تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۴۱۹۲۸

جبهه ملی ایران
سال 1384 زیر سایه‌ی سنگین انتخابات ریاست جمهوری آغاز شد. در حالی که حزب‌ها و سازمان‌های سیاسی مستقل کماکان از حق فعالیت محروم نگاه داشته شده بودند، از میان چندین هزار نفر (!) نامزد ریاست جمهوری، چند نفر دست چین شده از جناح راست و راست افراطی حاکمیت، تبلیغات رنگارنگ و پرهزینه‌ای را با شعارهای غالبا سطحی یا غیرعملی، به منظور به صحنه کشاندن مردم بی‌اعتنا آغاز کردند. موضع‌گیری‌های ناشیانه درباره‌ی سیاست و اداره‌ی داخلی کشور و قول‌های انجام نشدنی، محور اصلی مبارزه‌ی انتخاباتی نامزدها را تشکیل می‌داد.
اصلاح‌طلبان که واپسین روزهای قدرت (!) هشت ساله‌ی خود را تجربه می‌کردند، با وجود حذف تنها نامزدهایشان توسط شورای نگهبان، هنوز امید خود را برای بازگشت به صحنه‌ی سیاسی کشور از دست نداده و دکتر معین (که توسط شورای نگهبان رد صلاحیت ولی با یک «حکم حکومتی» دوباره به صحنه آمده بود) را به عنوان راه‌گشای بن‌بست سیاسی و اجتماعی خود تقویت می‌کردند تا بتوانند یک بار دیگر ملت ایران به لیاقت کشورداری خود امیدوار کنند.
در جریان انتخابات، بدون در نظر گرفتن اندیشه‌های متفاوت و گاه متضاد هر کدام، سه گروه را می توان مشخص نمود: نخست طرفداران بازگشت به دوران بسته‌ی پیش از خاتمی، دوم آنان که به راه خاتمی و طیف وسیع یارانش امیدوار بودند و گروه سوم مردمی که از به صحنه کشانده شدن‌ها و بازی خوردن‌ها به تنگ آمده، باز هم خود را فریب خورده می‌انگاشتند و حاضر به شرکت در انتخابات نبودند.
از آغاز سال کم‌کم روشن می‌شد که نمایشنامه‌ای از پیش نوشته شده گام به گام در حال اجرا است. معدودی گروه‌های سیاسی، در اواخر سال گذشته، با ارزیابی واقع گرایانه‌ای از روند حاکم، عدم مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری را اعلام داشتند. جبهه ملی ایران پیشگاه این دیدگاه بود که ادامه‌ی نظارت استصوابی شورای نگهبان باشد و عدم امکان فعالیت آزاد سیاسی و عدم دسترسی به رسانه‌ها، این انتخابات همانند گذشته راه‌کاری برای برگزیدن نمایندگان راستین مردم نخواهد بود.
افزون بر آن، ارزیابی جبهه ملی از مسیر سیاسی کشور در طی دو سال گذشته، نتیجه‌ی انتخابات را بر سر کار آمدن فردی متکی بر نیروهای امنیتی- نظامی می‌دید. به هر روی بازار انتخابات گرم بود با ورود آقای رفسنجانی به میدان مبارزه‌ی انتخاباتی، آن هم با چهره‌ی اصلاح‌طلبی و تعامل با نسل جوان و حقوق زنان، و تلاش آقای کروبی برای جلب آرا، با قول پرداخت مستمری پنجاه هزار تومان در ماه، نگرانی جناح میانه‌رو اصولگرایان از روند انتخابات، و نیز نسبت به بی‌تفاوتی مردم نسبت به سرانجام انتخابات آشکارتر شد.
پشتیبانی جناح میانه‌رو از سوی مراکز قدرت و ثروت از تبلیغات پرهزینه و گسترده به سبک و روش‌های غربی، و نیز موضع‌گیری‌های غیرمعمول و چرخش‌گرانه برای جلب رای موافق طبقه‌ی نیمه مرفه جامعه، تکنوکرات‌ها، زنان و جوانان همه نشان‌گر نگرانی عمیق حاکمیت از سلطه‌ی اقلیت اصول‌گرای افراطی و نظامی‌گرا بود.
پس از مرحله‌ی اول انتخابات، بسیاری از نامزدها از قله‌های ساخته شده از توهماتشان سقوط کردند. مشارکت مردم در انتخابات بسیار کم‌تر از آن بود که امید داشتند و نتیجه‌ی انتخابات بسیار ناخوشایندتر از آن بود که تصور می‌کردند. شکست سخت جناح اصلاح‌طلب حاکمیت، که حتی برخی گروه‌های ملی ـ مذهبی هم برای نجات روند اصلاحات به آنها پیوسته بودند، زنگ خطر را به صدا درآورد. تازه همگی متوجه عمق معنای موضع‌گیری جبهه ملی ایران شده بودند.
در دور دوم، اکنون که همه چیز از دست رفته بود، تنها امید جناح‌های محافظه‌‌کار میانه رو و اصلاح‌طلب حاکمیت پشتیبانی از آقای رفسنجانی در برابر نامزد تندرو و شگفتی‌آور جناح اصول‌گرای تندروی حاکمیت، آقای احمدی‌نژاد، بود. فریاد‌ها و اعتراض‌های شدید و رسواکننده‌ی نامزدهای باخته، که روزگاری خود از مراکز قدرت در حاکمیت جمهوری اسلامی به شمار می‌آمدند، نسبت به تقلب گسترده در انتخابات به جایی نرسید. روند انتخابات به خوبی نشان داد که کانون قدرت از محافظه‌گرایی میانه رو به محافظه‌گرایی افراطی جابه‌جا شده است.
نگرانی از پیروزی طیف محافظه‌کار و اصول‌گرای افراطی، باعث شد که همه‌ی جناح‌های حاکمیت، اعم از محافظه‌کار تا اصلاح‌طلب و نیز طیف‌های ملی ـ مذهبی، به سوی آقای رفسنجانی روی آوردند و در عالم خوش باوری و ساده‌اندیشی به حمایت از ایشان پرداختند؛ ولی پس از اعلام نتیجه‌ی انتخابات دور دوم و شکست همه‌ی طیف‌های حاکم بر جمهوری اسلامی در برابر تندروترین اقلیت، و بی اثر بودن اعتراضات شدید قدرت باختگان به صحت انتخابات و نارضایتی و نگرانی در افکار عمومی جهانی از چرخش جمهوری اسلامی به راست تندرو، واقعیت جدیدی بر جو سیاسی کشور حاکم شد. دوران حاکمیت مراکز قدرت و ثروت به سر رسیده، دوران اصلاحات سطحی و سرگرم کننده به سر رسیده و کشور در واکنش به نابسامانی‌های ربع قرن گذشته، می‌رود که در سرازیری تندروی داخلی و چالش‌گری خارجی، به ژرفای بحران و انفجار سقوط کند.
رییس‌جمهور جدید، نه تنها در خارج از کشور ایجاد نگرانی‌هایی کرد که منجر به سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تری علیه ایران شد، بلکه در داخل هم با قول‌هایی مانند آوردن پول نفت به سر سفره‌ی مردم، ریشه‌کن کردن فساد و مبارزه با فقر، چنان سطح انتظارات مردم فقیر و ستمدیده‌‌ی کشور را بالا برد که عدم توان او به انجام این قول‌ها، آینده‌ی مبهمی را در پیش خواهد داشت. باید توجه داشت که قول‌های عمل نشده‌‌ی آقای خاتمی مخاطبش بیش‌تر طبقه‌ی روشن‌ فکر و مرفه جامعه بود که خشمشان را فقط با اظهار نظر و در پای صندوق‌های رای نشان می‌دهند. ولی قول‌های آقای احمدی‌نژاد به طبقه‌ای از جامعه است که عدم حصول آنها نیمی از جامعه را که هیچ چیز برای باختن ندارند از خانه بیرون خواهد آورد.
در سالی که گذشته بهای نفت افزایشی چشم گیر داشت که در تاریخ بی‌سابقه بود، ولی، مانند همیشه، در کشور ما هیچ گره‌ای از دشواری‌های مردم ستمدیده‌ی ما نگشود. دروازه‌های کشور به سوی کالاهای ارزان و بی‌کیفیت چینی باز بود، چنان چه صنایع ریسندگی و بافندگی، پوشاک و کفش و ماشین‌سازی و غیره را با ورشکستگی و نابودی روبه‌رو کرد. برابر آمار منتشره در نشریات داخلی کشور، ایران در معیار توزیع عادلانه‌ی ثروت در جهان، پیش از برمه، آخرین کشور جهان است.
با این موقعیت، نه تنها طرحی توسط راه یافتگان به مجلس هفتم برای برطرف کردن مشکلات اقتصادی ارایه نشده است، بلکه بوجه‌ی دولت جدید با تقسیم بخش عمده‌ای از درآمد کشور میان نهادهای مذهبی و غیر مولد، تقسیم ذخیره‌ی ارزی، که باید برای سرمایه‌گذاری در تولید مصرف شود، به اراده‌ی رییس جمهور بدون توجه به ضروریات اقتصادی، تورم شدید در سال جاری و سقوط بیش‌تر اقتصادی را تضمین می‌کند.
در سال گذشته، شرایط حقوق بشر در ایران اعتراض مداوم سازمان‌های جهانی مدافع حقوق بشر را بر می‌انگیخت. رسانه‌ها، افزون بر خود سانسوری، دچار دستگیری و محاکمه و محکومیت دست‌اندرکاران خود بودند. احضار و جریمه‌ی مدیر مسئول مجله‌ی ایرانمهر و محکومیت به 18 ماه حبس تعلیقی مدیر روزنامه‌ی اعتماد، از جمله‌ی این فشارها بود. زندانیان مطبوعاتی چون اکبر گنجی بدتر از گذشته و در شرایطی تحمل ناپذیر در حال گذران دوران زندان هستند. وزارت ارشاد در محدودترکردن انتشار کتاب گام‌های بلند برداشته و با سخت‌تر کردن ضوابط سانسور از تجدید چاپ کتاب‌هایی که در سال‌های گذشته مجوز گرفته بودند مراکز انتشاراتی را با ورشکستگی و تعطیل مواجه ساخت.
در سال 1384 فیلترکردن سایت‌های اینترنتی خبررسان، به ویژه سایت‌های ملی، محاکمه‌ی وبلاگ‌نویسان و فشار شهرداری‌ها به سازمان‌های مدنی غیردولتی پیوسته در حال افزایش بود. در سالی که گذشت، کارگران برای دست ‌یابی به حقوق قانونی و صنفی خود به اعتصابات متعددی دست زدند. یکی از اینها اعتصاب گسترده کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران بود که بنا بر اظهار مقامات رسمی 1200 نفر در طی آن بازداشت شدند. پس از گذشت چند هفته، هنوز گروهی در زندان هستند و بسیاری از حق قانونی بازگشت به کار محروم شده‌اند.
اعتصابات کارگران کارخانه‌هایی که ماه‌هاست حقوق نگرفته‌اند و برای رساندن صدای خود به گوش مسئولان دسته جمعی از شهرهای دیگر عازم تهران می‌شوند و پس از سرگردانی زیاد، بدون اخذ نتیجه به خانه‌هایشان بر می‌گردند، روزی نیست که بخشی از اخبار را به خود اختصاص ندهد.
در سال گذشته، بحث نظام حکومت اسلامی در برابر نظام جمهوری اسلامی، به علت این که رییس جمهور و وزیرانش در تعهدنامه‌های خود از نام حکومت اسلامی استفاده کرده بودند، بالا گرفت. گروهی با یادآوری جمله‌ی معروف رهبر انقلاب که گفته بودند جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم‌تر، نه یک کلمه بیش‌تر، بر این که مبادا روزی واژه‌ی جمهوری که معنای گسترده‌ای دارد از نام حکومت حذف شود، در برابر افرادی به پیروی از روحانیان افراطی و اصول‌گرا، پذیرفتن جمهوریت را شرکت می‌دانستند به بحث پرداختند.
در ماهای پایانی سال، آنان که از سیاست‌های هشت ساله‌ی آقای خاتمی در دو وزارتخانه‌ی کلیدی آموزش عالی و آموزش و پرورش، که بر جمعیت جوان کشور تاثیرگذار هستند، ناخرسند بودند، کوششی همه جانبه را برای کنترل و ایجاد تغییرات عقیدتی در نهادهای تابع این دو نهاد آغاز کردند. تغییر رییس دانشگاه تهران و تغییرات مدیریتی در اکثر موسسات عالی کشور و اعلام شروع برنامه‌ی نوینی برای آموزش علوم انسانی در دانشگاه‌ها و نیز بازگرداندن معاونت‌های پرورشی در وزارت آموزش و پرورش، نشان‌گر آن است که دولت جدید بر آن است که آثار کوچکی از نوگرایی در آموزش کشور را نیز که پیدا شده است، در اولین فرصت بزداید.
در تمام مدت سال پیش، سیاست خارجی ایران تحت الشعاع مساله‌ی انرژی اتمی قرار داشت. دولت جدید موضعی تندتر در گفتمان سیاسی خود برگزید و خبر از امکان از سرگیری فعالیت‌های هسته‌ای داد. در سال گذشته، دولت کوشید با سیاست نگاه به شرق خود، دولت‌های جدید را درکنار سه کشور آلمان فرانسه و انگلستان برای خروج از بن‌بست به پای میز مذاکره بکشاند، ولی با شکست در جلب همکاری چین و هند و روسیه، سرانجام به جایگاه اولیه‌ی مذاکره با نمایندگان اتحادیه‌ی اروپا بازگشت. طرف‌های مورد مذاکره با فعالیت هسته‌ای غیرنظامی ایران مخالفتی ندارند، ولی مدعی هستند که نمی‌توانند رژیم جمهوری اسلامی ایران اعتماد کننده که پنهان کاری و فریب‌کاری نخواهد کرد.
روحانی، رییس سابق هیات نمایندگی ایران در جلسه‌ی شورای عالی امنیت ملی، در سخنانی مطالبی بیان کرد که کمابیش عدم اعتماد جامعه‌ی جهانی را به برنامه‌های ایران موجه جلوه می‌داد. در هر حال، همان گونه که ترس آن می‌رفت، شورای حکام پرونده‌ی ایران را به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داد. آن‌چه در این ماجرا جالب توجه بود، سیاست دوگانه‌ی مذاکره کنندگان جمهوری اسلامی بود که بیش‌تر به بی‌اعتمادی جامعه‌ی جهانی به مواضع ایران دامن می‌زد.
یکی سخن از مذاکره و همکاری می‌راند، یکی از غیر قابل مذاکره بودن مواضع ایران دم می‌زد، یکی تهدید می‌کرد که ما مقابله به مثل می‌کنیم، یکی به تعلیق غنی‌سازی نظر موافق می‌داد. گل سر سبد برخورد مذاکره‌کنندگان، اظهار به دور از شوون دیپلماتیک رییس هیات نمایندگی، پس از شکست در شورای حکام بود که به دنیا گفت: "ما می‌توانیم آسیب و درد وارد کنیم؛ اکنون بچرخ تا بچرخیم!"
از آغاز دولت آقای احمدی‌نژاد، در پی سخنان تند و چالش گرانه‌ی او، بحران‌های شدید جدیدی بری کشور آفریده شد. یکی از این بحران‌ها ناشی از اظهارات رییس جمهور، دایر بر لزوم حذف اسراییل از نقشه‌ی جهان بود که بازتاب‌های منفی و اعتراض‌آمیز زیادی از سراسر جهان به ارمغان آورد و به منزوی شدن بیش‌تر ایران منتهی شد. سپس اظهارات ایشان مبنی بر مردود بودن وجود هولوکاست (کشتار شش میلیون یهودی به دست نازی‌های آلمان) بود، که بحران شدیدتری آفرید، ایشان تا پایان سال همچنان به سخنان چالش‌گرانه و بحث‌انگیز خود ادامه دادند.
با توجه به عملکرد دولت آقای احمدی‌نژاد در سطح بین‌المللی، شکست پی در پی مذاکرات ایران در حل بحران هسته‌ای، بحران اقتصادی پیش رو در نتیجه‌ی بودجه‌ی جدید دولت و بالاخره عدم امکان انجام قول‌های امیدوار کننده‌ی رییس جمهور به قشر محروم، پرجمعیت و کم تحمل جامعه برای ریشه‌کن کردن فقر و فساد، سال 1385 سال بسیار سرنوشت‌سازی در تاریخ جمهوری اسلامی خواهد بود.
جبهه ملی ایران در سال 1384
در اعلام موضع نسبت به فعالیت‌های انتخاباتی جمهوری اسلامی، جبهه ملی ایران همراه با گروه‌های دیگر ملی، مانند حزب ملت ایران، کانون نویسندگان، نیروهای دانشجویی وابسته به دفتر تحکیم وحدت و بسیاری از شخصیت‌های فعال سیاسی، بیانیه‌ای با 565 امضا انتشار دادند که بازتاب گسترده‌ای در سراسر جهان پیدا کرد. در این نامه به حاکمیت هشدار داده شده بود که تا حاکمیت بر آن‌چه مردم می‌خواهند گردن ننهد، موجبات خروج از بن‌بست و بحران‌های بی انتها فراهم نخواهد شد. جبهه ملی در بیانیه‌ی دیگری در اواخر سال 83، طی ارایه‌ی دلایل متعدد و منطقی عدم شرکت خود را در انتخابات اعلام کرد.
در فروردین 84، جبهه ملی طی نامه‌ای به دفتر ریاست جمهوریِ، درخواست تشکیل یک گردهمایی در میدان بهارستان را نمود تا بتواند به طرح دیدگاه‌ها و مواضع خود درباره‌ی مسایل روز و انتخابات بپردازد، که نه تنها نامه و درخواست بی‌پاسخ ماند، بلکه افرادی هم که خود را وابسته به ارگان‌های اطلاعاتی معرفی می‌کردند، طی تماس با مسئولان جبهه ملی مخالفت خود را با هرگونه گردهمایی اعلام نمودند و جبهه ملی طی اطلاعیه‌ای موضوع را به آگاهی مردم رساند. متعاقب آن، وزارت اطلاعات دو نفر از اعضای شورای رهبری و هیات اجرایی را برای بازجویی احضار کرد.
25 اردیبهشت 84: گروه کثیری از اعضای جبهه ملی نامه‌ی دست جمعی دیگری را با 615 امضا در مشارکت با حزب ملت ایران، کانون نویسندگان، دفتر تحکیم وحدت و فعالان کارگری انتشار دادند که در آن هر انتخاباتی را که فرصت رقابت برابر برای همه‌ی نیروها و جریان‌های سیاسی برقرار نکند، نوعی انتصابات اعلام نمودند.
جبهه ملی که تلاش‌های علنی و قانونی‌اش برای اعلام و توضیح دیدگاه‌هایش با موانع جمهوری اسلامی برخورد کرده بود، با کاربری روش‌های دموکراتیک دیگر برای آگاه‌سازی مردم، اقدام به تشکیل یک کنفرانس مطبوعاتی در روز پنجشنبه 11 خرداد 1384 نمود. شماری از خبرنگاران حضور یافتند و بحث اصلی که درباره‌ی لزوم برقراری آزادی شرکت در انتخابات بود، پس از اعلام بیانیه‌ی جبهه ملی ایران به پرسش و پاسخ برگزار شد. در این کنفرانس موضوع‌های مهم دیگر کشور چون انرژی اتمی، روابط خارجی ایران، و پیشنهاد آقای مهندس امیرانتظام مبنی بر تشکیل کنگره‌ی ملی دموکراسی‌خواهی و حقوق بشر برای نجات ایران نیز مطرح شد.
چند روز پس از این کنفرانس، آقایان دکتر معین، دکتر یزدی و مهندس سحابی تشکیل جبهه‌ی دموکراسی‌خواهی را با هدف جلب رای‌دهندگان بیش‌تری در انتخابات به سود ائتلاف اصلاح‌طلبان، نهضت آزادی و طیف ملی مذهبی، به عنوان ابتکار خودشان، اعلام نمودند. بیانیه‌ای با امضای آقایان امیرانتظام و ورجاوند از جبهه ملی، وجود هرگونه ارتباط میان این دو جریان، به ویژه از دیدگاه باورها و هدف‌ها را تکذیب کرد. هیات اجرایی جبهه ملی نیز در توضیح این تشابه اسمی، اطلاعیه‌ای صادر کرد.
در اردیبهشت 84، تظاهرات خشونت‌آمیزی در اعتراض به قتل فجیع یک معترض سیاسی در مهاباد انجام گرفت و جبهه ملی ایران طی بیانیه‌ای اعمال هرگونه خشونت را تقبیح و محکوم کرد. جبهه ملی ضمناً خواستار سرمایه‌گذاری و اجرای برنامه‌های وسیع عمرانی برای آبادانی کردستان و بالا بردن سطح اشتغال و رفاه با بودجه شد تا نابسامانی‌ها و نارضایتی‌ها کاهش یابد. جبهه ملی همچنین خواستار شد که با ارج نهادن به آزادی‌های مدنی مردم آرامش به منطقه‌ی حساس کردستان بازگردد.
انتخابات ریاست جمهوری در هفته‌ی اول خرداد انجام شد و جبهه ملی آن را ساریوی از پیش تنظیم شده دانست و از قدرت‌مداران خواستار تمکین به خواسته‌های برحق مردم ایران شد. جبهه ملی ایران طی بیانیه‌ای به مناسبت نتیجه‌ی انتخابات، هشدار داد که حاکمیت در هر لباس که باشد (نظامی، امنیتی، روحانی یا هر شکل دیگر) تا دارای پایگاه مردمی نباشد و دموکراسی را باور نداشته باشد و بر اصل تعامل منطقی با جهان تکیه نکند، قادر بر نجات میهن از بحران‌های فزاینده نخواهد بود.
در سالگرد یورش عاملان خشونت و انحصار به حریم مقدس دانشگاه و خوابگاه دانشجویان در هجدهم تیر 78، جبهه ملی در اعلامیه‌ای هرگونه رفتار غیرانسانی و تضییع حقوق فردی و اجتماعی ملت ایران را عامل قرار گرفتن بیش‌تر جمهوری اسلامی در بن‌بست دانست.
در اردیبهشت و خرداد 84، اعتصاب غذای طولانی اکبر گنجی که رکورد مقاومت را شکست، جبهه ملی را برآن داشت طی سه اطلاعیه مردم را برای اعتراض به اجتماع در برابر دانشگاه و اجتماع در جلو خانه‌ی گنجی به عنوان شب شعر و سپس در جلو ساختمان نمایندگی سازمان ملل متحد در تهران فراخواند و خواستار آزادی فوری او شد. اجتماعات جلو دانشگاه و جلو سازمان ملل برهم خورد.
در سال 84، جبهه ملی ایران بارها بیانیه‌هایی متعدد که در آن‌ها خواستار آزادی همه‌ی زندانیان عقیدتی و سیاسی شده بود صادر کرد.
جبهه ملی ایران که یکی از اصول و هدف‌های خود را پاسداری از زبان و فرهنگ تاریخی ایران می‌داند، پس از انتشار چاپ جدیدی از اطلس نشنال جئوگرافیک در آمریکا که در آن به جای نام همیشه جاوید خلیج فارس از "خلیج عربی" نام برده بود و نام‌های جعلی روی جزیره‌های ایرانی خلیج فارس نهاده بود، به اعتراض در سطح جهان پرداخت. سرانجام با تلاش جهانی ایرانیان میهن‌دوست و ایران‌دوستان، این حرکت توطئه‌آمیز با شکست مواجه شد و نشنال جئوگرافیک پوزش‌خواهی کرد و نقشه‌ها را اصلاح کرد.
در تیرماه، اعتصاب غذای اکبر گنجی او را به آستانه‌ی مرگ رسانده بود. اعضای هیات‌های رهبری و اجرایی جبهه ملی ایران، همراه با برخی فعالان سیاسی و استادان دانشگاه، نامه‌ای خطاب به کوفی عنان، دبیر کل سازمان ملل متحد، نوشتند و خواستار دخالت ایشان در پایان بخشیدن به اعتصاب غذای طولانی اکبر گنجی شدند. اعلامیه‌ای هم مبنی از درخواست از اکبر گنجی به شکستن اعتصاب غذای خود صادر شد.
در آبان 84، سومین بیانیه‌ی مشترک جبهه ملی ایران در همکاری با گروه‌های سیاسی ملی نامبرده در بیانیه‌ی مشترک دوم، این بار با 676 امضا منتشر شد که طی آن تنها راه برون شد از بحران‌های فزاینده و خطرآفرین تغییر بنیادین ساختار حکومت در ایران اعلام شد.
در اواخر سال 84، هنگامی که آب‌گیری سد سیوند اعلام شد، احتمال می‌رفت که آب دریاچه، بخشی از دشت پاسارگاد را فرا بگیرد و به آثار باستانی ایران آسیب برساند. جبهه ملی ایران موضوع را مورد بررسی و پژوهش قرار داد و با اظهار نظر کارشناسانه طی بیانیه و سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها، در برابر روند تخریب آثار ملی موضع‌گیری کرد.
جبهه ملی ایران، افزون بر موضع‌گیری‌های به هنگام درباره‌ی کلیه‌ی مسایل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی، طی بیانیه‌ها و اعلامیه‌ها، همه ماهه در نشریه‌ی درون سازمانی خود به نام «پیام» به تحلیل وقایع و رویدادهای جاری پرداخت و موضع‌گیری‌های جبهه را اعلام کرد. نشریه‌ی پیام جبهه ملی یک بار در اردیبهشت 84، مورد تعرض دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی قرار گرفت، همه‌ی شمارگان آن توقیف شد و مسئول چاپ و پخش آن برای چند روز بازداشت گردید.
در نگاهی کلان به اوضاع اقتصادی ایران و روند بحران‌های جاری کشور چه داخلی و چه در سطح بین‌المللی، جبهه ملی ایران در اعلامیه‌هایش روی کار آمدن رییس جمهوری تازه را در تزلزل بیش‌تر افق اقتصادی و سیاسی کشور موثر دانست. در نتیجه‌ی عملکرد حاکمیت جمهوری اسلامی، اقتصاد و جامعه‌ی ایران علی‌رغم همه‌ی امکانات مادی و معنوی و درآمد عظیم نفتی، گرفتار بی‌تعادلی ها و ناهنجاری‌های بنیادین است که نیمی از ثروت و امکانات جامعه را در اختیار یک اقلیت گذاشته و بخشی از جمعیت جامعه را به زیر خط فقر کشانده است.
ایران به علت بسته بودن جامعه و شرایط گریز مغز و سرمایه، و رفتارهای ناهنجار در سیاست‌ خارجی، از جهان دانش و صنعت عقب مانده و برای جبران کاستی‌ها در دانش، صنعت، تکنولوژی و علوم مدیریتی، و برای دسترسی به بازارها و ابتکارات و نوآوری‌های جهان پیشرفته به تعامل و همکاری با همه‌ی کشورهای جهان نیاز دارد.
در راستای کمک رسانی به آسیب دیدگان زمین لرزه‌ی بم، جبهه ملی ایران با استفاده از کمک‌های اعضا و هواداران، دو حلقه چاه آب عمیق برای تامین بخشی از آب شهر بم کامل به سیستم تلمبه خانه احداث نمود که هر دو در سال 1384 پایان یافت و طی مراسمی تحویل شرکت آب و فاضلاب استان کرمان شد.
در مورد انرژی هسته‌ای، جبهه ملی ایران طی بیانیه‌های تحلیلی موضع خود را از سال 1382 اعلام نموده بود، ضمن تاکید بر حق قانونی ملت ایران به دسترسی به دانش و تکنولوژی هسته‌ای، خواستار پاکسازی منطقه‌ی خاورمیانه از هرگونه سلاح هسته‌ای و خلع سلاح اتمی همه‌ی کشورهای جهان شد. جبهه ملی طی این بیانیه‌ها از عملکردهای غلط در مدیریت بحران هسته‌ای انتقاد کرد و بارها هشدار داد که روش‌های نادرست باعث منزوی شدن بیش‌تر و بیش‌تر ایران و ایجاد خطرات جبران‌ناپذیری برای منافع اقتصادی و تمامیت ارضی کشور می‌شود.
جبهه ملی ایران پیوسته در برگزاری مراسم بزرگداشت بزرگان ایران زمین و جبهه ملی فعال بوده است. از جمله مراسم بزرگداشت شهیدان قیام ملی 30 تیر که بر سر مزار آنان و بزرگداشت شهید دکتر حسین فاطمی که در 19 آبان در مسجد فخرالدوله برگزار شد. بزرگداشت شهیدان دانشگاه تهران هم با سخنرانی چند تن از رهبران جبهه ملی در جاهایی که اجازه‌ی سخنرانی یافتند انجام شد. در 97 دی، جبهه ملی در برگزاری مراسم سالگرد جهان پهلوان تختی، عضو پیشین شورای مرکزی جبهه ملی ایران، شرکت داشت.
و در 14 اسفند سالگرد درگذشت دکتر محمد مصدق، بزرگ مرد تاریخ معاصر ایران و رهبر جبهه ملی را باشکوهی کم‌نظیر برگزار کرد. مراسم بزرگداشت دکتر سیدحسین فاطمی، وزیر خارجه و معاون دولت ملی دکتر مصدق که در سحرگاه 19 آبان به حکم بیدادگاه‌های نظامی رژیم گذشته به شهادت رسید، برخلاف همه ساله که بر سر مزار او در ابن بابویه برگزار می‌شد. در این سال برای نخستین بار در مسجد فخرالدوله با حضور دوستداران او انجام شد.
در تمام سال 84، همانند همه‌ی سال‌های گذشته، جبهه ملی فعالانه با حضور در صحنه نسبت به وقایع اظهار نظر و اعلام موضع کرد که همگی آن‌ها به وسیله‌ی بیانیه‌های رسمی و ده‌ها سخنرانی و مصاحبه توسط سخن‌گوی جبهه ملی و دیگر اعضای رهبری و شوری مرکزی اعلام، توضیح یا تاکید شد. مسیر رویدادها و تاریخ جاری ثابت کرده است که تمامی موضع‌گیری‌های جبهه ملی ایران درست، به جا و واقع‌گرایانه بوده است.
راه آینده‌ی جبهه ملی ایران با توجه به اصول عقاید و هدف‌های مندرج دراساسنامه‌ی جبهه، کاملاً مشخص است و امید است در سال 1385 نیز جبهه ملی ایران در شرایط مناسب‌تری برای تحقق آرمان‌های ملت ایران برتلاش خود بیفزاید.
15 اسفند 1384