تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۴۱۶۷۹
مقدمه: پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات کنگره و سنای آمریکا با سیاست تجدیدنظر در الگوهای سیاسی حزب جمهوریخواه همراه شده است. تاکید دولت بوش بردکترین جنگ پیشدستانه در عرصه سیاست خارجی آمریکا، از چالشهای اصلی جمهوریخواهان در عرصه رقابت انتخاباتی بوده است. استعفای دونالد رامسفلد از وزارت دفاع آمریکا که اولین واکنش بوش به شرایط سیاسی جدید آمریکاست، نشان‌دهنده آغاز همان سیاست تجدیدنظرطلبی در چینش افراد با حفظ همان استراتژی است. دکتر محمدحسین شیخ‌الاسلامی کارشناس مسائل بین‌المللی در گفتگو با جام‌جم بر این باور است که در ساختار سیاسی آمریکا فراز و فرود سیاستمداران باعث عدم بهره‌گیری از تجربیات آنان نخواهد شد.

* استعفای دونالد رامسفلد پس از مشخص شدن پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات آمریکا را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** به نظر می‌رسد که جمهوریخواهان در دو طیف تندرو و میانه‌رو گروه‌بندی می‌شوند. طیف تندرو جمهوریخواهان یا نومحافظه‌کاران که مثلث بولتون، دیک چنی و رامسفلد را تشکیل می‌دهند، معمار سیاست‌های خارجی آمریکا بویژه در 4 سال اخیر در منطقه خاورمیانه و در صحنه بین‌المللی به شمار می‌روند طیف میانه‌رو حزب جمهوریخواه گروهی از سیاستمداران این حزب را تشکیل می‌دهند که به نسبت طیف تندروهای جمهوریخواه، متعادل‌تر هستند اما در مقایسه با سایر گروههای سیاسی موجود در آمریکا، دارای سیاست‌های افراطی می‌باشند.
استعفای دونالد رامسفلد، اولین عکس‌العمل جمهوری‌خواهان به نتایج انتخابات کنگره و سنا در آمریکا محسوب می‌شود. البته از گذشته هم پیش‌بینی می‌شد که ضعیف‌ترین حلقه این گروه دونالد رامسفلد باشد که دلیل آن هم اتفاقی بوده که در سالهای گذشته در عراق و افغانستان رخ داده است که متاثر از سیاست‌های جنگ‌طلبانه دولت بوش بوده است. به هر حال چنین شرایطی رامسفلد را در معرض مسئولیت‌های داخلی و بین‌المللی قرار داده که بر این اساس همان‌طور که تخمین زده می‌شد، دونالد رامسفلد اولین عضو مستعفی و جدا شده از کابینه بوش است.
*‌ با توجه به آثار سیاست‌های رامسفلد در عراق و افغانستان و کناره‌گیری وی از وزارت دفاع و شکایت وکلای دفاع از حقوق زندانیان گوانتانامو و ابوغریب، آیا آینده سیاسی رامسفلد مخدوش خواهد بود؟
** در عرصه سیاست داخلی آمریکا، حیات سیاسی سیاستمداران با اوج و فرود همراه است. بخشی از سیاستمداران آمریکا که به دلیل شرایط خاص و برخی مشکلات مجبور به ترک صحنه سیاست می‌شوند. هرگز کنار گذاشته نمی‌شوند که این موضوع در صحنه سیاسی بیشتر کشورها دیده نمی‌شود و تجزیه سیاستمداران مجرب در آمریکا فارغ از جنبه هنجاری آن، نادیده گرفته نمی‌شود.
در خصوص رامسفلد نیز باید گفت به دلیل حوادثی که در 2 زندان ابوغریب و گوانتانامو و سایر کشتارهای انجام شده است. مجموعه این شرایط، برای رامسفلد مسئولیت جدی ایجاد کرده است و به همین دلیل است که آمریکا به دیوان بین‌المللی کیفری ملحق نشده است. بنده این تحلیل که رامسفلد قربانی انتخابات شده است را به صورت کامل نمی‌پذیرم، هر چند که رامسفلد یک دوره پر دردسر را طی خواهد کرد. اما در آینده و در یک وضعیت ویژه مجددا تجربیاتش در سیاست خارجی آمریکا مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
* آیا می‌توان گفت کنار رفتن رامسفلد، نتیجه یک اجماع درون حزبی با هدف تلطیف فضا برای انتخابات آینده ریاست جمهوری آمریکا و جلب توجه افکار عمومی صورت گرفته است؟
**‌ بی‌تردید این‌گونه است؛ اما اجماع در بازیهای سیاسی در سیستم‌های پیشرفته برآیند اندیشه نیروهاست؛ یعنی زمانی که فلش نیروها با هم برخورد می‌کند که نتیجه آن اتفاقاتی است که مشاهده می‌کنیم.
نتیجه انتخابات آمریکا نشان داد که دوران تندروی در عرصه سیاست داخلی و خارجی آمریکا به سرآمده و طیف میانه‌رو در حال احیاء خواهد بود. بی‌شک در درون حزب جمهوریخواه این تفکر شکل گرفته که لازم است به افکار عمومی آمریکا نزدیک شد. پیام اصلی انتخابات آمریکا همان ناخشنودی مردم از تفکر افراطی‌گری است و بنابراین در چنین شرایطی، سردمداران تندروی از عرصه سیاست کنار می‌روند.