تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۴۱۸۲۳
مقدمه: بحران دستگیری افسران روس در گرجستان روابط دو کشور را وارد مرحله جدیدی کرد و تیرگی مناسبات دو کشور به نقطه بحرانی رسید. این بحران ریشه در روابط دو کشور بعد از فروپاشی شوروی دارد و حتی دیدار چند ماه پیش روسای جمهور دو کشور در مسکو نیز نتوانست آن را حل کند. هر چند با آزادی افسران روسی طی چند روز گذشته احتمالاً بحران مسکو- تفلیس فروکش خواهد کرد، ولی گرجستان را باید در آینده عرصه رویارویی غرب با مسکو به شمار آورد.

روی کار آمدن میخائیل ساآکاشویلی پس از پیروزی در جنبش به اصطلاح انقلاب مخملی یا به عبارتی دیگر سرنگونی دولت شواردنادزه در اثر نافرمانی‌های مدنی هوادارن جنبش، روابط روسیه و گرجستان را در شرایطی به هم زد که امریکا توانست روابط خود را با گرجستان در تمامی زمینه‌ها گسترش دهد و حامی قابل اتکایی برای گرجستان باشد.
ادغام گرجستان در ساختارهای یورو آتلانتیکی،‌ تقاضا برای عضویت در ناتو، خروج از مدار روسیه، دعوت از نیروهای نظامی غربی برای حضور در گرجستان امنیت مرزهای جنوب غربی روسیه را در قفقاز به شدت آسیب‌پذیر کرده است. به همین سبب روسیه تاب از دست دادن متحد سنتی خود در قفقاز را ندارد و نمی‌خواهد شاهد حضور نیروهای غربی در کنار مرزهای آسیب‌پذیر خود در قفقاز باشد.
اهمیت این مرزها تا بدان حد برای روسیه حیاتی است که تا همین اواخر پایگاه‌های نظامی خود را در آخالکلاکی، تفلیس، باتومی و سوخومی حفظ کرده بود که با مساعی دولت مرکزی تفلیس و فشار برآصلان آباشیدزه رهبر آجاریا با کمک متحدان اروپایی ساآکاشویلی موفق به بازگرداندن آجاریا به زیر پرچم گرجستان شد و بساط حکومت منطقه‌ای آجاریا برچیده شد. بنابراین پایگاه باتومی با فشاری که از سوی غرب به روسیه وارد می‌شد بیش از این برای روسیه قابل نگهداری نبود و ناگزیر از ترک آن شد.
اکنون با تخلیه پایگاههای وازیانی (در تفلیس) و آخالکلاکی روسیه جای پایی در گرجستان ندارد و تنها نقاط فشار بر گرجستان پایگاه سوخومی است که در دست حکومت جمهوری خودخوانده آبخازیاست. اوستیای جنوبی نیز که از آغاز استقلال همراه با آبخازیا اعلام استقلال و جدایی از گرجستان کرده است نقاط بحرانی و پاشنه آشیل گرجستان به شمار می‌روند. در هر دو منطقه نیروهای حافظ صلحی مستقر شده‌اند که مورد اعتراض دولت مرکزی گرجستان است.
بنابراین تغییر ساختار و ترکیب شکل این نیروها و کم‌رنگ کردن نقش نیروهای روسی مورد درخواست دولت مرکزی گرجستان است که متحدان غربی گرجستان از این تقاضا حمایت می‌کنند ولی روسیه بشدت به آن اعتراض دارد و حاضر نیست تغییری در ترکیب و تعداد و نیروهای خود بدهد. از این منظر گرجستان روسیه را به هواداری از جدایی‌طلبان اوستیای جنوبی و آبخازیا متهم می‌کند.
علاوه بر این صدور پاسپورتهای روسی به ساکنان اوستیای جنوبی و آبخازیا از دیگر مواردی است که گرجستان روسیه را متهم به دخالت در امور داخلی گرجستان و تداوم بحران در دو منطقه جدایی‌طلب می‌کند.
با ادامه بحران در روابط دو کشور و قطع لوله انتقال گاز روسیه (از مقصد ترکمنستان) به گرجستان در زمستان گذشته که از قفقاز شمالی به جنوب کوههای قفقاز بزرگ در امتداد شاهراه نظامی گرجستان کشیده شده از موارد تنبیهی روسیه علیه گرجستان در اجازه گرجستان به نیروهای غربی برای حضور در گرجستان قابل ارزیابی است.
آنچه در اجلاس سازمان امنیت و همکاری اروپا در اجلاس استانبول بدان تاکید شده بود تخلیه پایگاههای نظامی روسیه از گرجستان و خروج نیروهای غربی بجای نیروهای روسی است که گرجستان بدان پایبندی نشان نداده است. از این رو روسیه با گران کردن نرخ انرژی تحویلی و رساندن آن به قیمتهای جهانی و حذف یارانه‌های دوره شوروی به جمهوریهای پیرامونی از جمله اوکراین و گرجستان که با انقلابهای به اصطلاح رنگین در مدار خروج از محور روسیه و ادغام در ساختارهای یورو آتلانتیکی گام برداشته‌اند رفتار خود را تغییر داده و اراده سیاسی خود را بر آنها تحمیل و در حال نشان دادن اقتدار خود حرکت می‌کند.
با توجه به حضور تعداد زیادی از کارگزاران گرجی که در روسیه کار می‌کنند و درآمدهای حاصل از فعالیت خود را به گرجستان به بازارهای روسیه از جمله صادرات شراب گرجی به روسیه می‌توان به خوبی حدس زد که هر نوع اعمال تحریم روسیه به شدت بر اوضاع اجتماعی و سیاسی گرجستان تاثیر خواهد گذاشت. مادامی که این معادله حل نشود و هر دو کشور منافع ملی یکدیگر ار در نظر نگیرند بحران در روابط دو کشور نه تنها حل نخواهد شد بلکه بر شدت آن افزوده خواهد شد.
بحران چچن نیز نقش مهمی در تخریب روابط گرجستان و روسیه داشته است. از آنجا که جمهوری خودمختار چچن با گرجستان هم مرز است روسیه گرجستان را به همکاری با چچنها و پناه دادن به آنها متهم کرده و در برخی موارد جنگنده‌های روسی در تعقیب جدایی‌طلبان چچن حریم هوایی گرجستان را نقض کرده‌اند که مورد اعتراض رسمی دولت گرجستان قرار گرفته است.
در مقابل روسیه گرجستان را به آموزش داوطلبان چچنی در دره پانکیسی و دادن پایگاه به آنها متهم کرده است. بدین ترتیب ریشه‌های بحران در روابط دو کشور شکل گرفته است. از طرفی با ورود گرجستان به ساختارهای غربی منطقه‌ای حایل بین روسیه و جنوب آن پدید آمده است که از سوی نیروهای نظامی غربی یا ملی وابسته و متمایل به غرب اشغال شده و عمق ژئواستراتژیک روسیه را تضعیف و محدود کرده است.
به این ترتیب غرب با ورود به گرجستان و از آن طریق ‌آذربایجان و سپس دریای خزر فاصله زیادی بین روسیه و جنوب ایجاد کرده و روسیه را از دسترسی به جنوب محروم کرده است. ادامه این محور غربی– شرقی به آسیای مرکزی کشیده می‌شود. آنچه در این بازی مهم است حذف ایران و روسیه از دسترسی به یکدیگر و دسترسی آنان به منطقه است که در سناریوهای غربی نقش محوری دارد. به همین علت روسیه شاهد و ناظر تغییرات ناباورانه‌ای است که هیچ تمایلی بدان نداشته و ندارد ولی ناگزیر بدان تن می‌دهد.
در این میان این نقش محوری برای همه این تحولات به عهده گرجستان گذاشته شده است که حفظ وضعیت موجود یا حل بحران در راستای استقلال اوستیای جنوبی و آبخازیا منجر به گسترش نقش روسیه در منطقه و حل آن به نفع گرجستان سبب افزایش نقش استراتژیک غرب و تضعیف روسیه خواهد شد. اگرچه ارمنستان هنوز به عنوان متحدی استراتژیک و کلیدی برای روسیه باقی می‌ماند. ولی تمایل این کشور به پیوستن به ناتو نیز از جمله چالشهای روسیه است.
هر چند ارمنستان اعلام کرده است که پیوستن او به ناتو نه از نوع ترکیه‌ای بلکه از نوع یونانی آن خواهد بود و به هر حال رابطه خود با روسیه را حفظ خواهد کرد. اما نباید از نظر دور داشت که گرجستان به جهت جغرافیایی در کنار آذربایجان برزخ طبیعی قفقاز را در اختیار دارند همان موقعیتی که به دست هر قدرت بیفتد بر کل منطقه مسلط خواهد بود و ارمنستان اهمیت ژئوپلیتیکی اندکی برای غرب دارد و خارج از این مجموعه است. تحولات اخیر اوستیای جنوبی بر شدت وخامت اوضاع افزوده است.
جدایی‌طلبان مناطق بحرانی قفقاز با استدلال به آنچه که از نظر حقوقی جمهوری‌های متحده را از شوروی جدا و حق تعیین سرنوشت بدانها اعطاء‌ کرد خواستار اعطای استقلال از سوی کشور مادر شده‌اند و آن را حق قانونی خود می‌دانند. به همین سبب قره‌باغ، آبخازیا، اوستیا ترانس دنیستر خواهان استقلال شده‌اند و در این زمینه پافشاری می‌کنند. گرجیها ادعا می‌کنند که اوستها همان آلانهای ایرانی هستند که از آسیای مرکزی به دشت قبچاق کوچ کرده و سپس در دامنه‌های شمالی قفقاز بزرگ سالن شده‌اند.
تعدادی از آنها در زمان حمله تیمور در قرن 14 میلادی به دشت قبچاق از قفقاز شمالی به دامنه‌های جنوبی قفقاز بزرگ به قلمرو گرجستان کوچ کرده و در منطقه اوستیای جنوبی کنونی ساکن شده‌اند. بنابراین آنها نمی‌تانند ادعای ارضی داشته باشند و اصلا نه گرجی هستند و نه قلمرو ملی دارند.
در مقابل روسها ادعا دارند که اوستها از نظر تاریخی جزو امپراتوری روسیه هستند. مواردی از این نوع منجر به ایجاد تنش در روابط دو کشور شده است. سرنگونی هلیکوپتر حامل وزیر دفاع گرجستان در منطقه اوستیای جنوبی در روزهای آغازین سپتامبر 2006 از سوی نیروهای نظامی اوستیای جنوبی و برگزاری مانور نظامی تحریک‌آمیز گرجستان در پیرامون این منطقه از عوامل موثر در تنش اخیر در روابط دو کشور شمرده می‌شود.
برگزاری همه پرسی استقلال اوستیا
بنا به اعلام کمیته مطبوعات و اطلاعات اوستیای جنوبی به دستور ریاست جمهوری آقای ادوارد کوکوئیتی مصوب 11 سپتامبر همه‌پرسی استقلال اوستیا از گرجستان در 12 نوامبر انجام خواهد شد.
در این همه‌پرسی پرسش خواهد شد که «آیا استقلال حکومت اوستیا جنوبی و شناسایی آن از سوی جامعه بین‌المللی را تائید می‌کنید؟» درباره اعلامیه فوق دولت گرجستان عکس‌العملی نشان نداده است. گرجستان از اتحادیه اروپا خواسته است تا روسیه را برای برقراری وضعیت آبخازیا و اوستیای جنوبی تحت فشار قرار دهد. در عین حال وزیر خارجه گرجستان از اتحادیه اروپا خواسته است در برقراری گفت‌ و گو مستقیم با طرفهای اوستی و آبخازیا آنها را یاری رساند.
این موضوع توسط معاون اول وزیر امور خارجه گرجستان والری چچه لاشویلی در اجلاس همکاریهای پارلمانی گرجستان و اتحادیه اروپا که در 12 سپتامبر برگزار شد اعلام شده است. او اظهار داشت دولت گرجستان سیاست خود را در برقراری صلح در مناقشه را تغییر نداده است هر چند شکل کنونی صلحبانی را به مصلحت نمی‌داند بنابراین دولت در همکاری با موسسات بین‌المللی باید این شکل را تغییر دهد.
او در این ارتباط اعلام داشت که پشتیبانی از هیات نمایندگی سازمان امنیت و همکاری اروپا در اوستیای جنوبی و نمایندگی سازمان ملل در آبخازیا باید افزایش یابد و از طرف روسیه تضمینهای امنیتی لازم داده شود.
بحران اوستیای جنوبی با آغاز درگیریهای نظامی در اوایل سپتامبر شدن گرفت و با سرنگونی هلیکوپتر ام8 حامل وزیر دفاع گرجستان متعلق به نیروی هوایی گرجستان از سوی نیروهای مسلح اوستیایی شدت گرفت.
نیروهای اوستی اعلام داشتند که مسوولیت این واقعه به عهده وزیر دفاع گرجستان است که بدون اطلاع قبلی و موافقت و هماهنگی با نیروهای مسلح اوستیایی شدت گرفت.
نیروهای اوستی اعلام داشتند که مسوولیت این واقعه به عهده وزیر دفاع گرجستان است که بدون اطلاع قبلی و موافقت و هماهنگی با نیروهای حافظ صلح وارد منطقه شده و بر شدت بحران افزوده است. اما دولت گرجستان انجام هر نوع مانور نظامی و پرواز بر فراز منطقه را حق قانونی و حاکمیتی خود می‌داند.
به نظر می‌رسد مذاکرات و گفت‌وگوهای جدایی‌طلبان اوستی و آبخازی با دولت مرکزی با میانجیگری سازمانهای بین‌المللی می تواند در کاهش بحران و رسیدن به یک راه‌حل قابل قبول مفید باشد موردی که دولتهای مرکزی نمی‌خواهند در این چارچوب حرکت کنند زیرا مذاکره مستقیم با مناطق جدایی‌طلب را به منزله شناسایی رسمی این مناطق ارزیابی می‌کنند موردی که در قره‌باغ نیز مصداق دارد و جمهوری آذربایجان هیچگاه قره‌باغی‌ها را به عنوان طرفهای درگیر به رسمیت نشناخته است. اما جدایی‌طلبان ادعا می‌کنند بر همان اساس که جمهوریهای متحده از اتحاد شوروی جدا شده و استقلال خود را بدست آوردند این مناطق نیز می‌توانند بر همان اصول و رویه به استقلال دست یابند.
آیا به راستی تصور فروپاشی اتحاد شوروی و استقلال جمهوریهای قفقاز می‌توانست تبعات این چنینی را به ذهن متبادر کند اگر این چنین می‌بود بایستی برای این موارد راه‌حل‌های از پیش تعیین شده موجود می‌بود.