تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۴۱۸۶۰

محمد ایمانی
خاورمیانه اسلامی روزگار عجیبی را سپری می کند. عجیب از آن جهت که روند تحولات دقیقاً خلاف تدبیر و طراحی مستکبران آمریکایی و انگلیسی و اسرائیلی پیش می رود و اسلامگرایان، یکی پس از دیگری در کشورهای تحت نفوذ غرب روی کار می آیند و عجیب تر آن که در روزگار تسخیر جهان به نام دموکراسی و در حالی که اسلامگرایان در روندهایی کاملاً دموکراتیک و مسالمت آمیز در کشورهایی مانند عراق و فلسطین و لبنان و بحرین روی کار آمده یا در حال کسب قدرت هستند، موج ترور و ناامنی و وحشت افکنی در منطقه برای مقابله با آنها رو به گسترش است.
مردم عراق و لبنان و فلسطین باید در ناامنی و ترور و جنایت به سر ببرند چون دموکراسی و حق خویش در این باره را باور کرده و پا به عرصه گذاشته و کسانی را برگزیده اند که رویاروی آمریکا مقاومت می کنند و به اسلام گرایی افتخار می‌ورزند.
اما نه، گویا آنها حق ندارند در روندی مسالمت آمیز بین «آدم های آمریکا» و اصولگرایانی که به نام اسلام به عرصه آمده و نمی خواهند مزدور بیگانگان باشند، دومی را انتخاب کنند که اگر چنین کردند یک روز ممکن است لبنان به هم بریزد و دستخوش هجوم خارجی و ترور در داخل شود و روز دیگر، عراق آماج دهشت افکنی و نسل کشی شود. که چه؟
مستکبران به مردم ثابت کنند که با انتخاب دولتی ملی و مستقل و اسلامی روی آسایش نخواهند دید! موج شیعه هراسی راه بیندازند و به جنگ های فرقه ای و داخلی و قومی و طایفه ای دامن بزنند که آشکارا نشان دهد استیصالشان را و شهادت دهند که به یقین در حال از دست دادن خاورمیانه اند و لاجرم به عنوان آخرین تیر ترکش، سیاست «زمین سوخته» را در عراق و لبنان و فلسطین ـ و شاید فردا در کشورهای دیگر ـ اجرا می‌کنند.
اما آیا بحران های پرسروصدای اخیر در کشورهایی مانند عراق و لبنان و بحرین، جنگ های داخلی مذهبی و قومی است؟ که مثلاً شیعه و سنی و مسیحی یا عرب و کرد و عجم روبروی هم قرار گرفته باشند. یا نه، مسئله، مسئله بیداری و به میدان آمدن «اکثریت» مسلمان در برابر خاندان های مزدور سرسپرده به بیگانه است که حتی نمی توان برای برخی از آنها نام «اقلیت» هم اطلاق کرد. براستی جرم شیعه چیست که در ایران و لبنان و عراق، کاری کرد کارستان که مسلمانان بیش از یک قرن بود انتظارش را می کشیدند؟
و جرم فلسطینی ها و مصری های سنی مذهب چیست که در منطق سیاست ورزی و انقلاب، همان منطق برادران شیعه خود را پیشه کرده اند و از حاکمیت اسلام بر امور خود به جای حاکمیت مستکبران زورگو دم می زنند؟ خاورمیانه بزرگ اسلامی، این همه را مدیون خون مجاهدان شهید ایران و مصر و فلسطین و لبنان و عراق است؛ مدیون سیدعباس موسوی و سیدمحمد باقرحکیم و خالد اسلامبولی و شیخ احمد یاسین و فتحی شقاقی و عبدالعزیز رنتیسی. مدیون علما و مراجع بزرگی که در ایران ستم شاهی و عراق تحت حاکمیت حزب بعث و لبنان تحت اشغال صهیونیست ها در فضای شکنجه و ارعاب و ترور، خون پاکشان بر زمین ریخت.
حق بدهید به جرج بوش و دیک چنی و کاندولیزا رایس که این روزها بخواهند دوره بیفتند در عربستان و اردن و لبنان و فلسطین و مصر، و بر علیه موج توفنده اسلامگرایی در میان ملت های مسلمان منطقه فتنه گری کنند و نامش را هم به دروغ بگذارند تلاش برای جلوگیری از تشکیل هلال شیعی(؟!). چه جای شگفتی وقتی بشنویم که سفیر آمریکا در بیروت رأساً سازماندهی نیروهای مخالف حزب الله را برعهده گرفته یا بزودی مقام های 5 کشور عربی در نشستی محرمانه با مقامات امنیتی رژیم صهیونیستی دیدار و رایزنی می کنند. رایزنی با دشمن خونخوار مسلمین برای چه؟ برای مصالح امت اسلامی؟
غرض آن که، بخواهیم یا نخواهیم اصولگرایی و اسلامگرایی تبدیل به راه و رسم زندگی افتخارآمیز در منطقه شده و در این میان جریانی سیاسی در ام القرای جهان اسلام ـ ایران ـ پرچمدار پیشتاز این حرکت بزرگ است. در کنار فتوحات خیره کننده و غیرقابل باور، معرکه ای بزرگ و پیچیده در پیش است.
فتوحات به دست آمده را مدیون اصولگرایان راستینی هستیم که در اسم متوقف نماندند و به رسم اسلام و اصولگرایی تا مرز خون دل خوردن یا خون دادن عمل کردند و امروز ما میراث داران مجاهدات آنها هستیم. این مقدمه را گفتیم تا به خاطر آوریم که در چه روزگار غریبی زندگی می کنیم، کدام پیروزی های بزرگ را از صدقه سر اصول گرایی و اسلامگرایی به کف آورده ایم و چه مسئولیت سنگینی بر دوش مدعیان اسلام و اصولگرایی سنگینی می‌کند.
شاید دور از انتظار باشد که در عراق رسته از بند دیکتاتوری یا لبنان طایفه زده ـ به ترفند استعمار ـ یا فلسطین، گروه های مختلف مذهبی و قومی، دست های موذی دشمن را ببینند و از اختلاف ها دست بشویند اما از آنها که در ایران اسلامی ادعا می کنند ارادتمند اسلام و جمهوری اسلامی و ولایت امر خمینی و خامنه ای اند و قصد دارند رهپوی مجاهدان و شهیدان پاکباخته انقلاب باشند، حتماً توقع هست که حساسیت موقعیت و خطیر بودن جایگاه خویش در تحولات بزرگ روزگار معاصر را درک کنند و اگر نمی توانند در این اتفاق بزرگ دستی به کمک داشته باشند، لااقل اسباب منازعات فرصت سوز، بی ارزش، کودکانه و کم عمق در درون نیروهای انقلاب را به خاطر تنگ حوصلگی، غنیمت طلبی، غرور و غفلت فراهم نکنند.
به یقین خیل مؤمن و پرتلاش اصولگرایان در عین گمنامی، در مسیر همان پروژه ای حرکت می کنند که امام راحل عظیم الشأن از آن به عنوان «بسیج مستضعفان» و «حکومت جهانی اسلام» تعبیر کرد. می مانند تعداد انگشت شماری از فعالان که ممکن است در غفلت به سر برند یا اساساً ظرفیت اصولگرایی را نداشته باشند و به اعتبار غلبه گفتمان اصولگرایی در فضای عمومی کشور، این تابلو را سر دست گرفته باشند.
نگرانی از این است که تداوم غفلت یا جدی نگرفتن مسئله فرصت طلبان، از سرعت و شتاب کاروان اصولگرایی در منطقه بکاهد یا حرکت های رو به جلو را به تأخیر اندازد. نگرانی از این است که امنیت و آسایش و اقتدار، چنان مغرور کند و خوشی چنان زیر دلمان بزند که فراموش کنیم مسئولیت ها و تکالیف بزرگ بر زمین مانده را و از یاد ببریم که بر سر کدام سفره نشسته ایم و این نهال سبز و ستبر که از میوه های شیرینش یکی پس از دیگری می چینیم، با کدام خون ها سیراب شده و برآمده است.
امان از غفلت و غرور و فراموشی در هنگامه خفتن عقل! به تعبیر امیر مؤمنان «علی را چه معامله با نعمتی که نپاید و لذتی که به سر آید. به خدا پناه می بریم از خفتن عقل و زشتی لغزش ها» (خطبه 224 نهج البلاغه).