دکتر محمدمهدی مظاهری
در اوت 1964 واشنگتن وارد جنگ فاجعهبار و بیهودهای در آسیا شد که به بهای جان هزاران ویتنامی تمام شد. اگر چه یکی از عوامل مهمی که آمریکا را وادار به پذیرش شکست علمی در جنگ کرد قدرت تدافعی بالای مردم ویتنام بود، اما مخالفت افکار عمومی مردم آمریکا با جنگ یک عامل کلیدی محسوب میشود.
مورد اخیر شکاف درونی جامعه آمریکا را آشکار ساخت. ایالات متحده در آن زمان به بهانه تهدید سرایت کمونیسم در آسیای خاورمیانه و پیامدهای زنجیرهای آن، جنگ طولانی مدت بر علیه مردم ویتنام تدارک دید. ولی سرانجام یا افزایش تلفات انسانی و مخالفتهای علنی در سرتاسر دنیا تصمیم به عقبنشینی گرفت. 40 سال بعد، شبح ویتنام دوباره بر فراز ایالات متحده، به دلیل تندرویهای دولت بوش و یکجانبهگرایی وی در دنیا سنگینی میکند. در واقع دولت نئومحافظهکاران که با ایده فراموشی «سندروم ویتنام» و پیروزی و سریع در جنگ خلیج فارس بر سر کار آمده بود.
پس از چند سال حضور غیرمشروع در عراق در بحران عمیق فرو رفته است و ظاهرا تاریخ در حل تکرار است به طوری که با افزایش اعتراضها علیه سیاست جورج دبلیوبوش، وی مجبور شد که برای اولین بار شباهنگ جنگ ویتنام و عراق را قبول کند، چرا که بخش مهمی از روشفنکران جامعه آمریکا احساس میکنند که هیات حاکمه عقل را از دست داده و قدرت جهانی آمریکا تا حد افول کامل پیش میرود. مجموع عواملی که شبه جنگ ویتنام را در عراق برای دولتمردان آمریکا به وجود آورده است از این قرارند:
1ـ افشای اعمال شکنجه در زندانهای عراق (ابوغریب) و تجاوز غیرانسانی به زندانیان و فشارهای روحی و روانی برای گرفتن اعترافات، رسوایی دولتمردان جنگطلب کاخ سفید را فراهم ساخته است به طوری که برخی از فرماندهان نظامی آمریکایی مستقر در عراق با قبول واقعیتهای تلخ، خواستار مجازات عاملان این شکنجهها شدند. افشای اعمال شکنجه از سوی رسانههای جهان خشم افکار عمومی را برانگیخت و دولت بوش را در شرایط دشواری برای تدوام اشغالگری قرار داده است.
2ـ بوش پس از قدرتیابی در کاخ سفید ترویج دموکراسی در منطقه خاورمیانه را اولویت اصلی خویش در سیاست خارجی قرار داد، ولی پس از به قدرت رسیدن شیعیان اصولگرا در عراق مجبور شد که برای جلوگیری از اتحاد و همبستگی ایران و شیعیان عراق راه نزدیکی با سنیهای میانهرو و کردها را به عنوان راهبرد جایگزین در پیش گیرد.
مخالفت مرجع بزرگ شیعه عراق (آیتالله سیستانی) با تداوم اشغالگری و اهتمام دولت نورالمالکی در توسعه همه جانبه روابط با ایران و دیگر همسایگان خویش باعث شده است که شایعه کودتا علیه دولت جدید عراق از سوی رسانههای آمریکایی شنیده شود.
3ـ دولت بوش در آغاز جنگ علیه عراق با اذعان به ارتباط میان القاعده و رژیم بعث عراق، گشایش جنگ همه جانبه علیه تروریسم را خواستار شد. تهاجم گسترده نیروهای اشغالگر علیه عراق به بهانه مقابله با تروریسم نه تنها به ریشهکنی این مساله کمک نکرده بلکه افزایش ناامنیها و رشد گروههای تروریستی نه تنها امنیت عراق، بلکه امنیت کل منطقه را در خطر جدی قرار داده است.
4ـ مروری بر کشتار و انفجارهای عراق نشان میدهد که آمار تلفات نیروهای نظامی آمریکا و متحدان آن بشدت در حال افزایش است به طوری که آمار تلفات نظامیان آمریکا به بالاترین حد خویش 2449 زخمی و 2 هزار کشته رسیده است. گرچه این آمار دولتی واقعی نیست، ولی به هر صورت شباهتهای جنگ ویتنام و عراق را برای افکار عمومی مردم جهان ترسیم میکند. این در حالی است که قربانیان غیرنظامی عراق 10 الی 20 هزار کشته تخمین زده میشود و اما در ارتباط با هزینههای مالی نیز باید گفت که این رقم 50 تا 100 میلیارد برای سال 2007 تخمین زده شده است.
5ـ دولتمردان کاخ سفید با اصل قرار دادن ماموریت تاریخی خویش برای ترویج دموکراسی و ارزشهاا و اصول غربی، عراق را به عنوان مرکزی برای آزمون سیاستهای منطقهای و راهبرد جهانی خویش در نظر گرفتند. با این وجود عدم توانمندی در پیگیری سیاستهای قبلی و تضادهای آشکار بین سیاست اعلانی و اعمالی، طرحهای آمریکایی را در منطقه بر بار داده است.
با نگاه به دلایل فوق و نیز تشدید افکار ضد جنگ در سطح دنیا بویژه در داخل جامعه آمریکا به نظر میرسد، زمینه برای عقبنشینی دولتمردان آمریکا از سیاستهای تجاوزکارانه فراهم شده است به طوری که جعل اخبار و شایعهپراکنی دولتمردان آمریکایی در مورد دخالتهای کشورهایی نظیر ایران در امور داخلی عراق نیز نتوانسته است اعتباری به سیاستهای منطقهای دولت بوش بدهد، چشمانداز هزینههای نجومی کاخ سفید و افزایش تلفات انسانی، شبح جنگ ویتنام را در عراق دوباره در اذهان عمومی زنده کرده است.
پذیرش شباهتهای جنگ از سوی بوش به عنوان اولین گام برای قبول شکست است. جالب این جاست که برخی سیاستمداران مطرح ایرانی نظیر آقای هاشمیرفسنجانی در اوائل جنگ این پیشبینی را داشتند که عراق به باتلاق عمیق نیروهای آمریکایی بدل شود و با گذشت زمان آمریکاییها بیشتر در این گرداب فرو خواهند رفت.
حماقت و خودبینی دولتمردان کاخ سفید باعث شده است که به رغم افزایش انتقادها از سیاستهای بوش وی همچنان به تداوم استراتژی جنگطلبانه خویش پایبند باشد، چرا که به ظن بوش و مشاوران وی تغییر راهبرد به معنی پذیرش کامل شکست خواهد بود.