دکتر جهانگیر کرمی
مخالفان سیاستهای اجتماعی و اقتصادی ولادیمیر پوتین طی چند روز گذشته با انجام راهپیمایی در مسکو و سنپترزبورگ از نبود دموکراسی و آزادی در روسیه انتقاد کرده و خواستار ایجاد فضای باز سیاسی برای گروههای مخالف شدند. مخالفان که با دعوت جنبش «روسیه دیگر» وارد عرصه شدند، با برخورد شدید پلیس روبهرو شده و تعداد زیادی از آنها بازداشت شدند.
عمده مخالفتها با سیاستهای پوتین از سوی جریاناتی صورت میگیرد که به نوعی مدعی عدم وجود دموکراسی و آزادی در روسیه هستند و از اقدامات پوتین در خصوص تمرکز قدرت کنترل سرمایهداران محدود کردن اختیارات جمهوریها و مناطق و همچنین کنترل امنیتی سازمانهای غیردولتی نگرانی دارند. واقعیت آن است که اقدامات پوتین به انتظام امور روسیه و سامانیابی مسایل اقتصادی و سیاسی و حل برخی از مشکلات مانند شورشهای قومی و اقدامات گروههای مافیایی انجامیده اما با قدرتمند شدن دولت روسیه نظام بازار اقتصادی و دموکراسی محدودتر از پیش شده است.
گرایش به دموکراسی و آزادی در اواخر دوره شوروی و اوایل دوره پس از فروپاشی بسیار جدی و عمیق بود. اما با مشکلاتی که در داخل روسیه ایجاد شد و همچنین بحرانهای اقتصادی، مشکلات اجتماعی و شورشهای قومی از یک سو و تنزل موقعیت بینالمللی روسیه به خاطر سیاستهای ناتو، سازمان امنیت و همکاری اروپا و اتحادیه اروپا افکار عمومی به تدریج به سمت جریانات کمونیستی و گروههای افراطی سوق پیدا کردند. البته در این رهگذر باید تحقیر روسیه در مسایل بوسنی و کوزوو را نیز بر آن افزود. اما به تدریج از تعامل جریانات افراطی ملیگرا و غربگرا نوعی عملگرایی به ظهور رسید که عمدتا در شخص پوتین متجلی بوده است.
پوتین پس از به قدرت رسیدن ضمن این که روسیه را به دوره شوروی باز نگرداند تلاشهای زیادی نیز برای حفظ موقعیت بینالمللی کشور و حل مشکلات داخلی و خارجی آن به عمل آورد و این اقدامات مورد حمایت بخش وسیعی از مردم روسیه واقع شد و امروزه پوتین از معدود مقامات سیاسی جهان است که در اواخر دوره ریاست جمهوری محبوبیت بیشتری نسبت به اوایل ورود به این عرصه دارد.
از این رو دغدغه جریانات مخالف پوتین صرفا در بخشی از مجامع و محافل روشنفکری نهادهای مدنی و مقامات پیشین سیاسی جذابیت دارد و تودههای مردم که مشکلات دهه 1990 را چشیدهاند از وضعیت موجود که به خاطر درآمدهای نفتی و فروش تکنولوژی نظامی رفاه بیشتری را به همراه آورده خرسند هستند. این امر در کنار افزایش حضور روسیه در مناطق پیرامونی و تلاش برای ارتباط با کشورهای آسیا خاورمیانه و آمریکای لاتین و پررنگ شدن پرستیژ ضد آمریکایی روسیه آنگونه که در نشست اخیر کنفرانس امنیتی مونیخ خود را نشان داد بیش از پیش به تقویت موقعیت پوتین در میان تودهها انجامیده است. در این جا نقش کنترل کرملین در خصوص رسانهها برای جریان سازی فکری را نیز نباید از نگاه دور داشت.
از ماههای گذشته تلاشهایی برای ابقای پوتین در دوره سوم ریاست جمهوری شروع شده بود اما مخالفتهای فعلی میتواند این وضعیت را مشکل کند. اینک روسیه به شدت نیاز به بهبود چهره سیاسی خود در جامعه جهانی و خصوصا غرب و رسانههای آنان برای حضور در سازمان تجارت جهانی و داشتن روابط تجاری با اروپا، افزایش موقعیت در نهادهای بینالملل به ویژه در شورای امنیت و گروه هشت کشور صنعتی جهان دارد. از سوی دیگر تداوم این مخالفتها میتواند در بخشی از افکار عمومی روسیه موثر باشد و موقعیت جانشینان پوتین را در انتخابات ریاست جمهوری 2008 دشوار کند. البته با عنایت به رضایت جامعه روسیه از پوتین بعید به نظر میرسد که مخالفان بتوانند موفقیت عمدهای به دست آورند.