علی دارابی
رسانه ملی امروز در نبرد رسانهای در خط مقدم قرار دارد. هجوم ماهوارهها و بسیج امپراطوری رسانهای در اختیار استکبار، ایمان و اعتقادات جامعه بویژه جوانان را نشانه رفتهاند. به گونهای که هماکنون 1600 شبکه ماهوارهای در کشور قابل رویت است که از این تعداد بیش از 50 شبکه به زبان فارسی و با تمرکز "قومیتهای ایرانی" علیه وحدت ملی کشور برنامه پخش میکنند.
در چنین عرصهای رسانه ملی هم باید به مقابله با تهاجم فرهنگی یا به تعبیر اخیر رهبر فرزانه انقلاب اسلامی "شبیخون فرهنگی" بپردازد و از دیگر سو به پاسداشت ارزشها، گسترش اخلاق و معنویت، حفظ استقلال و بیطرفی رسانه، عمل به راهبرد چندصدایی، آموزش فرهنگ و معارف عمومی، اطلاعرسانی و تبیین خدمات خدمتگزاران همت گمارد. افزون بر این با تهیه سریالها، فیلمها و برنامههای مفید و آموزنده مخاطبان را به پای جعبه جادو بنشاند. بیشک کار در رسانه از خطیرترین کارها و مسئولیتها است.
امروز سخن از رسانه ملی یعنی 106 شبکه داخلی، خارجی است که به بیش از 30 زبان زنده دنیا برنامه تولید و پخش میکند و باید ذائقه، سلیقه و گرایشات مخاطبان میلیونی را در نظر بگیرد. ظرفیت صنعت سینمای کشور در عرصه فیلمسازی حداکثر 70 فیلم در سال میباشد که از این میزان کمتر از 10 فیلم، آن هم با اعمال ممیزی لازم از رسانه ملی قابل پخش است. در حالیکه شبکههای مختلف صدا و سیما سالیانه به بیش از 700 فیلم سینمایی نیاز دارند که اکثرا به ناچار باید از خارج از کشور تامین گردد که بیتردید بخشهای زیادی از آن با فرهنگ، ذائقه و تفکر مردم کشورمان تطابق ندارد و کار را برای مدیران رسانه ملی بس دشوارتر مینماید.
امروزه رادیو و تلویزیون بیش از گذشته به درون خانوادهها نفوذ و گسترش یافته است. رسانه امروز نه تنها بر رفتار و گفتار تاثیر عمیق میگذارد بلکه نوع پوشش، خوردن و آشامیدن و نحوه نگرش به زندگی را نیز بشدت متاثر ساخته است.
1- نقدهای مشفقانه: طبیعی است که رسانه حامیان و منتقدانی داشته باشد که مخاطب این یادداشت منتقدان هستند. در میان منتقدان رسانه ملی آن بخش از نقدها که منصفانه، مشفقانه، دلسوزانه و از سر خیرخواهی است بیشک همواره با اقبال دستاندرکاران رسانه روبهرو است و این قبیل نقدها تاثیرات خود را در اصلاح امور نشان دادهاند. اما برخی نقدها از این موضع و رویکرد نیست که در یک دستهبندی کلی به موارد زیر تقسیم میشوند:
2- نقدهای صرفا سیاسی: برخی نقدها صرفاً سیاسی است و با هدف سهمخواهی به نفع جریان سیاسی خاصی است. در این لایه پارهای جریانات سیاسی هدف خود را تخریب و تضعیف رسانه قرار دادهاند تا اصل رویکرد و جهتگیری درست فعالیت رسانه را زیر سوال برند. تا جایی که دبیرکل یکی از احزاب حتی پخش مراسم عبادی نماز جماعت از رسانه که مورد اقبال مردم و تمجید مراجع عظام قرار گرفته است را مورد نقد قرار میدهد.
3- نقدهای سلیقهای: برخی نقدها از اختلاف سلیقه ناشی میشود. برخی مایلند که از شبکههای صدا و سیما فقط و فقط موسیقی، آواز و یا فیلم سینمایی پخش شود برخی با ایراد به این رویکرد معتقدند باید حجم برنامههای سخنرانی، مدیحهسرایی، به چند برابر کنونی افزایش یابد. درحالی که رسانه ملی هر دو نگاه را "افراط و تفریط" میداند و فراتر از نگرش سلیقهای به منافع عمومی و مصلحت جامعه همت میگمارد. اخیراً برخی نقدها از این دو گروه را در بعضی سایتها و نشریات میبینیم.
4- نقدهایی از سر کماطلاعی: با حفظ احترام همه منتقدان اما باید گفت برخی نقدها از سر کماطلاعی است این، بیاطلاعی حتی برخی نخبگان را نیز دربر میگیرد. یکی از اساتید حوزه و دانشگاه از برنامه شبکه مهاجر انتقاد و آن را به حساب رسانه ملی گذاشته بود. یکی از مسئولان در جلسهای رسمی به ذکر برخی اشکالات ناوارده به رسانه پرداخت و صریحاً اعلام کرد که موارد مطروحه را خود مشاهده نکرده و از زبان دیگران میگوید.
5- نقدهایی که منشا آن حسادت و تسویه حساب است: برخی نقدها که این روزها در بعضی سایتهایی قارچگونه مشاهده میشود از این دست است. برخی مدعیان که فقط خود را میبینند و خواهان موفقیت و سربلندی سربازان امام و رهبری و فرزندان غیور و متعهد ملت نیستند. با شایعهپراکنی، دروغگویی، برچسبهای ناچسب، اتهامها، انگهایی را متوجه مدیریت، مدیران و دستاندرکاران رسانه ملی کرده و دستاوردها را زیر سوال میبرند. این دسته قادر به موفقیت و درخشش پاسداران سنگر فرهنگی نیستند و هر روز به بهانههای واهی سیاستها، برنامهها را به باد انتقاد میگیرند.
برخی از این اشخاص یا جریانات خود را پشت افراد یا مقامات موجه مخفی کردهاند و بعضا به نام حمایت از آنها یا قوهای به تخریب و تضعیف رسانه ملی میپردازند. که به نظر میرسد افکار عمومی این افراد، رفتارها و مطالبات آنها را خوب می شناسند و اعتنایی به آنان ندارند.
6- نقدهایی که برای فرار از پاسخگویی است: واقعیت آن است که برخی نهادها، دستگاهها، واحدها و بخشهایی که متکفل مسئولیت و کاری برحسب وظیفه قانونی هستند تلاش میکنند که به جای پاسخگویی و برای سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی، نواقص اشکالات کارهای خود انگشت اتهام را متوجه رسانه ملی نمایند. این لایه از منتقدان به دلیل در اختیار داشتن امکانات، ابزار، قدرت و بعضاً رسانههای مختلف در اختیار به صورت سازمان یافتهتر به نقد علیه صدا و سیما میپردازند.
همانگونه که در مطلع یادداشت اشاره گردید هدف اساسی مدیران رسانه ملی دریافت بازخورد افکار عمومی از اقدامات و برنامهها و اصلاح امور میباشد. وجود بخشهای متعدد در سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی برای دریافت دیدگاهها و نظرها، انجام نظرسنجیها، برپایی نشستهای تخصص با نخبگان، احزاب سیاسی، اصحاب رسانه، هنرمندان و نویسندگان و ... گویا شرح صدر و پذیرش انتقاد است. به گونهای که در طول دوران مدیریت مهندس ضرغامی در رسانه ملی یک مورد شکایت از هیچ روزنامه، نشریه یا سایتی صورت نگرفته است و این مهم خود گویای اهمیت اطلاعرسانی و ارتباط دو سویه میان مخاطب و رسانه است.
اما آنچه که مذموم و نکوهیده است نقدهای ناوارد که با هدف سهمخواهی، سیاسیکاری، بیاطلاعی، سلیقهای، حسادت و تسویه حساب و یا فرار از پاسخگویی است وگرنه امر به معروف و نهی از منکر فریضهای دینی و پرسشگری مسئولانه و پاسخگویی متعهدانه نشانهای از مدیریت کارآمد در عصر امروز است. این همان جهت و رویکردی است که امروز در رسانه ملی دنبال میشود.