کریم ارغندهپور
در انتخابات اخیر وضعیت همواره اینگونه مرسوم بوده که جناح پیروز در انتخابات ریاست جمهوری تا چند انتخابات پس از آن میتوانست اقبال عمومی را به دست بیاورد و این مسئله به گفتمان غالب جامعه برمیگردد، انتخابات اخیر نیز نشان محبوبیت مدعیان حامی دولت در سطح ملی تا چه حد است. تلقی حامیان دولت پیش از انتخابات این بود که نیازی به ائتلاف ندارند؛ بنابراین با گروههای همسوی خود ائتلاف نکردند و حتی برخی جاها شنیده شد که معتقد بودند 30 میلیون رای خواهند داشت. اما دیدیم که فقط 60 درصد از مردم شرکت کردند و جمع آرا به 30 میلیون نرسید؛ بنابراین یکی از مهمترین ملاکهای پیروزی یا شکست در این انتخابات وضعیت این جناح بود.
جناح راست سنتی در این انتخابات توانست موقعیت خود را ارتقاء دهد که نکته مهمی است. در بین گروههای دیگر مانند اصلاحطلبان نیز پیروزی سرآغاز یک حرکت مهم بود که در آن هم ائتلاف و همگرایی گروهها وجود داشت و هم میتوان آیندهای بهتر را انتظار داشت. همچنین ارتقای خوبی که اصلاحطلبان در مقایسه با سه انتخابات گذشته پیدا کردند از جمله در شهرهایی ـ که جناح راست پایگاه نسبتا خوبی داشت ـ مانند استان مازندران به ویژه در ساری و نور توانستیم در شوراها اکثریت را به دست آوریم، این شروع خوب و امیدوارکنندهای است. به نظر من تحزب در این انتخابات گامی به جلو برداشت و هر کدام از احراب تقریبا همه لیستهایشان مورد توجه عموم قرار گرفت و نفرات اول تا پنجم لیستها در تهران یا اکثریت شهرهای بزرگ افرادی بودند که توسط مجموعه احزاب و ائتلافها معرفی شدند.
وی همچنین درباره نتایج آرای انتخابات با توجه به اطلاعات خود گفت: نتایج آرا نشان داد که مشارکت مردمی در تهران 5/3 برابر شد و رای آقای چمران نیز همان 5/3 برابر افزایش پیدا کرد. اما رای اصلاحطلبان چندین برابر افزوده شد، مثلا رای خانم ابتکار در این انتخابات به آقای تاجزاده که رای اول انتخابات گذشته را داشت 5 برابر شده است.
بنابراین با افزایش مشارکت رای اصلاحطلبان بیشتر شده است که این هم یک امیدواری محسوب میشود. حامیان دولت برای هشت سال خود برنامهریزی کرده بودند، اما نوعی نگرانی را برای آنها ایجاد کرد که انتخابات ریاست جمهوری یک استثناء خواهد بود و رقابت با رئیسجمهور فعلی یک رقابت کاملا جدی است. استراتژی جبهه مشارکت همچنان سیاستورزی در چارچوب اصلاحطلبی است و تنها راهبردی که میتواند در شرایط فعلی موثر باشد، همین راهبرد است. در انتخابات شوراها نیز سیاست حزب، تلاش برای یکپارچگی مجموعه اصلاحطلبان بود.
این ائتلاف یک سیاست موضعی محسوب نمیشود، بلکه یک راهبرد طولانی مدت است و ائتلاف برای جبهه مشارکت هم استراتژی است و هم تاکتیک. اگر ائتلاف را بپذیریم به این معناست که هدف اصلاحطلبی مهمتر از همه چیزی است. اگر بخواهیم نگاه جزیینگر داشته باشیم ممکن است به نظر برسد منافع ما تامین نشده اما با نگاه کلی اینگونه نیست و در عین حال باید بدانیم که این اولین تجربه ما از ائتلاف بود و باید تحمل و مدارای بیشتری داشته باشیم؛ چرا که در غیر این صورت ائتلاف کلمه تزئینی خواهد بود.
به نظر من آقای خاتمی به عنوان یک شخصیت بیبدیل در کشور ـ که کارکرد ایشان در مرتبه سیاست کشور و ارتقای آن بسیار مهم است ـ مهمترین کاری که میتوانند انجام دهند، این است که محور تفاهم باشند. البته دیدیم که ایشان پس از واگذاری مسوولیت خود عافیتطلبی نکردند و همچنان این محوریت را برعهده داشتند. دیدیم که ائتلاف اصلاحطلبان را بدون داشتن رسانه توانست پیروزی قابل توجهی را کسب کند. این نشان میدهد ارتباط مردم با احزاب کاملا قطع نیست.
به هیچ وجه خطکشی بین اصلاحطلبان و برخی اصولگرایان وجود ندارد. ائتلاف محدود به انتخابات نیست و موضوعات مهم دیگری نیز وجود دارد از جمله مشکلات اقتصادی که برخی گروههای اصولگرای منتقد با اصلاحطلبان همفکر بودند؛ بنابراین هیچ خطکشی بین اصلاحطلبان و برخی از اصولگرایان در این زمینهها وجود ندارد.