محمدمهدی غفاری
کریستوفر هیل، معاون وزیر خارجه و رئیس هیات مذاکرهکننده هستهای آمریکا با هدف دیدار و گفتگو با مقامات چینی در خصوص پیگیری مذاکرات ششجانبه و حل مساله هستهای کرهشمالی وارد پکن شد. صرفنظر از آن که هیل در گفتگو با همتای چینی خود و دیگر مقامهای چین در خصوص بحران هستهای کرهشمالی چه طرح و دیدگاه جدیدی ارائه خواهد داد؛ باید دید مقامهای آمریکایی در سفر به چین و محور قرار دادن مسائل هستهای کره شمالی به دنبال کاهش بحران هستند یا با کارشکنی و گره انداختن در مذاکرات، درصدد افزایش بحران و تنش میباشند.
بیاییم بپذیریم که وجود سلاح هستهای در کرهشمالی ـ در حالی که خود پیونگ یانگ اذعان به داشتن چنین سلاحی کرده است ـ برگ برندهای است در دست کره شمالی؛ به همین دلیل، کره شمالی پیشنهاد دریافت کمک در ازای خلع سلاح را که در آخرین دور مذاکرات در ژوئن 2004 میلادی که از سوی آمریکا مطرح شد، رد کرد. زیرا طبق آن پیشنهاد، آمریکا از پیونگ یانگ میخواست پیش از دریافت هرگونه کمک از جمله در زمینه انرژی، صادقانه به توقف تمامی برنامههای هستهای خود متعهد شود. اما این در حالی بود که پیونگ یانگ از بیم از دست دادن برگ برنده خود و در نتیجه حمله نظامی (احتمالی) آمریکا، خواستار اجرای رویکردی گام به گام برای کنار گذاشتن برنامه هستهای خود بود.
اکنون روشن است که هدف اصلی آقای کریستوفر هیل از سفر به چین تلاش برای برون رفت از بحرانی است که خود آمریکا در به وجود آوردنش سهم بسزایی دارد. همین آقای هیل در اولین مرحله از پنجمین دور مذاکرات ششجانبه پکن با طرح این موضوع که کرهشمالی ناقض حقوق بشر است و به سیاست پولشویی روی آورده و به خواست افکار عمومی در داخل بیتوجه است و اساسا وقعی به خواستههای کشورهای منطقه و جهان نمینهد. عملاً مباحث مربوط به مذاکرات ششجانبه هستهای را با طرح موضوعات فرعی به انحراف کشیده است.
نماینده کرهشمالی نیز در همان دور از مذاکرات اعلام کرد. نماینده آمریکا با طرح موضوعات فرعی قصد دارد سیاستهای خصمانه خود را دنبال کند. بنابراین تا زمانی که آمریکا اصرار به استمرار سیاستهای خصمانه و یکجانبهگرایانه خود داشته باشد، پیونگ یانگ حفظ وضع موجود و ادامه فعالیتهای هستهای را حق خود میداند روشن است که هدف کرهشمالی در این آوردگاه هستهای دادن و گرفن امتیاز برابر است. تاکنون نه آمریکا و نه کرهشمالی در این عرصه در شرایط برد ـ برد و باخت ـ باخت، قرار نگرفتهاند.
تحلیلگران سیاسی، سفر مقامهای آمریکا ـ در سالهای اخیر ـ به چین، کرهجنوبی، ژاپن و روسیه را واکنشی دال بر اشتیاق واشنگتن برای پایان دادن به هرج و مرج هستهای که در جای خود مشکل امنیتی آمریکا در حوزه آسیا- پاسیفیک تلقی میشود، میدانند در واقع همین چشمانداز در شبهجزیره کره باعث شد، هیچ یک از مقامهای آمریکا جرات گمانهزنی درخصوص بازگشت کرهشمالی به مذاکرات را نداشته باشند. اما حضور کریستوفر هیل، رئیس هیات مذاکرهکننده ششجانبه آمریکا در پکن به معنای آن است که آمریکا از چین میخواهد برای متقاعد کردن کرهشمالی، پیونگ یانگ را به مذاکره فراخوانده؛
موضوعی که هیل نیز در دیدار خود با مقامهای چینی در پکن روی آن تاکید کرده است. گفتنی است، سابقه روابط سیاسی و ایدئولوژیک چین و کرهشمالی به سال1950 میلادی برمیگردد از 1950 تا 1953 جنگ کره، آمریکا و متحدانش از کرهجنوبی و مشخصاً نظام سرمایهداری حمایت کردند. متقابلاً چین و شوروی سابق از روند چپ و پیونگ یانگ حمایت میکردند. به هر حال از 1953 تاکنون دولت چین با وجود رخدادهای سیاسی، تحولات منطقهای و بینالمللی بویژه فروپاشی شوروی هنوز از دولت کرهشمالی به عنوان یک متحد سیاسی و تاریخی حمایت میکند. به یاد داشته باشیم که چین بعد از فاصله گرفتن از نگاه ایدئولوژیک در سالهای بعد از 1979 و اجرای تئوریهای اقتصادی دنگ شیائوپینگ، منافع محور شده است.
بدان معنا که چین، آمریکا را در سراشیبی سقوط نمیبیند ولی در عین حال تمام مواضع سیاسی این کشور ار نیز قبول ندارد. نکته مهمتر این که چین منافعی برای خود در شمال و شرق آسیا متصور است و در نبرد لفظی با آمریکا بر سر مساله تایوان، کرهشمالی اهرم بسیار مناسبی در دست چین است تا از این طریق بتواند امتیاز دلخواه را از آمریکا بگیرد. اظهارات روز چهارم سپتامبر چین گانگ سخنگوی وزارت خارجه چین مبنیبر این که چین با تحریم کرهشمالی از سوی آمریکا مخالف است که همزمان با ورود هیل به چین مطرح شد. میتواند موید همین دیدگاه باشد. به تعبیر دیگر میتوان گفت که کرهشمالی وجهالمصالحه میان چین و آمریکا است.