تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۴۱۶۱۱

عباس پازوکی
Abaspazooki @ yahoo . com

"اصولگرا" ، "اصلاح‌طلب" ، "راست"، "چپ"، "اصلاح‌طلب اصولگرا"، "اصولگرای اصلاح‌طلب"، "نومحافظه‌کار" و... اینها تنها بخشی از عنوان‌هایی است که تشکل‌های سیاسی با آنان شناخته می‌شوند. اما آیا این خیلی مهم است که نام یک گروه سیاسی چه باشد؟
درست است که این اسامی در واقع منعکس‌کننده دیدگاه یک تشکل و جریان سیاسی درباره مسائل مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و... هست اما بعید به نظر می‌رسد در ایران امروز بتوان از طریق این اسامی تشخیص داد که حق با کیست؟ چرا که متأسفانه هنوز احزاب قوی و مدرن نداریم و حتی برخی از گروه‌های حاضر در عرصه قدرت نیز که از بازیگران اصلی دنیای سیاست هستند چنین تبلیغ می‌کنند که: "آی مردم دنبال سیاست نروید که خیلی بد است".
اما واقعیت چیز دیگری است. در عالم واقعیت گاهی مشاهده می‌کنیم کسانی که اینچنین مردم را از نزدیک شدن به سیاست می‌ترسانند و در مورد احزاب چنان بدگویی می‌کنند که گویی یک دستاورد منحوس و فاسد بشری است، به گونه‌ای دیگر رفتار می‌کنند.
آنان در محافل خود به این نتیجه رسیده‌اند که اگر دست به تشکیل حزبی رسمی بزنند خیلی زود دستشان برای مردم رو می‌شود و باید پاسخگوی سوالات آنان باشند. آنان خوب می‌دانند اگر حزب تشکیل بدهند پس از یک دوره حضور در قدرت باید پاسخگوی ناکامی خود باشند و به شدت از جانب مردم مجازات می‌شوند. آنان خوب می‌دانند که اگر حزب تشکیل دهند راهی برای فرافکنی و فرار از مشکلات ندارند. لذا تصمیم گرفته‌اند هر بار با یک تابلوی جدید وارد عرصه انتخابات شوند. اگر منتخبشان موفق نبودند خیلی راحت به آن تابلو می‌تازند و خودشان را در پس تابلویی دیگر پنهان می‌کنند. این گونه است که دوباره می‌توانند به عنوان یک مدعی جدی وارد عرصه رقابت‌های انتخاباتی شوند و خود را در معرض قضاوت مردم قرار دهند، بدون اینکه پاسخگوی اشتباهات و ناکامی‌های خود باشند. مردم نیز به تصور اینکه باید برای ایجاد تحول به گروهی جدید رأی دهند بدون شناخت از پشت پرده این تابلوها به یک تابلوی جدید رأی می‌دهند.
شاید اگر مردم بدانند گرداندگان پشت پرده این تابلوها، گروهی معدود هستند که همواره از پاسخگویی به ملت پرهیز داشته‌اند خیلی از مشکلات حل می‌شود. اگر مردم بدانند همین کسانی که در رسانه‌ها علیه احزاب با هویت و شناسنامه‌دار فریاد می‌زنند خودشان حزبی پنهان، ثروتمند و قدرتمند تشکیل داده‌اند و مشغول بازی با مطالبات و خواسته‌های مردم هستند، تصمیمی دیگر می‌گیرند.
اگر مردم بدانند برخی از مدعیان مقابله با مافیاهای گوناگون و خلق‌الساعه، خودشان عامل اصلی و پشت پرده بسیاری از بی‌عدالتی‌های سیاسی و اقتصادی هستند، تصمیمی دیگر می‌گیرند. اگر مردم بدانند آنها که از حزب بدشان می‌آید در واقع از متشکل شدن ملت برای دفاع منسجم از حقوقشان می‌ترسند، تصمیمی دیگر اتخاذ می‌کنند. اگر مردم بدانند حزب یعنی پاسخگویی، یعنی ابزار عدالت، یعنی افزایش قدرت ملت، یعنی افزایش کفه ترازوی ملت در مقابل دولت، یعنی تربیت نیروهای زبده و کارآمد، یعنی تدوین برنامه و اداره کشور با برنامه از پیش تدوین شده، یعنی خط پایان بر اداره کشور با آزمون و خطا، یعنی انسجام ملت برای امر به معروف و نهی از منکر و... تصمیمی دیگر می‌گیرند.
اما چگونه باید این واقعیت‌ها را به مردم گفت؟ چگونه باید به آنان گفت در کشور ثروتمند زندگی می‌کنند و اگر بخواهند و اراده کنند می‌توانند زندگی شایسته و برازنده‌ای داشته باشند؟ چگونه می‌توان دست مافیاهای ثروت و قدرت را رو کرد؟ چگونه می‌توان جلوی عدالت واقعی را برقرار کرد؟ چگونه می‌توان ناگفته‌های بسیار این سرزمین را به مردم گفت؟ چگونه می‌توان دست ریاکارانی را که پشت خانه‌های ساده، کاخ‌های مجلل برپا کرده‌اند رو کرد؟ چگونه می‌توان دست کسانی را رو کرد که وقتی برخی افراد سخن از عدالت می‌گویند، بوی کباب دهانشان با فاصله زیاد کودکان محروم این سرزمین را بهوش می‌کند؟ چگونه باید گفت کسانی که به موهای بلند و چشمان آبی یک مدیر ایراد می‌گیرند و سعی می‌کنند از هر موضوعی، سوژه‌ای تلخ برای مردم بسازند در واقع از کارآمدی و توانمندی می‌هراسند؟ چگونه می‌توان به مردم گفت، خیلی از کسانی را که سعی دارند نزد شما بد جلوه دهند شریف‌ترین آدم‌های هستند که تمام هست و نیست و زندگی خود را فدای دفاع از حقوق شما کرده‌اند؟ چگونه باید حق را گفت، عدالت را اجرا کرد و مردم را با حقوقشان آشنا کرد؟
این سوالی است که باید کسانی که مایلند به کشور و ملت خدمت کنند اما امکانش را ندارند و دنبال راه چاره می‌گردند برای آن پاسخی بیابند.
در واقع مشکل امروز گروه‌های سیاسی با هویت و شناسنامه‌دار ایران امروز این است که باید به دو سوال پاسخ دهند: "چه باید گفت؟" و "چه باید کرد تا مردم بدانند؟". البته این مشکل فقط مختص به اصلاح‌طلبان نیست. حتی اصولگرایان اصلاح‌طلبی که اخیراً راه خود را جدا کرده‌اند و تصمیم دارند با هویتی مستقل وارد عرصه سیاسی شوند با این پرسش جدی مواجه شده‌اند؟ آنان نیز می‌خواهند حرف‌هایشان را به مردم بزنند، اما چگونه؟
آیا باید بد جلوه دادن احزاب چنین امکانی وجود دارد؟