخ تمام نقشههای شوم آنان با شکست مواجه خواهد شد. بر این اساس، تلاش کردند او را مخالف آزادی و قانونمداری و طرفدار اصلاحات معرفی کنند. تا بدین وسیله افکار عمومی را علیه او بشورانند و پایگاه مهم اجتماعی او را از بین ببرند. علی رغم این که مطبوعات به اصطلاح اصلاح طلب آن روز و تربیونهای عمومی از رساندن سخنان او به مردم خودداری کردند، وی از طریق تحصن و بست نشستن در حرم عبدالعظیم حسنی و پخش اعلامیههایی با عنوان لایحه به روشنگری مردم میپرداخت.
شیخ شهید و قانون اساسی: به دنبال صدور فرمان مشروطیت و تشکیل مجلس شورا، شیخ فضلالله خواهان قانونی بود که بر پایه احکام اسلامی باشد؛ اما روشنفکران وابسته خواهان قانونی به سبک کشورهای غربی بودند. شیخ از راه روشنگری و نصیحت و خیرخواهی تلاش کرد از تصویب قوانین غیراسلامی جلوگیری شود، اما موفق نشد و مخالفان در عکسالعمل به این حرکت شیخ، به او ناجوانمردانه تهمت زدند که چون ریاستی پیدا نکرده، راه مخالفت در پیش گرفته تا از این راه به ریاست برسد.
شیخ شهید و حکومت مشروطه: مرحوم شیخ فضلالله نوری معتقد بود چون اکثر مردم مسلمان هستند، باید حکومت نیز مشروطه مشروعه باشد و قوانین آن منطبق با اسلام باشد، او میگفت: «والله من با مشروطه مخالفت ندارم، بلکه با اشخاص بیدین و گمراه و گمراهگر مخالفم...»
شیخ فضلالله و روشنفکران غربزده: پس از ایجاد مجلس قانون، به حذف روحانیون در سیاست و تعطیل کردن قوانین اسلامی پرداختند، کسانی چون مجدالاسلام کرمانی میگفتند... «دخالت روحانیون در مجلس سبب انحطاط آن است و حتی طولی نکشید که به صورت صریح گفتند ما مشروعه نمیخواهیم...» در مقابل این عده، شیخ فضلالله به همراه عده اندکی از علما مقاومت کردند و بر لزوم اضافه شدن قید مشروعه پافشاری کردند.