* وجه اول
همانطور که گفته شد جنبش دانشجویی در وجه حامل اهداف تاریخی باید واجد امکانات و خصوصیاتی جهت حرکت به سمت اهداف خود باشد.
1- شکاف و دوگانگی حاصل از مطالبات جنبش دانشجویی شامل آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و عدالت اجتماعی را میتوان حول شکاف و دوگانگی بین دموکراسی و اقتدارگرایی دستهبندی کرد. این شکاف مهمترین شکافی است که طی چند ده سال اخیر توسط روشنفکران و نظریهپردازان تبیین شده است. اما کمتر تلاش عملیای جهت تعمیق آن به سود دموکراسی صورت گرفته است.
2- گفتمان جنبش دانشجویی ایران بر آن است که از طریق تقویت عرصه عمومی جامعه مدنی به سمت تحقق اهداف تاریخی جنبش دانشجویی حرکت کند. استراتژی «دیدهبانی جامعه مدنی» و «صلح در جهان و دموکراسی در ایران» در گفتمان تقویت عرصه عمومی شکل میگیرد. شیوه عمل در چارچوب این گفتمان، مبارزه مسالمتآمیز مدنی است. در این نوع مبارزه کاربرد خشونت تقبیح میشود و راه رسیدن به هدف از طریق راهکارهایی نظیر تشکیل گروههای فشار غیر رسمی، عدم همکاری با جریانهای مقاوم در برابر تغییر، افشاگری، انتشار بیانیهها و نامههای سرگشاده و تشکیل تشکلها و NGOها با هدف تعمیق آگاهی دنبال میشود.
3- کنشگران دانشجویی مومن به آزادی، دموکراسی، حقوقبشر و عدالتاجتماعی حاملان جنبش دانشجویی هستند. این حاملان تعلق به لایهها و گروههای غیرهمگن دارند. خاستگاه اجتماعی دانشجویان از پائینترین لایههای اجتماعی تا بالاترین آن را دربر میگیرد. پراکنش پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی دانشجویان آنها را در برابر نیازها و مطالبات قشرهای متفاوت مردم قرار داده است. جامعه انتظار دارد که مطالبات خویش را با زبانی گویا از زبان دانشجویان بشنود. از این رو دانشجویان همواره با انتقال آگاهی به خاستگاههای اجتماعی خویش، متقابلاً مطالبات آنان را از حاکمیت طرح میکنند.
4- سازمان جنبش دانشجویی ایران همچنان «دفتر تحکیم وحدت» و انجمنهای اسلامی عضو آن هستند. هر چند تلاشهای بسیاری در جهت ایجاد مانع در مسیر تحکیم و انجمنهایش صورت گرفته است، اما رویدادهای اخیر در دانشگاههای صنعتی شریف، شهیدرجایی، سهند تبریز و تهران حاکی از آن است که انجمنهای اسلامی عضو دفتر تحکیم وحدت کماکان محل رجوع دانشجویان جهت پیگیری مطالبات آنها است. در این میان باید به این نکته نیز اشاره کرد که هر از چند گاهی تلاشهایی از سوی برخی فعالان مستقل دانشجویی در جهت ایجاد سازمانی دیگر برای جنبش صورت میگیرد که به دلیل بسته بودن فضای سیاسی دانشگاهها با شکست مواجه میشود.
5- جنبش دانشجویی ایران توجه دارد که در برابر خواست تغییر روابط بین مردم و دولت و به تبع آن تفوق دموکراسی بر اقتدارگرایی، مقاومتهایی وجود دارد. تجربه جنبش دانشجویی در مواجهه با این مقاومتها از بالا، نشان میدهد که این جنبش توانسته است ضمن بقا به اهداف خویش نیز نزدیکتر شود.
جنبش دانشجویی در برههای از زمان با رادیکال کردن مطالبات اصلاحی از طریق مطرح کردن تز «عبور از خاتمی» و استراتژی «دوری از قدرت» سعی در وادار کردن اصلاحطلبان دولتمرد وقت به برداشتن گامهای محکمتری جهت اهداف اصلاحات داشت. در دوران کنونی نیز جنبش دانشجویی با اتخاذ استراتژی دیدهبانی جامعه مدنی و در کنار آن مطرح کردن استراتژی مقتضی «صلح در جهان و دموکراسی در ایران» در تلاش است که حکومت مردان ایرانی را وادار به تمکین به آزادی، دموکراسی، حقوق بشر، عدالت اجتماعی و منافع ملی کند.
* وجه دوم
نگاه به زندگی بهتر، جنبش دانشجویی را به مثابه جنبشی مدرن مطرح میکند. سبک زندگی دانشجویی مطالبه خاص خود را میطلبد که ناشی از حضور مستمر در نهاد مدرن دانشگاه است. به عبارت دیگر جنبش دانشجویی در درون نهاد مدرنی به نام دانشگاه عمل میکند که پذیرای قشرهای متفاوتی از جوانان با ویژگیهای شخصیتی، فرهنگی و دینی متعلق به خاستگاههای متفاوت اجتماعی است. سرعت فزاینده گسترش آگاهی همراه با تغییر و تحولات جهان مدرن این جوانان را با چالشهای اساس در قبال هویتشان مواجه ساخته است.
از اینرو آنان در کنار تحصیل علم و دانش به طور مداوم در پی بازاندیشی در هویت فردی و جمعی خویش هستند. دانشجویان از خلال بازاندیشی در هویت خویش با مطالبات دیگری غیر از آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و عدالت اجتماعی مواجه میشوند که عموماً تلاش برای ارتقای سطح زندگی روزمره آنان را در بر میگیرد. در این وضعیت، جنبش دانشجویی بیانگر علایق و نگرانیهای خود در ارتباط با ماهیت دانشگاه، همراه با اعتراض نسبت به وضعیت اخلاقی حاکم بر جو عمومی محل وقوع جنبش است.
از اینرو نسبت به ساختارهای بوروکراتیک همهجایی، بدگمان شده و تلاش میکند از طریق عمل در جامعه مدنی، افکار عمومی را نسبت به خواست خود متحول سازد. ایجاد و گسترش فضاهای دموکراتیک جهت گفتوگو، توجه به کیفیت زندگی صنف دانشجو، اعتراض به قوانین تبعیضآمیز میان دختران و پسران، اعتراض به برخوردهای حذفی با فعالان دانشجویی، اعتراض به پائین بودن سطح کیفی زندگی روزمره، اعتراض به پائین بودن کیفیت آموزشی در دانشگاهها، اعتراض به قوانین دستو پاگیر آموزشی و محدودیتهای بوروکراتیک و اعتراض به نبود آزادیهای مدنی در داخل و خارج دانشگاه از مصادیق مطالبات دانشجویی در وجه دوم است.
مطابق با این وجه در مواجهه جنبش دانشجویی با «نگاه به زندگی بهتر»، محدودیتهای سازمانی رنگ میبازد و عموم دانشجویان خود را با مسئله جنبش درگیر مییابند و در نتیجه به آن میپیوندند. به طور کلی اعتراضات صنفی دانشجویان را میتوان در زمره این وجه از جنبش دانشجویی تحلیل کرد.
* حاصل و نتیجه این دو وجه
در تحلیل جنبش دانشجویی ایران باید هر دو وجه پیش گفته را توامان مورد بحث و تحلیل قرار داد. توجه توامان به مطالبات تاریخی و آنچه در حیطه مطالبه زندگی بهتر قرار میگیرد ویژگی شاخص جنبش دانشجویی ایران است. در نگاه ترکیبی، جنبش دانشجویی در جایگاه یکی از اجزای عرصه عمومی با ترکیب مطالبات صنفی و سیاسی، شکل نوینی از روابط دموکراتیک را در تمامی وجوه زندگی و فعالیتهای دانشجویی رقم میزند.
در این نگاه شاهد استثمار جنبش دانشجویی توسط احزاب و دولت نخواهیم بود، چرا که جنبش در کنار نگاه به زندگی بهتر فقط برای تسهیل در پیگیری مطالبات تاریخی خود در پی برقراری ارتباط متوازن با احزاب و گروههای سیاسی خارج از دانشگاه بر میآید. این ارتباط نه در عرصه نابرابر قدرت و سیاست که در عرصه شکل میگیرد. در نگاه ترکیبی به هیچ وجه مطالبات صنفی و نگاه به زندگی بهتر مغفول نمیماند.
چرا که تلاش برای ارتقای کیفیت زندگی دانشجویی به صورت فزایندهای جایگاه خویش را در جنبش باز مییابد. همچنین مطرح شدن همزمان وجه اول و دوم جنبش در عرصه عمومی، زمینه را برای برقراری ارتباط دیالکتیکی بین آنها فراهم میسازد. به عنوان مثال تلاش برای تحقق دموکراسی در بستر عرصه عمومی فضا را در جهت ارتقای کیفیت آموزشی فراهم میکند. همانطور که مطرحشدن نارساییهای صنفی و رفاهی زمینه بسیج دانشجویان را با گرایشهای سیاسی گوناگون جهت پاسخگو کردن مسئولان در قبال مسئولیتشان فراهم میکند.
با نگاه ترکیبی جنبش دانشجویی در جایگاه یکی از ارکان جامعه مدنی، نهاد قدرت را نقد و اقتدار آن را به چالش میکشد. طرح مطالبات فزاینده و متنوع دانشجویان در این مدل، جنبش دانشجویی را از پشتوانه لازم جهت کنش سیاسی برخوردار میکند. فعالیت دانشجویی در زمینههای صنفی و اجتماعی با نگاه به زندگی بهتر به ارتقای امر سیاسی نزد آن دسته از دانشجویانی که در وهله نخست نسبت به مطالبات سیاسی جنبش اهتمامی نمیورزند میانجامد.
در جامعهای که حاکمان با دستاندازی در تمام وجوه زندگی مردم سعی در شکلدهی به آرا، افکار و اخلاقیات آنان دارند، طبیعی است که طرح موضوعات اجتماعی و صنفی توسط دانشجویان ناگزیر انان را به انتقاد از حوزه سیاسی و قدرت وا میدارد. در اینجا است که نقادی جنبش دانشجویی از هر چیز، نه برای نقد و نه نقدی آکادمیک در حیطه آنچه که در آموزشهای رسمی میآموزد، بلکه صورت نقد برای فراتر رفتن از مرحله اجتماعی خاصی به سوی مرحلهای تکامل یافتهتر که همان نیل نهایی به جامعهای آزاد و دموکراتیک است را به خود میگیرد.
همچنین جنبش دانشجویی با پرداختن به مطالبات مربوط به ارتقای سطح زندگی روزمره دانشجویان خواهان پاسخگویی حاکمان در برابر حجم عظیمی از مطالبات که در ظاهر ربطی به امر سیاسی ندارد، میشود و از این طریق ضمن روشنگری و آگاهسازی به سازماندهی دانشجویان میپردازد. کسب اعتماد و همراهی دانشجویان باید با کاهش فزاینده بوروکراسی حاکم بر جنبش همراه باشد تا زمینه مشارکت افراد بیشتری جهت حرکت به سمت اهداف فراهم شود.
پس نهادهای سازمان دهنده جنبش باید قدری از فضای تشکیلاتی خود فاصله گرفته و امکانات خود را در اختیار عموم فعالان دانشجویی با مطالبات تاریخی و غیرتاریخی مربوط به نگاه به زندگی بهتر قرار دهند. نگارنده معتقد است که برخی جامعهشناسان سیاسی در ایران که ردای دانشگاهی را نیز بر تن کردهاند با گرفتار کردن خود در قید و بندهای بقا در عرصه، از تحلیل واقعبینانه و همهجانبه جنبش دانشجویی بازماندهاند. در واقع جامعهشناس ایرانی با فقر فهم جنبش دانشجویی دست به گریبان است.
چه اگر اینگونه نبود میتوانست به ارائه تحلیلهای دقیق و جامعهشناختی از کنش دانشجویان در چند سال اخیر بپردازد نه اینکه با نگاهی جانبدارانه آنان را به «خروس بیمحل» تشبیه کند. نگارنده از جایگاه عضوی کنشگر در جریان دانشجویی معتقد است که تا تحقق کامل وجه تاریخی مطالبات جنبش دانشجویی، مطالبات دائمی جنبش یعنی آزادی، دموکراسی، حقوقبشر و عدالت اجتماعی در اولویت خواهد بود، که در کنار آن مطالبات موسمی جنبش دانشجویی در چارچوب وجه «نگاه به زندگی بهتر» ظهور و دانشجویان را به کنش وا میدارد. برای تحلیل پدیده اجتماعی باید ابتدا آن را فهم کرد و سپس به تلاش برای تبیین و تحلیل آن پرداخت.