مقدمه:
لطفالله فروزنده، قائممقام جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی است؛ گروهی که فعالیت سیاسیاش در سالهای اخیر بسیار حاشیهساز و جنجالبرانگیز بوده. اگرچه این جمعیت در زمینه کاندیداتوری محمود احمدینژاد برای انتخابات ریاست جمهوری هشتم نقش اساسی داشت اما به ناگاه به سمت قالیباف چرخید و در دور اول انتخابات از او حمایت کرد و بعد هم هر چه میگذشت، اختلافات این جمعیت با حامیان دولت فزونی میگرفت تا جایی که در انتخابات دور سوم شوراها اختلاف آنها با رایحه خوش خدمت (حامیان دولت) مانع از ایجاد وحدت و ائتلاف اصولگرایان شد. وقتی از فروزنده در این رابطه پرسیدم، ضبط را خاموش کرد و گفت: «در مورد گذشته اصلاً حرف نمیزنم. در زمان خودش موضعگیری کردیم. اکنون همه اصولگرایان باید در راستای وحدت فعالیت کنند و نبش قبر گذشته هیچ کمکی به وحدت نمیکند».
">مقدمه:
لطفالله فروزنده، قائممقام جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی است؛ گروهی که فعالیت سیاسیاش در سالهای اخیر بسیار حاشیهساز و جنجالبرانگیز بوده. اگرچه این جمعیت در زمینه کاندیداتوری محمود احمدینژاد برای انتخابات ریاست جمهوری هشتم نقش اساسی داشت اما به ناگاه به سمت قالیباف چرخید و در دور اول انتخابات از او حمایت کرد و بعد هم هر چه میگذشت، اختلافات این جمعیت با حامیان دولت فزونی میگرفت تا جایی که در انتخابات دور سوم شوراها اختلاف آنها با رایحه خوش خدمت (حامیان دولت) مانع از ایجاد وحدت و ائتلاف اصولگرایان شد. وقتی از فروزنده در این رابطه پرسیدم، ضبط را خاموش کرد و گفت: «در مورد گذشته اصلاً حرف نمیزنم. در زمان خودش موضعگیری کردیم. اکنون همه اصولگرایان باید در راستای وحدت فعالیت کنند و نبش قبر گذشته هیچ کمکی به وحدت نمیکند».
">مقدمه:
لطفالله فروزنده، قائممقام جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی است؛ گروهی که فعالیت سیاسیاش در سالهای اخیر بسیار حاشیهساز و جنجالبرانگیز بوده. اگرچه این جمعیت در زمینه کاندیداتوری محمود احمدینژاد برای انتخابات ریاست جمهوری هشتم نقش اساسی داشت اما به ناگاه به سمت قالیباف چرخید و در دور اول انتخابات از او حمایت کرد و بعد هم هر چه میگذشت، اختلافات این جمعیت با حامیان دولت فزونی میگرفت تا جایی که در انتخابات دور سوم شوراها اختلاف آنها با رایحه خوش خدمت (حامیان دولت) مانع از ایجاد وحدت و ائتلاف اصولگرایان شد. وقتی از فروزنده در این رابطه پرسیدم، ضبط را خاموش کرد و گفت: «در مورد گذشته اصلاً حرف نمیزنم. در زمان خودش موضعگیری کردیم. اکنون همه اصولگرایان باید در راستای وحدت فعالیت کنند و نبش قبر گذشته هیچ کمکی به وحدت نمیکند».
">مقدمه:
لطفالله فروزنده، قائممقام جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی است؛ گروهی که فعالیت سیاسیاش در سالهای اخیر بسیار حاشیهساز و جنجالبرانگیز بوده. اگرچه این جمعیت در زمینه کاندیداتوری محمود احمدینژاد برای انتخابات ریاست جمهوری هشتم نقش اساسی داشت اما به ناگاه به سمت قالیباف چرخید و در دور اول انتخابات از او حمایت کرد و بعد هم هر چه میگذشت، اختلافات این جمعیت با حامیان دولت فزونی میگرفت تا جایی که در انتخابات دور سوم شوراها اختلاف آنها با رایحه خوش خدمت (حامیان دولت) مانع از ایجاد وحدت و ائتلاف اصولگرایان شد. وقتی از فروزنده در این رابطه پرسیدم، ضبط را خاموش کرد و گفت: «در مورد گذشته اصلاً حرف نمیزنم. در زمان خودش موضعگیری کردیم. اکنون همه اصولگرایان باید در راستای وحدت فعالیت کنند و نبش قبر گذشته هیچ کمکی به وحدت نمیکند».
">مقدمه:
لطفالله فروزنده، قائممقام جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی است؛ گروهی که فعالیت سیاسیاش در سالهای اخیر بسیار حاشیهساز و جنجالبرانگیز بوده. اگرچه این جمعیت در زمینه کاندیداتوری محمود احمدینژاد برای انتخابات ریاست جمهوری هشتم نقش اساسی داشت اما به ناگاه به سمت قالیباف چرخید و در دور اول انتخابات از او حمایت کرد و بعد هم هر چه میگذشت، اختلافات این جمعیت با حامیان دولت فزونی میگرفت تا جایی که در انتخابات دور سوم شوراها اختلاف آنها با رایحه خوش خدمت (حامیان دولت) مانع از ایجاد وحدت و ائتلاف اصولگرایان شد. وقتی از فروزنده در این رابطه پرسیدم، ضبط را خاموش کرد و گفت: «در مورد گذشته اصلاً حرف نمیزنم. در زمان خودش موضعگیری کردیم. اکنون همه اصولگرایان باید در راستای وحدت فعالیت کنند و نبش قبر گذشته هیچ کمکی به وحدت نمیکند».
">مقدمه:
لطفالله فروزنده، قائممقام جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی است؛ گروهی که فعالیت سیاسیاش در سالهای اخیر بسیار حاشیهساز و جنجالبرانگیز بوده. اگرچه این جمعیت در زمینه کاندیداتوری محمود احمدینژاد برای انتخابات ریاست جمهوری هشتم نقش اساسی داشت اما به ناگاه به سمت قالیباف چرخید و در دور اول انتخابات از او حمایت کرد و بعد هم هر چه میگذشت، اختلافات این جمعیت با حامیان دولت فزونی میگرفت تا جایی که در انتخابات دور سوم شوراها اختلاف آنها با رایحه خوش خدمت (حامیان دولت) مانع از ایجاد وحدت و ائتلاف اصولگرایان شد. وقتی از فروزنده در این رابطه پرسیدم، ضبط را خاموش کرد و گفت: «در مورد گذشته اصلاً حرف نمیزنم. در زمان خودش موضعگیری کردیم. اکنون همه اصولگرایان باید در راستای وحدت فعالیت کنند و نبش قبر گذشته هیچ کمکی به وحدت نمیکند».
">مقدمه:
لطفالله فروزنده، قائممقام جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی است؛ گروهی که فعالیت سیاسیاش در سالهای اخیر بسیار حاشیهساز و جنجالبرانگیز بوده. اگرچه این جمعیت در زمینه کاندیداتوری محمود احمدینژاد برای انتخابات ریاست جمهوری هشتم نقش اساسی داشت اما به ناگاه به سمت قالیباف چرخید و در دور اول انتخابات از او حمایت کرد و بعد هم هر چه میگذشت، اختلافات این جمعیت با حامیان دولت فزونی میگرفت تا جایی که در انتخابات دور سوم شوراها اختلاف آنها با رایحه خوش خدمت (حامیان دولت) مانع از ایجاد وحدت و ائتلاف اصولگرایان شد. وقتی از فروزنده در این رابطه پرسیدم، ضبط را خاموش کرد و گفت: «در مورد گذشته اصلاً حرف نمیزنم. در زمان خودش موضعگیری کردیم. اکنون همه اصولگرایان باید در راستای وحدت فعالیت کنند و نبش قبر گذشته هیچ کمکی به وحدت نمیکند».
*انتخابات شوراها به تنگه احد سیاست ایران تبدیل شده است؛ شورای دوم را اصولگرایان فتح کردند و پس از آن، مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم راهم. اما در انتخابات شوراهای سوم، مقداری از این تنگه از دست رفت و جریان موسوم به اصلاحطلب، توانست از این تنگه دارد شود. حال، این مسئله وجود دارد که آیا در انتخابات دور هشتم مجلس شورای اسلامی، اصولگرایان میتوانند این تنگه را حفظ کنند یا نفوذ اصلاحطلبان بیشتر میشود؟ به عبارت دیگر اصولگرایان برای اینکه مانع از پیروزی رقیبشان در انتخابات مجلس هشتم شوند، چه برنامههایی دارند؟
**البته اینکه شوراها را به تنگه احد تعبیر کردید، من وحدت را به تنگه احد تعبیر میکنم؛ یعنی هر جریانی که وحدت داشته و برای مردم کار کند، تنگه احد در دست او خواهد بود. طبیعتا چون در شورای اول تهران و مجلس ششم، اصلاحطلبان به جای فعالیت و کار برای مردم، سیاسی کاری کرده و تنش ایجاد کردند، مردم اصولگرایان را برای شورای دوم و مجلس هفتم انتخاب کردند. در شورای سوم هم چون اصولگرایان به طور کامل وحدت نداشتند، چند نفر از جریان اصلاحطلب وارد شورا شدند. طبیعتا این قاعده در ارتباط با مجلس هشتم هم صادق است. اگر اصولگرایان وحدت داشته و در عین حال کارآمدی خود را هم بالا ببرند، فرصت خدمت مجددا برایشان فراهم میشود و نه تنها اعتماد مردم کم نمیشود بلکه بیشتر خواهد شد. به همین دلیل، استراتژیای که همه جریانات اصولگرا اتخاذ کردهاند، وحدت است و این وحدت، نکتهای کلیدی است که باید تا پایان آن را حفظ کرد تا نتایج خوب و مثبتی داشته باشد.
*برخی معتقدند که در انتخابات شورای سوم، حامیان دولت با گروهی که اکنون به اصولگرایان تحولخواه معروف شدهاند و شما (جمعیت ایثارگران) هم جزو آن هستید، بیشترین اختلافات را با هم داشتند و باعث عدم وحدت اصولگرایان شدند. تحلیل شما در این رابطه چیست؟
**خیر، قبول ندارم و اصلا این گونه نیست. مقداری اختلاف سلیقه بود که وحدت ایجاد نشد. مهم این است که ما نگاهمان به آینده باشد. اکنون همه جریانات اصولگرا انتخابات شوراها را آسیبناشی کرده و سر یک میز نشسته و براساس مدلی به وحدت رسیدهاند. گروه 11 نفره تشکیل شده و فکر میکنیم انشاءالله با تجربهای که کسب شده، پروسه وحدت را به سلامت طی کرده و به نتیجه برسیم.
*چه تضمینی وجود دارد که گروه 11 نفره (5+6) به سرنوشت گروههای قبلی (شورای هماهنگی یا شورای معتمدین) دچار نشود و تمام گروههای اصولگرا، تصمیمات این گروه را قبول کرده و سرپیچی نکنند؟
**عبرت از گذشته و ضرورت وحدت در فعالیتهای سیاسی و فراز و نشیبهای سیاسی، آسیبشناسی عمل گذشته، استراتژی آینده را مشخص میکند و حتما تضمین دارد؛ چرا که گذشتهای را پشت سر دارند؛ جایی که وحدت داشتند موفق شدند و جایی که وحدت نداشتند، راه را برای حریف باز کردند.
*قبل از بسته شدن فهرستها همه دم از وحدت میزنند ولی زمان بستن فهرستهاست که اختلافات شروع میشود. زمان بسته شدن فهرصت، اصولگرایان چه ساز و کاری را پیاده میکنند تا بتوانند مانع از تفرق و انشقاق شوند؟
**بستن فهرستها یکی از مقاطع مهم است اما مدل 11 نفره بر اساس منطقی تعریف شده که بتواند اصولگرایان را در این مقطع هدایت کند. این ساز و کار منطقی و سازمانمند در شوراها نبود. در شوراها گروه معتمدین، نمایندگی جریانها را بر عهده نداشتند. اکنون 6 نفر از گروه 11، نمایندگی 3 جریان مهم اصولگرا را بر عهده دارند و 5 نفر مرضیالاطراف را نیز تقریبا تمام جریانات اصولگرا، قبول دارند؛ در نتیجه این گروه 11 نفره مورد وثوق و قبول همه جریانات اصولگراست؛ ساز و کارهایی را هم در درون خودشان تعریف کردهاند که وحدت ار محقق کند. قرار بر این است که داوطلبان بر اساس معیارها و صلاحیتهی فردی و اعتقادی و رفتاری، میزان کارآمدی و مقبولیت، انتخاب شود. مصلحت همه جریانات اصولگرا در این است که تبعیت کنند.
*ارتباط گروهها با این جمع 11 نفره چگونه است؟ آیا با گروهها جلسات اختصاصی و مشترکی دارند یا خیر؟
**گروهها هر حرف و صحبتی که دارند از طریق نمایندههایشان منعکس میکنند. ما هم مثل بقیه، نمایندگانی داریم که اگر در مواردی لازم باشد کسب اطلاع کرده و در صورت لزوم مشورت نیز میدهیم. به عنوان جمعیت ایثارگران، استراتژی ما این است که در زمینه حفظ و تقویت گروه 11 نفره، بررسی چالشها و یافتن راه حل، نقش مشاورهای داشته باشیم؛ بقیه احزاب هم همین کار را انجام میدهند.
*مکانیسم تصمیمگیری در این گروه 11 نفره برای ارائه فهرست چگونه است؟ آیا از کلیه گروهها فهرست گرفته و از میان آنها فهرست واحدی درمیآورند یا اینکه خودشان به فهرست میرسند؟
**مکانیسم بر اساس همان معیارهایی است که قبلا به آنها اشاره کرد. طبیعتاً فضا باز است؛ هم احزاب و جریانات نقطه نظراتشان را به این گروه 11 نفره میدهند و هم اینکه خود گروه 11 نفره میتواند بررسی کرده و افرادی را شناسایی کند. مکانیسم کار هم به این شکل است که هر حوزه انتخابیهای خودش بررسی میکند و در نتیجه، کار غیرمتمرکز است؛ سیاستگذاری و راهبردها متمرکز است.
*آیا در زمان تبلیغات، هر گروهی ستاد انتخاباتی خود را تشکیل میدهد یا اینکه همه تحت نظر ستادهای ائتلاف فعالیت میکنند؟
**هنوز در مورد اینها بحث نکردهایم. ما فعلا در مقطعی هستیم که ساختار شکل میگیرد. وقتی ساختار شکل گرفت، به مصداق میرسند و درباره شیوه تبلیغات صحبت میکنند.
*اصولگرایان با چه برنامه و گفتمانی وارد انتخابات مجلس هشتم میشوند تا بتوانند اعتماد مردم را حفظ کنند؟
**اصولگرایان باید کارآمدی خود را در مجلس هفتم و دولت نهم نشان دهند؛ یعنی باید این باور در مردم ایجاد شود که دولت نهم و مجلس هفتم در مقایسه با دیگران توانستهاند چالشها و مشکلات را پیگیری و حل کنند. ارزیابی کلی و آمار و ارقام نشان میدهد که دولت نهم در فرایند خدماتی که داشته نسبت به دولتهای قبلی موفقتر بوده است؛ چه در بحث عدالت، رسیدگی به مردم، کاهش بوروکراسی و تمرکززدایی و چه در مباحث مبارزه با فساد و بهبود برخی شاخصهای اقتصادی.
*اگر دولت در این مدت نسبت به دولتهای دیگر موفق عمل کرده است، چرا حامیان دولت در انتخابات شوراها نتوانستند نتیجه خوبی بگیرند؟
**اصلا این 2 مسئله به هم ربطی ندارند. نرخ تورم، سرمایهگذاری، نرخ سود بانکی و صادرات غیرنفتی را ببینید. ارزیابی ما از عملکرد دولت براساس آمار است و برداشت و تحلیل که نیست. آمار میگوید که دولت موفق بوده است.
*مردم هم باید به این احساس برسند.
**مردم هم رسیدهاند. مردم حتما اعتمادشان به دولت فعلی نسبت به دولتهای قبلی بیشتر است. بحث انتخابات شورا، بحث دیگری است؛ اگر اصولگرایان به وحدت میرسیدند، موفق میشدند اما چون فهرست واحد نبود، مردم به شخصیتها رأی دادند، نه به فهرست. نتیجه انتخابات شوراها اصلا ربطی به عملکرد دولت ندارد. عملکرد دولت روشن و شفاف است. هیچ دولتی نمیتواند بگوید که به اندازه این دولت به استانها سفر کرده و با مردم دیدار و تعامل داشته. مشکلات مردم را فوری و آنی حل کردن در اعتماد مردم مؤثر است.
*در انتخابات مجلس آتی، عملکرد مجلس هفتم بیش از عملکرد دولت تاثیر دارد؛ آیا مجلس هفتم که مجلسی اصولگرا بوده، موفق بوده یا خیر؟ آقای باهنر چندی پیش در تحلیلی گفته بود که بسیاری از نمایندگان مجلس هفتم، تغییر پیدا میکنند. به نظر شما این تغییر چطور است؟ آیا معنای گفته ایشان این است که عملکرد مجلس هفتم موفق نبوده؟
**کلیت عملکرد مجلس هفتم نسبت به مجلس ششم، حتما موفقتر بوده است. مهمترین جهتگیریهای مجلس هفتم، نبود دعواهای سیاسی، عملکرد قدرتمندانه در بعد خارجی، تثبیت قیمتها، کاهش نرخ سود بانکی، رفع موانع سرمایهگذاری و ... بود. منتها نمایندگی بحثی منطقهای نیز هست. طبیعتا مردم یک منطقه توقعات و انتظاراتی دارند که نمایندگان هر چقدر هم که توانمند باشند، قدرت برآوردن همه انتظارات را ندارند و این امر آثار سویی در میزان مقبولیت آنها میگذارد. به نظر من، نقش نمایندگی نظارت و قانونگذاری است و رسیدگی به مسائل منطقهای بر عهده نمایندگان نیست بلکه نماینده از بعد اینکه به منطقه کمک کند، این کار را انجام میدهد. اگر میزان محبوبیت تعدادی از نمایندگان کم شده باشد، از این ناحیه است و ارتباطی به جریان سیاسی آنها ندارد. گفته آقای باهنر شاید از همین منظر باشد.
*اگر در مجلس آینده نیز اصولگرایان اکثریت را به دست آورند، آیا چالشهایی که میان دولت و مجلس وجود داشته، ادامه پیدا میکند یا به سمت تعامل بهتر پیش میرود؟ چالشهایی که وجود داشت، چالشهایی بود که مانع از کار بود و بیشتر، انرژیها را تلف میکرد.
**من چنین احساسی ندارم. بین دولت و مجلس چالش کارشناسی وجود دارد که طبیعت کار است. به اعتقاد من، وجود چالش کارشناسی ضروری است؛ چرا که مجلس نقش نظارت بر دولت را برعهده دارد و نظارت هم به معنای چالش است. اما از جهت رویکرد و جهتگیری، مجلس و دولت مشکلی با هم ندارند.
*اما برخی نمایندگان معتقدند دولت تعامل مناسبی با مجلس ندارد و در بسیاری موارد، خودسرانه عمل کرده است.
**دولت به رغم اینکه در برخی موارد مخالف نظرات و طرحهای نمایندگان بوده اما وقتی مجلس تصویب کرده، تمکین کرده است. نمونهاش مسئله بنزین و رد لوایح دو فوریتی دولت بوده است. البته شکی نیست که اگر قبل از هر طرح و لایحهای تعامل بهتری داشتند و با هم مذاکره میکردند، فضای کار، هماهنگتر میشد.
*به نظر شما آیا چالشهای بین دولت و مجلس، باعث افزایش چالش میان اصولگرایان و از سوی دیگر دلسردی و سلب اعتماد مردم نمیشود؟
**نه، چرا که نگرانی مردم در مورد بحثهای کارشناسی نیست بلکه از دعواها و کشمکشهای بیمورد سیاسی بر سر منافع گروهی نگران هستند. اصلا تصور غلطی است اگر تصور شود کسانی که از نظر مبانی یکی هستند، روشهایشان هم باید یکسان باشد. در خانواده اصولگرایان نیز مبانی و اصول یکی است اما روشها مختلف است.
*برخی اوقات اختلاف روشها تا جایی پیش میرود که مبانی مشترک به فراموشی سپرده میشود؛ مثل انتخابات شوراهای سوم.
**اصلا رابطه مجلس و دولت چه ربطی به انتخابات دارد؟ تعارض تا حدی خوب است و اگر به دعوا بکشد، بد است. در حال حاضر، در علم مدیریت جدید نیز میگویند حتما باید تعارض و تضارب وجود داشته باشد. هر جا قرار است اختلافنظر بین مجلس و دولت تبدیل به دعوا شود، باید مانع از آن شد.
*آیا مسئله سهمیهبندی بنزین، تاثیری در انتخابات آتی مجلس خواهد داشت و این مسئله میتواند وجهه نمایندگان را بین مردم مخدوش کند و باعث شود نمایندگان مجلس هزینه بدهند؟
**بله، همه هزینه میدهند ولی حتما سودش بیشتر است. معتقدم بعد از اینکه منافعاش نمایان شود، مردم متوجه میشوند اینها افرادی هستند که نگاه سیاسی ندارند و حاضرند برای مصالح ملی از منافع شخصی خود بگذرند و مطمئن باشید که تبصره 13 اگر به نتیجه برسد، آثار و برکات فراوانی دارد؛ منتها شروع کار مسائل و مشکلات مبتلا به خود را دارد و هر کار جدیدی همینطور است.
*اصولگرایان برای پیشی گرفتن از رقیب خود (اصلاحطلبان) چه برنامهای دارند؟ چون که اصلاحطلبان نیز برای حضور قدرتمند در انتخابات برنامههای ویژهای دارند.
**اینکه هر 2 جریان با تماما توان وارد صحنه شوند، بسیار مثبت است و از این امر استقبال میکنیم؛ چرا که نتیجهاش افزایش مشارکت مردم و نیز نشاندهنده آزادی و سلامت انتخابات است. در فضای رقابت چیزی که برای ما و جریان دوم خرداد باید مطرح باشد، افزایش اعتماد عمومی مردم است. ما فکر میکنیم که از 2 راه میتوان اعتماد افکار عمومی را افزایش داد؛ اول به وسیله افزایش کارآمدی مجلس و دولت. در فرصت باقیمانده، دولت و مجلس باید به مسائل اصلی مردم پرداخته و مشکلاتشان را حل کنند تا اعتماد مردم بیشتر شود. راه بعدی کسب اعتماد، حفظ وحدت در حوزه مدنی و سیاسی است. در حال حاضر، این امر در دستور کار تمام جلسات جریانات مختلف اصولگرا قرار دارد. اگر ما بتوانیم همین فضا را حفظ کرده و تا آخر پیش ببریم، قطعا موفق خواهیم شد.
*با توجه به فضای کنونی، ترکیب مجلس هشتم را چگونه پیشبینی میکنید؟
**اگر جریان اصولگرا وحدت خود را حفظ کند، اکثریت قاطع مجلس هشتم را کسب خواهد کرد و احیانا اگر وحدت را حفظ نکند، میتوان گفت که 60 به 40 خواهد شد، 60درصد اصولگرایان و 40درصد هم جریان دوم خرداد. به نظر من، جریان دوم خرداد به هیچوجه اکثریت مجلس هشتم را نخواهد گرفت.
*چرا آنها به هیچ عنوان نمیتوانند اکثریت مجلس هشتم را به دست آورند؟
**فضای حاکم بر کشور فضای اصولگرایی است. به رغم اشکالات و نارضایتیهای موجود، وقتی مردم عملکرد دولت و مجلس هفتم را با جریان دوم خرداد مقایسه میکنند، نمره بیشتری به اصولگرایان میدهند. مردم ما باهوش و اهل تحلیل هستند؛ مسائل را بررسی کرده و به موقع هم نظرشان را خواهند داد. اگر فرایند انتخاب مردم را نگاه کنیم، خیلی روشن است که هر جا دولتها نتوانستهاند اعتماد مردم را جلب کنند، مردم به آنها رأی اعتماد ندادهاند. من فکر میکنم که دولت و مجلس نسبتا توانستهاند اعتماد مردم را جلب کنند و البته اگر چند ماه باقیمانده را به مسائل اصلیتر بپردازند، بیشتر از این هم میتوانند اعتماد مردم را جلب کنند.
*اگر اصولگرایان بتوانند در مجلس هشتم نیز اکثریت را داشته باشند، برنامههایشان برای تحقق شعار اصلیشان – که خدمترسانی است – چه خواهد بود؟ آیا در جریان اصولگرا به مانند شورای 6 نفره، جمعی تشکیل شده که برای مجلس برنامههایی مدون کند؟
**قاعدتا همین 11نفر کار را انجام خواهند داد؛ یعنی هم شعار محوری و هم برنامهها را تدوین خواهند کرد. در مجلس هفتم کارهایی شروع شده که باید استمرار پیدا کند. اصل 44، کنترل نرخ تورم، ساماندهی نظام بانکی، رفع موانع سرمایهگذاری و تولید، بهبود بوروکراسی و اصلاحات ساختاری، تبصره 13 و ... از جمله موارد اصولی و ریشهای هستند که باید ادامه پیدا کنند تا به نتیجه برسند. به اعتقاد من، مهمترین کاری که مجلس هشتم خواهد داشت، تدوین برنامه پنجم است.
*به نظر شما آیا در برنامه پنجم، نسبت به برنامه چهارم باید تجدیدنظرهایی صورت گیرد یا ادامه منطقی آن باشد؟
**از نظر مبانی که باید به سمت اقتصاد عدالتمحور حرکت کنیم. با توجه به اصل 44 و عملکرد برنامه چهارم، باید مدل اقتصادی توسعه عدالتمحور را برای تدوین برنامه پنجم محور قرار دهیم. نکته دیگر این است که باید نسبت برنامه پنجم را با چشمانداز 20ساله، به خوبی تعریف کنیم. در برنامه چهارم، این نسبت به درستی تعریف نشده بود و از جهت مبانی و جهتگیریها اشکالات فراوانی داشت. سوم اینکه باید به سمتی پیش برویم که دولت نقش سیاستگذاری، هدایت و نظارت داشته باشد و مردم انجام امور را در دست بگیرند. در بحث عدالتمحوری هم توزیع منابع و ایجاد فرصت برای همه مناطق و به ویژه مناطق محروم، رویکرد بسیاری مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
*آیا تلفیق اصل 44 با اقتصاد عدالتمحور امکانپذیر است؟ چرا که معمولا اینگونه بیان میشود که اقتصاد که مبتنی بر عدالت باشد، اقتصادی دولتی است؛ در حالی که اصل 44 قصد دارد بخش خصوصی را تقویت کند.
**هیچ کارشناسی قبول ندارد که اقتصاد عدالتمحور، اقتصاد دولتی است. اتفاقا اصل 44 اقتصاد توسعه عدالتمحور است چرا که 2 رکن دارد؛ اول افزایش ثروت عمومی و کارایی و دوم عدالت. بخشی که کار را به بخش خصوصی واگذار میکند و استعداد و امکانات را فراهم میکند و استعداد و امکانات را فراهم میکند، بخش تولید ثروت است. بخشی که این امکانات و ظرفیت را برای عموم فراهم میکند و سطح مالکیت عمومی را گسترش میدهد، بخش عدالت است. در بند «ب» سیاستها عمدتا به تعاون پرداخته شده است؛ تعاونی بستر مناسبی برای عدالت است؛ برای اینکه به همه کسانی که دارای توانمندی بوده ولی ظرفیت تولید ندارند، امکانات داده شود تا بتوانند رقابت کنند. هیچ تعارضی میان توسعه و عدالت وجود ندارد. با توجه به همین رویکرد است که باید دولت نقش سیاستگذاری و هدایت و نظارت داشته باشد و کار را به مردم بسپارد. اقتصاد سرمایهداری میگوید که منابع در اختیار عدهای سرمایهدار است و اقتصاد سوسیالیستی میگوید باید منابع در اختیار دولت باشد. مدل توسعه عدالتمحور اصلا هیچکدام اینها نیست بلکه رویکرد دیگری است؛ رویکردی است که در آن، دولت نقش هدایت و نظارت دارد و منابع در اختیار عموم قرار میگیرد و طبیعتاً هر کسی بنا به استعداد و توانایی خود از این منابع و امکانات استفاده میکند. اگر بین افراد اختلافی هست، اختلاف استعداد و کار است و نه اختلاف امکانات و ظرفیتها. وقتی ظرفیتها به صورت عادلانه توزیع شود، امکان رشد برای همه فراهم میشود. اینطور نیست که یکی رشد قارچی داشته باشد و فاصلهها صد برابر شود و دیگری اصلا رشد نکند.