*شما را به عنوان پیشنهاد دهنده هفته کتاب میشناسند، این هفته با چه هدفی پیشنهاد شد؟
**دو نکته را قبل از اینکه وارد بحث شویم، توضیح بدهم. اول اینکه صحیحتر این است که بگویم هفته کتاب در سالهای بعد از انقلاب اسلامی و دوم اینکه هیچ فعالیت فرهنگی را نمیشود به یک نفر نسبت داد. پیشنهاد هفته کتاب هم مثل بقیه فعالیتها و برنامههای فرهنگی یک کار گروهی بود و روی این پیشنهاد همکاران زیادی بحث کرده بودند و در اجرایش هم همکاران بسیاری زحمت کشیدهاند و هنوز هم زحمت میکشند.
پایین بودن میزان کتابخوانی در ایران همه کسانی را که در حوزه فرهنگ فعالیت میکنند و علاقهمند به سرنوشت فرهنگی کشور هستند، نگران میکند. ما هم در دورهای که با همکارانمان در معاونت فرهنگی وزارت ارشاد بودیم، برنامههای مختلف را برای ترویج کتابخوانی طراحی و برنامهریزی کردیم که یکی از آنها برنامه هفته کتاب بود. بنای کار این بود که با مشارکت فعالان و دستاندرکاران نشر و همکاری مطبوعات و صدا و سیما در این یک هفته برنامههای ترویجی برای کتاب برنامهریزی شود.
*این مشارکت چقدر محقق شد؟ آیا موفق شدید که همه دستاندرکاران نشر را به مشارکت در این برنامهها جلب کنید؟
**هر برنامهای در آغاز با موانع و مشکلاتی روبهروست که رفته رفته با افزایش تجربه افراد و شناختن این موانع و مشکلات کاهش پیدا میکند. ما هم از اول بنایمان جلب مشارکت بود و رفته رفته توانستیم این مشارکت را افزایش دهیم.
*اما به نظر میرسد که در دوره وزارت شما این مشارکتها بیشتر افزایش پیدا کرده است.
**خوب به خاطر اینکه به تجربه ما افزوده شده است و توانستهایم اعتماد دوستانمان را در حوزه نشر جلب کنیم، فضای بیرونی هم در این جلب مشارکتها بیتاثیر نبود. در این دوره نهادهای غیردولتی مختلفی در زمینه کتاب شکل گرفتند که در برگزاری هر چه بهتر هفته کتاب یاریمان کردند.
*انتقادی که میشود به هفته کتاب و برنامههای این چنینی وارد کرد که یک هفته تبلیغ و ترویج میشود و بعد کار رها میشود، به این انتقاد چه پاسخی دارید؟
**با اصل اینکه نباید ترویج کتابخوانی به یک هفته و 10 روز محدود شود، موافقم. هر برنامهای موقعی تاثیرگذار است که به یک فعالیت دایمی تبدیل شود. سعی ما در برنامهریزی و اجرای هفته کتاب هم همین بود. هفته کتاب یکی از نقطههای اوج فعالیتهای دائمی و سالانه ما بود، نه اینکه خودش فعالیت مستقلی باشد. درست است که ما در هفته کتاب به ترویج کتابخوانی میپرداختیم و حجم تبلیغات کتاب افزایش مییافت، اما این به معنی بیتوجه بودن به ترویج کتابخوانی در ماهها و روزهای قبل و بعد از آن نبود. ما تلاش میکردیم که در هفته کتاب، با نگاه به آینده فعالیتهای یک سال گذشته را مرور کنیم و برای حداقل یک سال برنامهریزی کنیم.
*اما احساس میشود که فعالیت جدی ترویجی به جز هفته کتاب و نمایشگاه انجام نشده است؟
**ببنید، این بحث دو جنبه دارد. یک جنبهاش این است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چه فعالیتهایی داشته است و جنبه دیگرش این است که وزارت ارشاد فعالیتهای معمول خودش را به چه کیفیتی انجام داده تا مطلوبتر و مفیدتر باشد.
ما در هر دو زمینه تا جایی که توانستیم، فعال بودیم. علاوه بر حمایتهایی که در قالب اعطای وام و تسهیلات به کتاب داده میشد، ما و همکارانمان فکر میکردیم که مشکل عمده کتاب در بخش توزیع است، اما راهحل این مشکل را ورود دولت به این حوزه نمیدانستیم. ما وظیفه خود را از یک سو حمایت از تاسیس کتابفروشیها میدانستیم و از سوی دیگر اطلاعرسانی در حوزه کتاب و ارتقای سطح کیفی آثار منتشره از طریق برگزاری جلسات بحث و گفتوگو و نقد آثار و کتب و مجموعه فعالیتهایی که در خانه کتاب انجام میشد، در این جهت بود.
*یعنی شما خانه کتاب را به این دلیل تاسیس کردید؟
**البته میدانید که خانه کتاب در سال 1372 در دوران معاونت من تاسیس شد. تلاش ما این بود که فعالیتهای آن را گسترش بدهیم، در همین جهتی که عرض شد.
اگر بخواهیم به طور اختصاصی از فعالیتهایی حرف بزنیم که در دوره ما تاسیس شد، علاوه بر خانه کتاب باید اشاره کنم به هفتهنامه کتاب هفته و مجلههای کتاب ماه که در عمر چند ساله خود هر کدام با تلاش دوستان همکار به یک نهاد فرهنگی تبدیل شده بود و فراتر از یک نشریه عمل میکردند. همکاران ما در آن زیرزمین خانه کتاب که برای نشستها و گردهماییهای این مجلات درست شده بود، روزانه جلسات مختلفی در نقد و بررسی کتاب برگزار میکردند.
کتاب هفته و مجلههای کتاب ماه را اهل کتاب میشناسند و درباره نقش این مطبوعات در معرفی کتابها باید صاحبنظران بگویند، اما اجمالا به نظرم این نشریات توانستند کتاب را از غربت دربیاورند و تقریبا همه کتابهای مهم در جلسههایی با حضور کارشناسان نقد و بررسی میشد.
*خانه کتاب نهادی صرفا ترویجی بود برای افزایش کتابخوانی؟
**نه، اما به دلیل اینکه یک ضلع مهم صنعت نشر اطلاع مخاطبان از کتابهای تازه منتشر شده است، این نهاد توانست نقشی را در این زمینه ایفا کند. خانه کتاب هم نهادی ترویجی است و هم نهادی پژوهشی در حوزه اطلاعرسانی کتاب.
هم رشد کتابخوانی مدنظر بود و هم آسانتر کردن دستیابی به کتاب و به پژوهشهای مربوط به کتاب. شما اگر فعالیتهای این نهاد را بررسی فرمایید میبینید که هم بانکهای اطلاعاتی ناشران، کتابها، پدیدآورندگان و... داشتیم و هم فعالیتهایی که بتوانیم خدمات اطلاعرسانی را در اختیار علاقهمندان قرار دهیم، که به سه صورت مکتوب (مجلهها و نشریات) رایانهای مثل سایت اطلاعرسانی کتاب و حضوری به مخاطبان ارائه میشد.
*اما آقای مسجد جامعی همه این فعالیت در تهران متمرکز شده بود، درحالی که بخش زیادی از جمعیت کشور را شهرستانیها تشکیل میدهند؟
**بله این دغدغه ما هم بود و اگر شما پیگیری کرده باشید میبینید که از نخستین سال فعالیت من، در حوزههای معاونت فرهنگی توجه به استانها و شهرستانها در اولویت قرار گرفت. بنیان نمایشگاههای کتاب استانی به همین دوره برمیگردد. همچنین از سال 1378 با همکاری ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استانها در سراسر کشور اقدام به تشکیل خانههای کتب استانی کردیم.
به عرضه تولیدات خانه کتاب در شهرستانها هم توجه داشتیم، مثلا کتاب هفته در اختیار مخاطبان شهرستانها هم قرار میگرفت و اگر توجه کرده باشید، در همین کتاب هفته به ناشران و پدیدآورندگان شهرستانی هم توجه میشد.
*آغاز کتاب هفته با چه مشکلاتی روبهرو بود؟
**اوایل راهاندازی کتاب هفته هم مثل هر فعالیت فرهنگی دیگری مشکل و مانع زیاد بود، اما یکی از مشکلها این بود که برای برخی اصل انتشار کتاب هفته موجه نبود. کسی توجیه نبود که چه نیازی به اطلاعرسانی در حوزه کتاب داریم، اما کمکم با تلاش دوستانمان این نشریه جای خودش را باز کرد و حتی وقتی که زمزمه ادامه نیافتن این کار بود، اتحادیه ناشران نامهای نوشتند و خواستار ادامه انتشار کتاب هفته شدند.
حالا کتاب هفته چون انتشار عمومی داشت در چشم بود و دیده میشد، بخشی از فعالیتهای فرهنگی با اینکه زیربنایی هستند واقعا دیده نمیشود، شما «فهرست نویسی» کتاب را در ایران ملاحظه کنید و ببینید که با زحمت دوستانمان در خانه کتاب از کجا به کجا رسیده است. این مجموعههایی را که با عنوان «کارنامه نشر» منتشر شده ملاحظه کنید!
یا پیوستن به نظام شماره استاندارد بینالمللی کتاب شابک (ISBN) که ما از سال 73 به آن پیوسته بودیم، اما از سال 1376 با تلاش نظام کدگذاری خانه کتاب همه ناشران توانستند شابکهای خود را به صورت بارکد و با استفاده از تسهیلات کالا و خدمات، روی کتابها درج نمایند که این کار باعث شده تا در کارهای سفارش، توزیع، انبارگردانی، کنترل موجودی، فهرست نویسی و کارهای جاری کتابخانه و همچنین در فروش کتاب تحولی به وجود بیاید. همچنین کدگذاری کتابهای موسیقی و سینمایی هم راه افتاد.
*خوب اینها چه تاثیری در ترویج کتابخوانی دارد؟
**همین اتفاق باعث شد که کتاب هم به فروشگاههای بزرگ زنجیرهای راه پیدا کند و فروش آن در این فروشگاهها ممکن شود. ضمن اینکه اینها همه فعالیتها نبود. برگزاری نمایشگاههای استانی، برگزاری نمایشگاههای کتاب در مدارس، مساجد، کارخانهها، روستاها و دانشگاهها که با حمایت وزارت ارشاد و توسط آموزش و پرورش انجام میشد، خرید کتاب از ناشران، اعطای تسهیلات و وام و...
*آقای مسجد جامعی نقدی که بر همه این فعالیتها وارد میشود، معمولا این است که این حمایتها ناشرمحور است.
**بله این نقد گفته شده است، اما باید توجه داشته باشیم که این تسهیلات بیش از اینکه به ناشر تعلق بگیرد، به کتاب تعلق میگرفت. در واقع واحد سیاستگذاری ما برای حمایت «کتاب» بود. اگر سیاستها را با این نگاه ارزیابی کنیم، متوجه میشویم که اتفاقاً حمایتها عام بوده است. یعنی حتی به مصرفکننده هم تعلق میگرفت. بن کتاب به این منظور طراحی شده بود که از مصرفکننده حمایت شود و اولویت توزیع آن در بین حوزه آموزش عالی و نهادهای قدیم و جدید آموزشی و حوزوی بود. وام و تسهیلات و خرید، بیشتر معطوف به کتاب بود و ما فکر میکنیم وقتی که کتابی بتواند جای خود را باز کند، از آن مولف هم بهره میبرد.
جدا از این بحث فعالیتهایی هم به صورت اختصاصی برای مولفان در آن دوره صورت گرفت که شاید مهمترین آن «بیمه تامین اجتماعی» آنان باشد که در همین خانه کتاب کارهای اجرایی آن انجام میشد و فکر میکنم الان هم میشود و وزارت ارشاد تقبل کرده بود که سهم کارفرما را بپردازد. مساله معافیت مالیاتی نویسندگان، ناشران، کتابفروشان، هنرمندان و اهل فرهنگ، تشکیل صندوق وام اهل فرهنگ، طرح تکریم و... هم کارهایی است که برای نویسندگان و هنرمندان شده است.
*شما به بحثی اشاره کردید که دنبال نشد. گفتید که در کنار فعالیتها چگونگی و کیفیت فعالیتها هم مهم است و فکر میکنم این به جهتگیریهای کلی و سیاستگذاریهای فرهنگی برگردد. اگر موافقید در این زمینه صحبت کنیم؟
**بله به نکته خوبی اشاره کردید. تلاش ما این بود که رقیب بخش خصوصی نباشیم و در جاهایی که نمیتوانیم حمایتی از آنان بکنیم، حداقل مانعی هم نتراشیم. به طور کلی اگر بخواهیم بگوییم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از گسترش حضور بخش خصوصی در حوزه فرهنگ فعالیت میکرد، این نه تنها در فعالیتها بود که در تصمیمگیریها هم اصرار داشتیم که نمایندگان نهادهای مردمی حضور داشته باشند. تصویب معافیت مالیاتی و بیمه تامین اجتماعی اهل قلم و فرهنگ از نمونههای خوب همکاری وزارت ارشاد و نهادهای غیردولتی بود. در همین موضوع کتاب در شوراهای برگزاری هفته کتاب نهادهای مختلفی حضور داشتند و هم در اجرایش، تصمیمهای نمایشگاه بینالمللی کتاب با حضور نمایندگان نهادهای غیردولتی گرفته میشد و به دیدگاههای آنان توجه میشد و بخشهای عمده نمایشگاه نیز توسط آنان برگزار میشد. شوراهای مشورتی با حضور ناشران و نویسندگان تشکیل شده بود که درآن به پیشنهادها و انتقادهای دستاندرکاران فرهنگ توجه میشد و در تصمیمگیری دخالت داده میشد.
*با این همه گاهی به بخشی از فعالیتهای وزارت ارشاد نقدهایی هم میشد؟
**بله، نقد طبیعت کار فرهنگی است و ما از نقدها استقبال میکردیم و حتما به آنها توجه میکردیم و در حد امکان سعی میکردیم که عیب و نقصی اگر در کارمان هست برطرف کنیم. توجه دارید که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به خاطر نوع کارش در مقابل خواستههای متنوع و حتی گاه متضادی قرار میگرفت. ما باید در حوزه فرهنگ موازنهای ایجاد میکردیم، تا هیچ صدایی در فضای فرهنگ ناشنیده نماند. ما گاهی برای برقراری این موازنه از حق مسلم وزارتخانه هم میگذشتیم. گاهی مدیران ما هم برای کار قانونیشان به دادگاه فرا خوانده شدند و محکوم شدند.
بخش زیادی از وقت ما صرف کاستن از فشارهایی میشد که به اهل فرهنگ وارد میکردند، اما همه این کارها را با آرامش انجام میدادیم. بدون جار و جنجال. نمیخواستیم که مسائل فرهنگی به مسائل سیاسی آغشته شود، حتی در موضوع مهمی مثل گزارش تحقیق و تفحص هم با این که به این گزارش نقدهای جدی داشتیم و همه همکارانمان دارند، ترجیح دادیم از این شیوه عدول نکنیم. البته دوستان فرهیخته و هنرمندی به نقد این گزارش پرداختند که سپاسگزارشان هستیم.
*درباره آن جهتگیریهای کلی...
**بله، چون داشتیم درباره نقد فعالیتهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صحبت میکردیم، بد نیست به این نکته هم اشاره کنم که تلاش ما و دوستانمان این بود که فعالیتهایمان را شفاف کنیم و با شفافسازی راه نقد عالمانه و منصفانه را باز کنیم. شما در ماجرای خرید کتاب دیدید که ما اسامی و تیراژ کتابهایی را که خریده میشد، اعلام میکردیم و پیش از آن آییننامهاش را هم اعلام کرده بودیم. هر آدم آشنا به کتابی میتوانست با مقایسه آن آییننامه و فهرست کتابها به ارزیابی کار ما بپردازد و نقدمان کند. در زمینه حمایتها و تسهیلات هم رویه مشابهی را در پیش گرفته بودیم. آییننامههایی داشتیم که براساس آن عمل میکردیم و امکان نظارت روی کارمان بود.
*درباره تسهیلات و حمایتها برخی اوقات نقدهایی مطرح میشود و برخی خواهان حذف برخی از این تسهیلات و حمایتها هستند و حتی برخی این حمایتها را به نحوی ابزار کنترل دولت میخوانند؟
**بله، البته این بحث، مخالفان و موافقانی داشت و هنوز هم دارد. همکاران ما هم در این زمینه جلسات متعدد کارشناسی و برنامههای پژوهشی داشتند، اما فکر میکنم تا طراحی جایگزین مناسب و کمآسیبتری باید به اصلاح همین شیوهها اقدام کرد.
برنامه درازمدت باید این باشد که ناشران بتوانند بدون این حمایتها و تسهیلات به کار خود ادامه دهند و یا راههای بهتری برای حمایت باشد، اما باید به این موضوع نگاهی همهجانبه داشته باشیم.
با این حال جهتگیری کلی حمایتها در وزارت ارشاد در دورهای که ما و همکارانمان در خدمت مردم بودیم، این بود که تا جایی که ممکن است حمایتها عامتر شوند و از حمایتهای خاص کم شود.
ما خود را قیم اهل فرهنگ نمیدانستیم. ما در کنار اهل فرهنگ بودیم. پشتیبان اهل فرهنگ و هنر بودیم و بیشتر از آنچه که قانون تعیین کرده است نه تصمیمی میگرفتیم و نه فعالیتی داشتیم. ما مصلحت اهل فرهنگ را در درون فرهنگ و براساس معیارهای فرهنگی توصیف میکردیم و هیچگاه از منظر سیاسی و با ملاحظات سیاسی به آن نمیپرداختیم.
*درباره ماجرای تحقیق و تفحص کمتر سخن گفتهاید، آیا نمیخواهید چیزی در اینباره بگویید؟
**حرفهایی هست، اما گزارشی منتشر شد و هنرمندان و نویسندگان و برخی از همکاران هم پاسخهایی دادند فعلا ازآن بگذریم بهتر است.
*آقای مسجد جامعی چه شد که در انتخابات شوراها ثبت نام کردید؟
**اصرار آقای خاتمی بود و برخی از دوستان دیگر، اما قرار ما این نبود که درباره شوراها صحبت کنیم.
*بالاخره حالا که ثبت نام کردهاید و...
**نه، حالا وقت زیاد است. قرار ما این بود که درباره هفته کتاب صحبت کنیم و صحبت کردیم. اگر سوالی در این زمینه باشد در خدمتم.
*حالا اگر بار دیگر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شدید، آیا فعالیتتان تفاوتی خواهد داشت؟
**چون قرار نیست این اتفاق بیافتد، این سوال جوابی ندارد.
*منظورم نقاط ضعف و قوت دوره وزارتتان از نگاه خودتان بود.
**ضعف که حتما داشتیم. در نقدهایی هم که دوستان در نشریات مختلف داشتند، ایرادهایی میگرفتند که سعی میکردیم در حد توانمان به آنها توجه کنیم، اما فکر میکنم که با توجه به این که ما و همکارانمان در معرض خواستههای گاه متناقضی بودیم، باید نوعی توازن برقرار میکردیم. فکر میکنم آنچه که هر جایی باشم، از آن به عنوان یک تجربه مهم زندگیام استفاده خواهم کرد، این است که بسیاری از کارها را با آرامش و بدون جار و جنجال میتوان به سامان درست رساند که با جار و جنجال نمیشود کاری از پیش برد.
در فضای بدون جار و جنجال میشود اعتماد ایجاد کرد. اعتماد کیمیای عصر ماست، به خصوص در فرهنگ. ریشه بسیاری از مخالفتها و مشکلات در همین بیاعتمادی است. خیلی از سوءتفاهمها هم به خاطر بیاعتمادی است. ما باید از کارهایی که به بیاعتمادی میانجامد، پرهیز کنیم. فکر میکنم بسیاری از خواستههای به حق در فضایی آرام دست یافتنیتر است. تلاش ما در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این بود که در فضایی آرام کار کنیم و باری از دوش اهل فرهنگ برداریم. هر جا هم باشیم فکر میکنم که راهش این است.